اين پادشاه هم پاداش دارد هم شكنجه كه شكنجهاش از پادشاهان جهان سختتر و پاداشش بهتر است، شكنجهاش اندوه است و پاداشش شادى، مايه اندوه سپرز است، و مايه شادى پيه رودهها و دو قلوهاند كه از آنها دو رك بچهره پيوست دارند.
از اينجا است كه شادى و اندوه برايند و نشان آنها را در چهره بينى و همه اين رگها پيكهاى ميانه كارمندان و پادشاهند، و مصداقش اينست كه چون دارو برگيرى و بخورى رگها آن را بكمك خود بجاى درد رسانند.
اى امير المؤمنين بدان كه تن چون زمين خوبيست و تا بآبادانى و آبيارى بررسى شود كه نه فزون باشد تا غرق در آب شود و نه كم باشد تا تشنه ماند آباد باشد و پر در آمد و خوش در آمد، و اگر از آن غفلت شود تباه گردد، و گياه نرويد در آن، تن چنين باشد و با تدبير در غذا و نوشابه خوب باشد و درست و عافيت بخش.
اى امير المؤمنين بنگر تا چه با تو سازگار است و با معده تو و تنت را نيرو دهد و چه خوراكى بر تو گواراست و آن را اندازه گير و خوراك خود كن.
بدان اى امير المؤمنين هر كدام از اين طبايع آدمى زير سرپرستى همانند خودند، تنت را خوراك بده بدان چه مانند آنست هر كه خوراك بيش خورد غذاى تن او نشود و هر كه باندازه خورد بىكم و بيش سودش دهد و چنين است آب راهش اينست كه در هر روزى باندازه كفايت خوراك خورى و تا هنوز ميل دارى دست از آن بدارى كه براى معده و تن شايستهتر است و براى خرد پاكتر و براى تن سبكتر.
اى امير المؤمنين، در تابستان خنكى بخور، در زمستان گرمى، در در فصل ديگر غذاى معتدل باندازه نيرو و اشتهائى كه دارى؟ در آغاز خوردن غذاهاى سبك بخور به اندازه توان و اشتهاء، و بايد هميشه 8 ساعت از روز برآمده يك بار غذا بخورى يا اينكه در دو روز سه بار امروز آغاز بامداد سپس شام و در روز دوّم يك بار ساعت هشت از روز گذشته و ديگر نيازى بشام ندارى.
چنين فرمان داد جدم محمّد6علي7را كه در روزى يك بار خوراك و
در فردايش دو بار، و بايد كم و بيش نباشد و باندازه باشد.
تا هنوز اشتها دارى دست از خوردن بردار، و نوشابهايست كه دنبال خوراكت باشد، نوشابه كهنه حلال كه پس از اين برايت شرح دهم.
اكنون تدبيريكه در هر فصل سال بايد و در هر ماه رومى جداگانه بگوئيم و آنچه در آنها از خوراك و نوشابه بكار رود و آنچه بايد از آن دورى شود و مراعات بهداشت گردد از گفته قدماء و برگرديم بگفتار ائمه:در وصف نوشابه حلال پس از غذا.
ذكر فصول سال: اما بهار جان روزگار و آغاز نوبهار است «آذار» 30 روز است، شب و روز خوشى دارد، زمين نرم است و بلغم كم و خون در جنبش غذاى لطيف و گوشت و تخم مرغ نيمرو بايد و نوشابهاى كه با آب معتدل شود، از خوردن پياز، سير و ترشى در آن پرهيز شود، نوشيدن مسهل و فصد و حجامتش خوبست.
نيسان، 30 روز بلند دارد و مزاج فصلى نيرومند، خون در جنبش و باد شرقى در وزش، خوردنى كباب و ساخته با سركه از گوشت شكار را شايد. جماع و عطر در حمام را بايد، ناشتا آب ننوشد، گل و عطر بويند.
ايار: 31 روز كه بادهاى پاك وزد، و بهار بپايان رسد، خوردن شور باها و گوشتهاى سفت چون كله و گوشت گاو و شير غدقن شده، حمام گرفتن بامداد خوبست، و ورزش ناشتا بد است.
حزيران: 30 روز، بلغم و خون كم شده، دوران صفرا فراهم، رنج برى و گوشت چرب و پر خوردنش غدقن و بوئيدن مشك و عنبر را نشايد، خوردن سبزيهاى سرد چون كاشنى و خرفه. و ميوههائى چون خيار خوبست و خوردن شير خشت و ميوه تازه و ترشيها و گوشت بز و جانداران خردسال، و از پرندهها مرغ و تيهو و دراج و شير و ماهى تازه خوبند.
تموز: 31 روز، گرما سخت و آبها در فرود، نوشيدن آب سرد در ناشتا
خوب، در آن چيزهاى سردتر خورند و مزاج نوشابه را با آب بشكنند، غذاهاى لطيف زود هضم كه در حزيران گذشت بخورند، و گل سرد تازه خوشبو بكار برند.
آب: 31 روز، باد گرم در آن سخت است و زكام شب و باد شمال وزد، و مزاج بايد خنك و تر گردد، شير مايه گرفته در آن خوبست، از جماع و باد مسهل دورى شود ورزش كم و از گلهاى سرد بو شود.
ايلول: 30 روز، هوا خوش و سوداء پرچمدار و نوشيدن مسهل نيك، خوردن شيرينى و گوشتهاى معتدل چون بزغاله و شيشك نافع، از گوشت گاو، كباب فراوان، حمام گرفتن دورى شود عطر معتدل بكار رود و از خوردن خربزه و خيار خوددارى گردد.
تشرين يكم: 31 روز، بادهاى مختلف وزد، و دم صبا دمد، از رگزدن و نوشيدن دارو خوددارى شود جماع پسنديده، خوردن گوشت فربه و انار ترش و شيرين و ميوه پس از غذا سودمند است، و گوشت را با ادويه خورند، آب كمتر نوشند، ورزش پسند است.
تشرين دوم: 30 روز، باران موسمى قطع شود، از نوشيدن آب در شب منع شود، كم بحمام روند و جماع كنند، بامداد هر روز يك جرعه آب گرم نوشند از خوردن سبزيهائى چون كرفس، نعناع، ترهتيزك دورى شود.
كانون يك: 31 روز، گردبادها نيرو گيرند، سرسخت باشند، هر چه در تشرين دوم گفتم نافع است از خوردن خوراك سرد دورى شود، و از حجامت و رگ زدن، و غذاهاى گرم بطبع و وضع بكار روند.
كانون دو: 31 روز، بلغم غالب است و آب گرم در ناشتا مناسب، جماع پسند و براى احشاء سودمند سبزيهاى گرم چون كرفس و تره تيزك و ترهشايند، حمام رفتن بامداد سود دارد و مالش با عطر خيرى و مانندش از شيرينى در آن دورى شود و از خوردن ماهى تازه و شير.
شباط: 28 روز، بادها مختلف، باران فراوان، گياهها پديد و آب در درختها باز گردد، خوردن سير و گوشت پرنده و شكار و ميوه خشكيده خوبست، شيرينى كم خورند، و جماع و ورزش بسيار كنند.
وصف نوشابهاى كه پس از غذا حلال است و سودش در آغاز سخن گذشت ضمن فصول سال و ذكر بهداشت.
ده رطل (در حدود پنج كيلو) مويز پاك كرده گيرند و بشويند و در آب زلال كه تا 4 انگشت روى آن را بگيرد بخيسانند، 3 روز و 3 شب در زمستان و 1 روز و شب در تابستان آن را در ظرف وانهند، سپس در ديگ پاكى ريزند آبش آب باران باشد اگر فراهم شود و گر نه آب چشمهاى كه از مشرق جوشد زلال و سفيد و سبك كه نشانهاش اينست كه زود گرم و زود سرد شود، و اين نشانه (سبكي خ ب) آبست و آن را بپزند تا آب مويز چيده شود (تا باد كند خ ب) و پخته گردد.
سپس بفشارند و آبش را صاف كنند و خنك و آنگهش در ديگ برگردانند و با چوب اندازه گيرند و با آتش نرمى خرده خرده بجوشانند تا دو سوّمش برود و يك سوّمش بماند.
سپس از عسل زنبور آب كرده يك رطل رويش بريزد و باز اندازه كنند كه عسل تا كجا رسيده و بجوشانند تا اندازه عسل برود، و پارچه نازكى بگيرند و يكدرهم زنجبيل و نيم درهم قرنفل و نيم درهم دارچين و بهمين وزن از سنبل الطيب، كاشنى، مصطكى هر كدام كه همه را جدا سايند و با پارچه بيزند و در پارچه سخت ببندند و در آن خوب بمالند تا داروها كه در آنست در شربت حلّ شود.
و پيوسته روى آتش نرمى آن را بهم زنند تا اندازه عسل برود و ديگ را بردارند و خنك كنند و سه ماه گذارند تا بهم آميزند و آنگه بكار برند و اندازه شربت يك وقيه يا دو وقيه آب پاك است (حدود 15 تا 30 سير).
و چون غذا را باندازهاى كه شرح دادم برايت خوردى از اين شربت سه قدح پس از آن بنوش و چون چنين كنى بخواست خدا در آن شبانه روزت از
همه دردهاى سرد دامنگير چون نقرس و بادها و جز آنها از بيماريهاى پى و مغز و برخى دردهاى كبد و سپرز و روده و احشاء آسوده باشى.
و اگر راستى پس از آن تشنه شدى نيم اندازه از آنچه پيش نوشيدى آب بنوش كه براى تن بهتر است و پرجماعتر و براى ضبط و حافظه بهتر، زيرا بهى و زيست تن بغذاء است و نوشابه، و تباهيش از آنها است، اگر خوراك و نوشابه را به كنى تن به باشد و اگر تباه كنى تن تباه است.
و بدان اى امير المؤمنين كه نيروى نفوس پير و مزاج تنها است، و مزاجها پير و هواء، و بحسب دگرگونى هوا در جاها دگرگون شوند، و چون هواء يك بار سرد و يك بار گرم شود، مزاج تنها دگرگون گردد، هوا كه معتدل است مزاج تن هم معتدل است و تصرف مزاجها در حركات طبيعيه مانند هضم غذا و جماع و خواب و حركت و جز آن خوبست.
چون خدا تعالى تن را بر چهار طبع ساخته صفراء، سوداء، خون و بلغم و خلاصه دو گرم و دو سرد كه ميان هر دوتاشان تفاوتى نهاده يكى گرم و تر و ديگرى گرم خشك، يكى سردتر و ديگرى سرد خشك، و هر كدام را در تيكهاى از تن بخش كرده، بر سر و سينه و غضروف دندهها و فرود شكم.
و بدان اى امير المؤمنين كه خواب سلطان مغز است و مغز مايه تن و نيرويش، چون بخوابى بر شق راست بخواب و آنگه بشق چپ برگرد، و همين طور از خوابگاهت برخيز از پهلوى راست مانند آغاز خواب شيوه خود كن كه دو ساعت از شب مانده برخيزى و چون برخاستى براى قضاء حاجت برو و باندازه در آن بمان درازش مكن كه باعث داء الفيل گردد.
بدان اى امير المؤمنين كه بهترين مسواك چوب اراك است كه دندانها را پاك كند، بوى دهن را خوش كند، و لثه را سخت و زورمند كند و از ريش شدن بن دندانها و زردى آنها نافع است بشرط اينكه باندازه باشد و فزون كردنش دندانها را نازك و لرزان سازد و بن آنها را ناتوان كند.
هر كه خواهد دندانهاش نگهدارى شوند، خاكستر شاخ گوزن با كزمازج و سعد و گل و سنبل الطيب، دانه گز اجزاء برابر و يك چهارم جزء نمك اندرانى و همه را نرم بكوبد و بدندان مالد و بشويد كه دندانها را نگهدارد و بن آنها را از آفاتى كه رخ دهند حفظ كند.
و هر كه خواهد دندانهاش سفيد باشند نمك اندرانى و كف دريا بگيرد و بسايد نرم و دندان را با آنها بشويد.
و بدان اى امير المؤمنين خدا چهار دوره نموده است عمر آدمى را كه در هر دوره حال خاصى دارد.
1- تا 25 سالگى كه جوانى و زيبائى و خرمى دارد و خون در تنش پرچمدار است.
2- از 25 تا 35 كه دوران پرچمدارى صفراء است و غلبه آن در آن نيرومندتر است از همه عمر، و پيوسته چنين است تا اين دوره بپايان رسد.
3- از 35 تا كمال عمر كه 60 سالگى است كه دوران خلط سوداء است و آن سنّ حكمت و موعظه و معرفت و فهم و نظم كارها است و انجام سنجى و رأى درست و دل پا برجا در هر كارى.
4- حال ثابت تا نهايت پيرى و آن از 60 است تا پايان عمر و تلخى زندگى و لاغرى، و كاستى نيرو و فساد هستى و برگشت او تا آنكه چيزى نفهمد و خواب از سرش برود و شب بيدارى كشد، و آنچه پيش كرده بياد نيارد، و فراموشى دچارش شود، و از ميان برود، و وصفش دگرگون شود و آب چهرهاش خشك شود خرميش برود. و موى و ناخنش كم رويد، و پيوسته تا زنده است تنش در كاستى و پستى گرايد، زيرا دچار بلغم غالب است كه سرد و خشك است و بخشكى و سرديش نابودى هر جسمى است كه نيروى بلغم در پايان بر آن مسلط شود.
و براى امير المؤمنين هر آنچه بدان نياز است در تدبير مزاج و احوال تنش و درمانش بيان كردم.
و اكنون آنچه از غذا و دارو بدان نياز دارد و بايد بكند در هر وقتى بيان كنم: چون حجامت خواهى از دوازدهم ماه هلالى باشد تا پانزدهم كه براى تنت سالمتر است، و چون ماه گذشت حجامت مكن جز اينكه ناچار باشى بدان براى اينكه خون در كاستى ماه كم شود و در فزونيش فزون گردد.
حجامت بايد هم اندازه با سال آدمى باشد 20 ساله 20 روز يك بار سى ساله 30 روز يك بار و 40 ساله در 40 روز يك بار و در بيشتر بهمين حساب. و بدان كه خون حجامت از رگهاى خرد تن است كه در گوشت پهنند و نتيجه اينكه ناتوانى نيارد چنانچه در رگ زدن باشد.
حجامت پشت براى سنگينى سر خوبست، حجامت دو رگ سمت راست و چپ پشت گردن، سر درد و دو چشم را سبك كند، و براى درد دندانها هم خوبست.
و بسا زدن رگ بجاى همه باشد، و بسا زير زنخ حجامت شود براى قرحه دهان و زبان و فساد لثه و جز آن از دردهاى دهن، و حجامت ميان دو شانه براى خفگى ناشى از امتلاء و گرمى خوبست و حجامت در ساق بسا امتلاء را بخوبى بكاهد و از دردهاى كهنه قلوهها و مثانه و ارحام جلو گيرد و حيض را بگشايد جز اينكه تن را بكاهد، بسا غش سخت آورد، جز اينكه براى جوش و دمل خوبست.
و سبك بودن درد حجامت سبك گرفتن مكيدن شاخ حجامت است در آغاز سپس خرده خرده بمكد و بار دوم بيش از نخست و بار سوم بيشتر و بالا رود، و تيغ نزند تا جاى آن خوب سرخ شود با تكرار شاخ زدن، و تيغ را با پوست نرم خوب نرم كند و جاى آن را پيش از تيغ زدن چرب كند.
و همچنين جاى رگ را هم پيش از زدنش چرب كند كه درد را كم كند و تيغ و شاخ را هم در حجامت چرب كند و پس از حجامت هم جايش را با روغن نرم كنند، و چون رگ زند روغنى بر رگها چكاند تا بند نيايد و زيان رساند رگ را در جاهاى كم گوشت زند تا دردش كمتر باشد، و درد آورتر رگزدنها رگ ذراع است
و قيفال كه به ماهيچه پيوندند و پوست آنها سفت است ولى باسليق و اكحل كه گوشت روى آنها نيست درد كمتر دارند.
و بايد جاى رگى كه ميزنند با آب گرم ماساژ دهند تا خون آشكار شود بويژه در زمستان كه پوست را نرم كند و درد را كم كند و فصد را آسان كند و بايد براى گرفتن خون از 12 ساعت پيش از زن كنار باشد و جماع نكند و بايد حجامت در روز آفتابى بىابر و باد تند باشد، و خون باندازهاى كه رنگش بگردد و در آن روز بحمام نروى كه درد آورد، و بر سر و تنت آب گرم بريز ولى نه در همان ساعت.
مبادا پس از حجامت بحمام بروى كه تب دائم مىآورد، و چون جاى حجامت را شستى پارچه كركى بر آن نه يا جامه نرمى از ابريشم يا جز آن، و باندازه نخود ترياق اكبر بگير و بنوش اگر زمستانست و اگر تابستانست سكنجبين عنصلى بنوش آميخته با شربت مفرح و معتدل يا شربت ميوه، و اگر نباشد شربت پرتقال و اگر هيچ كدام نباشند، ترياق را زير دندان نرم كن و چند جرعه آب نيم گرم بنوش.
و اگر در زمستان است سكنجبين [عنصلى] عسلى رويش بنوش زيرا چون اين كار كنى از لقوه و پيسى و بهق و خوره بخواست خدا تعالى در امانى، و انار ترش و شيرين بمك كه نفس را نيرو دهد و خون را زنده كند، و پس از آن غذاى شور مخور تا سه ساعت كه خطر بروز جرب دارد.
و اگر زمستانست چون حجامت كنى كباب تيهو بخور و رويش از نوشابهاى كه پاك است و برايت گفتم در آغاز و عطر خيرى بزن يا اندكى مشك و گلاب و از آن همان گاه كه حجامتت تمام شد بر فرق سرت بريز ولى در تابستان چون حجامت كنى شورباى سركه، و خوراك گوشت گوساله و خوراك گوشت پخته در سركه خوابانده و يا گوشت پرنده بخور، و ترشي، و عطر بنفشه را با گلاب و اندكى كافور بر بالاى سرت بريز و از همان شربت پس از خوراكت بنوش.