بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 316

انّى بر آنچه كه نوشتيم دارد و هو اعلم بل هو العالم بالأصلح من كلامه و نحن لا نعلم إلا ما علمنا منزل القرآن.

عبادت جن‌

«بَلْ كانُوا يَعْبُدُونَ الْجِنَّ أَكْثَرُهُمْ بِهِمْ مُؤْمِنُونَ»سبإ: 41؛ ملائكه عرض كردند كه مشركين، جن را پرستش مى‌كردند، اكثر آنان به جن ايمان داشتند. شايد اطاعت از وسوسه‌هاى شيطان به عبادت تفسير شده است، ممكن است جمعى ابليس و لشكر او شياطين را واقعاً مى‌پرستيدند و نيز ممكن است مراد از عبادت اطاعت بى چون و چرا از شياطين باشد كه در قرآن شواهدى بر آن پيدا مى‌شود؛ مانند«أَ رَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلهَهُ هَواهُ أَ فَأَنْتَ تَكُونُ عَلَيْهِ وَكِيلًا»الفرقان: 43؛ و از اين آيه روشن تر آيه 42 و 44 سوره مريم و آيه 60 يس است‌«أَ لَمْ أَعْهَدْ إِلَيْكُمْ يا بَنِي آدَمَ أَنْ لا تَعْبُدُوا الشَّيْطانَ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبِينٌ»يس: 60؛ صاحب تفسير الميزان مى‌گويد: مشركين ملائكه را مبدأ خيرات عالم مى‌دانستند و براى جلب منفعت آنان را مى‌پرستيدند و جن را مبادى شرور عالم مى‌دانستند و آنان را براى دفع ضرر مى‌پرستيدند. پس مراد از جن، مبادى شرّ جهان است، نه ابليس و فرزندان او.؛ ولى قول اول به نظر ظاهر تر مى‌رسد.

درجات رزق‌

«قُلْ إِنَّ رَبِّي يَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ يَشاءُ مِنْ عِبادِهِ وَ يَقْدِرُ لَهُ وَ ما أَنْفَقْتُمْ مِنْ شَيْ‌ءٍ فَهُوَ يُخْلِفُهُ وَ هُوَ خَيْرُ الرَّازِقِينَ»سبإ: 39؛ بگو پروردگارم روزى را براى كسى كه بخواهد توسعه مى‌دهد و براى كسى كه بخواهد كم مى‌دهد و چيزى را كه انفاق كنيد عوض آن را مى‌دهد و او بهترين روزى دهندگان است.

نبايد از كم فكرى صدر آيه را چنين معنى كنيم كه قسمت روزى زياد و كم از قدرت آدمى و اسباب عقلايى بيرون است و تنها به اراده خداوند است. در حالى‌كه خداوند


صفحه 317

در سوره جمعه مى‌فرمايد: وقتى نماز جمعه تمام شد برويد و طلب روزى كنيد «وَابْتَغُوا مِن فَضْلِ اللَّهِ» شكى نيست كه عقلًا و شرعاً بايد مردم از راههاى عقلايى براى به دست آوردن روزى بروند همين اسباب عقلايى سبب زيادتى و كمى روزى مى‌شود تقدير خداوند در ضمن قانون سببيت صورت مى گيرد و اين بحث كلى در همه جا جارى است زنده شدن و زنده بودن و مردن به اراده خداوند است؛ ولى از راه قانون عمومى عليت و سببيت. بلى قضا و قدر الهى بى حساب نيست؛ بلكه دقيقاً از راه اسباب است و بايد همه بدانيم كه قانون عليت نيز از اراده خدا نافذ شده است و قابل تخصيص نيست و در مورد معجزات بازهم قانون عليت تخصيص نمى خورد؛ بلكه علل و اسباب قوى تر جايگزين اسباب عادى مى‌شود (دقّت شود كه مطلب فهميده شود)

ذيل آيه مطلب نويد بخش و تشويق كننده دارد كه مى‌فرمايد: آنچه از اموال خود را در راه خدا- فقرا و جهات عامه- انفاق كنيد خداوند (ج) جاى آن را پر مى‌كند. خداوندا به اين بنده ضعيف خود و همه مؤمنين توفيق انفاق را مرحمت فرما و مطابق وعده خود در قرآن از فضل و كرمت يكى را به هفت صد يا بيشتر عوض عطا بفرما. بلى خداوند نفقه را بيمه كرده است؛ بيمه فوق العاده.!

علّت اولى خلق انسان‌

«وَ ما آتَيْناهُمْ مِنْ كُتُبٍ يَدْرُسُونَها وَ ما أَرْسَلْنا إِلَيْهِمْ قَبْلَكَ مِنْ نَذِيرٍ»سبإ: 44؛ ما در گذشته از كتابهاى آسمانى را (به قوم تو) نداده بوديم كه مى خواندند و ما پيش از تو بيم دهنده اى براى آنان نفرستاده بوديم. از اين آيه به خوبى پيدا است كه پيش از پيامبر (ص) مردم مكه پيامبر و دينى نداشته‌اند و همانند بنى اسرائيل بعد از اسحاق و يعقوب و يوسف و موسى و عيسى و ساير انبيايى كه براى آنان آمدند، بعد از اسماعيل پيامبر و كتابى براى آنان (عربهاى مكه) نيامده بود. بنابراين دو ايراد به زعم جمعى از متكلّمين شكل مى گيرد:


صفحه 318

اول، به زعم مشهور كه عبادت را علّت غايى اولى خلقت انسان مى‌دانند آفرينش اين مردم و انسان‌هاى غربى و آفريقايى و سر زمينهاى دور ديگر كه پيامبر نداشته‌اند لغو و بيهوده مى‌شود، تعالى الله عنه.

دوم، آنانى كه تكليف انسان را به دين، بر خداوند متعال واجب مى‌دانند در مورد اين آيه هيچ جوابى ندارند.

از مطالعه مجموع آيات به دست مى‌آيد كه عبادت علّت غايى ثانوى انسان است. انزال كتب و ارسال رسل براى انسان‌هاى نسبة پيش رفته بوده كه مع الوصف، جز عده كمى شرايع و رسالت انبياى خداوند را نپذيرفته اند«وَ قَلِيلٌ مِنْ عِبادِيَ الشَّكُورُ»و اگر كسى بخواهد كفر و فسق و جهل و انكار و بى وفايى اكثريت بشر را به عهد الهى و عدم شكر گزارى و عدم ايمان آنان را بداند به معجم مفهرس قرآن رجوع كند.

به هرحال علّت اولى خلقت انسان معلوم نيست، و علّت ثانوى عبادت است؛ لذا در مواردى كه مردم فاقد دين و شريعت بوده‌اند نقصى وارد نمى‌شود. از اعتراض يا سؤال ملائكه در مورد خلافت آدم و جواب خداوند به آنان و تعليم الاسماء به حضرت آدم و عجز ملائكه از جواب آدم چيزهايى دانسته مى‌شود كه من آن را در اين محل نمى خواهم بيان دارم. والله العالم.

جن هم مثل انس‌

«وَ لَقَدْ ذَرَأْنا لِجَهَنَّمَ كَثِيراً مِنَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ لَهُمْ قُلُوبٌ لا يَفْقَهُونَ بِها وَ لَهُمْ أَعْيُنٌ لا يُبْصِرُونَ بِها وَ لَهُمْ آذانٌ لا يَسْمَعُونَ بِها أُولئِكَ كَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُولئِكَ هُمُ الْغافِلُونَ»الأعراف: 179؛ ما قسمت كثيرى از نوع جن و انس را براى دوزخ آفريديم، اينان دلهايى دارند كه به آن‌ها نمى فهمند و چشم هايى دارند كه با آن‌ها نمى بينند و گوشهايى دارند كه با آن‌ها نمى‌شنوند، اينان؛ مانند چهارپايان اند؛ بلكه گمراه تر و اينان در غفلت هستند.


صفحه 319

بايد بگوييم كه معاندان و يا مقصران هستند كه به شهوت و غضب خود با دين خدا و رسولان او به مخالفت و انكار بر خواستند و گرنه مستحق دوزخ نبودند.

وكثير ديگر از جن و انس يا جاهل قاصر اند و يا مؤمن مطيع كه دسته اخير براى بهشت خلق شده‌اند.

اجر رسالت رسول اكرم (ص)

در چند آيه چند تن از پيامبران (ع) صراحة و آشكارا گفته‌اند كه ما از شما مزد نمى خواهيم و پيامبر اسلام (ص) نيز چنين فرموده است؛ ولى در بعض از موارد آن حضرت (ص) از مردم مزد خواسته است.

در سوره سبأ آيه 47 كه مورد نظر ما است پيامبر مى‌فرمايد: اجرى كه از شما خواسته ام (بازهم) به نفع شما است پس معلوم مى‌شود كه پيامبر بر خلاف ساير انبياء اجرى از أمّت خود طلبيده؛ ولى مى‌فرمايد آن اجر هم براى شما است و مزد شخصى من بر خداوند است.

سؤالى كه پيدا مى‌شود كه اجر پيامبر از أمّت كه به نفع خود أمّت است چه مى‌باشد كه ظاهرش براى اوست و باطنش به نفع مردم است؟

جواب اين سؤال را آيه 23 شورى مى‌دهد:«قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى‌ ...»الشورى: 23؛ من از شما مزدى جز محبّت در حق قرابت خود نمى خواهم. ذوى القربى پيامبر (ص) فاطمه و پسران او و على (ع) مى‌باشند. ممكن است بگوييم عموها و عموزاده ها و ساير خويشاوندان او را نيز شامل مى‌شود. ممكن است بگوييم قيد (فهو لكم) اين مزد هم براى شما است قربى را مخصوص به چهار تن كنند كه در آيه تطهير با پيامبر يكجا به نام اهل البيت معرفى شده و از رجس تطهير شده‌اند. و جمعى از دانشمندان اهل سنّت محبت اهل بيت را از اركان ايمان دانسته اند. به هرحال محبّت و دوستى با اهل بيت آن حضرت (ص) موجب شفاعت اهل بيت از محبّان در بهشت مى‌شود.


صفحه 320

تفسير سوره‌ى فاطر[1]

«الْحَمْدُ لِلَّهِ فاطِرِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ جاعِلِ الْمَلائِكَةِ رُسُلًا أُولِي أَجْنِحَةٍ مَثْنى‌ وَ ثُلاثَ وَ رُباعَ يَزِيدُ فِي الْخَلْقِ ما يَشاءُ إِنَّ اللَّهَ عَلى‌ كُلِّ شَيْ‌ءٍ قَدِيرٌ»فاطر: 1؛ سپاس خدايى را كه شكافنده آسمان‌ها و زمين است و قرار دهنده ملائكه را رسولان خود كه داراى بالهاى دوگانه و سه گانه و چهارگانه اند او به اراده خود در آفرينش زياد مى‌كند زيرا خدا بر هر كارى توانا است.

آنچه از اين آيه به دست مى‌آيد و مى فهميم:

1- شكافتن آسمان‌ها و زمين دليل بر حدوث آن‌ها و بطلان قدم آن‌ها مى‌باشد، و تخيلات فلاسفه مسلمان و غير آنان از مادّيين بر قديم بودن جهان مادّى همه باطل مى‌شود! اين تعبير قرآن با آغاز شدن جهان مادّى با انفجار بزرگ كه در قرن بيست و يكم سر زبان‌ها و قلمها افتاده است بسيار مناسبت دارد هرچند كه تا هنوز علمى نشده است. علوم روز از راههاى گوناگون حدوث جهان مادّه را مطابق ظواهر آيات قرآنى ثابت مى‌دارد. در قرن گذشته وقتى اتم تجزيه شد قدم مادّه كه مورد اصرار مادّيين بود از بين رفت؛ زيرا فهميدند كه ذرات اتم مركّب از اجزاى متعدّد ديگرى بوده و مركّب قديم نمى‌شود، علم تجربى بيرحمانه شكم خداى مادّيين را شكافت و مادّيين تا امروز چيز مادّى ديگر را نيافتند كه بگويند اين شئ مبدأ جهان مادّى است، ذليلانه گفتند كه پيدا كردن آن به عهده علم تجربى در آينده است، بعضى ادّعا كرده‌اند كه اجزاى اتم نيز تجزيه شده است. اگر راست باشد اين خبر مرگ آور ديگرى براى مادّى گرى است كه موجود مادّى اگر صد مرتبه تجزيه شود بازهم مركّب است و شايستگى مبدئيت جهان مادّه را ندارد و اين قانون قطعى از زمان خواجه نصير طوسى مؤلّف‌

[1]- اين سوره مكى و داراى 145 آيه است.


صفحه 321

تجريدالإعتقاد و احتمالًا قبل از زمان ابو على سينا مسلم بوده است.

2- ملائكه اجسام لطيف هستند[1]نه جواهر مجرّده طولى و عرضى كه حكماء و فلاسفه در قوه خياليه خود در مورد آن‌ها مبالغه كرده‌اند. ما معناى بالهاى متفاوت ملائكه را كه در اين آيات بيان شده درست نمى فهميم و علم به آن‌ها را به خالق آنان موكول مى‌كنيم، ولى در مجموع، جسمانيت لطيف آنان ثابت مى‌شود خصوصاً كه جبرئيل به شكل انسان در آمده و مريم و ابراهيم و لوط (ع) او را ديده است و خصوصاً كه نزول و عروج به آن‌ها در قرآن نسبت داده شده و هيچ دليلى بر تأويل اين ظواهر نداريم.

ملائكه رسولان خداوند هستند و مقتضاى اطلاق اين آيه و دلالت آيات ديگر، اين رسالت ظاهراً تشريعى و تكوينى مى‌باشد. مثلًا: رسالت در آوردن وحى الهى براى انبياء و رسولان الهى در كره زمين به سر كردگى جبرئيل امين (ع)«إِذْ قالَتِ الْمَلائِكَةُ يا مَرْيَمُ إِنَّ اللَّهَ يُبَشِّرُكِ بِكَلِمَةٍ مِنْهُ اسْمُهُ الْمَسِيحُ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ وَجِيهاً فِي الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ وَ مِنَ الْمُقَرَّبِينَ‌آل‌عمران: 45؛ و آيه (18- 39)

زيرو رو كردن سر زمين حضرت لوط (ع) و نابود نمودن قوم او، نفخ روح در رحم مريم مادر عيسى (ع) بردن پيامبر اسلام به معراج به وسيله ماشين فوق العاده براق و رفرف و انزال او به زمين و كارهاى ديگر.

[1]- ملائكه را صحابه نديده اند، شب قدر ملائكه نازل مى‌شوند و انسان‌ها در طول تاريخ آن‌ها را نديده اند، ملائكه قابضان ارواح را نديده اند جسم لطيف ديده نمى‌شود، و به عبارت مختصر و روشن جسم لطيف مانند باد به چشم درك نمى‌شود و ملائكه تا زمانى كه به اراده خدا به شكل انسان- 0 مثلًا- تبديل نشود انسان آن را نمى بيند. آيا بعضى از حيوانات چشم شان جن را ديده مى‌تواند؟ جواب آن را نمى‌دانيم. ولى اين مطلب را از قرآن مى‌دانيم كه ملائكه به إذن خداوند مى‌توانند به شكل انسان در بيايند و در اين صورت هم مؤمنين و هم كافرين آنان را ديده مى‌توانند قوم لوط ملائكه را به شكل جوانان با جمال ديدند. انبياء ملائكه را ديده اند و حتّى حضرت ابراهيم براى آنان گوشت پخته آورد و اعتقاد كرد كه افراد انسان هستند.


صفحه 322

گرفتن ارواح افراد انسان به تاريخ هاى مشخّص به دقيقه و ثانيه در سراسر كره زمين پس از خلقت انسان به راهنمايى و دستور حضرت ملك الموت عزرائيل (ع) كار دقيق و مستمر در 24 ساعت شبانه روزى و احتمالًا جابجايى ارواح در عالم برزخ‌[1]و عذاب كنندگان در موقع موت كفّار. كاتبين كرام كه اعمال بندگان را مى نويسند نه تنها از انسان كه احتمالًا اعمال خوب و بد جن و ساير مكلّفين را در آسمان ها نيز مى نويسند. در يك آيه مى‌خوانيم:«إِنَّ رُسُلَنا يَكْتُبُونَ ما تَمْكُرُونَ»يونس: 21؛ رسولان ما مكرهاى شما را مى نويسند.«كِراماً كاتِبِينَ، يَعْلَمُونَ ما تَفْعَلُونَ»الإنفطار: 11 و 12؛ ملائكه حفظ كنندگان، خداوند بر شما حفظ كنندگان را مى فرستد تا وقتى كه مرگ يكى از شما برسد (انعام آيه 60) شايد ملائكه‌اى معقبات (رعد 11) نيز از همين دسته‌اند و نيز ملائكه‌اى كه براى تقويت مجاهدين در بعضى از غزوات آن حضرت (ص) آمدند از همين جمله هستند.

تدبير حوادث زمين؛ مانند تهيه مقدار معين باران كه از درياها گرفته مى‌شود و راندن بادها به اماكن مختلف و انجام كارهاى زراعت و دهها كار ديگر توسط ملائكه مدبّرات امور مى‌باشند.

امكان دارد مديريت اين كارها توسط حضرت ميكائيل (ع) صورت بگيرد، و تعيين مقادير آبهاى باران و گياهان و نباتات خوردنى انسان و حيوان از زمين و هوا و حتّى از كرات ديگر (اشعه كيهانى) توسط فرشتگان زير نظر او تنظيم گردد.«هَلْ مِنْ خالِقٍ غَيْرُ اللَّهِ يَرْزُقُكُمْ مِنَ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ فَأَنَّى تُؤْفَكُونَ»فاطر: 3؛

انجام مقدّمات قيامت از نفخ صور و غيره به رياست حضرت اسرافيل (ع) و نيز سرپرستى‌

[1]- ممكن است فرشتگان زير دست عزرائيل به مراتب از فرشتگان زير دست جبرئيل بيشتر باشند و طبق حديثى آخرين فرشته‌اى كه به دستور خداوند در نفخ اول مى ميرد عزرائيل است.


صفحه 323

دوزخ توسط ملائكه غلاظ و شداد نيز زير فرمان او باشد«لا يَعْصُونَ اللَّهَ ما أَمَرَهُمْ وَ يَفْعَلُونَ ما يُؤْمَرُونَ»التحريم: 6؛ و ممكن است همه ملائكه معصوم باشند«وَ لِلَّهِ يَسْجُدُ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ مِنْ دابَّةٍ وَ الْمَلائِكَةُ وَ هُمْ لا يَسْتَكْبِرُونَ، يَخافُونَ رَبَّهُمْ مِنْ فَوْقِهِمْ وَ يَفْعَلُونَ ما يُؤْمَرُونَ»النحل: 49 و 50؛. والله العالم.

و كارهاى متنوع ديگر در غير كره زمين خصوصاً در كراتى كه مكلّفين عاقل مختار داراى حقايق نوعيه مغاير حقيقت انسان و جن، كه در تصوّر ما نمى‌آيد و در يك كلام مى‌شود احتمال داد- البته مجرّد احتمال- كه ملائكه بعلاوه عبادت حق تعالى وظايف گوناگون جهان مادّه را در آسمان‌ها و كهكشان‌ها مطابق اراده خدايى كه لا حول و لا قوة الا به، به عهده دارند. و ممكن است انجام همين وظايف در مورد جمعى از ملائكه عبادت شان باشد، و ممكن است كه بعضى از فرشتگان تنها عبادت ركوع و يا سجود يا قيام را داشته باشند«وَ ما مِنَّا إِلَّا لَهُ مَقامٌ مَعْلُومٌ، وَ إِنَّا لَنَحْنُ الصَّافُّونَ، وَ إِنَّا لَنَحْنُ الْمُسَبِّحُونَ‌الصافات: 164- 166؛

ظاهراً در نوع ملائكه هيچ عاصى و متخلّف وجود ندارد و همه مؤمن و مطيع امر خداوند هستند و از نوعى اختيار هم بر خودارند. در فضيلت آنان همين بس كه خداوند در قرآن مى‌فرمايد:«آمَنَ الرَّسُولُ بِما أُنْزِلَ إِلَيْهِ مِنْ رَبِّهِ وَ الْمُؤْمِنُونَ كُلٌّ آمَنَ بِاللَّهِ وَ مَلائِكَتِهِ وَ كُتُبِهِ وَ رُسُلِهِ ...»البقرة: 285؛ (دقّت كنيد) هركس دشمن خدا و فرشتگان او و رسولان او جبرئيل و مكائيل باشد محقّقاً خداوند دشمن كافران مى‌باشد (بقره 97 و 98) از اين آيه اين احتمال به وجود مى‌آيد كه ميكاييل بعد از جبرييل قرار دارد.

فوايد:

1- بعيد نيست ملائكه خواب نداشته باشند.«يُسَبِّحُونَ اللَّيْلَ وَ النَّهارَ لا يَفْتُرُونَ»الأنبياء: 20؛«فَالَّذِينَ عِنْدَ رَبِّكَ يُسَبِّحُونَ لَهُ بِاللَّيْلِ وَ النَّهارِ وَ هُمْ لا يَسْأَمُونَ»فصلت: 38؛

2- ملائكه مختار هستند نه مضطر و مجبور و بى اراده‌«وَ مَنْ يَقُلْ مِنْهُمْ إِنِّي إِلهٌ مِنْ دُونِهِ‌