باب دوم احوال چهارپايان و سود و زيانشان و داشتن آنها
آيات قرآن مجيد
: 1- المائده- 5- حلال شده براى شما زبان بسته چهار پايان.
2- الانعام- 136- و نهادند براى خدا از آنچه او آفريد بهرهاى از كشت و از چهار پايان- تا فرمود- بد است آنچه قضاوت كنند 138- گفتند اينها چهارپايانيند تا فرموده نبودند براه راست، 142- و از چهارپايان باربر است و فرش- تا آخر آيه.
2- النحل- 5- و چهارپايان را آفريد كه بشما گرمى و سود دهند و از آنها بخوريد 6- و از آنها در منزل و سفر زيور يابيد 7- و بارهاى شما را تا شهرى رسانند كه بدان نرسيد جز برنج دادن خود راستى پروردگار شما البته مهرورز و مهربانست 8- و اسب و استر و خر براى سوارى و زيورند و آفريند آنچه ندانيد 80- و ساخت براتان از پوست چهارپايان خانههاى سبك در روز كوچ و روز ماندن شما و از پشم و كرك و موى آنها اثاث و كالا تا زمانى.
3- الحج- 22- و نام برند خدا را در روزهاى معين بر آنچه روزى آنها كرده از چهارپايان زبان بسته پس بخوريد از آنها و به بيچاره بينوا هم بدهيد- تا فرمايد و حلال شده براى شما چهارپايان بيزبان جز آنچه بر شما خوانده شود- تا فرمايد- شتر قربانى را براى شما از شعائر خدا ساختيم، براى شما خوبى دارد- تا فرمايد- چنين براتان فرمانگزارشان كرديم شايد شما هم شكر كنيد (28- 36) 4- المؤمنون- 21- راستى براى شما در چهارپايان عبرتى است بنوشانيم بشما از درونشان و براى شما در آنها سود بسيار است و از آنها بخوريد 22- و بر آنها
و بر كشتى بار شويد.
5- فاطر- 38- و از مردم و جنبندهها و چهارپايان رنگارنگند همچنين 6- يس- 70- و آفريديم براشان از مانندش آنچه سوار شوند 71- آيا نبينند كه آفريديم براشان بكردار دست خود چهارپايانى پس دارنده آنها شدند 72- و رامشان كرديم براشان و از آنها سوارى گيرند و از آنها بخورند 73 و سودها از آنها دارند و نوشها آيا شكر نكنند؟ 7- الزمر- 4- و فرود آورديم براى شما از چهارپايان هشت جفت 8- المؤمنون- 79- خداست كه ساخت براتان چهارپايان تا سوار شويد بدانها و از آنها بخوريد 80- و سودها در آنها داريد و بدلخواه خود بر دوش آنها برسيد و بر آنها و بر كشتى بار شويد 9- حمعسق 11- ساخت براتان از خودتان همسر و از چهارپايان جفتها، و شما را در آن پراكند و فزون كرد 10- الزخرف 12- و ساخت براتان از كشتى و چهارپايان وسيله سوارى.
11- الغاشيه 17- ننگرند بشتر كه چگونه آفريده شده؟
تفسير
: بهيمة الانعام بيشتر مفسران آن را به چهارپاى زبان بسته تفسير كردند و از بيشتر اخبار برآيد كه مقصود از آن بچههاى شكمى است و در كافى (6: 234 فروع) بسندى از يكى از دو امام است كه پرسش شده از قول خدا عزّ و جلّ «و حلال است براى شما بهيمه انعام» فرمود يعنى بچه شكمى مادر كه مو برآورده و كرك كرده و بهمان سر بريدن مادرش حلال است و اينست كه خدا عز و جل قصد كرده و ممكن است منظور خبر اين باشد كه بچه شكمى هم در آيه وارد است و فرد نهان را بيان كرده و يا اينكه حد نامگذارى بهيمه را توضيح داده كه از آن وقت است و حلال است و منافات با عموم ندارد طبرسى- ره- در (ج 3 ص 152) مجمع گفته:
در تاويل اين آيه چند قول است:
1- مقصود همان چهارپا است و واژه بهيمه براى تاكيد است يعنى حلال
است براتان چهار پا: شتر گاو و گوسفند.
2- مقصود بچههاى شكمى چهارپايانست كه در درون مادران باشند هر گاه مو برآوردند و مادرشان را سر بريدند و آنها مردهاند همان ذكاة آنها است و اين از امام پنجم و ششم7روايت است.
3- مقصود از بهيمه انعام چهارپايان وحشى است و گاو كوهى و گورهخر و بهتر اينست كه همه منظور باشند- پايان- و آيه دليل است بر حلال بودن گوشت بهائم بلكه همه اجزاء آنها و بلكه هر سودى از آنها جز آنچه دليل بيرون كرده «و جعلوا» يعنى مشركان عرب براى خداوند از آنچه آفريده از زراعت و چهارپا بهرهاى را نهادند و گفتند اين از آن خدا است بپندار آنها بىفرمان از خدا و اين از آن بتها است «پس آنچه از آن بتها است بخدا نرسد و آنچه از آن خدا است به بتها رسد» روايت است كه بهرهاى از زراعت و نتاج را براى خدا ميداشتند و در پذيرائى مهمان و مستمندان بكار ميزدند و بهرهاى براى بتها ميداشتند و بنگهبانان آنها ميدادند و براى آنها قربانى ميكردند و آنگه آنچه براى خدا بود اگر بهتر ميشد با بهره بتها عوض ميكردند و اگر مىديدند بهره بتهاشان بهتر است بدانها وامينهادند براى مهرورزى بدانها، و عذر مىآوردند كه خدا بىنيازتر است.
در مجمع از ائمه ما روايت كرده كه اگر بهره بتها ببهره خدا قاتى ميشد برش ميگرداندند و اگر بهره خدا به بهره بتها قاتى ميشد آن را وامينهادند و ميگفتند خدا بىنيازتر است، و اگر آب بهره خدا ببهره اصنام واميشد آن را نمىبستند و اگر برعكس ميشد جلوش را مىبستند و ميگفتند: خدا بىنيازتر است و چه بد قضاوت ميكردند.
«و ميگفتند: اين چهارپايان و زراعت غدقن است و نخورانيم جز بكسى كه خواهيم» مقصودشان خدمتكار بتان و مردان بود نه زنان. اين پندار آنها بود بىدليل
«و چهار پايانى كه پشت آنها غدقن ميشد مانند بحيره و سائبه و حاميه و چهار- پايانى كه بىنام خدا و بنام بتها ميكشتند، و گفتند براى حج سوار آنها نميشدند و بخدا دروغ مىبستند و او سزاى دروغشان را ميدهد.
و ميگفتند آنچه در شكم اين چهارپايانست كه بچههاى شكمى بحيره و سائبه بودند ويژه مردان ما است و بر زنهامان حرام است اگر زنده زايند و اگر مرده آيند همه در آن شريكند چه مرد و چه زن، البته سزاى اين شرح و حكم ناحق آنها را ميدهد كه از دروغ حلال و حرام بخدا بستند «زيرا او حكيم است و پر دانا» زيان بردند آنان كه فرزندان دختر خود را از كم خردى بنادانى كشتند، و آنچه خدا روزيشان كرده بود بنام بحيره و مانندش بر خود حرام كردند بدروغ بستن بر خدا، البته گمراه بودند و براه حق نبودند.
و آفريده چهار پايانى براى بار برى و فرش در تفسيرش چند وجه است.
1- بار بر شتران بزرگند و فرش خرد آنها كه بزمين نزديكند مانند فرش گسترده 2- بار بر شتر و گاو است و فرش گوسفند 3- بار بر هر باركشى است از شتر و گاو و يابو و استر و خر و فرش گوسفند است، اين از ابن عباس روايت شده و گويا معتقد شده كه سم داران هم بتبع در انعام واردند.
4- مقصود انتفاع بباربرى است و خواباندن بر زمين براى سربرى و منظور از فرش كردن خواباندن براى ذبح است.
5- مقصود از فرش آن فرشها است كه از پشم و موى آنها آماده شوند يعنى برخى چهار پايان باربرند و از برخى آنها كرك و پشم گيرند و فرش سازند و گفتند: فرش بافته از مو و پشم و كرك است، و دليل است بر جواز بار كردن هر كدام باربرند و ذبح هر كدام خوردنى هستند يا فرش سازى از پشم و كرك و مويشان (مجمع البيان 4: 376) «كُلُوا مِمَّا رَزَقَكُمُ اللَّهُ» طبرسى- ره- در (ج 4 ص 377) مجمع گفته: يعنى حلال شماريد خوردن هر آنچه خدا بشما داده و از آنها غدقن نكنيد چون مردم جاهليت
در باره كشت و انعام، بنا بر اين فرمانيست و بسا مقصود فرمان بهمان خوردنست و بمعنى اباحه است.
«پيروى از گامهاى شيطان نكنيد» بيضاوى در (1: 406) تفسيرش گفته:
يعنى از پيش خود حلال و حرام نسازيد زيرا شيطان دشمن آشكار شما است «ثمانيه ازواج» بيان حموله و فرش است يا مفعول «كلوا» است و جمله «لا تتبعوا» مستقل است در اين ميانه يا بيانيست براى روش خوردن روزى خدا و يا حال است از واژه (ما) كه كنايه از گوناگون يا شماره دار است «زوج» همراه هم جنس خود است و يا هر دو آنها و منظور معنى نخست است.
«از ميش دوتا و از بز دو تا» طبرسى- قد- در (4 ص 377) مجمع گفته:
يعنى هشت فرد كه هر كدام همتا ناميده شوند، نر همتاى ماده است و ماده همتاى نر و گفتند: يعنى هشت صنف «از ميش دو تا» يعنى نر و ماده «از بز دو تا» يعنى نر و ماده ميش گوسفند پشم دار است و بز گوسفند مو دار، مفرد ضأن ضائن و مؤنثش ضائنه يك بز ماعز است، و گفتند منظور از دوتا اهلى و وحشى است از ميش و بز و گاو و مراد از شتر دو تا عربى و بخاتى است و اين از امام ششم7روايت است اى محمّد بگو به بتپرستانى كه حلال خدا را حرام كردند «آيا دو نر» از ميش و بز را «حرام كرده» خدا «و يا دو ماده» از آنها را «يا بچههاى شكمى آن دو را» چه ماده ميش و چه بز.
و خدا اين را براى حجت بر آنها آورده كه دروغ آنها را روشن كند كه مدعى بودند بچههاى شكمى آنها بمردان حلال است و بزنان حرام و جز آن گفتهشان از غدقنهاى ديگر زيرا اگر ميگفتند نر را حرام كرده بايد هر نرى حرام باشد.
و اگر ميگفتند ماده را حرام كرده بايد هر ماده حرام باشد و اگر ميگفتند بچه شكمى را حرام كرده از ميش و از بز بايد بر نر و ماده هر دو حرام باشند زيرا بچه شكمى نر دارد و ماده دارد و بايد اين جنس بپندار آنها از خرد و درشت و
نر و ماده حرام باشند و چنين نميكردند بلكه برخى را حرام ميدانستند نه برخى ديگر و اين حجت آنها را ميگرفت كه فرمود «دانسته بمن گزارش دهيد» از آنچه حلال شماريد و حرام «اگر راستگويانيد» «و از شتر دو تا و از گاو دو تا» بگو اى محمّد «آيا دو نر را خدا حرام كرده» از آنها «يا دو ماده را يا بچه شكمى آنها را يا شما خود حاضر بوديد كه خدا چنين سفارشى بشما كرد» و چنين فرمانى داد و آن را بر شما حرام كرد يا بوى بنديد.
و اين را گفته براى اينكه راه دانستن يا دريافت همه با خردمندانست و توافق خردها يا مشاهده كه ويژه برخى از آنها است و چون هيچ كدام در ميان نيست عقيده ساقط است «كيست ستمكارتر» بر خود «از آنكه دروغ بر خدا بندد» و حلال و حرام را بيجا بندد «تا مردم را ندانسته گمراه كند» و آنها را براهى كه نداند بخواند كه بسا نابود شوند گر چه او نخواهد گمراه باشند «راستى خدا رهنمائى نكند مردم ستمكار را» بثواب زيرا آنها سزاوار كيفرند هميشه براى كفر و گمراهيشان.
گويم: البته تفسير اين آيات در ابواب آينده هم بيايد.
«وَ الْأَنْعامَ خَلَقَها» طبرسى- قد- در (ج 6 ص 350) مجمع گويد: يعنى چهارپايان را هم براى شما از آب آفريده مانند خود شما چون خدا فرموده «و خدا آفريده هر جنبنده را از آب، 45- النور» واژه انعام بيشتر شتر را فرا گيرد و هم گاو گوسفند را و در لغت آنهايند كه سم شكافته نرم و سم بسته دارند چون شتر و آنها كه سم سخت دارند چون خر و اسب فرا نگيرد.
«براى شما گرمى دارند» يعنى جامه از ابن عباس و جز او و گفتند: هر چه از آن گرمى خواهند و از پشم و كرك و مو سازند و عبا و لحاف و جامه و فرش و جز آن را هم فرا گيرد. زجاج گفته: خداى سبحان گزارش داده كه در انعام گرم كن ماهست و نفرموده در آنها براى شما جلوگير از سرما است. زيرا هر چه از گرما پوشش باشد از سرما هم پوشش است.
و در جاى ديگر فرموده است «پيراهنها كه نگهدارند شما را از گرما 81- النحل» و دانسته شد كه نگهدار از سرما هم باشند و در اينجا هم چنين است و منافع ديگر هم دارند از باربرى و سوارى و شخم زدن زمين و شير دادن (و كشت كردن خ ب) و نژاد آوردن و از آنها بخوريد، يعنى از گوشتشان و زيور شمايند هنگامى كه از چراگاه بخوابگاه آيند و چون روز باز بچراگاه روند و زيباتر ديدن آنها همان بخوابگاه آمدنست كه پستان پر شير و شكم سير و كوهان افراشته دارند و هم چون بچراگاه روند و سر برافرازند و مردم گويند: اين جمال فلان و رمه او است.
«و برند بارهاى سنگين شما را» از هر كالا بشهرهاى دور كه خودتان جز با رنج فراوان بدان نتوانيد رسيد چه رسد بر دوش خود بارها را بدان كشيد اگر خدا اين چهار پايان را زير فرمان شما نياورده بود تا بار شما را بهر جا خواهيد برسانند، و گفتند يعنى نيمى از نيروى شما ميرفت تا خود را پياده بدان جاها رسانيد، و گفتند: يعنى بارهاى شما را بشهر مكه رسانند كه مركز بيابانها است، از ابن عباس و عكرمه ...
و اسب را براى شما آفريد و استران و خران تا سوار شويد بدانها براى نيازهاى خود و زيور شما باشند و اين منتى است كه خدا بخلقش داده و جانورى آفريده تا وسيله سوارى و زيورش باشد، و اين دليلى نشود كه گوشت آنها حرام باشد «و آفريند آنچه ندانيد» از بخشهاى جانور و گياه، و جماد براى منافع شما (اين اشاره دارد بوسائل سوارى كه در آن زمان نبوده چون اتومبيل و هواپيما و آنچه پس از اين آيد و بايد.) «و از پوست چهار پايان ساخت براتان» زيرانداز «و خانههاى سبك» يعنى چادر و خيمه كه بردن آنها در سفر آسان باشد «در روز كوچ شما از جايى بجائى «و روز ايست شما» در اردوگاه «و از پشم آنها» كه از ميش است و از كرك شتر و موهاى بز اثاث و انواع كالاى خانه از فرش و پشتى و جامه و عبا براى
زندگى و بازرگانى تا روز قيامت يا هنگام مردن، و بسا مقصود تا مرگ خود و يا چهار پا است.
و گفتهاند تا هنگام كهنه شدن و نابودى آن كالا و اشاره بفنا پذيريست كه نبايد خردمند بدان دلبندد و آن را بنعمت آخرت برگزيند.
عَلى ما رَزَقَهُمْ مِنْ بَهِيمَةِ الْأَنْعامِدلالت دارد بر حلال بودن شتر و گاو و گوسفند و نام خدا بردن در ذبح آنها بنا بر وجهى «جز آنچه بر شما خوانده شود» از حرمت مردار و خفه شده و كوفته شده و ذبيحه بىنام خدا و حرامهاى ديگر كه بيايند.
طبرسى- ره، در (ج 7 ص 85) مجمع گفته: و بدن شترهاى فربه است و گفتند تنومندان و گفتند: گاو و شترى كه توان قربانى كرد و «از شعائر خدايند» و اعلام دين و اعلام مناسك حج «براى شما در آنها نيكى است» و سود دنيا و آخرت و گفتند خير همان ثواب آخرت است، چنين آنها را در فرمان شما آورديم و رام شما كرديم تا تن دهند به نحر و ذبح بخلاف درندههاى سر پيچ و تا سود بريد از سوارى و باربرى و نتاجشان و بسا بدين نعمت شكر كنيد.» و راستى براى شما در چهار پايان عبرتيست و دليلى بر توانائى خدا بنوشيم بشما از آنها شير درونشان را و در آنها منافع بسيارى داريد در پشتشان و شيرشان و فرزندانشان و پشم و مويشان و از آنها ميخوريد از گوشت و نتاج و كسب با آنها و بر شتر و كشتى سوار شويد چنانچه فرمود: «و بار كرديم آنها را در خشكى و دريا 70- الاسراء» در خشكى بر شتر و در دريا بر كشتيها.
و از مردمان و جانوران كه در روى زمين جنبند و چهار پايان چون شتر و گوسفند و گاو رنگارنگند همچنان كه ميوهها و كوهها، و آفريديم براشان مانند كشتى نوح كشتيها كه بر آن سوار شوند. و گفتند منظور از آن كشتى خشكى است كه شتر است، از مجاهد است، و گفتند مانند كشتى شتر و گاو و الاغ است از جبائيست.