بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 97

3- براى محرم ناچار حجامت رواست، ولى بايد محل حجامت را نتراشد و لا قوة الا باللَّه.

24- در عيون (ج 2 ص 16): باسنادى تا رسول خدا6كه فرمود:

اگر در چيزى درمانى باشد در تيغ حجامت كن است و در نوش عسل.

جوهرى گفته: مشرط تيغ حجّامست ....

25- در معانى الاخبار: بسندش تا رسول خدا6كه چه خوب شيوه ايست شيوه حجامت كردن ديده را روشن كند و درد را ببرد.

26- در محاسن 558: كه امام ششم7فرمود: جبرئيل مسواك و خلال و حجامت را فرو آورد.

27- در فقه الرضا: كه فرمود: چون خواهى حجامت كنى چهار زانو برابر حجامت كن بنشين و بگو: «بسم اللَّه الرحمن الرحيم، پناه بخداى كريم در اين حجامت از چشم زخم در خون، و از هر بدى و علت و بيمارى و دردها و بيماريها، و از تو خواهم عافيت و تندرستى، درمان هر درد».

28- از امام ششم روايت است كه آية الكرسى بخوان و هر روزى خواهى حجامت كن، و صدقه بده و هر روزى خواهى سفر كن.

29- در طب: بسندى از سماعه كه شنيدم امام ششم7ميفرمود: حقنه هم از داروها است، و پندارند شكم را بزرگ كند، و نيكانش بكار بستند.

30- و از همان: بسندى از امام ششم كه بهترين دارو حجامت است و سعوط و حمام و حقنه.

تأييد: عامه از پيغمبر6روايت كردند كه فرمود: بهتر داروى شما حجامت است، برخى گفتند خطاب بمردم حجاز است و همگنانشان از مردم بلاد گرمسير كه خونشان بسطح بدن گرايد و از اين برآيد كه طرف خطاب جز پيرانند كه حرارت تنشان اندك است، ابن سيرين گفته: چون چهل سالش شد حجامت نكند.


صفحه 98

طبرى گفته: براى آنكه عمر در كاستى است و تن بكاهش ميرود و نشايد با ريختن خون سست ترش سازد،- پايان- و مقصودش كسى است كه نياز او بحجامت مشخص نيست و كسى كه بدان اعتماد ندارد و ابن سينا در رجزش گفته است:

هر كه را رگ زدن بعادت شد

نبرد عادتش بيكباره.

بلكه آن را خرده خرده كم كند تا در دهه هشتادم عمر بپايان رسد.

31- در طب: بسندش از امام ششم كه دارو چهار است: حجامت، نوره كشيدن، قى و حقنه.

32- در طب: بسندش از امام پنجم7كه طب عرب در سه چيز است تيغ حجامت، حقنه و آخرين درمان داغ كردنست.

33- و از امام ششم7كه طبّ عرب در پنج چيز است: تيغ حجامت حقنه، سعوط، قى، حمام و آخرين درمان داغ كردنست.

34- و در روايت ديگر از امام پنجم7طب عرب در هفت است (و بدان پنج: شربت عسل و نوره را افزوده).

35- و از همان- 56-: بسندى از طلحة بن زيد كه پرسيدم از امام ششم از حجامت در روز شنبه و چهارشنبه و حديثى كه عامه از رسول خدا6باز گويند باو گفتم آن را منكر شد و فرمود: آنچه درست است از قول رسول خدا6اينست كه: چون خون يكى از شما جوشيد بايد حجامت كند تا مبادا او را بكشد، سپس فرمود: كسى از خاندان خود را ندانم كه در آن عيبى بيند.

36- و نيز از امام ششم7روايت است كه در نخست سه شنبه ماه آذار رومى حجامت كردن يك سال تندرستى آورد باذن خدا تعالى (56).

37- و از آنان عليهم السّلام روايت است كه حجامت روز سه شنبه 17- ماه هلالى تندرستى يك سال است.

38- در طب: بسندى از امام پنجم7كه هرگز رسول خدا6از دردى نناليد جز اينكه بحجامت مداوا كرد، ابو طيبه گفته: من رسول خدا6‌


صفحه 99

را حجامت كردم و يك اشرفى بمن داد و خون او را نوشيدم، رسول خدا6فرمود: آن را نوشيدى؟ گفتم: آرى، فرمود: چه تو را بر آن واداشت؟ گفتم بدان تبرك جستم، فرمود: از همه دردها و بيماريها و فقر و فاقه در امان شدى، بخدا هرگز آتش بتو نرسد (56 طب) بيان: ابو طيبه بطاء فتحه دار و ياء ساكن دو نقطه بزير از صحابه است نامش نافع است، حجامت كن بوده مولاى محيّصة بن مسعود انصاريست. در يكى از رجال عامه چنين آمده.

39- در طب- 57- بسندى از امام ششم7كه از داروى پيغمبرانست حجامت، نوره و سعوط.

40- و از همان: از احمد بن عبد اللَّه بن زريق كه امام ششم7بمردمى گذشت كه حجامت ميكردند، فرمود: كاش بشام يك شنبه پس انداخته بوديدش كه درد را بهتر به كند.

41- و از رسول خدا6كه چون خون شما جوشيد حجامت كنيد زيرا بسا خون بجوشد و بكشد صاحبش را.

42- از امام پنجم كه: بهترين داروى شما حقنه است، سعوط، حجامت و حمام.

43- و از همان- 57- بسندى تا رسول خدا6كه حجامت در سر درمان هر درد است جز مرگ.

44- و از همان (..): بسندى از امام ششم كه رسول خدا سه حجامت ميكرد يكى در سر و آن را متقدمه ميناميد و يكى ميان دو شانه و آن را نافعه ميناميد، و يكى ميان دوران و آن را مغيثه ميناميد.

45- و از همان: بسندى از ام احمد كه آقايم7فرمود: هر كه در نخست خون شاخ حجامت خود نگاه كند از واهنه در امانست تا حجامت ديگر، منش پرسيدم واهنه چيست؟ فرمود: درد گردن.


صفحه 100

بيان: در نهايه گفته: در حديث عمران بن حصين است كه خلانى نزد او آمد و در بازويش حلقه مس زردى بود- و در روايت ديگر- بدستش انگشتر مس زردى بود، فرمود: اين چيست؟ گفت از براى واهنه است، فرمود: اما آن برايت جز فزون سستى ندارد، واهنه رگى است در شانه كه همه دست را فرا گيرد و از آن رقيه گيرند، و گفته‌اند: مرضى است در بازو، و بسا تيكه سفالى بدان آويزند بنام خزر واهنه و آن دچار مرد است نه زن، و او را از آن نهى كرد چون بقصد نگهدارى از درد برگرفته بود و در حكم تمائم بود نزد او كه از آنها نهى شده- پايان- و در قاموس است كه واهنه باديست دچار شانه‌ها شود يا بازو يا دو رگ درون گردن و بقصيراء و بيكى از مهره‌هاى گردن، و در نسخه‌ايست واهيه بياء دو نقطه بزير و نخست اظهر است و دلالت دارد كه بدرد گردن هم گفته شود، يا بدان تفسير شده براى آنكه ملازم آنست غالبا.

46- در طب- 58-: بسندش از امام پنجم7كه هر كه بنخست خون حجامت خود نگاه كند از درد چشم تا حجامت ديگر در امان باشد.

47- و از همان: بسندى از امير المؤمنين7كه چون حجامت ميكرد يا حمام ميرفت غسل ميكرد شعيب گويد من آن را بامام ششم7گفتم: فرمود راستش چون پيغمبر6حجامت ميكرد خونش بجوش مى‌آمد و جنبش ميكرد و با آب سرد غسل ميكرد تا آرام شود، و چون امير المؤمنين7بحمام ميرفت گرما زده ميشد و آب سرد بخود ميريخت تا آرام شود.

48- و از همان: بسندى از امام ششم كه پيغمبر هميشه در اخدعين (دو رگ درون گردن) حجامت ميكرد و جبرئيل از طرف خدا تبارك و تعالى آمد و حجامت شانه را دستور آورد.

بيان: در قاموس گفته: كاهل بر وزن صاحب يك سوم بالاى پشت گرده است كه شش مهره دارد، و ميان دو كتف و بند گردن و پشت را هم گويند.


صفحه 101

49- در طب: بسندى از ابو بصير كه از امام صادق7حجامت روز چهارشنبه را پرسيدم فرمود: هر كه روز چهارشنبه آخر ماه بر خلاف مردم بدبين حجامت كند از هر دردى عافيت يابد و از هر آفتى محفوظ گردد.

50- و از همان- بسندى از زراره كه امام ششم7حجامت كرد و فرمود اى كنيز سه دانه نقل بياور: و آنگه فرمود: شكر پس از حجامت خون پاك در آورد و حرارترا ببرد (59).

51: و از امام دهم7كه پس از حجامت انار شيرين بخور كه خون را آرام كند و در درون پاكش كند.

52 و از همان- 67- بسندش از امام پنجم7كه هر كه قى عمدى كند بهتر از 70 دارو باشد، و قى از اين راه هر درد و علتى را بيرون آورد.

53- در طب 129- از امام رضا7كه حجامت دوشنبه از ما و در سه شنبه از بنى اميه است.

54- و از همان- 136- بسندش از طلحة بن زيد كه حجامت روز شنبه را از امام ششم7پرسيدم فرمود- ناتوان سازد.

55- در مكارم- 81: انصارى روايت كرده كه خون امام رضا7جوشيد و در دل شب حجامت كرد.

56- از امام ششم7كه روزه دار در جز ماه رمضان هر گاه خواهد حجامت كند و اما در ماه رمضان خود را بخطر نيندازد و خون نگيرد مگر آنكه بر او بجوشد، و اما ماها در رمضان شب حجامت كنيم، و روز حجامت ما يك شنبه است و روز حجامت دوستان ما دوشنبه.

57- و از امام ششم7كه مبادا ناشتا حجامت كنى.

58- فرمود: با شكم پر بحمام مرو و ناشتا حجامت مكن كه روى غذا رگها را بهتر گشايد و بهتر خون درآيد و تن را نيرومندتر كند.

59- و روايت است از عالم7كه حجامت پس از خوراك است زيرا چون‌


صفحه 102

كسى سير است و حجامت كند خون فراهم گردد و درد را بر آورد، و چون ناشتا باشد و چيزى نخورده خون برآيد و درد بماند.

60- و از زيد شحام كه نزد امام ششم بودم و حجام خواست و باو فرمود ابزار حجامتت را بشوى و بياويز و انارى خواست و خورد و چون از حجامت فارغ شد انار ديگر خواست و خورد و فرمود: اين حرارترا آرام كند.

61- از ابى بصير كه امام پنجم فرمود: پس از حجامت چه ميخوريد؟

گفتم: كاسنى و سركه، فرمود: باكى ندارد.

62- و از امام ششم روايت است كه حجامت كرد و سه دانه نقل خواست و فرمود: شكر پس از حجامت خون تازه برگرداند، و نيرو بيفزايد.

63- از امام هفتم7كه رسول خدا6فرمود: هر كه از شماها حجامت كن است روز شنبه حجامت كند.

64- امام صادق7فرمود: حجامت روز يك شنبه درمان هر درديست.

65- و از آن حضرت كه رسول خدا6فرمود: روز دوشنبه پس از عصر حجامت كنيد.

66- و از ابى سعيد خدرى كه رسول خدا6فرمود: هر كه سه شنبه 17 يا 19 يا 21 حجامت كند درمان درد سال باشد.

67- و نيز فرمود: 15، 17 و 21 ماه حجامت كنيد مبادا خونتان بجوشد و شما را بكشد.

68- در حديث است كه از حجامت چهارشنبه نهى كرد اگر خورشيد در عقرب باشد (13- مكارم).

69- بسندى كه رسول خدا6فرمود: هر كه روز چهار شنبه حجامت كند و پيس شود جز خود را سرزنش نكند.

70- در روايتى كه رسول خدا6فرمود: جبرئيل فرمان حجامت و سوگند را با گواه برايم فرو آورد و چهار شنبه روز نحس مستمر است.


صفحه 103

71- و از امام صادق7كه هر كه پنجشنبه آخر ماه در پسين روز حجامت كند بخوبى درد را بكشد از تن.

72- و از او7كه خون روز پنجشنبه در جاى حجامت فراهم شود، و چون ظهر شود پراكنده گردد و تو بهره خود را از حجامت پيش از ظهر برگير.

74- از ابى الحسن7كه حجامت در هفتم حزيران را وامگذار، و اگرت از دست رفت چهاردهم آن.

75- از امام ششم7آية الكرسى بخوان و هر گاه خواهى حجامت كن.

76- از شعيب عقرقوفى كه نزد ابى الحسن7آمدم و روز چهارشنبه در زندان حجامت ميكرد گفتم: مردم گويند هر كه در اين روز حجامت كند پيس شود، فرمود: اين نگرانى براى كسيست كه تخم حيض باشد.

77- از امام صادق7كه چون خون يكى از شما شوريد حجامت كند مبادا خونش بجوشد و او را بكشد، و هر كه خواست از شما در آخر روز باشد.

78- (82 المكارم): كه رسول خدا6فرمود: حجامت ناشتا درمانست و در سيرى درد و در 17 ماه درمان و روز سه شنبه تندرستى، و جبرئيلم بحجامت سفارش كرد تا پنداشتم بايدش كرد.

79- فرمود: حجامت سه شنبه 17- ماه درمان درد يك سال است.

80- فرمود: حجامت در سر درمان هفت درد است: ديوانگى، خوره پيسى، چرتك، درد دندان تيرگى چشم و سر درد.

81- فرمود: حجامت خرد را فزايد و حافظه را نيرو بخشد.

82- و از او است كه حجامت در گودى (سر خ ب) مايه فراموشى است.

83- و از او است7كه رسول خدا6سر و ميان دو شانه و پشت خود را حجامت كرد و يكى را نافعه مى‌ناميد و ديگرى را مغيثه و سوّمى را منقذه. و در جز اين حديث است كه در سر را منقذه ناميده، و آنكه در گودى پشت سر است مغيثه و آنكه در شانه است نافعه يا- مغيثه (84- مكارم)


صفحه 104

84- و از امام صادق7كه رسول خدا6اشاره بسر خود كرد. و فرمود شما را بايد به مغيثه كه نافع است براى ديوانگى، خوره، پيسى و خارش تن و درد دندانها.

85- از او است7كه چون كودك چهار ماهه شود هر ماه يك بار در گودى پشتش حجامت كنيد كه لعابش را بخشكاند و حرارت سر و تنش را فرو كشد.

86-: رسول خدا6فرمود: درد سه، دارو سه، درد: صفراء، بلغم، خون. داروى خون حجامت، داروى صفراء مسهل خوردن و داروى بلغم حمام.

87- از معاويه بن حكيم: كه ابو جعفر7پزشكى را خواست و در كف مشتش رگ زد.

88- از محسن وشّاء كه از درد كبد بامام ششم ناليدم، رگ زنى خواست و پايم را رگ زد و فرمود: براى درد پهلو كاشم بنوشيد.

89- روايت است كه مردى بامام صادق7از خارش ناليد، فرمود:

سه بار هر دو پا را ميان مچ و كعب حجامت كن، و او انجام داد و درد رفت، و ديگرى ناليد و فرمود: يكى از دو پاشنه يا هر دو پا را سه بار حجامت كن و به شوى ان شاء اللَّه، گفت: يكى از فزونى خشكى بابى الحسن7شكايت كرد فرمود: خشكى تن از بخار كبد است، برو و پاى راستت را رك بزن، و دو درهم (يك مثقال تقريبا) روغن بادام شيرين بگير و با آش جو هميشه ملازم باش و از گوشت ماهى و سركه پرهيز كن و آن مرد انجام داد و خوب شد باذن خدا 85- مكارم).

90- از مفضل بن عمر كه بامام ششم7از خشكى تن و حرارت ناليدم فرمود: بر شما باد كه اكحل را رگ بزنيد، و انجام دادم و از من برفت و الحمد للَّه شكرا (86 مكارم).

91- روايت است كه مردى بامام ششم7از خارش شكايت كرد، فرمود دارو نوشيدى؟ گفت: آرى فرمود: رگ زدى؟ گفت: آرى ولى سودى نبردم‌