بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 116

ولى معلوم نيست بشارت عيسى (ع) به جملات فوق انجيل يوحنّا باشد، بلكه معلوم العدم است؛ زيرا اسم احمد كه در قرآن آمده در آن جملات نيست (دقت شود).

اين آيه مباركه دليل اقناعى براى مسلمانان است و اقناع و الزامى براى منكرين قرآن (نصارى) ندارد.

نظريات جمعى در مورد اناجيل‌

1- 2- ارنست رونان و فليسين شاله مانند بسيارى از دانشمندان ديگر پس از تحقيق، كتاب مقدّس را از جانب خدا نمى‌داند و تأليف آن را كار إنسان ميدانند والهى بودن آن را إنكار مى‌كنند.[1]

3- پفلايدار اعتراف مى‌كند كه: بحث پيرامون اعتبار تاريخى اين يا آن خطابه‌هاى أعمال رسولان، همانند همه نوشته‌هاى مذهبى، تاريخى عهد باستان كوششى كاملًا عبث است، همه خطابه‌هايى هستند كه در آن نويسندگان حرف‌هايى به دهان قهرمانان مى‌گذارند كه خود فكر مى‌كنند قهرمان در شرايط مفروض آن زمان قاعدتاً مى‌گفته است (كائوتسكى كارل، بنيادهاى مسيحيت، ترجمه عباس ميلانى ص 37،

4- جان ناس به استناد آراى جميع مؤرّخين بر تحريف انجيل حقيقى تأكيد مى‌كند و مى‌نويسد:

«محقّقان بالآخره به اين نتيجه نهايى رسيدند كه در كتاب عهد جديد، مذهب نوين مسيحى در باب شخصيت عيسى جرح وتعديل بسيارى حاصل شده است، ولى در مقدار آن مابين محقّقين رأى واحد حاصل نشده است‌[2]

5- كارل كائوتسكى در خصوص اعتبار انجيل هاى موجود مى نويسد:

[1]- تاريخ مختصر أديان بزرگ، ترجمه خدايار محبّى، ص 405

[2]- تاريخ جامع أديان، ترجمه على اصغر حكمت، ص 383.


صفحه 117

امروز مسلّم است كه به استثناى أقليت كوچكى از نوشته‌هاى مسيحيت اوليه، بقيه هيچ كدام توسط نويسندگانى كه اين آثار به آنها منسوب است نوشته نشده‌اند، و اغلب در تاريخ ديرتر از آنچه معمولًا إدّعا شده به تحرير در آمده‌اند، و متون اصلى در بسيارى از موارد، از طريق ملحقات و تجديد نظرهاى بعدى بطور بى‌شرمانه تحريف شده‌اند، و بالآخره امروز ثابت شده است كه انجيل‌ها وهيچ يك از آثار مسيحيت اوليه توسط يكى از هم عصران مسيح نوشته نشده است.[1]

دلايل ديگر

1- وجود قصه قتل عيسى هرچند دروغ است ولى ذكر آن در اناجيل بهترين شاهد بر اين است كه اناجيل توسط عيسى نوشته نشده است.

2- اناجيل چهارگانه و 27 رساله ديگر بنا به دستور امپراتور قسطنطنيه در قرن چهارم چنانچه گذشت از بين بيش از شصت انجيل و رساله انتخاب، يا حسب رأى بعضى از محقّقين از بين 160 انجيل ورساله برگزيده شده‌اند.[2]

3- اين اناجيل هيچ گاه بزبان عيسى (عبرى) نوشته نشده‌اند.

4- نويسندگان اناجيل اربعه شناخته شده نيستند و بعضى از محقّقين معتقدند كه متّى و يوحنّا و لوقا و مرقس، نويسندگان آنها نيستند؛ بلكه فقط به آنها نسبت داده شده است.

كرى ولف مى‌گويد در متن يونانى كلمه انجيل همراه آن اسامى به صورت مضاف و مضاف اليه نيامده؛ بلكه بين آنها كلمه كاتا(KATA) وجود دارد و اين كلمه به معناى (منسوب به) يا (به قول) مى‌باشد كه چنين ترجمه مى‌شود انجيل منسوب به متّى يا انجيل به قول متّى مثلًا.

[1]بنيادهاى مسيحيت، ترجمه عباس ميلانى، ص 33.

[2]- جاهليت واسلام، ص 445، يحى نورى.


صفحه 118

و اين دو تعبير كاملًا فرق دارد[1]

5- جان كريزوستوم روحانى مسيحى صريحاً اعتراف مى‌كند كه نام هاى نويسندگان انجيل ها را در پايان قرن دوم ميلادى بر روى آنها گذاشته اند و آنها را به شاگردان مسيح نسبت داده اند، تا مردم آن قصه هاى ساختگى را آسان تر باور كنند

6- خنده آور گفته اوگوستين كشيش معروف است كه مى‌گويد: اگر احترام آبروى كليساى كاتوليك نمى بود، من به انجيل اعتقاد نمى داشتم.[2]

اختلافات و تناقضات ميان انجيل هاى ساختگى‌

1- مدّت دعوت مسيح در انجيل جامع يك سال ولى در انجيل يوحنّا سه سال ذكر شده است.

2- انتشار دعوت مسيح در انجيل جامع (شامل اناجيل متّى، مرقس و لوقان) در شهر الجليل است ولى در انجيل يوحنّا در اليهوديه ذكر شده است.

3- ولادت عيسى در انجيل متّى (باب 2، آيه 19= 1) قبل از ميلاد در سال چهارم پادشاهى هروديس واقع شده ولى در انجيل لونا (باب 2، آيه 2 و 31) در سال ششم بعد از ميلاد واقع شده است.

4- آلبرت بايت فرانسوى در كتاب خود اخلاق انجيلى نوشته كه اناجيل به اخلاق معينى دعوت نمى‌كند؛ بلكه به اخلاق متناقضى فرا مى خوانند.[3]

5- مطالب اناجيل از يك طرف عيسى (ع) را از نظر كمال به مرتبه الوهيت رسانيده اند (نعوذ بالله) و از طرف ديگر از جنبه اخلاق و إيمان او را بسيار ضعيف تصوير نموده اند و

[1]مفهوم انجيل ها، ترجمه محمد قاضى، ص 106.

[2]مصدر سابق.

[3]- كرى ولف، مفهوم انجيل ها، ترجمه محمد قاضى، ص 114.


صفحه 119

اين تناقض آشكار است.

6- از همه مهمتر و فاجعه انگيزتر مسأله تثليث است كه تقريباً به معناى يك مساوى سه است. و هر دينى كه به توحيد واقعى خداوند جهان و آفريدگار همه موجودات قايل نباشد به قطعى ساخته دست بشرى است و باطل و بحث اين دو مطلب أخير گذشت.

جنگ هفتاد و دو ملت همه را عذر بنه‌

چون نديدند حقيقت ره افسانه زدند

نتيجه مباحث گذشته در ذيل اين دو عنوان (توضيحى در باره تورات و عهد عتيق) و (عهد جديد و انجيل) اين شد كه:

اولًا تورات و انجيلى كه از جانب خداوند نازل شده بود حتى قبل از طلوع اسلام دچار تصرفات و تغيير و تحوّلى زيادى شده است.

ثانياً ملحقات تورات و انجيل از اصل خود مشكوك است و مشروعيت خدايى آنها ثابت نيست.

بنا بر اين پيروى از اين دو كتاب و در نهايت تدين به يكى از اين دو دين با قطع نظر از فسخ آنها توسط دين الهى اسلام، مبرء ذمه إنسان در قيامت نمى‌شود.

قرآن چه مى‌گويد؟

قرآن مجيد اولًا اصل دو دين را دين بر حق وإلهى مى‌داند كه دين يهوديت براى بنى اسرائيل توسط يكى از انبياى بزرگ خداوند، موسى (ع) بن عمران، كه از جمله چند پيامبر اولى العزم خداوند مى‌باشد آورده شده و كتاب مقدّس تورات بر او نازل گرديده است كه فعلًا أثرى از آن وجود ندارد و دين نصرانيت و مسيحيت بتوسط حضرت عيسى (ع) بن مريم (ع) يكى ديگر از انبياى بزرگ و اولى العزم الهى ظاهراً باز براى بنى اسرائيل‌[1]فرستاده شد و

[1]- آيا دين مسيح، براى غير بنى اسرائيل نيز آمده بود و آيا بنى اسماعيل و ساير مردم در تدين به اين دين، مسؤوليت و مكلفيت داشته اند؟ مبحثى است نظرى و جواب آن نياز به تتبّع فراوان دارد.


صفحه 120

كتاب مقدس انجيل (البته يك انجيل نه چهار انجيل و يا چندين انجيل) بر حضرت عيسى (ع) نازل شد

و ثانياً قرآن از وقوع تحريف و تبديل در اين كتاب آسمانى خبر داده است.

آيات قرآن مجيد:

1- «نَزَّلَ عَلَيْكَ الْكِتابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقاً لِما بَيْنَ يَدَيْهِ وَ أَنْزَلَ التَّوْراةَ وَ الْإِنْجِيلَ مِنْ قَبْلُ هُدىً لِلنَّاسِ وَ أَنْزَلَ الْفُرْقانَ‌(آل‌عمران: 3 و 4)»

2- وَ يُعَلِّمُهُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ التَّوْراةَ وَ الْإِنْجِيلَ، وَ رَسُولًا إِلى‌ بَنِي إِسْرائِيلَ ...(آل‌عمران: 48 و 49)

3- قُلْ فَأْتُوا بِالتَّوْراةِ فَاتْلُوها إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ‌(آل‌عمران: 93)

4- وَ قَفَّيْنا عَلى‌ آثارِهِمْ بِعِيسَى ابْنِ مَرْيَمَ مُصَدِّقاً لِما بَيْنَ يَدَيْهِ مِنَ التَّوْراةِ وَ آتَيْناهُ الْإِنْجِيلَ فِيهِ هُدىً وَ نُورٌ وَ مُصَدِّقاً لِما بَيْنَ يَدَيْهِ مِنَ التَّوْراةِ وَ هُدىً وَ مَوْعِظَةً لِلْمُتَّقِينَ‌(المائدة: 46)

5- وَ لَوْ أَنَّ أَهْلَ الْكِتابِ آمَنُوا وَ اتَّقَوْا لَكَفَّرْنا عَنْهُمْ سَيِّئاتِهِمْ وَ لَأَدْخَلْناهُمْ جَنَّاتِ النَّعِيمِ، وَ لَوْ أَنَّهُمْ أَقامُوا التَّوْراةَ وَ الْإِنْجِيلَ وَ ما أُنْزِلَ إِلَيْهِمْ مِنْ رَبِّهِمْ لَأَكَلُوا مِنْ فَوْقِهِمْ وَ مِنْ تَحْتِ أَرْجُلِهِمْ ...(المائدة: 65 و 66)

6- لَقَدْ كَفَرَ الَّذِينَ قالُوا إِنَّ اللَّهَ ثالِثُ ثَلاثَةٍ وَ ما مِنْ إِلهٍ إِلَّا إِلهٌ واحِدٌ ...(المائدة: 73)

1- كتاب (قرآن) را بر تو بحق نازل نمود كه تصديق كننده پيش از خود است. و فرو فرستاد (تورات وانجيل) را از پيش براى هدايت مردم و فرقان را نازل كرد.

2- به عيسى كتاب و حكمت و تورات و انجيل را ياد داد و او را براى بنى اسرائيل پيامبر فرستاد.

3- بگو (به يهوديان) تورات را بياوريد پس (آن را) تلاوت كنيد اگر راست مى گوييد.

4- در پى آثار انبياء (مرسلين) عيسى پسر مريم را فرستاديم كه تصديق كننده تورات‌


صفحه 121

پيش از خود بود و به او انجيل را داديم كه در آن هدايت و نور و تصديق كننده تورات پيش از خود بود[1]و (نيز انجيل) هدايت كننده و موعظه گر متقيان بود.

5- اگر اهل كتاب إيمان مى‌آوردند بديهاى آنان را مى پوشانيديم و مؤكداً در بهشت هاى نعيم داخل شان مى نموديم و اگر به تورات و انجيل و چيزهاى كه از جانب پروردگار شان براى آنان نازل كرديم عمل مى‌كردند در بالاى (سر) خود و پايين پاى هاى خود (روزى) مى خورد.

6- آنانيكه خداوند را سومى سه تا مى‌گفتند محققاً كافر شدند و هيچ معبود يا خالقى جز معبود ويا خالق يگانه وجود ندارد.

7- إِنَّا أَنْزَلْنَا التَّوْراةَ فِيها هُدىً وَ نُورٌ يَحْكُمُ بِهَا النَّبِيُّونَ الَّذِينَ أَسْلَمُوا لِلَّذِينَ هادُوا وَ الرَّبَّانِيُّونَ وَ الْأَحْبارُ ...(المائدة: 44)

مؤكداً ما تورات را فرستاديم كه در آن نور و هدايت بود و انبيايى كه تسليم امر خدا بودند، و (نيز) به آنچه كه از كتاب خدا بياد داشتند، به آن حكم مى‌كردند.

8-الَّذِينَ يَتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النَّبِيَّ الْأُمِّيَّ الَّذِي يَجِدُونَهُ مَكْتُوباً عِنْدَهُمْ فِي التَّوْراةِ وَ الْإِنْجِيلِ ...(الأعراف: 157)

آنانيكه پيروى مى‌كردند رسول نبى را كه خط را خوانده نمى توانست (يهوديها و نصرانيها نام و يا صفات) او را در تورات و انجيل نوشته مى يابيدند

اگر در تورات و انجيل اين نوشته همه فهم پيدا نشود حتماً آن دو كتاب مورد تحريف قرار گرفته است‌

بلى ما نمى توانيم إدعا كنيم در تورات هيچ كلمه اى الهى نيست و همه آن محرف يهوديان است و قرآن برسول اكرم مى‌فرمايد«وَ كَيْفَ يُحَكِّمُونَكَ وَ عِنْدَهُمُ التَّوْراةُ فِيها حُكْمُ‌

[1]- هم خود عيسى و هم انجيل، تورات را تصديق نمودند.


صفحه 122

اللَّهِ ...(المائدة: 43)

بلى عادتاً آدم مطمئن مى‌شود در تورات خيلى از احكام إلهى هنوز وجود داشته باشد ولى توسط قرآن نسخ شده است و ديگر حكم فعلى خداوند در آن نيست‌

9-يا أَهْلَ الْكِتابِ لِمَ تَلْبِسُونَ الْحَقَّ بِالْباطِلِ وَ تَكْتُمُونَ الْحَقَّ وَ أَنْتُمْ تَعْلَمُونَ‌(آل‌عمران: 71)

بر مضمون اين آيه كه اهل كتاب عمداً دروغ مى‌گويند و حق را كتمان مى‌كنند آيه هاى 75 و 77 و 78 سوره آل عمران و غير اينها دلالت مى‌كنند.

10-وَ جَعَلْنا قُلُوبَهُمْ قاسِيَةً يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ عَنْ مَواضِعِهِ ...(المائدة: 13)

و آيه 41 مائده نيز بر تحريف الكلم دلالت دارد و نيز در سوره بقره مى‌فرمايد:«وَ قَدْ كانَ فَرِيقٌ مِنْهُمْ يَسْمَعُونَ كَلامَ اللَّهِ ثُمَّ يُحَرِّفُونَهُ مِنْ بَعْدِ ما عَقَلُوهُ وَ هُمْ يَعْلَمُونَ‌(البقرة: 75)

و هر سه آيه در مورد يهودى ها وارد شده است و تحريف در مورد انجيل كه يك انجيل را چند انجيل ساخته اند محتاج بيان نيست.

خصوصاً تثليث اختراعى نصارى در اناجيل كه در آيه 6 اين آيات سبب كفر آنان شده است و اين هم دو آيه ديگر كه شامل يهود و نصارى مى‌باشد: اى اهل كتاب چرا حق را مشتبه به باطل مى كنيد (آيه نهم گذشته)

1- بگو اى اهل كتاب چرا به آيات خداوند كافر مى شويد (آل عمران 98).

2- اى اهل كتاب چرا در دين خود زياده روى مى نمائيد.

شعارهاى سه گانه‌

مجبره و مفوّضه و بين الأمريهاى إماميه‌

1- سبحان من لا يدخل فى ملكه الا ما يشاء- (مجبره)

2- سبحان من تنزّه عن الفحشاء (مفوضه اعتزالى)

3- سبحان من لا يدخل فى ملكه ما لا يشاء و سبحان من تنزّه عن القبيح والفحشاء (امر


صفحه 123

بين الامرين إماميه)[1]

هر كس آيات كثيره مقدّسه قرآن مجيد را كه مورد استدلال متكلّمين اسلامى در اثبات جبر يا تفويض اعمال مكلّفين واقع شده بخواند و دقت فراوانى در مداليل آنها بدور از پيروى و تقليد از گذشته گان، در پناه براهين عقلى و احاديث معتبر بنمايد ميداند كه شعار سوم مطابق مدلول كتاب و سنت و براهين عقلى مى‌باشد و نگارنده كم بضاعت دانشمندى را نديده كه اين حقيقت عميق و شيرين را دركتب حكمت و كلام بيان كرده باشد.

و تفصيل اين بحث طويل و عريض را بايد در جزء دوم صراط الحق مطالعه نمود، تا همه گونه تعارض ظاهرى بين آيات و بين قواعد عقلى از بين برود و اين مشكله عويصه به بهترين وجه حل و از ذهن شما بيرون گردد. فَسلامٌ على السفينة المحمدية المنجية لراكبها.

افتراء بر خداوند (ج)

قُلْ آللَّهُ أَذِنَ لَكُمْ أَمْ عَلَى اللَّهِ تَفْتَرُونَ‌(يونس: 59)

از اين آيه مباركه روشن مى‌شود كه هر چه خداوند به آن اذن نداده باشد نسبت آن بخداوند افتراء شمرده مى‌شود چه نسبت دهنده علم به كذب آن چيز داشته باشد و يا در صحت و بطلان آن شك و تردّد داشته باشد و حتى مظنون الاذن باشد چون ظن حجت نيست. و افتراء بر خداوند و غير خداوند حرام است. آنچه كه شديداً مايه تأسف است اين است كه جماعتى از صوفيه و عرفاى دروغين و متعصّبين نادان مذهبى كه در دام شيطان سقوط كرده‌اند مطالبى را بعنوان حديث قدسى اختراع و بخداوند نسبت داده اند و جماعتى مطالب ذهنى‌

[1]- يعنى هردو شعار با هم درامريبين امرين كه امامان اهل البيت بيان كرده‌اند قابل جمع هستند ومتعارض نيستند. عمده بايد معناى امريبين امرين دانشته شود كه اختلاف آيات وارده دراعمال بندگان ازبين مى رود وعظمت قرآن روشن مى‌شود.