بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 253

بيان: كثرت طروقه بمعنى كثرت ازواج يا كثرت جماع است.

10- در كافى 6 ر 550 بسندش تا امير المؤمنين7كه بنگ خروس نماز او است و بال زدنش در ركوع و سجود او.

بيان: گويا اشاره دارد بقول خدا تعالى «و پرنده‌ها در صف البته همه نماز و تسبيح او را دانند 41- النور» چنانچه گذشت، و البته در باب پيش گذشت كه نگهداشتن مرغ در خانه خوبست.

11- در كافى 6 ر 312 بسندش تا امير المؤمنين7كه مرغابى گاو ميش پرنده‌ها است مرغ خوك پرنده‌ها است، دراج حبشى پرنده‌ها است، و كجائى تو از دو جوجه نو پا كه زنى از ربيعه آنها را از فزونى خوراكش پروريده.

بيان: مرغابى گاميش پرنده‌ها است چون به لجن و آب انس دارد و مرغ مانند خوك است كه نجاست آدمى خورد و دراج سياه است و بحبشى ماند و وابستن بزنى از ربيعه براى آنست كه پرنده آنها بهتر است يا استادترند در پرورش يا در زمان آنها اين پرنده شايع و فزون بوده.

12- در كافى 6 ر 312 بسندى تا آنجا كه گفت: گوشتها را برابر عمر نام بردند و او گفت: بهترين گوشت از مرغ است و امير المؤمنين7فرمود: نه هرگز آنها خوك پرنده‌هايند و بهترين گوشت از جوجه نو پا است.

13- در محاسن 400 بسندى از عبد الاعلى كه با امام ششم هم غذا شدم و غذا خواست و مرغ بريانى با حلواء آوردند و فرمود: اين را براى فاطمه هديه آوردند سپس فرمود: اى كنيز خوراك معمولى خودمان را بياور و تريد و سركه و زيت آورد.

14- در مجمع البيان روايت است كه پيغمبر صلى اللَّه عليه و اله مرغ را با فالوده ميخورد و از حلواء و عسل خوشش مى‌آمد.

بيان: بيشتر اخبار دلالت دارند كه گوشت مرغ مكروه است و نديدم كسى آن را گفته باشد جز اينكه شهيد ره در دروس روايت پيش را ذكر كرده، و ممكن‌


صفحه 254

است حمل اخبار مذمت بمرغ نجاست خوار يا نزديك بدان بى‌استبراء و با استبراء سه روز حرمت و كراهت بروند چنانچه دميرى بسندى از پيغمبر صلى اللَّه عليه و اله و سلم آورده كه چون ميخواست مرغى بخورد، ميفرمود: تا سه روزش مى‌بستند وانگهش ميخورد پايان- و علتى كه در اخبار است مشعر بدانست.

15- در حياة الحيوان 1 ر 241 گفته: خروس نر مرغ خانگى است و او را انيس و مؤانس گويند و او است كه بچه را دوست ندارد و با يك همسر بسر نبرد و خويش ابلهى است و چون از ديوارى افتد راه بخانه صاحبش نبرد و از خصلتهاى خوبش اينست كه بجميع مرغها يك نظر دارد و يكى را بر ديگرى نگزيند جز بندرت، و از كار شگفت‌تر او است كه اوقات شب را مى‌شناسد و بنوبت بانگ ميكند در هر وقتى خواه شب بلند باشد يا كوتاه و پيش از سپيده و پس از آن پياپى بنگ ميدهد، سبحان من هداه لذلك.

و قاضى حسين و ديگران گفتند جائز است اعتماد بخواندن خروس آزموده براى نماز خواندن و كار غريبش اينكه چون خروس بيگانه بجمعى مرغ درآيد همه را بگايد، جاحظ گفته، خروس هندى دارد و جلّاسى، نبطى، سندى و زنجى گفته: آزمايشگران گفتند: خروس سفيد يال دار پاسبان خانه‌ايست كه در آنست و پندارند هر كه چنين خروسى را بكشد دچار نكبت در اهل و مالش شود، و عبد الحق بن قانع بسندى از پيغمبر صلى اللَّه عليه و اله و سلم آورده كه فرموده: خروس سفيد دوست من است و ديگرى بدان افزوده كه دشمن شيطانست و صاحبش را با هفت خانه پس از خانه او پاسبانست، و پيغمبر صلى اللَّه عليه و اله و سلم آن را در خانه و در مسجد نگه مى‌داشت.

و در روايتى است از انس كه پيغمبر صلى اللَّه عليه و اله ميفرمود: خروس سفيد يالدار دوست منست و دوست دوستم جبرئيل و خانه خود و 16 خانه همسايه را نگه مى‌دارد.

و از شيخ محب الدين طبريست كه پيغمبر صلى اللَّه عليه و اله و سلم خروس سفيدى داشت و


صفحه 255

صحابه خروس را بسفر ميبردند كه وقت نماز را بدانها شناساند و در صحيحين و جز آنها است كه از ابى هريره كه پيغمبر صلى اللَّه عليه و اله و سلم فرمود: چون آواز خروس شنويد از فضل خدا بخواهيد كه او فرشته‌اى ديده و چون عرعر خر شنويد بخدا پناه بريد كه او شيطانى ديده قاضى گفته: براى اميد باينست كه فرشته آمين گويد بدعاء و استغفار او گواه شوند باخلاص و زارى و ابتهال چنانچه خوبست دعاء در حضور مؤمنان و نيكان و تبرك بآنان و پناه جستن از شيطان هنگام بنگ خران براى اينست كه از حضور شيطان بايد ترسيد و شايد كه از آن پناه گرفت- پايان- و در معجم طبرانى و تاريخ اصفهانست كه پيغمبر صلى اللَّه عليه و اله و سلم فرمود: خدا را خروسى است سفيد با دو بال كه نگار زبرجد و ياقوت و لؤلؤ دارند بالى در خاور و بالى در باختر و سر زير عرش و پاها در هوا و هر سحرگاه اذان گويد كه همه اهل آسمانها و زمين شنوند جز پريان و آدميان و در آن هنگام خروسهاى زمين پاسخ او دهند و چون قيامت نزديك شود خدايش فرمايد دو بال بر هم نهد و آواز فرو كشد و اهل آسمانها و زمين جز پرى و آدمى بدانند كه قيامت نزديك است.

و طبرانى و جز او روايت كردند از جابر كه پيغمبر صلى اللَّه عليه و اله و سلم فرمود: خدا را خروسى است دو پا در تخوم و سرش زير چسبيده و چون پاسى از شب گذرد فرياد كند سبّوح قدّوس، و خروسها همه فرياد كنند، و در كتاب فضل الذكر است از ثوبان كه رسول خدا صلى اللَّه عليه و اله بمن گذشت و فرمود: راستى خدا را خروسى است كه چنگالش در زمين فرودتر است و گردنش زير عرش تا شده و دو بالش در هوا است، و سحرگاه هر شب آنها را بهم زند و گويد: سبحان الملك القدوس ربنا الرّحمن الملك لا اله غيره، و ثعلبى از پيغمبر صلى اللَّه عليه و اله روايت كرده كه خدا سه آواز را دوست دارد آواز خروس، آواز خواننده قرآن و آواز آمرزشجويان سحرگاهان.

امام احمد و ابو داود و ابن ماجه از زيد بن خالد جهنى آوردند كه پيغمبر6فرمود: بد نگوييد بخروس كه بيدار كند براى نماز، سندش خوبست و


صفحه 256

متنش اينست كه دعوت كند بنماز، امام حليمى گفته اين دليل است كه هر كه خيرى دهد نبايد دشنامش داد، و خوارش كرد بلكه بايد محترمش شمرد و باو نيكى كرد و اينكه فرموده بنماز دعوت ميكند معنايش اين نيست كه بگويد در آوازش حى على الصلاة يا وقت نماز رسيده بلكه مقصود اينست كه عادت دارد در سپيده دم و در زوال پياپى بخواند از آفرينشى كه خدا بدو داده و مردم را با بنگ خود بياد نماز آرد و بنگ او دليل شرعى وقت نيست مگر بدليلى چون تجربه بى‌تخلف كه اشاره بدان گردد و اللَّه اعلم- پايان- و در مستدرك حاكم است از ابى هريره كه پيغمبر صلى اللَّه عليه و اله فرمود: خدا بمن اجازه داد باز گويم از خروسى كه دو پايش در زمينند و گردنش زير عرش تا شده و ميگويد سبحانك ما اعظم شانك فرمود: و پاسخش دهند و اين باور ندارد كسى كه بمن سوگند دروغ خورد (و از ابو طالب مكى و ديگران شرحى در باره خروس زير عرش در سه وقت شب و سپيده دم آورده) و افزوده كه: از عبد اللَّه بن نافع است كه پيغمبر صلى اللَّه عليه و اله نهى كرد از اخته كردن اسب و گوسفند و خروس و فرمود: فزونى در اسب است و حرام است بجنگ انداختن خروسها.

و گفته از شگفت كار مرغ خانگى است كه همه درنده‌ها بدو گذرند و نترسد چون شغالى از سر بام يا ديوار بيند يا درخت خود را پيش او افكند، و زود بيدار شود و خوابش سبك است و گويند خواب و بيداريش چون دمزدن باشد بسا از شدت ترسى كه دارد، و بيشتر چاره‌جوئيش اينست كه بر زمين نخوابد و بر رف و تنه درخت و سر ديوار و مانند آن برآيد و بخوابد، و مرغ طبع همگانى دارد گوشت و مگس ميخورد كه طبع درندگانست و نان و دانه ميبلعد كه طبع بهائم پرنده‌ها است جوجه‌اش از تخم برآيد كه در روى آن خفته باشد يا زير زباله و گرم كن ديگر مانده باشد.

و ابن ماجه از حديث ابى هريره آورده كه پيغمبر صلى اللَّه عليه و اله و سلم توانگران را بداشتن گوسفند امر نمود و بينوايان را بداشتن مرغ و خوردن مرغ حلال است‌


صفحه 257

بروايت نسائى و ديگران از ابراهيم بن زهدم كه نزد ابو موسى اشعرى بوديم و بخوانى دعوت كرد كه گوشت مرغ بر آن بود.

[باب سوم‌] باب كبوتر و انواعش از فاخته قمرى، دباسى و ورشان‌

1- در علل 2 ر 181 بسندش از عبد اللَّه بن مسكان كه امام ششم7فرمود:

متولد از دو جنس مختلف آبستن نشود، گفتم: مردم پندارند كه پرنده راعبى يكى از پدر و يا مادرش ورشانست با اينكه بينيم تخم نهد و جوجه كند فرمود: دروغ گويند، بسا ورشان بر پرنده ديگر افتد و جفت شود و تخم نهد و جوجه دهد ولى نژادش هرگز جوجه ندهد.

تبيان: از دو جنس مختلف آبستن نشود يعنى جانورى كه از دو جنس پديد گردد نازاد است و نزايد راوى گفت: راعبى از دو جنس است و تخم نهد و جوجه دهد و پاسخ امام7دو وجه دارد يكم اينكه مردم دروغ گويند كه جوجه ميكند و هر راعبى جوجه دورگه است دوم اينكه آنچه از ورشان و جنس ديگر است جز راعبى است و آن نه تخم نهد و نه جوجه دهد و بسا كه اين معنى روشنتر است.

دميرى گفته: راعبى پرنده‌اى است كه از ورشان و كبوتر پديد آيد و شكل عجيبى دارد قزوينى آن را گفته.

و گفته: ورشان ساق حراست و گفتند: پرنده‌ايست از فاخته و كبوتر كه برخى آن را وراشين نامند و رسته‌ها دارد چون نوبى كه سياه است و حجازى كه آوازش از ورشان غمناكتر است و بچه دوست است تا آنجا كه چون آن را در دست شكارچى بيند خود را بكشد و گفته: ساق حر ورشان است و قمرى نر است بى‌اختلاف در آن.

2- در عيون 1 ر 246 و در علل 2/ 283 بسند پيش كه شامى از امير المؤمنين7‌


صفحه 258

پرسيد از معنى بنگ كبوتر راعبى فرمود: بر طنبور زنان و كنيزان خواننده و بر نوازنده‌هاى نى و تار نفرين كند.

3- در اختصاص 294 و در بصائر 234 بسندى از يكى اصحاب ما كه بامام ششم7فاخته و ورشان و راعبى هديه شد فرمود: فاخته گويد: نيابم شما را نيابم شما را او را نابود كنيد پيش از آنكه نابودتان كند و فرمود: سرش را بريدند ورشان گويد: پاك باشيد، پاك باشيد، و آن را بيكى از اصحابش بخشيد، و پرنده راعبى نزد من باشد كه بدان شادم.

بيان: دميرى گفته: فاخته از طوقداران است و پندارند مارها از آوازش گريزند عراقى است نه حجازى شيوا و خوشخوان و مأنوس است و در خانه‌ها زندگى كند و عرب او را دروغگو داند، زيرا آوازش نزد آنها «اكنون هنگام رطب است» ميباشد و هنوز نخل گل نكرده آن را گويد و ديده شده كه 25 سال عمر كرده تا 40 سال.

4- در بصائر 343 بسندى از شعيب بن الحسن كه نزد ابى جعفر7نشسته بودم و آواز فاخته‌اى شنيد فرمود: ميدانيد چه ميگويد؟ فرمود: ميگويد نيابم شما را، او را نابود كنيد پيش از اينكه شما را نيابد.

و از همان 344 بسندش مانندش آمده.

5- و از همان 344 بسندش از يكى اصحاب كه شنيدم فاخته‌اى از خانه امام ششم فرياد ميزد (و آن حضرت آواز او را بمضمون شماره 4 تفسير كرد) و فرمود آن را سر بريدند.

6- و از همان 344 بسندى از على بن سنان (از امام ششم7در باره فاخته‌اى كه آواز ميداد و هديه شده بود همين را ميفرمود) گفت: سپس فرمود او را از خانه بيرون كردند.

بيان: نفرينش بر صاحب خانه تعبير شده باينكه چون پست است و آوازش شر انگيزد و مايه آوارگى و نابودى گويا نفرين كند بر صاحب خانه و اين تعبيرها ضرورتى ندارد چنانچه پيشتر شناختى‌


صفحه 259

7- در كامل الزيارة 98 بسندى از امام ششم7كه كبوتر راعبى در خانه‌هاتان نگهداريد كه بر كشنده‌هاى حسين7لعنت ميكند، در كافى 6 ر 547 از على بن ابراهيم مانندش را آورده.

8- در كامل 98 بسندش از داود بن فرقد كه در خانه امام ششم7نشسته بودم و نگريستم يك كبوتر راعبى پر قوقو ميكند و امام ششم7پر بمن نگريست و فرمود: اى داود ميدانى اين پرنده چه ميگويد؟ گفتم: نه بخدا قربانت؟ فرمود: بكشنده‌هاى حسين نفرين ميكند، آن را در خانه‌هاتان داشته باشيد.

در كافى 6 ر 547 بسندى مانندش آمده.

9- در ارشاد مفيد بسندى از ابى حمزه ثمالى كه پسر دخترم چند كبوتر داشت و از خشم كبوترهاى آنها را سر بريدم و بمكه رفتم و بامام پنجم وارد شدم پيش از برآمدن آفتاب، و چون آفتاب زد كبوتر بسيارى در آن ديدم، با خود گفتم: مسائلى از او بپرسم و جوابهاشان را بنويسم و در فكر كارى بودم كه در كوفه كردم و آن كبوترها را سر بريدم بى‌معنى، و پيش خود گفتم: اگر در كبوتر خيرى نبود آنها را نگه نميداشت، امام7بمن فرمود: اى ابا حمزه تو را چه شود گفتم: يا ابن رسول اللَّه خوبست، گفت: دلت جاى ديگر است؟ گفتم: آرى بخدا و داستان سر بريدن كبوترها را گفتم و گفتم اكنون در عجبم از اين همه كبوتر كه شما داريد.

فرمود: اى ابى حمزه ندانى كه چون اهل زمين بچه‌هاى ما را ببازى گيرند به پر تكاندن كبوتر زيان را از آنها بگردانيم و آنها بنماز آگهى دهند در پايان شب، از هر كدامشان يك دينار طلا صدقه بده زيرا از خشم آنها را كشتى بيان: دلالت دارد بوجوب كفاره براى كشتن كبوتر از خشم و شايد حمل بر استحباب شود و نديدم كسى آن را گفته باشد.

10- در طب الائمه بسندى از محمّد بن كرامه كه در خانه موسى بن جعفر7يك جفت كبوتر ديدم كه پر سبز بود و اندكى سرخى داشت و ماده‌


صفحه 260

سياه بود و نان برايشان خرد ميكرد و بر سر سفره بود و ميفرمود: اينها شب بجنبش آيند و همدم من شوند و هر بار كه پر تكانند خدا بدانها از هر كه در خانه است پريان را بگرداند.

11- مشارق الانوار: از امام پنجم7كه از همه چيز با ما دشمنتر در پرنده‌ها فاخته و در روزها روز چهارشنبه.

12- در كافى 6 ر 549 بسندى از امام ششم7كه يك پر تكانى كبوتر پلنگى به است از هفت خروس سفيد با يال 13- در كافى 6 ر 551 بسندى از عثمان اصفهانى كه يك فاخته براى اسماعيل پسر امام ششم7هديه آوردند، و چون امام ششم آمد و او را ديد فرمود: اين پرنده شوم است او را بيرون كنيد راستش ميگويد: نيابم شما را او را نابود كنيد پيش از آنكه نيابد شما را.

در بصائر: 345: بسندى مانندش آمده.

14- در كافى- 6: 546- بسندى از معاوية بن وهب كه كبوترها از پرنده‌هاى پيغمبرانند.

15- و از همان است: بسندى از عبد الاعلى مولا آل سام كه شنيدم امام ششم7ميفرمود: نخست كبوتر در مكه از آن اسماعيل7بود.

16- و از همان است: بسندى از امام ششم7كه ريشه كبوتران حرم از آن اسماعيل7بوده كه آنها را داشت و با آنها همدم بود، و امام7فرمود: خوبست پرنده پر چيده گيرند كه با آن همدم شوند از ترس خزنده‌هاى زهرناك.

17- و از همان است: بسندى تا امام ششم كه اين كبوترهاى حرم از نژاد كبوتران اسماعيل بن ابراهيم7هستند.

18- و از همان است: بسندى از امام ششم7كه خانه‌اى نيست كه كبوتر در آن باشد جز اينكه آفت جن باهل آن خانه نرسد چون پريان بيخرد در خانه‌