بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 217

در سفر و حضر، در تبعيد و خانه ادامه داشت و در هيچ شرايطى تعطيل نمى‌شد. ولى اكنون كه قرآن را مطالعه مى‌كنم، باز به مطالب جديدى دست مى‌يابم و آن‌ها را يادداشت نموده تا ان شاء اللَّه در آينده منتشر سازم. آرى سرچشمه‌هاى جوشان علوم در قرآن مجيد است.
3- «وَ ما لِلْقَلْبِ جِلاءٌ غَيْرُهُ» هرگاه احساس كردى قلبت بر اثر گناه، يا غفلت از خدا، يا دور ماندن از حق و مانند آن، زنگار گرفته، قرآن را باز كن و آياتش را تلاوت نما و در آن تدبّر كن، تا قلبت را صيقل و جلا دهد!.
على عليه السلام اهل مبالغه و گزافه‌گويى نيست. تعبيرات سه‌گانه فوق حقايق انكارناپذيرى در مورد قرآن است، و لهذا در روايت ديگرى مى‌خوانيم:
«كسى كه قرآن- با توصيف‌هايى كه ذكر شد- دارد همه چيز دارد، و كسى كه قرآن ندارد هيچ چيز ندارد؛ لَيْسَ عَلى‌ أَحَدٍ بَعْدَ الْقُرْآنِ مِنْ فاقَةٍ، وَ لا لِاحَدٍ قَبْلَ الْقُرْآنِ مِنْ غِنىً» «1».
با توجّه به اين مطالب نبايد لحظه‌اى در عمل به قرآن ترديد و سستى كنيم، تا مبادا ديگران در عمل به قرآن از ما پيشى بجويند و نگرانى حضرت على عليه السلام در بستر بيمارى و در آخرين لحظات عمرش، كه فرمود:
«مبادا ديگران در عمل به قرآن بر شما سبقت بگيرند» «2» تحقّق يابد!.



صفحه 218

این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة


صفحه 219

84 قرآن و بى‌نيازى‌

قال على عليه السلام:
«وَ اعْلَمُوا انَّهُ لَيْسَ عَلى‌ احَدٍ بَعْدَ الْقُرْآنِ مِنْ فاقَةٍ، وَ لا لِاحَدٍ قَبْلَ الْقُرْآنِ مِنْ غِنىً»؛
«آگاه باشيد! هيچ‌كس با داشتن قرآن نيازمند نخواهد بود! و هيچ كس بدون قرآن بى‌نياز نخواهد بود!» «1».
شرح و تفسير
حضرت على عليه السلام در نهج البلاغه مطالب گوناگون و بحث‌هاى فراوانى پيرامون قرآن بيان كرده است. يكى از زيباترين آن‌ها، سخن فوق است.
معناى اين روايت اين است كه تمام نيازهاى بشر در قرآن وجود دارد؛ نيازهاى اجتماعى، فردى، اخلاقى، اقتصادى، نظامى و مانند آن. بدين جهت اگر قرآن را داشته باشيد و به آن عمل كنيد هرگز نيازمند نخواهيد بود و اگر قرآن را رها كنيد، هر چند همه چيز داشته باشيد، هرگز بى‌نياز نخواهيد بود.
نه تنها كلّ قرآن انسان را بى‌نياز مى‌كند، بلكه گاه يك آيه قرآن براى تمام عمر انسان كافى است و مى‌تواند سرمشق خوب و مناسبى براى سراسر زندگى او باشد. همان‌گونه كه آيه آخر سوره زلزال بر تمام زندگانى آن عرب بيابانى نورافشانى كرد.



صفحه 220

توضيح اين كه: مرد عربى «1» خدمت پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله رسيد و عرض كرد: اى پيامبر خدا! به من قرآن بياموز.
پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله يكى از اصحابش را فراخواند و به او دستور داد كه به آن مرد عرب تعليم قرآن كند.
صحابى رسول اللَّه صلى الله عليه و آله سوره «زلزال» را به مرد عرب تعليم داد. وقتى عرب بيابانى سوره زلزال را فراگرفت، از جاى برخواست تا با پيامبر صلى الله عليه و آله خداحافظى كند و برود. همگان متعجّب شدند!.
حضرت فرمود: كجا مى‌روى؟
مرد عرب عرض كرد: يا رسول اللَّه! دو آيه آخر اين سوره «فَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ خَيْراً يَرَهُ* وَ مَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ شَرّاً يَرَهُ» «2»
براى تمام عمر من كافى است!
پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «او را به حال خود بگذاريد، كه مرد فقيهى شد!» «3».
آرى اگر كسى معتقد باشد كه فرداى قيامت كمترين و كوچك‌ترين اعمال و گفتار او در مقابلش مجسّم مى‌شود و بايد پاسخگوى آن باشد، همين عقيده او را در تمام زندگى از خطاها و لغزش‌ها حفظ و به نيكى‌ها دعوت مى‌كند.
آرى با داشتن قرآن و عمل كردن به آن نيازى وجود نخواهد داشت و بدون قرآن، هر چند تمام امكانات فراهم باشد، انسان نيازمند خواهدبود.
برخى تصوّر مى‌كنند غربى‌هاى دورافتاده از معارف الهى و داراى تمام



صفحه 221

امكانات مادّى، انسان‌هاى خوشبختى هستند. در حالى كه در مهد تمدّن غرب، يعنى آمريكا، اساسى‌ترين نياز بشر، يعنى امنيّت، وجود ندارد! به گونه‌اى كه رفت و آمد در شب در بسيارى از شهرها خطرناك است! همان‌گونه كه تردّد در روز، اگر پول قابل توجّهى همراه انسان باشد، خالى از خطرات مهمّ نخواهد بود؛ چرا كه به قول يكى از دانشمندان فرانسوى تمام ارزش‌هاى آمريكايى در دلار خلاصه مى‌شود و همه چيز فداى آن مى‌گردد، دلار معبود آن‌هاست! كودكان آن‌ها در مدارس به روى معلّم و هم‌كلاسى‌هاى خود اسلحه مى‌كشند و بارها اتّفاق افتاده كه آن‌ها را كشته‌اند، موادّ مخدّر و مراكز فساد در آن جا غوغا مى‌كند، هر چند صنايع آن‌ها دنيا را پر كرده است.
به هر حال ما مسلمانان بايد قدر اين عطيّه و نعمت بى‌بديل الهى را بدانيم و آن را پاس بداريم و در فهم و درك مضامين آيات نورانى آن تلاش كنيم و سپس براى عمل به اين نسخه شفابخش دامن همّت به كمر زنيم و ديگران را نيز نسبت به عمل به آن تشويق كنيم.



صفحه 222

این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة


صفحه 223

85 قلعه تسخيرناپذير تقوى‌

قال على عليه السلام:
«فَاعْتَصِمُوا بِتَقْوَى اللَّهِ، فَانَّ لَها حَبْلًا وَثيقاً عُرْوَتُهُ، وَمَعْقِلًا مَنيعاً ذِرْوَتُهُ»؛
« (اى مسلمانان!) تقوى را پيشه خود سازيد، و به آن چنگ بزنيد؛ زيرا تقوى ريسمانى استوار، و دستگيره‌اى محكم، و پناهگاهى مطمئن است» «1».
شرح و تفسير
اميرمؤمنان على عليه السلام در اين فراز از خطبه خود دو تشبيه براى تقوى بيان فرموده است:
در جمله اوّل تقوى را به ريسمانى تشبيه كرده كه دستگيره آن محكم است، چنين تشبيهى براى قرآن مجيد نيز بيان شده است «2».
اين تشبيه ممكن است اشاره به يكى از دو چيز باشد:
1- دنيا مانند چاهى است كه مردم در اعماق آن هستند، در چنين وضعيّتى ريسمان محكمى لازم است تا مردم با تمسّك به آن، از چاه نجات يابند. حضرت على عليه السلام تقوى را به منزله ريسمانى معرّفى كرده است كه انسان مى‌تواند به وسيله آن از چاه هواى نفس و جهان مادّه رهايى يابد.



صفحه 224

2- كوهنوردانى كه مى‌خواهند از درّه‌هاى خطرناك عبور كنند، معمولًا يك طناب طولانى همراه دارند و همه آن‌ها به آن طناب متّصل هستند تا اگر يكى لغزيد، بقيّه او را نگهدارند و احتمال اين كه همه آن‌ها بلغزند بسيار كم است، بنابراين اگر يك نفر بلغزد سقوط نمى‌كند، چون به آن ريسمان متّصل است.
شايد آيه شريفه «وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَميعاً وَ لاتَفَرَّقُوا» «1»
نيز اشاره به همين مطلب باشد، كه وقتى همه راهيان قلّه سعادت به ريسمان الهى چنگ زدند و به آن متّصل شدند، اگر بعضى لغزش‌هايى داشته باشند، ديگران او را از سقوط حفظ مى‌كنند.
در تشبيه دوم، تقوى به قلّه‌اى تشبيه شده كه خارج از دسترس دشمن است. انسان متّقى برفراز چنين قلّه تسخيرناپذيرى قرار دارد.
آرى با تمسّك به ريسمان تقواى الهى مى‌توان از چاه مخوف هواى نفس خارج شد و به قلّه كمال و سعادت صعود كرد و از دسترس دشمن در پناهگاهى مطمئن قرار گرفت.