ملت مضر باشد و همچنين ذخيره آنها نيز حرام است ولى نه براى كسى كه از گمراهى آن ايمن است و ميخواهد جواب آنرا بنويسد و اجتماع را از مفاسد آن باخبر كند و اين كار داخل امر بمعروف و نهى از منكر و ارشاد است كه واجب كفائى ميباشد و بعضى مجلهها نيز خريدن آن حرام است زيرا جز فساد و تباهى نتيجه ندارد.
(10) فروش اسلحه بكفار در موقع حرب زيرا اين كار موجب تقويه آنان ميشود.
(چون باء ما بر اختصار است به همين مقدار اكتفاء نموديم)
موضوع دوم:
مصارف زوجه كه عبارت از خوراك و پوشاك و مسكن مطابق شئون زن باشد برعهده شوهر است ولو زن ثروتمند باشد و همچنين مصرف پدر و مادر اولاد و اولاد اولاد كه فقير باشند بر شخص لازم است اگر متمكن نباشند. و نفقه بقيه اقارب واجب نيست ولى مستحب و نيكو است.
موضوع سوم:
عدهيى از فقها تشبيه مسلمان را بكافر حرام دانستهاند اين فتوى در عالم اقتصاد تاثير بسزائى دارد زيرا روح ابتكار عمل را در بدن جامعه مىدهد، مثلا يك جنس بيك شكل در كشورهاى خارجى درست ميشود و مردمان آنرا استعمال مىكنند براى مسلمان استعمال آن جنس كه صدق تشبيه كند حرام است ولى اگر همان جنس در كشورهاى اسلامى درست شود و تشبيه نباشد حرام نيست، لذا مسلمان مجبور است در عالم صنعت ابتكار را بدست گيرد و از استيراد اشيا خارجى خوددارى ورزد.
موضوع چهارم:
استخدام اجبارى بهر نوع و بهركسى كه باشد روا نيست بايد كاريگر را بكارش راضى نمود ولى بعد از قرارداد صحيح كاريگر نميتواند از پيمان خود منصرف شود.
موضوع پنجم:
در معاملاتى كه غبن و غش و عيب و امثال آن واقع شود هركس كه خساره متوجه اوست ميتواند معامله را طبق تفاصيليكه در فقه مذكور است بر هم بزند و اين حق (خيار) گفته و ناميده مىشود.
موضوع ششم:
هركس در مايملك خود حق تصرف را دارد مگر اينكه موجب ضرر ديگران شود. درين وقت اختيارات او محدود ميشود به تفصيلى كه در فقه بيان شده و قاعده (لا ضرر ...) در علم فقه و لسان علماء اسلامى معروف و متداول است. و ازين قاعده در خيلى از موارد بنفع مردم استفاده مى شود.
موضوع هفتم:
صناعاتى كه نظام حيات بر آنها استوار است. مانند خياطى و نجارى و طبابت و آهنگرى و امثال آن در اسلام بر همه مكلفين واجب كفائى است كه بايد آنها را بجا آورند و حاكم شرعى ميتواند در فرض ترك عمومى بعضى از مردم را وادار كند كه عملهاى مذكور را شغل خود قرار دهند. و اينكه گفتيم استخدام اجبارى در اسلام نيامده در غير اين مورد ميباشد.
موضوع هشتم:
ربا در اسلام بشديدترين نوعى تحريم شده و داراى احكام و فروعات زيادى است كه نميشود آنها را در اينجا بيان كرد و البته منع ربا در عالم اقتصاد و اوضاع اخلاقى تاثير عميقى دارد.
موضوع نهم:
احتكار كه عبارت از نگهداشتن مال است بجهت بلند رفتن قيمت آن درحاليكه جنس مذكور مورد احتياج مسلمانان است و جنس مذكور در جاى ديگر پيدا نميشود. درين مورد حكومت اسلامى ميتواند محتكر را مجبور بفروش نمايد، لكن قيمت را نميتواند تعيين كند ولى اگر قيمت
معينه از طرف مالك محتكر براى عموم مردم مضر باشد حكومت اسلامى حق مداخله را در تعيين نرخ آن دارد و مالك را مجبور ميكند كه بقيمت نازلتر بفروشد و در موضوع احتكار جزئيات و مسايلى است كه از خود احكامى دارد كه در علم فقه مفصلا بيان شده است.
موضوع دهم:
اسراف و زيادهروى در اسلام حرام است.
اسراف و تبذير عبارت از صرف مال است در مورديكه غرض عقلائى در آن نباشد، مثلا در همين تازگى بعضى جرائد شرقى خبر دادند در امريكا ملياردها بانوت دلار سيگار خود را آتش ميزنند. و ازين قبيل كارها در بين طبقه ثروتمند و مترفين خيلى زياد ديده و شنيده ميشود ولى اسلام اين كار زشت را جدا قدغن فرموده است و دست مالك را ازين نوع تصرفات احمقانه كوتاه نموده است.
موضوع يازدهم:
ميراث كه يكى از عوامل مهم تقسيم ثروت در جامعه است در اسلام بنحو مخصوصى پىريزى شده مثلا يكى از دقتهاى آن اينست كه حق دختران نصف حق پسران قرار داده شده و شايد يكى از علل آن اينست كه در اسلام مصارف زنان بعهده شوهرانشان ميباشد[1]و از جهاد نيز معافند، و مردان مكلف بتاديه مصارف عائله و مامور بدفاع از خاك و وطن و ملت خود ميباشند، لذا در تقسيم ميراث اين نكته بخوبى مراعات شده.
موضوع دوازدهم:
كفاراتى كه بر بعضى از گناهان معين شده خدمت شايانى براى فقر مينمايد.
[1]و روى اين حساب در حقيقت دو حصه ثروت مورد استفاده زن واقع ميشود و يك حصه مورد استفاده مرد!
موضوع سيزدهم:
اوقافست كه براى تامين مصالح اجتماعى انجام ميگيرد و بطوريكه تجربه نشان داده است اوقاف با وصف عدم لزوم آن بر مردم از طرف شريعت يك ركن مهمى را اقامه مىدارد، زيرا نصائح اخلاقى اسلامى در قلبهاى مردم و نفوس آنان تاثير زيادى دارد كه قهرا آنها را وادار ميكند كه بر علاوه واجبات كمك مالى مستحبى را نيز انجام دهند و اوقاف از خود احكامى دارد كه مربوط بعلم فقه است.
موضوع چهاردهم:
مساعدتهاى مستحبى كه باشخاص فقير و براى بهبود مصالح از طرف شارع باغنيا دستور اكيد داده شده و مراد از (مستحب) اينست كه اگر كسى آنرا عمل نكرد در قيامت عذاب نميشود، ولى شارع اسلام تاكيدات متنوعى درباره همچه كمكها نموده است و مكافات مهمهئى جهت پاداش آنها مقرر فرموده است كه قهرا در نفوس اغنياء تاثير خوبى نموده و آنها را وادار ميسازد كه بكمال رضاء و اختيار خويش در امور خيريه اجتماع شركت جويند و فقرا و مستمندان را بر علاوه كمكهاى لازم و واجب يارى نمايند چنانچه احوال اغنياى متدين از عصر مشعشع نبوت تاكنون شاهد قطعى بر انست اينك ما چند نمونه ازينگونه دستور هاى اسلامى را درينجا نقل ميكنيم.
(1)(مَثَلُ الَّذِينَ يُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِالايه) درين آيه مباركه خداوند جزاى يك افغانى را كه در راه او داده ميشود به هفتصد افغانى مكافات (و احيانا به بيشر از هفتصد) وعده داده است.
2(لَنْ تَنالُوا الْبِرَّ حَتَّى تُنْفِقُوا مِمَّا تُحِبُّونَ)تا از چيزهاى مورد توجه خود انفاق نكنيد هرگز بخوبى نخواهيد رسيد. يعنى شرط حصول سعادت براى شما گذشتن شما از اموال دوستداشتنى شما بنفع فقراء و شئونات قومى شما ميباشد.
(3)(وَ ما تُقَدِّمُوا لِأَنْفُسِكُمْ مِنْ خَيْرٍ تَجِدُوهُ عِنْدَ اللَّهِ)قران ميفرمايد. هرچه در راه خدا خيرى رسانيده باشيد در قيامت دوباره بشمارد مىشود.
(4) (و ما انفقتم من شيء فهو يخلقه) هرچه بمردم فقير يا جهات عامه كمك كنيد عوض دارد.
(5)(أَنْفِقُوا مِمَّا رَزَقْناكُمْ مِنْ قَبْلِ أَنْ يَأْتِيَ يَوْمٌ لا بَيْعٌ فِيهِ وَ لا خُلَّةٌ وَ لا شَفاعَةٌ)(از نعمتهائيكه بشما دادهايم انفاق كنيد پيش از آمدن روزيكه تجارت و دوستى و وساطت در آن نباشد (مراد يا آخر روزهاى حيات است يا روز قيامت) از آيات مقدسه قران كه درين مورد زياد است بهمين مقدار اكتفاء ميشود و اينك از سنت متبركه نبوى (ص) چند حديثى را ارائه ميدهيم.
(1) سعىكننده در حصه فايده رسانيدن به بيوهزنان و بيچارگان مثل جهادكننده در راه خداوند است. يا مثل كسيكه روزها روزه بگيرد و شبها را بعبادت به صبح برساند.
(2) من و سرپرست يتيم مثل اين دو (انگشت سبابه و بزرگ) با هم در بهشتيم. منظو بيان علو مقام اوست در روز قيامت. و اين جمله شريفه بهترين مشوقيست براى اعانه به ايتام و تاسيس موسساتى براى تربيت و اعاشه آنها[1].
(3) زمين قيامت (جائيكه بشر براى حساب و مكافات در انجا حشر ميشود) آتش است غير از مقدار سايه مومن و اين سايه از صدقه دادن پيدا ميشود.[2]
(4) رزق را بوسيله صدقه جلب كنيد و مريضان خود را بصدقه معالجه كنيد[3]
(5) از آتش جهنم بپرهيزيد (بصدقه) اگرچه به نصف دانه خرما باشد زيرا خداوند او را بزرگ مىكند تا در قيامت بزرگتر از يك كوه بزرگ شده و بشما داده ميشود[4]
[1]اين دو روايت و نظائر آنرا در صفحه 37 ج 4 صحيح بخارى و صفحه 221 ج 8 صحيح مسلم بخوانيد
[2]162 ج 1 فروع كافى
[3]وسائل صفحه 258 ج 6
[4]265 ج 6 الوسائل.
تحقيق اين حديث و امثال آن موقوف است بر بيان كردن يك عده از مسائل فلسفى و فيزيكى از قبيل تجسم اعمال و بقاء ماده و انرژى و تبديل يكى بديگر كه رساله ما از ذكر آن عذر ميخواهد.
(6) (همانا خداوند يكتا) دفع مىكند بوسيله صدقه درد و سوختن و غرق شدن و فرورفتن زير ساختمان و ديوانگى را و شمرد حضرتش (ص) هفتاد باب از بدى را كه صدقه آنها را برطرف ميكند[1]
(7) امام جعفر صادق ميفرمايد.[2]
صدقه در شب غضب پروردگار را خاموى ميسازد و گناه را محو مينمايد. و حساب قيامت را آسان ميكند و صدقه در روز مال انسان را به ثمر و نتيجه و عمر را زياد ميگرداند.
شايد مراد از صدقه شب پنهان دادن آن باشد چنانچه در احاديث شريف وارد شده- زيرا اسلام تنها به جنبه مادى صدقه نظر نداشته بلكه جنبه معنوى آنرا خيلى اهميت داده است، دادن مال بايد فقط براى رضاء خدا (ج) باشد نه براى اغراض ديگر چنانچه يكعده از مردم امروزى ما از كمك بفقراء فقط تحكيم يا مزيد حيثيت شخصى خويش را در نظر دارند. و بمصالح عمومى ملت خود تا حدى تماس ميگيرند كه منافع شخصى خودشان در كار باشد، و البته اين فكر مولود ضعف نفس و نقص اراده و پستى همت آنان است و بس و لذا در بعضى از روايتها دستور داده شده كه پاره از سنن را در خفاء بجا آورند كه ثواب بيشترى دارد).
(8) حضرت امير المومنين (على) ميفرمايد: از چيزهائيكه خدا (ج) به شما عطا فرموده انفاق كنيد زيرا انفاقكننده مثل جهادكننده در راه (خدا) ميباشد.
(9) از امام جعفر صادق نقل شده كه صدقه قبل از اينكه بدست فقير
[1]162 ج فروع كافى
[2]163 ج 1 فروع كافى
برسد بدست (خداوند متعال) ميرسد و تمام اعمال صالحه را آنكسيكه خدا او را موكل كرده (شايد ملائكه باشد) قبض ميكند الا صدقه كه خدا مىفرمايد خودم بدست خود قبض ميكنم.
البته معلوم است كه خداوند جسمانى نيست تا دست داشته باشد و اين عبارات و امثال آن كنايه از شدت توجه اسلام به انفاق و كمك كردن اغنياء به فقراء ميباشد.
روايات و احاديث درباره فضل صدقه و معاونت بيچارگان و توجه به بهبود جامعه از حد بيرون است حتى در بعضى از روايات نقل شده كه حضرت (خاتم الانبياء) (ص) مىفرمايند: كسيكه صبح كند و بوضع مسلمين اهتمامى نداشته باشد مسلمان نيست و نيز فرموده: محبوبترين شما نزد خداوند (ج) كسيست كه نفع او بمردم بيشتر برسد و اينهم ناگفته نماند كه دستورات زيادى درباره كار و فعاليت و جلوگيرى از بيكارى و عاطلى رسيده است كه هر مسلمان بايد دايما كار كند. زحمت بكشد و بر فقر غلبه كند كه نميشود تفصيل آن و بقيه موضوعاتى كه مناسب بود بيان شود و درين رساله مختصر ثبت گردد. در پايان اميدوارم (خداوند) تبارك و تعالى اين عمل ناچيز را از بنده قبول فرموده و آنرا سبب بيدارى جوانان غافل و گولخورده و موجب نزديكى مغزهاى فكور بمبادى دين مقدس اسلام بگرداند. خوانندگان عزيز لابد متوجه شدهاند كه بناى اين رساله پراختصار و اجمال بوده نه تفصيل و بسط كلام لذا اگر در نظر برادران عزيز كدام سوالى خطور كند ميتوانند بر بنده منت نهاده كتبا يا شفاها توضيح بخواهند. و آخرين توصيه من اينست كه اين مطالب را بطور دقيق و جدى مطالعه كنيد. و از غوغاى سياسى در فهم مطالب علمى بركنار باشيد زيرا تنها وسيله اصطياد مسائل و حقائق معنوى عقل و منطق است نه جار و جنجال سياسى و تبليغات خصوصى مادى.
و السلام
مؤلفات مؤلف اين رساله
(1- 3) صراط الحق سه جلد مطبوع
(4) عقايد اسلامى مطبوع
(5) اقتصاد معتدل رساله حاضر
(6) حجاب و نظر غير مطبوع
(7) حل سوالات دينى غير مطبوع
(8) ديوان اشعار غير مطبوع
(9) كشكول محسنى غير مطبوع
(10) قرآن يا سند اسلام غير مطبوع
(11) هدايت المومنين غير مطبوع
(12) وسيلة اللبيب غير مطبوع در علم رجال
(13) خاطرات زندگى غير مطبوع
(14) حدود الشريعة غير مطبوع فقه
استدلالى بروش ابتكارى
(15) اصول الفقاهة غير مطبوع فى شرح كفاية الاصول
(16) آينده حوزههاى علمى چگونه باشد
(17) شرح كتاب الطهارة من العروة الوثقى
(18) شرح كتاب الصوم من العروة الوثقى
(29) شرح كتاب الخمس من العروة الوثقى