و آن را بدندان زنيد كه گواراتر و خوشتر است.
59- فرمود6: از شكار گبران جز ماهى نخوريد.
60- فرمود6: هر كه 40 صباح گوشت خورد دلش سخت شود.
61- فرمود6: خدا به پيغمبرى كه از ناتوانى باو شكوه كرد وحى كرد گوشت را با شير بپز كه درمان و بركت در آن نهادم.
62- فرمود6: برنج چون سرور عشيره است و من در ميان پيمبران چون نمك در خوراك.
63- فرمود6: هر كه ميوه را تك خورد زيانش نزند.
64- فرمود6: عطر بنفشه بزنيد كه تابستان خنك است و در زمستان گرم.
65- فرمود6: بزنان آبستن شير نوشانيد كه خرد كودك را بيفزايد.
66- فرمود6: چون شير نوشيد دهن را شوئيد كه چربى دارد.
67- فرمود6: سه چيز را برنگردانند، پشتى، شير و عطر.
68- فرمود6: پنير درد است و گردو درد و چون همراه شوند دارو باشند.
69- فرمود6: شير نوشى محض ايمان است.
70- فرمود6: بر شما باد بكندر كه حرارت دل را بگيرد چنانچه انگشت عرق پيشانى را، و پشت را نيرو دهد، و خرد را بيفزايد، ذهن را تيز كند و ديده را روشن نمايد و فراموشى را براندازد.
71- فرمود6: ده خصلت مايه فراموشيند، پنير خوردن، دمزده موش، سيب ترش، جلجلان، حجامت بر گودى پشت، راه رفتن ميان دو زن، نگاه بردار زده، ستيزه با هم، خواندن سنگ گورها.
72- فرمود6: چيزى جاى غذا و آب را نگيرد جز شير.
73- فرمود6: يك گوسفند يك بركت است، دو تا دو بركت، سه تا غنيمت.
74- فرمود6: به سه چيز تن شاد و فربه شود، بوى خوش، جامه نرم و عسل.
75- فرمود6: بر شما باد بعسل، بدان كه جانم بدست او است خانهاى نيست
كه عسل در آن باشد جز اينكه فرشتهها براى آن خانه آمرزش خواهند هر كسش بنوشد هزار دارو در درونش دود و هزار هزار درد از آن برآيد و اگر در درونش باشد و بميرد آتش بتنش نرسد.
76- فرمود6: دل مؤمن شيرين و دوستدار شيرينى است.
77- فرمود6: هر كه لقمهاى شيرين بدهن برادرش نهد نه براى رشوه و نه از ترس او بلكه براى خدا خداوند گرمى موقف قيامت را از او بگرداند.
78- فرمود6: چه خوب نوشابهايست عسل، دل پرورد و سينه را گرم كند.
79- فرمود6: هر كه حافظه خواهد بايد عسل بخورد.
80- فرمود6: چون كنيزى خريديد نخست طعامش عسل باشد كه بهتر خوشدل شود.
81- فرمود6: چون زن زايد نخست خوراكش رطب شيرين يا خرما باشد كه اگر از آن بهترى بود خدا بمريم ميداد كه عيسى را زاد.
82- فرمود6: چون رطب آيد مرا مبارك باد گوئيد و چون برود دلداريم دهيد.
83- فرمود6: در خانهاى كه خرما نيست گويا خوراكى نيست 84- فرمود6: نخله و انار و انگور از مانده گل آدمند7.
85- فرمود6: دو عمه خود نخله و مويز را گرامى داريد.
86- فرمود6: ناشتا خرما بخور كه كرم را ميكشد.
87- فرمود6: چه خوب سحريست براى مؤمن خرما.
88- فرمود6: هر كه خرما دارد با آن افطار كند و هر كه نيابد با آب كه پاككننده است.
89- فرمود6: هر كه شربت عسل براتان آورد پس ندهيد.
90- فرمود6: گوشت گاو درد است و شيرش درمان، گوشت گوسپند درمانست و شيرش درد.
91- فرمود6: ميوه كه آيد بخوريد چون تندرستى است و اندوه بر، و چون پشت كرد آن را دور اندازيد كه درد تن باشد.
92- فرمود6: بهتر افطار روزهدار، مويز يا خرما يا شيرينى است.
93- فرمود6: خوردن انجير امانست از قولنج، خوردن به تيرهگى چشم را ببرد.
94- فرمود6: بهار امتم انگور است و خربزه، خربزه بخوريد كه ميوه بهشت است هزار بركت هزار رحمت دارد و خوردنش درمان هر درد است.
95- فرمود6: خربزه را گاز بزن آن را مبر تيكه تيكه، زيرا ميوه با بركت و پاكيزه است، دهن را خوشبو كند دل را پاك كند، دندانها را سفيد كند، خدا را خشنود كند، بويش از عنبر و آبش از كوثر و گوشتش از فردوس و لذتش از بهشت و خوردنش عبادت است.
و از ابن عباس است كه گفت پيغمبر فرمود: خربزه بخوريد كه 10 خصلت دارد: خوراك است، نوشابه است، سنت است، ريحانست و مثانه را بشويد، شكم را بشويد، منى را فزايد، جماع را فزايد، سردى را ببرد و بشره را خرّم كند.
96- فرمود6: بر شما باد به انار و پيهاش را بخوريد كه معده را دباغى كند، هيچ دانه از آن در درون كسى نرود جز دلش را روشن كند، و از شيطان و وسوسهاش 40 روز دور كند.
97- فرمود6: پرتقال را از دست ندهيد كه دل را روشن كند و مغز را بيفزايد.
98- فرمود6: انگور را دانه دانه خوريد كه گواراتر است 99- انجير خوريد كه براى بواسير و نقرس خوبست.
99- فرمود6: بادنجان بسيار بخوريد كه درختى است منش در بهشت ديدم، هر كه بقصد اينكه درد است خورد درد باشد و هر كه براى درمان دارو باشد.
100- فرمود6: كدو بخور اگر خدا درختى سبكتر از آن ميدانست آن را بر تن برادرم يونس ميروياند.
101- فرمود6: چون آبگوشت سازيد كدو بسيار در آن بريزيد كه بمغز افزايد و خرد هر دو.
102- فرمود6: هر كه يك انار بخورد تا پايانش خدا تا 40 روز دلش را روشن كند.
103- چه خوب نانخورشى است مويز.
104- فرمود6: كسى يك انار نخورد جز شيطانش 40 روز بيمار شود.
105- فرمود6: كرفس سبزى پيمبرانست.
106- فرمود6: هر كه سركه خورد فرشته بر او ايستد برايش آمرزش خواهد تا فارغ شود.
107- فرمود6: چه خوب نانخورشى است سركه، گفت پيغمبر از ميوهها انگور و خربزه را دوست ميداشت.
108- فرمود6: مويز را باشيد كه صفراء را فرو نشاند، بلغم را آرام كند، پى را محكم كند، رنج را ببرد. دل را خوش كند.
109- فرمود6: كدو را باشيد كه در مغز افزايد.
110- فرمود6: عناب تب بر است، گلابى دل را روشن كند.
111- فرمود6: نوح از غم بخدا شكوه كرد خدايش وحى كرد كه انگور بخور تا غم را ببرد.
112- فرمود6: خيار را از تهش بخوريد.
113- فرمود6: ميوه خربزه بخوريد و آن را گاز زنيد، زيرا آبش رحمت است شيرينش از شيرينى ايمانست و هر كه يك لقمه خربزه بدهن نهد خدا 70 هزار حسنهاش نويسد و 70 هزار گناهش محو كند.
114- فرمود6: در خربزه 10 خصلت است و آنها را بيان كرد، گفت:
از طائف خربزه به پيغمبر6هديه شد، بوئيدش و بوسيدش و فرمود: خربزه را گاز بزنيد زيرا از زيورهاى زمين است، و آبش رحمت است و شيرينيش از بهشت
است، يك روز در انجمنى بود با يارانش فرمود: خدايش ياد كند كه خربزه بما خوراند، على7برخاست و رفت و مقدارى خربزه آورد، و او و يارانش خوردند و فرمود6كه: خدا رحمت كند آنكه اين را بما خوراند، و هر كه خورد و نخورد از مسلمانان تا روز قيامت.
115- فرمود6: زن آبستنى نيست كه خربزه با پنير خورد جز آنكه نوزادش زيبا رو و خوش خلق باشد.
116- فرمود6: خربزه پيش از غذا شكم را بشويد و درد را ببرد.
117- خيار با نمك ميخورد6و خربزه با پنير، ميوه تازه ميخورد و بسا خربزه را با دو دست ميخورد.
118- فرمود6: نرگس را بوئيد گر چه روزى يك بار باشد، هفتهاى يك بار باشد، ماهى يك بار باشد، عمرى يك بار سالى يك بار باشد، زيرا در دل دانهاى از ديوانگى و خوره و پيسى است و بو كردنش آن را بن كند.
119- فرمود6: حنا خضاب اسلام است، كردار مؤمن را فزايد، سردرد را برد، ديده را تيز كند، در جماع فزايد، آن سرور گلها است در دنيا و آخرت.
120- فرمود6: مرزنجوش را باشيد آن را ببوئيد كه براى درد خشام خوبست (بويا نبودن).
121- فرمود6: برترى عطر بنفشه بر عطرها چون برترى اسلام است بر دينها.
122- فرمود6: هيچ برگى از كاشنى نيست جز بر آن يك قطره آب بهشتى است.
123- فرمود6: هر كه بوى مرا خواهد گل سرخ بويد.
124- فرمود6: خدا درختى محبوبتر خود از حنا نيافريده.
125- فرمود6: انفاق يكدرهم در راه خدا 700 درهم عوض دارد و
يكدرهم در خضاب حناء نه هزار درهم.
126- فرمود6: چون فجل خوريد و خواهيد از گندش كنار بمانيد در لقمه نخست بر من صلوات فرستيد.
127- فرمود6: سفرههاى خود را با سبزى زيور دهيد كه با بسم اللَّه شياطين را برانند.
128- فرمود6: شونيز (سياهدانه) درمان هر درد است جز مرگ.
129- فرمود6: پنير بخوريد. كه چرت آرد و غذا را هضم كند.
130- فرمود6: هر كه سداب (ترب) خورد و بخوابد از سرگيجه و ذات الجنب در امانست.
131- فرمود6: هر كه سير يا پياز، تره خورد، نزد ما نيايد و بمسجد نيايد.
132- فرمود6: چون بشهرى درآئيد از سبزى و پيازش بخوريد تا دردش را از شما براند و رنج را ببرد، و بازو را نيرو دهد، و منى را بيفزايد، و تب را ببرد.
133- فرمود6: كرفس را باشيد كه اگر چيزى خرد فزايد آنست، و فرمود: اگر درمان در چيزيست در سنا است.
134- فرمود6: هليله سياه را باشيد كه از درخت بهشت است، تلخ مزه است و در آن درمان هر درد است.
135- فرمود6: حجامت در 19 و 21 هر ماه است.
136- فرمود6: در شبى كه بمعراجم بردند بهيچ گروه از فرشتهها برنخوردم جز گفتند اى محمّد بامتت فرمان حجامت ده، بهترين داروى شما حجامت، سياهدانه عدالت.
137- فرمود6: گل خوردن بر هر مسلمانى حرامست، فرمود: هر كه بميرد و در شكمش وزن ذرهاى از آن باشد در دوزخش برد، فرمود: هر كه گل
خورد گويا خودكشى كرده.
138- فرمود6: گل نخوريد كه در آن سه خصلت است: درد آرد، شكم را گنده كند، رنگ را زرد كند.
139- فرمود6: تب بهره هر مؤمنى است از دوزخ.
140- فرمود6: هر كه هفت روز بيمارى جانكاهى گيرد خدا گناهان هفتاد سالش را كفاره كند.
141- فرمود6: چهار را بد نداريد، چشم درد كه رگهاى كورى را برد، زكام كه رگهاى خوره را برد، سرفه كه رگهاى فلج را برد و دمل كه رگهاى پيسى را برد.
142- فرمود6: دردى چون درد چشم نيست و اندوهى چون اندوه وام.
143- فرمود6: تب گناهان را بريزد چون برگ از درخت.
144- فرمود6: هر كه به عطسه زن به الحمد للَّه گفتن پيشى گيرد از درد دندان و درد گوش و درد شكم آسوده ماند.
145- فرمود6: هيچ كس در بر بيمارى 7 بار نگويد: «أسأل اللَّه العظيم، رب العرش ان يشفيك» جز اينكه خوب شود.
146- فرمود6: هر كه از دندان نالد انگشتش را بر آن نهد و اين آيه بخواندوَ هُوَ الَّذِي أَنْشَأَكُمْ مِنْ نَفْسٍ واحِدَةٍ فَمُسْتَقَرٌّ وَ مُسْتَوْدَعٌ، قَدْ فَصَّلْنَا الْآياتِ لِقَوْمٍ يَفْقَهُونَ، وَ بِالْحَقِّ أَنْزَلْناهُ وَ بِالْحَقِّ نَزَلَالاسراء، 105 الآية.
چون بالين بيمارى مىآمد ميفرمود: ببرد وسواس و سختى را پروردگار مردم شفا ده كه توئى شفا بخش، شفائى نيست جز شفاى تو.
گفتهاند: رسول خدا6مريضى را عيادت كرد و فرمود: بتو دعائى خوانم كه جبرئيلم آموخت؟
گفت: آرى، يا رسول اللَّه، فرمود: بسم اللَّه يشفيك من كلّ داء و لا ياتيك
وَ مِنْ شَرِّ النَّفَّاثاتِ فِي الْعُقَدِ، وَ مِنْ شَرِّ حاسِدٍ إِذا حَسَدَ.
بيان: اينكه فرمود مايه هر درديست يعنى بحسب غالب يا منظور آن بلاديست كه برودت بر اهلش غالب است. اينكه فرمود: هر كه دو چوب بكار برد:
يعنى خلال و مسواك، از شكنجه كلبتين آسوده است: يعنى نياز بكشيدن دندان ندارد.
اينكه فرمود: بايد آن را قى كند: در نهايه گفته: در حديث است كه رسول خدا6عمدا قىء كرد و روزه را افطار كرد و از اين باب است حديث كه «اگر مردم ميدانستند ايستاده آب نوشيدن چه بر سر دارد آنچه نوشيده قىء كنند، خشام را در نهايه گفته يعنى كسى كه بو نشنود و درك نكند.
مرض سخين يعنى گرم و سخت و آزار كن، در نهايه است كه بدتر زمستان سخين است يعنى گرم بىسرما و بسا كه ثخين بثاء سه نقطه باشد يعنى ژرف گير كه گويند: اثخن في العدو يعنى زخم كارى باو زد و از اينست قول خدا تعالى «حَتَّى إِذا أَثْخَنْتُمُوهُمْ4- محمّد» يعنى بر آنها پيروز شديد و زخم بسيار بر آنها زديد.
من گويم: همانا همه اين رساله را در اين مقام آوردم با اينكه بسيارى تيكههاش مناسب بابهاى ديگر است براى آنكه همهاش بمنزله يك خبر است و خواستم يك جا باشد و پر بسند آن توجه نكردم براى اينكه اجزاء آن با سند در جاهاى ديگر ذكر شده.
اينكه فرمود حزازمه را باشيد با دو زاء كه در برخى نسخهها است در روايات فريقين معنى مناسبى ندارد و بمعنى كمر بند بستن كه از احتزام باشد بعيد است گرچه با تفسيرى كه مستغفرى كرده است تناسب دارد.
در نهايه گفته: در حديث است كه نهى شده مرد بىكمربند نماز بخواند.
يعنى كمرش را بندد مبادا عورتش كشف شود و از آنست حديث كه نهى ان يصلى الرجل حتى يحتزم، و حديث ديگر كه امر بتحزم در نماز كرده- پايان- و تناسبش