بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 176

سودمند است، جالينوس گفته: همه نوع اين گياه نيروى نمايانى دارد و لطيف آن آبى است، و بيشتر اين نيرو در گل آنست، و خشك گلش نيرومندتر از تر آنست كه تازه است.

در باره عطر خيرى گفته از قول تميمى: لطيف است و محلل و سازگار با هر جراحت بويژه آنچه از زردش سازند و آن پر اثر است در تحليل ورمهاى زخم ورمهاى مفاصل و بستگى و تحجر در اعصاب، و اثرش از همه عطرهاى گلهاى ديگر بيش است، و بسا موى سر را نيرو دهد و پرپشت كند، و از مرهمهاى تحليل بر جراحاتست. در باره بنفشه گفته: سرد است در درجه 1 و تر در درجه 2- و اندكى لطيف است و محلل ورمها، و براى سرفه گرم خوب است و در حد اعتدال خواب آور است، و نوشيدن و بوئيدنش درد سر ناشى از صفراء و خون ناساز را آرام كند، بنفشه خشك مسهل صفرائيست كه در معده و روده بند آمده‌اند. و اگر بسر و پيشانى ضماد شود سردردى كه از گرمى است آرام كند.

گفته: عطر بنفشه خنك كند و تر سازد و خواب آورد، و حرارترا معتدل كند، و مالش خوبيست براى جرب و دفع حرارت كند و سوزش تن، و در بينى كردنش درد سر گرم را دفع كند، و اگر چند قطره تازه آن را در احليل بچكانند سوزش آن و سوزش مثانه را آرام كند، و اگر شمع كوتاه سفيدى در آن فرو برند و بسينه كودكان بمالند براى سرفه آنها سود خوبى دارد، و خشكى سوراخهاى بينى و پراكندگى موى ريش و سر با چكاندن آن خوب شوند و پراكندگى موى ابروان با روغن مالى بدان.

و اگر دو درهم آن را در حوض حمام گرم پس از عرق كردن ناشتا سر كشند تنگى نفس را خوب كند، و هر جمعه يك بار عمل شود و آن نرم كن سختى مفاصل و عصب است، و حركت مفاصل را آسان كند، و ماليدنش بناخنها درستى آنها را حفظ كند. و بيخوابها را خواب كند خصوص اگر با تخمه كدو و هسته بادام بكار رود.


صفحه 177

باب هشتادم در سياه دانه‌

1- در فقه الرضا7- 46- از عالم روايت كنم كه سياهدانه بركت دارد و درد درون تن را بر آرد.

2- و از همان: كه سياهدانه درمان هر درد است جز مرگ، بر شما باد به عسل و سياهدانه.

3- در طب- 51- بسندى از ابى الحسن7كه پرسش شد از تب نوبه پر زور فرمود: عسل و سياهدانه بگيرند، و سه انگشت از آن بخورند كه ببرد، و هر دو بركت دارند، خدا تعالى در باره عسل فرموده «برآيد از شكمشان نوشابه‌اى چند رنگ كه در آن درمانست براى مردم، 69- النمل» و رسول خدا6در باره سياهدانه فرمود: درمان هر درد است جز مرگ، فرمود: اين دو نه گرمند و نه سرد و نه طبع خاصى دارند همانا هر جا بكار روند درمانند.

4- و از همان- 68- بسندى از ذريح كه بامام ششم7گفتم در شكمم قروقر و درد يابم، فرمود: چه بازت ميدارد از سياهدانه كه در آن درمان هر درد است جز مرگ.

5- (..) و از امام پنجم7كه رسول خدا6فرمود: در باره اين سياهدانه كه در آن درمان هر درد است جز سام گفتند يا رسول اللَّه سام چيست؟ فرمود: مرگ.

6- و از زرارة بن اعين كه شنيدم امام پنجم در باره فرموده رسول اللَّه6كه در سياهدانه درمانست از او پرسيدند، فرمود: آرى، چنين فرموده و در آن استثناء آورده كه جز از مرگ، ولى منت رهنمائى نكنم بسودمندتر از آن كه پيغمبر6در آن استثناء نياورده؟ گفتم چرا يا بن رسول اللَّه فرمود: دعاء كه قضاء بسيار مبرم را برگرداند، و صدقه خشم را فرو نشاند، و انگشتانش را بهم چسباند.

بيان: گويا چسباندن انگشتان تاكيد عملى ابرام شده بوده.

7- در مكارم- 211- رسول خدا6فرمود: در اين سياهدانه درمان هر


صفحه 178

درديست جز مرگ، گفتم: سياهدانه چيست؟ فرمود: شونيز، گفتم: چگونه‌اش برگيرم؟ فرمود 21 دانه برگير و در پارچه‌اى بنه و يك شب در آب بخيسان و بامداد يك قطره در سوراخ راست بينى بچكان و يك قطره در سوراخ چپ، و روز دوم در هر كدام دو قطره و روز سوّم در راست يك قطره و در چپ دو تا، و تا سه روز باختلاف ميان هر دو، سعد (راوى حديث) گفته: در هر روز دانه را تازه ميكنى.

8- و از امام صادق7كه سياهدانه محبوب رسول خدا6است، گفتند:

مردم پندارند كه آن اسفند است، فرمود: نه شونيز است، و اگر نزد صحابه او روى و گوئى دانه محبوب رسول خدا6را برايم برآوريد شونيز را برآورند.

9- از فضل كه بامام ششم شكوه كردم من از بول سختى كشم، فرمود: آخر شب سياهدانه بگير.

10- از او7كه در سياهدانه درمان هر درديست، من آن را برگيرم براى تب، سردرد و چشم درد و دل درد، و براى هر دردى كه رخ دهد، و خدا عزّ و جلّ مرا بدان شفا دهد.

بيان و تأكيد: گويا خبر يكم در باره بينى از كتب عامه گرفته شده كه از عبد اللَّه بن بريده است از پيغمبر6و در آنست كه چون بامدادت شد در منخر راست يك قطره چكان و در چپ دو تا و فردا برعكس و روز سوّم چون روز يكم، و همان درست است.

و صاحب فتح البارى پس از نقل اين روايت گفته: و از اين روايت برآيد كه مقصود از اينكه اين دانه داروى هر درديست اين نيست كه خودش تنها در هر دردى بكار رود، بلكه بسا بايد سائيده باشد يا نسائيده، خورده شود يا نوشيده يا در بينى كشند يا بمالند بتن و جز آن.

و گفته‌اند: معنى اينكه از هر درد يعنى هر درد درمان پذير بدان، زيرا كه آن درمان دردهاى سرد است نه گرم. آرى در برخى داروهاى درد گرم و خشك براى زود رساندن داروى تر و سرد بدانها بكار رود، چون زود نفوذ كند، و بكار زدن برخى‌


صفحه 179

داروهاى گرم براى خاصيتى كه دارند در برخى مرضهاى گرم مورد انكار نيست مانند عنزروت كه گرم است و در داروهاى تركيبى چشم درد بكار رود با اينكه چشم درد باتفاق حكماء ورم گرم است- دانشمندان طب: گفتند: سياهدانه گرم و خشك است و بادشكن و براى تب سه يك و بلغم خوب است و هر سدّه و بادى را برگشايد، و چون كوبيده شود و با عسل معجون گردد و با آب گرم نوش شود- نمك را آب كند و بول و خون حيض را بگشايد و داراى جلاء و برش است، و چون كوبيده شود و در پارچه كتانى بسته شود يا در پوست، بوئيدنش از براى زكام سرد خوبست، و چون هفت دانه‌اش در شير زن خيس شود و ببينى ريزند براى دچار بيرقان سودمند است، و نوشيدن يك مثقالش بآب براى تنگ نفس خوبست، بستنش بطور ضماد بر سردرد سر سرد را نافع است، و چون با سركه پخته شود و در دهن بگردانند درد دندان كرمو را سود دهد.

ابن بيطار و جز او كه در داروهاى تك كتاب نوشتند اين منافع و بيشتر از آن را براى سياهدانه ذكر كردند.

خطابى: گفته: اينكه فرموده: از هر دردى مقصود درد خاصّى است، زيرا در طبع هيچ گياهى نيست كه درمان همه طبائع مخالف هم را داشته باشد، و مقصود اينست كه درمان هر درديست كه از رطوبت پديد شود.

ابو بكر ابن عربى گفته: عسل نزد پزشكان بهتر از هر دوائى است براى درمان هر دردى و با اين وضع درديست كه دردمندش از آن آزار بيند و مقصود از اينكه «در آن درمانست براى مردم، 69 النحل» اكثر و اغلب است نه همه و حمل سياهدانه بر آن سزاوارتر است.

و ديگرى گفته: دارو را بحسب حال بيمارى كه حاضر است وصف كنند، و شايد فرموده او «شفاء هر درديست» در باره سياهدانه سازگار مزاج دچار بسردى بوده و مقصود هر دردى از جنس درد او است، و تخصيص به جنس بسيار است و فراوان. و اللَّه اعلم.

و شيخ محمد بن ابى حمزه گفته: مردم در اين حديث گفتگو كردند و عمومش‌


صفحه 180

را تخصيص دادند و آن را بگفته اهل تجربه و طب برگرداندند، و آن اشتباه است زيرا اگر ما گفته پزشكان را بپذيريم كه روى تجربه است كه غالبا بر پايه گمانست پذيرش گفته آنكه جز از وحى سخن نگويد اولى از گفته آنها است- پايان- و توجيه حمل آن بر عموم گذشت كه مقصود اعم از اينكه تنها باشد يا جزء داروى ديگر و اين مانعى ندارد و از ظاهر حديث هم بيرون نيست و اللَّه اعلم و گفته: شونيز بضمّه شين نقطه دار و ياء دو نقطه بزير پس از زاست، قرطبى گفته: برخى اساتيد ماشين را بفتح دانسته، عياض از قول ابن اعرابى واو را ياء كرده با كسره شين و گفته شينيز، و تفسير سياهدانه به شونيز براى اينست كه شونيز ميان آنها شهرت داشته و امروزه برعكس است زيرا خود سياهدانه معروفتر از شونيز است، و تفسيرش به شونيز اكثر و اشهر است و آن زيره سياه است و آن را زيره هندى هم گويند.

ابراهيم حربى در غريب الحديث از حسن بصرى آورده كه آن خردل است، ابو عبيده هروى در غريبين حكايت كرده كه ميوه بطم است بضمه باء يك نقطه و سكون طاء با نقطه.

جوهرى گفته: صمغ درخت «كمكام» است و از يمن آورند و خوشبو است و در بخور بكار رود و گويم: بطور قطع در اينجا مقصود نيست، قرطبى گفته تفسير به شونيز از دو راه بهتر است يكى آنكه گفته اكثر است و دوم سود بسيار آن بخلاف خردل و بطم پايان سخن ابن حجر.

ابن بيطار گفته: سياهدانه بر شونيز گفته شود و بر چشميزك و بشمه نزد مردم حجاز و گفته بشمه نام حجازى سياهدانه است كه در درمان چشم بكار رود و از يمنش آورند (چشميزك) دانه‌ايست سه گوش و سياه مانند دانه گلابى و اثر پر نيرو دارد در بيشتر دردهاى چشم از پاورقى ص 132) 11- دعائم- از امام پنجم7كه پرسش شد از قول رسول خدا ص در باره دانه سياه فرمود: البته آن را گفته، گفتند: چه گفته؟ فرمود: كه در آن درمانيست از


صفحه 181

هر دردى جز مرگ و سپس بسائل فرمود: تو را راهنمائى نكنم بر آنچه رسول خدا در آن استثناء ندارد؟ گفت آرى، فرمود: دعاء است كه قضاى مبرم سخت را برگرداند، و انگشتانش را بهم چسباند از دو دست و با هم جمع كرد يكى را با ديگرى انگشت كوچك را در برابر آن چون يك چيز بتو نمود

باب هشتاد و يكم: عناب‌

1- در مكارم: از علي7كه: عناب تب را ببرد- 199- 2- از ابن ابى خضيب (حسين خ ب) كه چشمم سفيد شد، و چيزى با آن نميديدم، امير المؤمنين7را در خواب ديدم و گفتم: آقايم بمن رسيده آنچه بينى، فرمود: عناب بستان و بكوب و بچشم بكش، گرفتم و با هسته آن كوبيدمش و بچشم كشيدم و تيرگى چشمم واشد، و ديدم درست است.

3- امام صادق7فرمود: فضل عنّاب بر ميوه‌ها چون فضل ما است بر مردم.

بيان: در عجائب المخلوقات گفته: عناب درخت معروفى است، برگش براى درد چشم گرم خوبست و ميوه‌اش خون را ميكشد چنانچه پندارند، تا گفته‌اند بسيدن آن هم همين عمل را دارد، و چون خواهند آن را از شهرى بشهرى برند باركش آن را عوض كنند تا خون يك دابّه را نكشد.

جالينوس گفته: خون را نكشد بلكه غليظ كند- پايان- ابن بيطار از قول مسيح گفته: گرم و تر است در نيم درجه 1 و گرميش بيش از ترى است، و چون نوش شود يا خورده شود خلط خوبى پديد كند، و تندى و سوزش خون را آرام كند و براى سرفه و برآمدگى گلو و درد قلوه و مثانه و درد سينه و سوزشش خوبست، و برگزيده‌اش دانه درشت است و خوردنش پيش از غذا بهتر است.


صفحه 182

باب هشتاد و دوم: حلبه‌

1- بسندى تا رسول خدا6كه بر شما باد بحلبه و گرچه بوزن طلا فروشند.

2- در مكارم- 313- رسول خدا6فرمود بر شما باد بحلبه و اگر امتم ميدانستند در حلبه چه اثريست با آن مداوا ميكردند گرچه بوزنش طلا دهند.

3- در دعائم: از رسول خدا6(پس از امر بمداوا با حلبه همين مضمون آمده).

باب هشتاد و سوم: اسفند و كندر

1- در طبّ- 67- بسندى تا رسول خدا6كه نرويد اسپند از درخت و برگ و بارش جر فرشته‌اى بر آن گماشته تا آن را برساند بدان كه رسيده يا اينكه خشك شود و هيزم گردد. و راستى در ريشه و شاخه‌اش نشره‌اى است (رازيست خ ب) و در دانه‌اش درمان 72 درد است، با آن و با كندر مداوا كنيد.

2- و از امام صادق7كه پرسش شد از اسفند و لبان، فرمود: اما اسفند ريشه‌اى از آن در زمين نخزد و شاخه از آن بآسمان برنيايد جز اينكه فرشته‌اى بر آن گماشته است تا هيزم شود يا بدان جا كه بايد برسد، و شيطان 70 خانه از آن خانه كه در آنست فاصله گيرد و آن درمان 70 درد است كه آسانتر همه خوره است از آن غفلت نكنيد.

بيان: جوهرى گفته: نشره چون تعويذ و رقيه است، در نهايه گفته: نشره بضمّ نوعى رقيه و وسيله درمانست براى بيمارى كه گمان رود جن زده است ...

3- در مكارم- 212- از محمّد بن حكم كه پيغمبرى بخدا عزّ و جلّ از ترسيدن امتش شكايت كرد و خدا عزّ و جلّ بدو وحى كرد، بفرما امتت اسفند بخورند، و در روايتى بفرما اسفند بنوشند كه دليرى را بيفزايد.

4- و از همان-.،- پرسش شد از امام صادق7از اسفند و لبان (در باره اسفند


صفحه 183

همان مضمون شماره 2 را فرمود) و افزود كه و اما لبان برگزيده پيغمبرانست پيش از من و مريم بدان يارى ميجست و دودى تندتر از آن بآسمان برنيايد، و راننده شيطانها است و دفع عاهه كند، از دستتان نرود.

5- در فردوس: از پيغمبر6كه هر كه 40 روز بامداد هر روزى يكمثقال اسفند بنوشد حكمت در دلش روشن شود، و از 72 درد كه آسانتر همه خوره است عافيت يابد.

توضيح: شرح اسفند گذشت و ابن بيطار گفته: لبان همان كندر است، و گفته: خون و بلغم را بسوزاند و رطوبات سينه را بكشد و معده ناتوان را نيرو دهد و آن را بهمراه كبد گرم كند، و اگر يكمثقال آن را در آب خيس كنند و هر روز بنوشند بلغم را نفع كند و در حافظه بيفزايد و ذهن را روشن كند، و كثرت فراموشى را ببرد جز اينكه براى نوشنده كه بسيار نوشد سر درد آورد، غذا را هضم كند و باد را براند، جالينوس گفته: اگر بچشمى كه خون گرفته بريزند خوبست و آن را تحليل برد، سپس خواصّ بسيارى برايش گفته.