نمودم، بسلامت در آن درآ.
و از ابى درداء است كه: من از رنج يك شب درد، بشتران سرخ مو شاد نشوم، بيمارى مؤمن كفاره گناه او است.
و از حسن بصريست كه خدا تعالى مؤمن را با تب يك شب كفاره كند و ببخشد سود حديث امر بشكيبائى و پذيرائى از خداست در آنچه از بيمارى كه وسيله تأديب است و آگهى باينكه هر دردى وسيله پاك شدن از گناه است بعلاوه از عوض و ثوابى كه صبر دارد، راويه حديث عايشه است و دنبالش اينست كه «خنكش سازيد با آب».
و حديث سوم در معنا با آنها كه پيش از آنست نزديك است، و حظّ بمعنى بهره است (در جمع و تصريف حظ بياناتى دارد و شعرى گواه آورده و گفته) معنى حديث اينست كه خدا تعالى گناهانش را بريزد، و در برابر بيمارى كه بدو داده و صبر كرده او را بيامرزد و بدوزخ كيفر نكند و گويا تب همان بهره دوزخ اوست و در حديث ديگر روايت است كه آن حضرت6فرمود هيچ آدمى نباشد جز كه بهرهاى از دوزخ دارد و بهره مؤمن همان تب است.
و از مجاهد است در تفسير قول خدا تعالى «و نيست از شما كسى مگر آنكه در آن وارد شود اين بر پروردگارت بايست و گذرا است 70- مريم) كه هر مسلمانى تب كرد البته واردش شده، و بهره مؤمن از آن همانست، سود حديث دلدارى و خوش كردن دل است از رنجى كه آدمى از دردها و بيماريها ميكشد بوسيله ريختن گناهان و بارها از او، و آگهى باينكه در كيفرش بهمان اكتفاء شود و سزايش تقريبا همانست راوى حديث عبد اللَّه بن مسعود است و دنباله حديث است «تب يك شب كفاره گناه يك سال است تمام».
36- در كافى- 265- روضه-: بسندش كه امام ششم بمردى فرمود: با چه تبدارانتان را مداوا كنيد. گفت؟ اصلحك اللَّه: با اين داروهاى تلخ، بسفائج، غافث، و مانند آن، فرمود: سبحان اللَّه آنكه بتلخ به ميكند ميتواند به شيرين هم به كند
سپس فرمود: چون يكى از شما تب كرد ظرف پاكى بگيرد و در آن يكحبه قند و نيم بنهد و آنچه از قرآن حاضر داند بدان بخواند و آن را شب در برابر اختران نهد و روى آن آهنى نهد، بامداد آب بر آن ريزد و آن را با دست بمالد و بنوشد، در شب آينده يك حبه ديگر قند بر آن فزايد كه 2 حبه و نيم شود، و در شب سوّم يكى ديگر كه 3 حبه و نيم شود.
بيان: دلالت دارد كه حبه قند اندازه مشخص داشته و گويا همانست كه در شيشه و قالب ديگر ريزند و حبههاى خرد و درشت مانند از آن ببندد و در عرف آن را نبات خوانند، و بسا جز آنست چنانچه در باب خود آيد ان شاء اللَّه.
بسفايج چنانچه اطباء گفتند: چوب تيره ايست كه بسياهى و سرخى اندك زند، نازك است و پهن و دندانهدار مانند كرم چند پا، مزه شيرين كرفى دارد، و با شكر نوشيده شود، يكى از آنها گفته: بر درخت جنگل و نيزار رويد، و يكى گفته بر سنگ رويد، گرم است بدرجه 2 و خشگ بدرجه 3 و پر اثر در خشك كردن، رطوبات را بخشكاند، و 3 درهم (در حدود 2 مثقال) آن مسهل است بىفشار بر رودهها براى سوداء و بلغم و كيموس آبى، و مانند آن در قانون گفته است.
و گفته: غافث از گياهان خاردار است و برگش چون برگ شاهدانه است و گلش چون گل نيلوفر كه آن را يا شيرهاش را بكار برند، گرم است بدرجه 1- و خشك بدرجه 2- لطيف است و برنده بىكشش و حرارت در ظاهر، اندكى كرف است و بدمزه و تلخ سخت چون تلخى صبر براى بيمارى داء الثعلب و داء الحيه تازه خوبست، با پيه كهنه بر زخمهاى سخت و به نشدنى ضماد كنند.
شيرهاش براى جرب و كچلى و خارش نافع است كه با آب شاهتره و سكنجبين بنوشند و گلش براى دردهاى كبد و ورمهاى معده خوبست چه بوته آن باشد و چه شيره آن و براى بد هضمى و استسقاء خوب است، و براى تبهاى پاگير و كهنه نافع است بخصوص شيره آن، بويژه با شيره افسنتين.
ميگويم: بزودى بسيارى از اخبار در ابواب داروها و گلها و دانهها بيايد ان شاء اللَّه تعالى.
باب پنجاه و سوم حجامت، حقنه، سعوط، قى
1- در خصال- 117- بسندش از امام ششم7كه دارو چهار است:
حجامت، سعوط، حقنه و قى (سعوط داروئى است كه در بينى كشند).
2- در خصال- 26- بسندى از امام ششم7كه گذر كرد بقومى و حجامت ميكردند فرمود: چه ميشد شما را اگرش بشام يك شنبه پس ميانداختيد كه درد را بهتر ميكشيد: در مكارم بىسندش آورده.
3- در خصال- 27- بسندش از يونس بن يعقوب كه شنيدم امام ششم7ميفرمود: روز دوشنبه رسول خدا6حجامت كرد و گندم بحجامت كن داد.
4- و از همان: بسندى تا امام ششم7كه هميشه رسول خدا6روز دوشنبه پس از عصر حجامت ميكرد.
5- و از همان: بسندش از امام ششم7كه حجامت آخر روز دوشنبه درد را بخوبى از تن ميكشد.
بيان: دور نيست اخبار روز دوشنبه از تقيه باشد چون اخبار شوم بودن آن بسيار است و بسا كه بدان اخبار تخصيص خورند، و نكتهاى هم دارد كه شومى آن براى مصيبتزدگى پيغمبر6و ائمه:است در آن و حجامت كه درد و مصيبتى است خود همدردى با آنها است ولى آزموديم كه حجامت در آن و در چهار شنبه بيشتر سودى ندارد.
6- در خصال- 30- بسندش از محمّد بن رباح قلّاء كه ديدم امام هفتم7روز جمعه حجامت ميكرد، گفتم: قربانت روز جمعه حجامت ميكنى؟ فرمود:
آية الكرسى ميخوانم، چون خونت جوش آمد در شب يا روز آية الكرسى بخوان و حجامت كن.
7- و از همان: بسندش تا رسول خدا6كه هر كس سه شنبه 17 يا 14 يا 21 ماه حجامت كند درمان همه دردهاى سال را دارد، و در جز اين روزها همان درمان درد سر و دندان و جنون و خوره و پيسى است.
8- در خصال- 28- بسندش تا يكى اصحاب ما كه در آمدم بر امام دهم7روز چهارشنبه و او حجامت ميكرد، گفتم مردم حرمين از رسول خدا6روايت كنند كه فرمود: هر كه روز چهار شنبه حجامت كند و پيس شود جز خود را سرزنش نكند فرمود: دروغ گويند، همانا پيسى از تخم در حيض است.
9- و از همان- 30- بسندش از معتب بن مبارك كه روز پنجشنبه رفتم حضور امام ششم7و حجامت ميكرد، گفتم: اى پسر رسول خدا روز پنجشنبه حجامت ميكنى؟ فرمود: آرى، هر كه روز پنجشنبه كه شامگاه جمعه است حجامت كند خونش از ترس قيامت پيش آيد و تا بامداد پنجشنبه بآشيانه خود برنگردد، سپس رو بغلامش زنيج كرد و فرمود: اى زنيج شاخ حجامت را سخت ببند و خون گيرت را نرم دار و تيغت را تيز كن و تند بكش.
10- در طب: امام ششم فرمود: هر كه آغاز روز پنجشنبه آخر ماه حجامت كند درد بخوبى از او برآيد.
11- در معانى الاخبار- 172- بسندش از امام ششم7كه بيكى از يارانش فرمود: چون حجامت خواهى و خون از حجامتگاهت برآيد پيش از آنكه فارغ شوى و خون سرازير شود بگو: بسم اللَّه الرحمن الرحيم پناهم بخداى كريم در اين حجامت از چشم زخم در خون و از هر بدى، سپس فرمود: اى فلانى چه دانى كه چون اين را گفتى البته همه چيز را فراهم كردى، كه خدا تبارك و تعالى فرمايد: «اگر غيب دانستم بسيار خير اندوختم و بدى نديدم، 188- الاعراف» يعنى فقر نديدم (از قول پيغمبر) و فرموده است عزّ و جلّ «و همچنين شد تا بگردانيم از او بدى و هرزگى را 24- يوسف» يعنى از زنا، و بموسى گفت «در آور دستت را در گريبانت تا برآيد درخشان و سفيد بىبدى. 12- النمل»
يعنى بىمرض.
در طب: بسندى همين روايت را از جابر جعفى از قول امام پنجم آورده تا كلمه، بىمرض، سپس فرموده همه اينها را در حجامت خود جمع كن و خون بدين عوذه پيش روان گردد.
در مكارم- 82- بىسند آن را از امام صادق7آورده.
بيان: از اينكه فرمود چه دانى؟ مقصود اينست كه بدان كه «از هر بدى» شامل استعاذه از همه آفات دين و دنيا است از بيماريهاى تن و احوال دين و از آيات گواه آورد كه سوء بهمه اين معانى آمده.
12- در معانى الاخبار- 247- بسندى تا امام پنجم7كه پيغمبر6در سر و ميان دو شانه و در پشت هر سه حجامت كرده و يكى را سودمند و ديگرى را فريادرس و سومى را نجات بخش ناميده.
13- و از همان: بسندى از امام ششم7كه محل حجامت در سر يك وجب از سر بينى بالا است باندازه ميان سر انگشت بزرگ و سبابه بالاى دو ابرو، و رسول خدا آن را نجات بخش ميناميد و در حديث ديگر است كه رسول خدا6در سر حجامت ميكرد و آن را فريادرس يا نجات بخش ميناميد.
بيان: فضيلت حجامت سر و سودهاش در روايات خاصه و عامه وارد است، و برخى پزشكها گفته: حجامت ميان سر البته سودمند است، و روايت شده كه پيغمبر6آن را انجام داده برخى از آنان گفته: رگ زدن باسليق براى حرارت كبد و سپرز و شش سودمند است، و هم براى شوصه و سينه پهلو و بيماريهاى خونى ديگر كه در زير زانو تا ران رخ دهند و زدن رگ أكحل براى امتلاء و فزونى خون در همه تن خوب است بويژه اگر فاسد باشد، و زدن رگ قيفال براى بيمارى سر و گردن از فزونى خون يا فسادش سودمند است و خون گرفتن از دو رگ زننده زير گلو براى درد سپرز و نفخ شكم و تنگ نفس و درد جنين خوب است.
حجامت بر شانه خوبست براى بيماريهاى سر و رو چون گوش و چشم و دندان و بينى و گلو، و بجاى رگ زدن قيفال، حجامت زير زنخ خوبست براى درد دندان و چهره و گلو و سر را پاك كند، حجامت بر پشت پاها بجاى زدن رگ صافن است كه زير كعب است و خوبست براى رگهاى رانها و ساقها و مايه بريدن خون حيض است و خارش تخمها، حجامت فرود سينه خوبست براى دملهاى ران و كچلى آن و جوشهاى آن و براى درد نقرس و بواسير و داء الفيل و خارش پشت و محلّ همه آنها هنگام جوشش خون و نياز بآنست، حجامت بر معده خوبست براى رودهها و فساد حيض.
14- در خصال: 28- از عبد الرحمن بن عمر و بن اسلم گفت: امام هفتم را ديدم روز چهارشنبه و تبدار حجامت ميكرد و تبش نبريد و روز جمعه حجامت كرد و تبش بريد.
15- و از همان- 29-: بسندش از محمّد بن احمد دقاق كه نوشتم بامام دهم و پرسيدم از حجامت در روز چهارشنبه آخر ماه پاسخ نوشت هر كه روز چهارشنبه آخر ماه بر خلاف بدفالان حجامت كند، از هر آفتى عافيت يابد و از هر ناگوارى نگهدارى شود و حجامتگاههايش سبز و زخم نشوند.
16- و از همان (..) بسندش از حذيفة بن منصور كه ديدم امام ششم7پس از عصر چهارشنبه حجامت كرد.
17- و از همان: بسندش تا امير المؤمنين7كه از حجامت در روز چهارشنبه و از نوره در آن خوددارى كنيد كه روز نحس مستمر است و دوزخ در آن آفريده شده.
18- در خصال: 156- بسندش تا امير المؤمنين7كه حجامت تن را درست و خرد را محكم سازد.
19- و فرمود7حقنه از چهار چيز است، رسول خدا6فرمود: بهتر درمان شما حقنه است كه شكم را فربه كند و درد درون را جلو گيرد و تن را نيرو دهد، با بنفشه سعوط كنيد، و حجامت را باشيد.
و فرمود7از حجامت و نوره در چهارشنبه خوددارى كنيد كه روز نحس مستمرّ است و دوزخ در آن آفريده شده، و در جمعه ساعتى است كه هر كه در آن حجامت كند بميرد.
بيان: از چهار است، گويا سه ديگرش حجامت است و سعوط و قى، يا بجاى 3 و 4- عسل است يا داغ كردن يا پرهيز يا راه رفتن و براى هر كدام گواهى است در اخبار.
در نهايه است كه در حديث آمده «دارو نوشيد و سعوط كرد» يعنى دارو در بينى كشيد، ابن حجر گفته: سعوط اينست كه بپشت بخوابد و ميان دو كتفش چيزى نهد تا برايند و سرش فرو شود و قطره را در بينى چكاند از آب يا روغن كه داروى تنها يا چند داروى همراه دارند تا بدين وسيله بمغزش رسد و عطسه درد را بر اورد، و از ابن عباس روايت است كه بهتر دارو كه درمان كنيد سعوط است.
20- در مجالس صدوق است در مناهى پيغمبر6كه از حجامت در روز چهارشنبه نهى كرده.
21- در علل (ج 2 ص 285) و عيون- ج 1 ص 247-: بسندش از امير المؤمنين7كه روز سه شنبه روز جنگ و خونست.
22- در عيون (ج 1 ص 279): بسندش از سليمان جعفرى كه شنيدم ابو الحسن7ميفرمود: روز سه شنبه ناخنها را بگيريد و روز چهارشنبه بحمام رويد، روز پنجشنبه نياز حجامت خود را برآوريد و روز جمعه بهترين عطر خود را بكار بريد.
23- و از همان- ص 279- بسندش از مقاتل بن مقاتل كه ديدم امام ششم7روز جمعه هنگام ظهر بر سر راه در حال احرام حجامت ميكرد.
صدوق- ره- گفته: در اين حديث چند فائده است:
1- تجويز حجامت در روز جمعه براى ناچارى تا دانسته شود كه بدى آن در حال اختيار است.
2- تجويز حجامت هنگام زوال ظهر.
3- براى محرم ناچار حجامت رواست، ولى بايد محل حجامت را نتراشد و لا قوة الا باللَّه.
24- در عيون (ج 2 ص 16): باسنادى تا رسول خدا6كه فرمود:
اگر در چيزى درمانى باشد در تيغ حجامت كن است و در نوش عسل.
جوهرى گفته: مشرط تيغ حجّامست ....
25- در معانى الاخبار: بسندش تا رسول خدا6كه چه خوب شيوه ايست شيوه حجامت كردن ديده را روشن كند و درد را ببرد.
26- در محاسن 558: كه امام ششم7فرمود: جبرئيل مسواك و خلال و حجامت را فرو آورد.
27- در فقه الرضا: كه فرمود: چون خواهى حجامت كنى چهار زانو برابر حجامت كن بنشين و بگو: «بسم اللَّه الرحمن الرحيم، پناه بخداى كريم در اين حجامت از چشم زخم در خون، و از هر بدى و علت و بيمارى و دردها و بيماريها، و از تو خواهم عافيت و تندرستى، درمان هر درد».
28- از امام ششم روايت است كه آية الكرسى بخوان و هر روزى خواهى حجامت كن، و صدقه بده و هر روزى خواهى سفر كن.
29- در طب: بسندى از سماعه كه شنيدم امام ششم7ميفرمود: حقنه هم از داروها است، و پندارند شكم را بزرگ كند، و نيكانش بكار بستند.
30- و از همان: بسندى از امام ششم كه بهترين دارو حجامت است و سعوط و حمام و حقنه.
تأييد: عامه از پيغمبر6روايت كردند كه فرمود: بهتر داروى شما حجامت است، برخى گفتند خطاب بمردم حجاز است و همگنانشان از مردم بلاد گرمسير كه خونشان بسطح بدن گرايد و از اين برآيد كه طرف خطاب جز پيرانند كه حرارت تنشان اندك است، ابن سيرين گفته: چون چهل سالش شد حجامت نكند.