بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 248

جمله دل‌هاى انسان‌ها را تشبيه به ظرف‌هايى كرده است، و روشن است كه بهترين آن‌ها، ظرفى است كه گنجايش بيش‌تر و قدرت حفظ و نگهدارى بهترى داشته باشد. بنابراين قلب و دلى بهترين دل‌ها است كه گنجايش بيش‌ترى براى علم و معرفت داشته باشد.
از جمله آغازين حديث نكته مهمّى روشن مى‌شود و آن اين كه: فيض خداوند همانند همه صفاتش بى‌نهايت و نامحدود است، پس چرا بهره انسان‌ها از فيض خدا متفاوت است؟
پاسخ اين پرسش با دقّت در جمله اوّل حديث، كه قابليّت‌ها متفاوت است، روشن مى‌شود. ظرف‌هايى كه انسان‌ها براى جمع‌آورى معرفت و استفاده از فيض الهى آورده‌اند متفاوت مى‌باشد، بدين جهت بهره آن‌ها متفاوت است، باران رحمت الهى از آسمان بر همه سرزمين‌ها نازل مى‌شود، امّا بهره همه زمين‌ها يكسان نيست؛ بلكه هر زمينى به اندازه استعداد و وسعتش از باران بهره مى‌گيرد. پس همان‌گونه كه اين جا مشكل از ناحيه باران نيست، بلكه از ناحيه زمين‌هاست، آن جا هم مشكل از ناحيه فيض خداوند نيست، بلكه مشكل از ناحيه ظرفيّت ما انسان‌هاست. حضرت على عليه السلام پس از اين كه كميل بن زياد را به اين نكته مهمّ توجّه مى‌دهد، مى‌فرمايد:
«النَّاسُ ثَلاثَةٌ»؛ مردم سه دسته‌اند؛ يعنى تمام انسان‌ها در يكى از اين سه دسته جاى دارند و دسته چهارمى وجود ندارد، بايد دقّت كنيم كه در كدام دسته قرار داريم.
1- «فَعالِمٌ رَبَّانِىٌّ»؛ دسته اوّل علماى ربّانى هستند، دانشمندانى كه كار تربيت مردم را بر عهده گرفته‌اند و همچون خورشيد تابان با نور علم خويش به تربيت نفوس مى‌پردازند، نه عالمى كه خاموش است و در



صفحه 249

گوشه‌اى خزيده است؛ آرى، عالمى كه در وسط جامعه و قلب اجتماع به هدايت خلق مى‌پردازد. اگر جزء اين گروه باشيم چه افتخارى از آن بالاتر، كه انسان بر جايگاه پيامبران تكيه زند!.
2- «وَ مُتَعَلِّمٌ عَلى‌ سَبيلِ نَجاةٍ»؛ دسته دوم دانش‌طلبانى هستند كه در برابر دانشمندان زانو بر زمين زده‌اند، تا با استفاده از نور علم آن‌ها نجات يابند. تفاوت گروه اوّل و دوم همانند تفاوت ماه و خورشيد است! خورشيد خود منبع توليد نور است؛ امّا ماه نور توليد نمى‌كند، ولى از نور خورشيد استفاده مى‌كند و آن را منعكس مى‌نمايد تا ديگران هم استفاده كنند.
كسانى كه در اين گروه هستند نيز انسان‌هاى خوشبختى هستند و مى‌توانند با سعى و تلاش در زمره گروه اوّل قرار گيرند و به تربيت انسان‌هاى آماده بپردازند.
3- «وَ هَمَجٌ رَعاعٌ»؛ دسته سوم از مردم- كه متأسّفانه تعداد آن‌ها كم نيست- افراد احمق، نادان، بى‌هدف و بى‌برنامه هستند، كه نه خود داراى نور هدايت هستند و نه از نور هاديان جامعه استفاده مى‌كنند! حضرت برخلاف دو گروه اوّل كه به بيان جمله كوتاهى درباره آن‌ها قناعت كرد، به شرح حال اين گروه مى‌پردازد و چهره آن‌ها را كاملًا روشن مى‌نمايد، بدين جهت چهار ويژگى آن‌ها را به شرح زير بيان مى‌كند:
الف) «اتْباعُ كُلِّ ناعِقٍ»؛ اين‌ها استقلال فكرى ندارند و به دنبال هر صدايى حركت مى‌كنند، امروز پاى پرچم اين گروه سينه مى‌زنند و فردا كه اين گروه در موقعيّت بدى قرار گيرند بر ضدّ آن‌ها شعار سر مى‌دهند! دلخوش كردن به حمايت و طرفدارى چنين انسان‌هايى كمال سادگى است. نه زنده باد گفتن آن‌ها مايه تقويت است و نه مرده باد گفتنشان مايه تزلزل و ضعف مى‌باشد.



صفحه 250

ب) «يَميلُونَ مَعَ كُلِّ ريحٍ»؛ انسان‌هاى ضعيف الاراده‌اى كه جزء دسته سوم هستند از خود وزنى ندارند. بدين جهت قادر بر حفظ خود در برابر طوفان‌هاى اجتماعى نمى‌باشند، بلكه به همراه هر بادى از هر سويى به حركت درمى‌آيند، و حتّى نسيمى آن‌ها را از جا مى‌كند و به همراه خود مى‌برد!
ج) «لَمْ يَسْتَضيئُوا بِنُورِ الْعِلْمِ»؛ اين گروه از نور علم هاديان جامعه بهره‌اى نبرده‌اند، در ظلمت و تاريكى بسر مى‌برند. اين جمله در حقيقت علّت بدبختى و مشكلات اين گروه است. اين افراد چون از نور هدايت مربيّان دلسوز جامعه استفاده نكرده‌اند، انسان‌هاى ضعيف الاراده و بى‌وزنى شده‌اند و نه تنها خود در جامعه سرگردان و حيران هستند، بلكه مايه خطر و ضرر براى ساير مردم نيز محسوب مى‌گردند.
د) «وَ لَمْ يَلْجَئُوا الى‌ رُكْنٍ وَ ثيقٍ»؛ اين جمله دليل ديگرى براى بى‌وزنى گروه سوم است، از آن جا كه اين گروه تكيه‌گاهى در جامعه ندارند، يعنى نه خود تكيه‌گاه هستند و نه به تكيه‌گاه محكم و مطمئنّى پناه برده‌اند، بدين جهت با كوچك‌ترين نسيمى حركت مى‌كنند و لحظه به لحظه تغيير جهت مى‌دهند و رنگ عوض مى‌كنند.
آفرين و هزاران آفرين و درود بى‌انتها بر گوينده اين سخنان پرارزش! حال بايد لحظه‌اى با خود خلوت كنيم و انگشت تفكّر بر پيشانى نهيم، تا ببينيم كه در كدام گروه هستيم. اگر در گروه اوّل يا دوم هستيم خدا را بر اين نعمت بزرگ شكر گوييم و اگر خداى ناكرده در زمره گروه سوم هستيم، هر چه زودتر به فكر اصلاح خويش برآييم، كه فردا دير است!.



صفحه 251

96 مشكلات نعمت!

قال على عليه السلام:
«مَنْ حَسُنَتْ بِهِ الظُّنُونُ، رَمَقَتْهُ الرِّجالُ بِالْعُيُونِ»؛
«هنگامى كه انسان (مشمول نعمت‌هاى الهى مى‌شود و) افراد به او خوشبين شوند، مورد حسادت حسودان واقع مى‌شود» «1».
شرح و تفسير
توجّه به چند نكته در مورد حديث فوق لازم است:
1- «رَمَقَ» به معناى نظر كردن است، و به شخص بيدار «رامِقْ» مى‌گويند. اين كه گفته مى‌شود: «فلان كس هنوز رمقى داشت» يعنى نظر مى‌كرد. ولى به هر حال در اين جا كنايه از حسادت يا كنجكاوى است.
معناى روايت اين است كه چنين شخصى كه توجّه مردم به او جلب شده و نعمت‌هاى الهى به سويش سرازير گشته و در جامعه شخصيّتى برجسته پيدا كرده، مورد حسادت حسودان نيز واقع مى‌شود و بايد خود را براى اين مطلب آماده كند، يعنى تحمّل كارشكنى‌هاى حسودان را داشته باشد.
اين مطلب در واقع اشاره به سخن ديگرى از مولى اميرمؤمنان عليه السلام است كه فرمود: «لا تَنالُونَ مِنْها نِعْمَةً الّا بِفِراقِ اخْرى‌»؛ انسان به نعمتى از



صفحه 252

دنيا نمى‌رسد، مگر اين كه نعمت ديگرى را از دست مى‌دهد «1». زيرا نعمت‌هاى دنيا قابل جمع نيستند. در اين جا هم مشمول نعمت‌هاى الهى شدن با رهايى از چنگال حسودان قابل جمع نيست، پس بايد آماده تحمّل اين مطلب بود؛ زيرا دامنه توقّعات مردم نسبت به چنين كسى به طور طبيعى گسترش پيدا مى‌كند، و نبايد از اين نظر ناراحت شود.
2- شخصى كه مورد حُسن ظنّ مردم است و ديده‌ها به سوى او جلب شده تمام اعمالش زير ذرّه بين مى‌رود و مردم در كوچك‌ترين كردار و گفتار او دقّت مى‌كنند و اين امر وظيفه او را سنگين‌تر و مسؤوليّتش را فزون‌تر مى‌سازد بنابراين بايد مراقب سخنان و اعمال خويش باشد، تا بهانه‌اى به دست مخالفان و حسودان ندهد.



صفحه 253

97 مفاسد بيكارى!

قال على عليه السلام:
«انْ يَكُنِ الشُّغْلُ مَجْهَدَةٌ، فَاتِّصالُ الْفَراغِ مَفْسَدَةٌ»؛
«اگر كار و تلاش خسته‌كننده باشد، بى‌كارى باعث فساد است!» «1».
شرح و تفسير
اميرمؤمنان عليه السلام در اين روايت كوتاه، امّا زيبا و پرمعنى، به مسأله بسيار مهمّى اشاره كرده است و آن اين كه: كار و إشتغال تنها يك مسأله اقتصادى نيست، بلكه يك مسأله مهمّ اخلاقى نيز مى‌باشد؛ بدين جهت آن حضرت، بيكارى را يكى از عوامل فساد و كار را عامل جلوگيرى از آن بيان مى‌كند. در شعر معروفى مى‌خوانيم:
انَّ الشَّبابَ وَ الْفَراغَ وَ الْجِدَةْ مَفْسَدَةٌ لِلْمَرْءِ اىَّ مَفْسَدَةْ

«جوانى و بيكارى و داشتن پول، باعث مفسده‌هاى مهمّى است» «2».
آمار و ارقام نيز آنچه را در روايت فوق آمده تأييد مى‌كند. لازم به توضيح است كه منظور از كار و شغل در اين روايت، الزاماً كار و كاسبى كه در ذهن ما هست نمى‌باشد، بلكه منظور هر نوع كار مفيد و مشروعى است كه انسان را مشغول سازد.



صفحه 254

اين كه در روايات آمده است: «شيطان لشكريانش را در فاصله زمانى بين نماز مغرب و عشا بسيج مى‌كند» «1» به خاطر اين است كه در اين ساعت معمولًا مردم بيكار هستند، بدين جهت آن لحظات «ساعة الغفلة» ناميده شده «2»، و «نماز غفيله» كه بين نماز مغرب و عشا خوانده مى‌شود را نيز بدين جهت «نماز غفيله» ناميده‌اند كه از آثار زيان‌بار غفلت مى‌كاهد.
علاوه بر همه اين‌ها، روشن است كه هيچ كس در هيچ كجاى دنيا بدون كار و فعاليّت به جايى نمى‌رسد، و لهذا علما بزرگ پركارترين افراد زمان خويش بودند و سفر و حضر، تعطيلى و غيرتعطيلى براى آن‌ها تفاوتى نداشته است. بلكه تعطيلات يا سفرها، نوع كار آن‌ها را تغيير مى‌داد، امّا هرگز مطالعات و فعاليّت‌هاى علمى آن‌ها را تعطيل نمى‌كرد. و اين نكته بسيار مهمّى است كه تمام دانشجويان و مراكز علمى و طلّاب و حوزه‌هاى علميّه بايد بر اساس آن از تعطيلات و اوقات فراغت خويش، به نحو أحسن استفاده نمايند.



صفحه 255

98 مقام دانشجو و طالب علم‌

قال على عليه السلام:
«قالَ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه و آله: مَنْ سَلَكَ طَريقاً يَطْلُبُ فيهِ عِلْماً سَلَكَ اللَّهُ بِه‌ طَريقاً الَى الْجَنَّةِ، وَ انَّ الْمَلائِكَةَ لَتَضَعُ اجْنِحَتَها لِطالِبِ الْعِلْمِ رِضاً بِه‌، وَ انَّهُ لَيَسْتَغْفِرُ لِطالِبِ الْعِلْمِ مَنْ فِى السَّماءِ، وَ مَنْ فِى الْارْضِ حَتَّى الْحُوتِ فِى الْبَحْرِ»؛
«كسى كه به جاده علم و دانش قدم نهد خداوند او را به سوى بهشت رهنمون خواهد شد، و فرشتگان بال و پر خويش را با ميل و رغبت زير پاهاى اهل علم مى‌گسترانند و تمام موجودات آسمان و زمين، حتّى ماهيان دريا، براى طالب علم استغفار مى‌كنند» «1».
شرح و تفسير
حضرت على عليه السلام در اين سه جمله، اهميّت و ارزش بى‌نظير جويندگان علم و دانش را بيان مى‌فرمايد. خوشا به حال كسانى كه مشمول اين روايت هستند.
علم و دانش راه بهشت است
در جمله اوّل ارتباط و پيوندى بين بهشت و علم و دانش برقرار مى‌كند، و راه رسيدن به بهشت را گذر از خيابان‌ها و كوچه‌هاى علم و