بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 131

47 دام‌هاى فريبنده‌

قال على عليه السلام:
«رَحِمَ اللَّهُ امْرَءً غالَبَ الْهَوى‌، وَ افْلَتَ مِنْ حَبائِلِ الدُّنْيا»؛
«رحمت خداوند بر انسانى كه بر هواى نفس پيروز گردد و از دام‌هاى دنيا خويش را نجات دهد «1»».
شرح و تفسير
مفهوم مقابله و جهاد با نفس، جنگ ميان حقيقت انسان و هواى نفس است؛ در يك سوى هوس‌هاى سركش قرار دارد و در سوى ديگر واقعيّت انسان. حضرت على عليه السلام براى انسانى كه با هواى نفس مى‌جنگد دعا مى‌كند. و سپس به دام‌هاى دنيا اشاره مى‌نمايد و مردم را از آن دام‌هاى به ظاهر زيبا و فريبنده، برحذر مى‌دارد.
ويژگى‌هاى دام
دام داراى ويژگى‌هايى است:
1- يكى از ويژگى‌هاى دام مخفى بودن آن است تا جلب توجّه نكند و شكار بدون توجّه و بر اثر غفلت اسير آن گردد.
2- ويژگى ديگر دام، اين است كه محكم باشد و شكار پس از گرفتارى



صفحه 132

در آن، نتواند خود را برهاند و فرار كند.
3- سومين ويژگى آن است كه اطراف دام با طعمه‌هايى جلب توجّه كند، هر چند بايد خود دام مخفى و پنهان باشد؛ دانه‌هاى اطراف دام مرغ‌ها و پرنده‌ها را فريب مى‌دهد و آن‌ها را گرفتار مى‌سازد.
دام‌هاى دنيا نيز اين خصوصيّات را دارد، يكى از دام‌هاى دنيا حُبّ مقام است كه از اوّل بچگى تا آخرين لحظات عمر، در دل انسان‌ها وجود دارد «1». هر چيزى دوران خاصّى دارد، ولى علاقه به مقام در سراسر عمر انسان، همراه اوست. و گاهى از اوقات اين دام مخفى است؛ در لباس خدمت به همنوعان، خدمت به انقلاب و دين، احساس مسؤوليّت شرعى و مانند آن خود را پنهان مى‌كند. دانه‌هايى هم در اطرافش ريخته شده كه جلب توجّه مى‌كند؛ استفاده از نعمت‌هاى الهى، ضرورت‌هاى زندگى، حفظ آبرو، امكانات بيش‌تر، آرامش روح، تفريح بهتر و مانند آن، دانه‌هايى است كه اطراف آن ريخته شده است. و عجيب اين كه اين دام بسيار محكم است و رهايى از آن براى گرفتارانش بسيار مشكل.
يكى از دام‌ها عبادت بى‌تفكّر است، در اين نوع از عبادت آهسته آهسته ريا شروع مى‌شود و كم كم منتهى به عُجب مى‌شود، چنين شخصى خود را از همه بهتر و سرآمد امّت و شفيع يوم المحشر تصوّر مى‌كند! كار به اين جا ختم نمى‌شود، بلكه آن قدر عقل او اسير مى‌گردد و هوى و هوس امير، كه از خداوند هم طلب‌كار مى‌شود!
بايد اين دام‌ها را به خوبى شناسايى نمود و از گرفتار شدن در آن پرهيز كرد. و اگر خداى ناكرده گرفتار شده‌ايم، هر چه سريع‌تر به فكر رهايى از آن باشيم، كه هر چه زمان بگذرد آزادى از اين دام مشكل‌تر مى‌شود.



صفحه 133

48 درهاى نيكوكارى‌

قال على عليه السلام:
«ثَلاثٌ مِنْ ابْوابِ الْبِرِّ: سَخاءُ النَّفْسِ، وَ طيبُ الْكَلامِ، وَ الصَّبْرُ عَلَى الْاذى‌»؛
«سه چيز از درهاى نيكوكارى محسوب مى‌شود: سخاوت نفس، خوش زبانى و صبر در مقابل ناملايمات» «1».
شرح و تفسير
بِرّ، به معنى نيكوكارى، مفهوم بسيار گسترده‌اى دارد و تمام نيكوكارى‌ها را شامل مى‌شود؛ نيكوكارى‌هاى معنوى، مادّى، فردى، اجتماعى، اخلاقى، اقتصادى، سياسى، اجتماعى و مانند آن. اين كه خداوند متعال در آيه شريفه 44 سوره بقره مى‌فرمايد: «أتَأمُرُونَ النَّاسَ بِالْبِرِّ و تَنْسَوْنَ انْفُسَكُمْ»؛ «آيا مردم را به نيكى دعوت مى‌كنيد، امّا خودتان را فراموش مى‌نماييد؟!» معناى وسيعى دارد.
يكى از لغويّين مى‌گويد: «بِرّ» از «بَرّ» به معنى بيابان گرفته شده است و از آن جا كه بيابان وسيع و گسترده است، بدين جهت عرب به هر كارى كه زندگى انسان را وسيع كند و گسترش دهد «بَرّ» مى‌گويد. «بَرّ» يكى از



صفحه 134

صفات خداوند متعال است: «انَّهُ هُوَ الْبَرُّ الرَّحيمُ»».
به هر حال حضرت على عليه السلام سه كار را به عنوان در ورودى ابواب برّ معرّفى كرده است:
اوّل: سخاوت نفس
منظور از سخاوت نفس اين است كه اين فضيلت اخلاقى به گونه‌اى در قلب انسان ريشه‌دار شود كه قلباً از سخاوت خوشحال شود. چون گاهى انسان سخاوت را بر خويشتن تحميل مى‌كند، براى درك ثواب بخشش مى‌كند، ولى با اكراه؛ امّا گاهى به هنگام سخاوت قلبش شاد مى‌گردد و وجودش آرام مى‌شود، چنين سخاوتى در درون جان انسان نفوذ كرده و بسيار عالى است.
ما نبايد فراموش كنيم كه خداوند حوايج بسيارى از بندگانش را به وسيله ما انجام مى‌دهد و تصوّر نكنيم كه هر چه داريم مخصوص خود ماست؛ بلكه گاه ما تنها واسطه هستيم. و خوشا به حال بندگانى كه واسطه بين خداوند و نيازمندان هستند. خداوند متعال اين مطلب را به صورت زيبايى در آيه هفتم سوره حديد چنين بيان كرده است:
«آمِنُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِه‌ وَ انْفِقُوا مِمَّا جَعَلَكُمْ مُسْتَخْلَفينَ فيهِ»؛ «به خدا و رسولش ايمان بياوريد و از آنچه شما را جانشين و نماينده (خود) در آن قرار داده انفاق كنيد».
شرح مسأله انفاق در زندگى ائمّه اطهار عليهم السلام كتاب جداگانه‌اى مى‌طلبد، برخى از ائمّه عليهم السلام در طول عمر بابركتشان چندين بار تمام اموال خود را با فقرا تقسيم كردند «2» و داستان سوره دهر نمونه بارز اين ادّعا است «3».



صفحه 135

دوّم: خوش زبانى
سخن نرم و اخلاق خوش سرمايه‌اى است كه تمام نمى‌شود. سرمايه مالى انسان محدود و توقّع و نياز نيازمندان نامحدود است، و روشن است كه محدود پاسخ‌گوى نامحدود نيست. امّا خداوند حكيم سرمايه نامحدودى به نام زبان خوش به انسان داده تا در مقابل توقّع نامحدود نيازمندان پاسخگو باشد. بايد با آنان با زبان خوش و به دور از خشونت و تندى برخورد كرد. اگر نمى‌توان از نظر مادّى كمك كرد بايد به نرمى و ملاطفت جواب آن‌ها را گفت. كارى كه ادب مى‌كند ده‌ها استدلال نمى‌كند. طيب كلام، مخصوصاً در زمان ما، كه ما را متّهم به خشونت مى‌كنند، جاذبه عجيبى دارد.
سوّم: تحمّل ناملايمات
دنيا محلّ مشكلات و سختى‌ها و ناملايمات است؛ مصيبت، خشكسالى، قحطى، زلزله، سيل، بيمارى‌هاى مختلف و مانند آن، همگى ناملايمات اين دنياست. بچّه‌هاى همسايه ايجاد مزاحمت مى‌كنند، در نانوايى نوبت را مراعات نمى‌كنند، در رانندگى برخوردهايى به وجود مى‌آيد و ناملايمات ديگرى كه همه روزه با آن روبرو هستيم، بايد همه اين‌ها را تحمّل كرد و با زبان خوش تذكّر داد، تا بتوان به دروازه‌هاى نيكوكارى رسيد.



صفحه 136

این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة


صفحه 137

49 دنيا و آخرت‌

قال على عليه السلام:
«ما بَعُدَ كائِنٌ وَ ما قَرُبَ بائِنٌ»؛
«آنچه خواهد آمد دور نيست و آنچه جدا شدنى است نزديك نمى‌باشد» «1».
شرح و تفسير
اين حديث در واقع اشاره به دنيا و آخرت دارد؛ «آخرت» «كائن» است، يعنى خواهد آمد؛ بنابراين آنچه خواهد آمد بعيد و دور از دسترس نمى‌باشد. امّا «دنيا» به هر حال جدا مى‌شود و «بائن» است و آنچه جدا شدنى است نزديك نيست. خلاصه دنيايى كه ظاهراً نزديك است، دور است و جدا شدنى! امّا آخرتى كه ظاهراً دور است، نزديك است و جاودانه!
تعبيراتى كه در مورد دنيا و آخرت در آيات قرآن و روايات معصومان عليهم السلام آمده، فراوان است و علّت اصرار زياد روى اين مسأله، غفلتى است كه متأسّفانه بر ما انسان‌ها عارض مى‌گردد.
متأسّفانه منطق برخى از مردم، همانند منطق عمر بن سعد- لعنة اللَّه عليه- است، آن‌ها مى‌گويند: «دنيا نقد است و آخرت نسيه، نقد را نبايد به خاطر نسيه رها كرد!» «2».



صفحه 138

در حالى كه نه دنيا نقد است و نه آخرت نسيه؛ بالاترين مقام‌ها و موقعيّت‌ها با يك چشم بر هم زدن از بين مى‌رود. اين چه نقد بى‌ارزش و ناپايدارى است!
در روايت است كه «وقتى اهل آخرت به دنيا نگاه مى‌كنند، تمام عمر دنيا در نظر آن‌ها به اندازه لحظه دوشيدن شير از يك شتر بيش‌تر طول نمى‌كشد». امّا آخرت جاويدان است و ما بايد اين حقيقت را قبول كنيم و بدان ايمان بياوريم و آثار ايمان به آن در اعمال و گفتار و اعتقادات ما ظاهر و آشكار گردد. همان‌گونه كه اگر چراغى در خانه‌اى روشن شود، نور از تمام منافذ آن خانه به بيرون پرتوافشانى مى‌كند.