97 مفاسد بيكارى!
قال على عليه السلام:
«انْ يَكُنِ الشُّغْلُ مَجْهَدَةٌ، فَاتِّصالُ الْفَراغِ مَفْسَدَةٌ»؛
«اگر كار و تلاش خستهكننده باشد، بىكارى باعث فساد است!» «1».
شرح و تفسير
اميرمؤمنان عليه السلام در اين روايت كوتاه، امّا زيبا و پرمعنى، به مسأله بسيار مهمّى اشاره كرده است و آن اين كه: كار و إشتغال تنها يك مسأله اقتصادى نيست، بلكه يك مسأله مهمّ اخلاقى نيز مىباشد؛ بدين جهت آن حضرت، بيكارى را يكى از عوامل فساد و كار را عامل جلوگيرى از آن بيان مىكند. در شعر معروفى مىخوانيم:
انَّ الشَّبابَ وَ الْفَراغَ وَ الْجِدَةْ مَفْسَدَةٌ لِلْمَرْءِ اىَّ مَفْسَدَةْ
«جوانى و بيكارى و داشتن پول، باعث مفسدههاى مهمّى است» «2».
آمار و ارقام نيز آنچه را در روايت فوق آمده تأييد مىكند. لازم به توضيح است كه منظور از كار و شغل در اين روايت، الزاماً كار و كاسبى كه در ذهن ما هست نمىباشد، بلكه منظور هر نوع كار مفيد و مشروعى است كه انسان را مشغول سازد.
اين كه در روايات آمده است: «شيطان لشكريانش را در فاصله زمانى بين نماز مغرب و عشا بسيج مىكند» «1» به خاطر اين است كه در اين ساعت معمولًا مردم بيكار هستند، بدين جهت آن لحظات «ساعة الغفلة» ناميده شده «2»، و «نماز غفيله» كه بين نماز مغرب و عشا خوانده مىشود را نيز بدين جهت «نماز غفيله» ناميدهاند كه از آثار زيانبار غفلت مىكاهد.
علاوه بر همه اينها، روشن است كه هيچ كس در هيچ كجاى دنيا بدون كار و فعاليّت به جايى نمىرسد، و لهذا علما بزرگ پركارترين افراد زمان خويش بودند و سفر و حضر، تعطيلى و غيرتعطيلى براى آنها تفاوتى نداشته است. بلكه تعطيلات يا سفرها، نوع كار آنها را تغيير مىداد، امّا هرگز مطالعات و فعاليّتهاى علمى آنها را تعطيل نمىكرد. و اين نكته بسيار مهمّى است كه تمام دانشجويان و مراكز علمى و طلّاب و حوزههاى علميّه بايد بر اساس آن از تعطيلات و اوقات فراغت خويش، به نحو أحسن استفاده نمايند.
98 مقام دانشجو و طالب علم
قال على عليه السلام:
«قالَ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه و آله: مَنْ سَلَكَ طَريقاً يَطْلُبُ فيهِ عِلْماً سَلَكَ اللَّهُ بِه طَريقاً الَى الْجَنَّةِ، وَ انَّ الْمَلائِكَةَ لَتَضَعُ اجْنِحَتَها لِطالِبِ الْعِلْمِ رِضاً بِه، وَ انَّهُ لَيَسْتَغْفِرُ لِطالِبِ الْعِلْمِ مَنْ فِى السَّماءِ، وَ مَنْ فِى الْارْضِ حَتَّى الْحُوتِ فِى الْبَحْرِ»؛
«كسى كه به جاده علم و دانش قدم نهد خداوند او را به سوى بهشت رهنمون خواهد شد، و فرشتگان بال و پر خويش را با ميل و رغبت زير پاهاى اهل علم مىگسترانند و تمام موجودات آسمان و زمين، حتّى ماهيان دريا، براى طالب علم استغفار مىكنند» «1».
شرح و تفسير
حضرت على عليه السلام در اين سه جمله، اهميّت و ارزش بىنظير جويندگان علم و دانش را بيان مىفرمايد. خوشا به حال كسانى كه مشمول اين روايت هستند.
علم و دانش راه بهشت است
در جمله اوّل ارتباط و پيوندى بين بهشت و علم و دانش برقرار مىكند، و راه رسيدن به بهشت را گذر از خيابانها و كوچههاى علم و
دانايى معرّفى مىنمايد. مفهوم اين سخن آن است كه راه جهنّم از كورهراههاى جهل و نادانى مىگذرد! همانگونه كه در آيه شريفه 179 سوره اعراف به اين مطلب تصريح شده است. خداوند متعال مىفرمايد:
«وَ لَقَدْ ذَرَأْنا لِجَهَنَّمَ كَثيراً مِنَ الْجِنِّ وَ الْانْسِ لَهُمْ قُلُوبٌ لايَفْقَهُونَ بِها وَ لَهُمْ اعْيُنٌ لايُبْصِرُونَ بِها وَ لَهُمْ آذانٌ لايَسْمَعُونَ بِها اولئِكَ كَالْانْعامِ بَلْ هُمْ اضَلُّ اولئِكَ هُمُ الْغافِلُونَ»؛ «به يقين گروه بسيارى از جنّ و انس را براى دوزخ آفريديم، آنها دلها [: عقلها] يى دارند كه با آن (انديشه نمىكنند، و) نمىفهمند؛ و چشمانى كه با آن نمىبينند؛ و گوشهايى كه با آن نمىشنوند؛ آنها همچون چهارپايانند؛ بلكه گمراهتر! آنها همان غافلانند».
چرا بدتر از چهارپايان هستند؟
زيرا با داشتن همه گونه امكانات هدايت، باز هم گمراهند؛ آرى اين آيه علّت جهنّمى شدن عدّهاى از جهنّميان را جهل آنها مىداند و ما به اسلام افتخار مىكنيم كه راه بهشت را علم و دانش، و راه جهنّم را جهل معرّفى مىكند! برخلاف بعضى مذاهب ساختگى كه حيات خويش را در جهل مردم مىدانستند و بدين جهت با علم مبارزه مىكردند و حتّى اگر در كتابخانه شخصى بيش از نوزده عدد كتاب بود، عيب مىدانستند! عجيب اين كه فصول نخستين تورات كنونى كه مورد قبول يهوديان و مسيحيان دنياست، علّت اخراج حضرت آدم عليه السلام از بهشت را رسيدن او به علم و دانايى معرّفى كرده است! در آن جا آمده است كه چون آدم از درخت علم و دانايى خورد، به جرم دانايى از بهشت رانده شد! چقدر فرق است بين مكتبى كه راه بهشت را علم و دانايى مىداند و مكتبى كه علم را سبب خروج از بهشت مىشمارد؟!
فرشتگان براى طالب علم بال و پر مىگشايند
امام عليه السلام در قسمت دوم روايت فوق خبر از بال و پر گشودن ملائكه بر سر راه اهل علم- آن هم نه با جبر و فشار، بلكه با ميل و رغبت و اختيار- مىدهد، يعنى هنگامى كه طلّاب و دانشجويان به سوى كلاس درس حركت مىكنند، بر بال ملائك گام مىنهند!
راستى چرا فرشتگان با آن مقام والايى كه دارند چنين مىكنند؟
پاسخ آن روشن است: فرشتگان قدر علم و دانش را مىدانند، چون وقتى آدم آفريده شد، از سبب آفرينش آدم پرسيدند؟
خداوند در داستان آفرينش آدم به علم و دانش او اشاره كرد و در مسابقه علم و دانش بين آدم و فرشتگان، آدم برنده شد. از آن جا فهميدند سجده در برابر آدم براى چه بوده است، آنها از اين طريق به ارزش حقيقى علم و دانش پى بردند و بدين جهت بال و پر خويش را براى جويندگان علم و دانش مىگسترانند. كسانى كه در مسير علم و دانش گام برمىدارند بايد قدر مقام بزرگ خويش را بدانند و همواره خدا را نسبت به آن شاكر باشند و ديگران را از دانش خود محروم نسازند.
استغفار تمام موجودات براى جويندگان علم
حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام در جمله سوم از استغفار تمام موجودات زمين و آسمان، حتّى ماهىهاى دريا، براى دانشجويان علم و دانش سخن مىگويد. انبيا، اوليا، جانشينان آنان، فرشتگان، تمام انسانها، تمام جانداران، حتّى ماهيان دريا، براى طالبان دانش از خداوند عالم طلب غفران و رحمت مىكنند و بدون شك دعايى كه زمزمه تمام جهان هستى باشد به اجابت مىرسد.
طلّاب محترم! دانشجويان عزيز! و تمام عزيزانى كه در راه علم و دانش گام برمىداريد! اندكى بر اين نعمتهاى بزرگ الهى كه نصيبتان شده انديشه كنيد و از اين كه تا اين حدّ مشمول نعمتهاى پروردگار شدهايد، او را همواره شكرگزار باشيد و قدر خويش را بدانيد. بسيارند كسانى كه آرزو دارند در مسير علم و دانش گام نهند، ولى توفيق رفيق آنها نمىشود. بىجهت نيست كه اين توفيق شامل حال شما شده است، علل اين توفيق الهى خود بحث مفصلّى مىطلبد، ولى آنچه مسلّم است خداوند حكيم روى حساب و كتاب چنين نعمتى را شامل حال بعضى مىكند و برخى را از آن محروم مىنمايد.
راستى چه غرور آفرين و مسرّتبخش است كه انسان در مسيرى گام نهد كه به بهشت خداوند منتهى مىشود و در اين مسير بر روى بال و پر فرشتگان حركت كند و مشمول دعاى خير تمام موجودات عالم نيز گردد.
آيا افتخارى بالاتر از اين پيدا مىشود!.
99 موادّ امتحانى بزرگان!
قال على عليه السلام:
«ثَلاثٌ يُمْتَحَنُ بِها عُقُولُ الرِّجالِ: هُنَّ الْمالُ وَ الْوِلايَةُ وَ الْمُصيبَةُ»؛
«با سه چيز عقل انسانها محك زده مىشود: ثروت، پست و مقام، مصيبتها و مشكلات» «1».
شرح و تفسير
خداوند متعال فلسفه و اساس خلقت انسان را آزمايش و امتحان از او بيان مىكند. بدين جهت دنيا به منزله جلسه بزرگ امتحان، و قيامت به مثابه زمان دادن كارنامه امتحانشوندگان مىباشد! بنابراين نبايد دعا كرد كه خدا ما را به امتحان و آزمايش مبتلا نكند؛ زيرا اين دعا با هدف خلقت منافات دارد و دور از اجابت است، بلكه بايد از خداوند خواست كه با آزمايشهاى سخت و سنگين ما را آزمايش نكند، پروردگارا ما را به موادّى كه نمره قبولى نمىآوريم امتحان ننما. آزمونهاى خداوند ابزار تكاملها و پيشرفتهاست و موادّ خاصّى ندارد، ولى سه مادّهاى كه در اين حديث بدان اشاره شده، از همه مهمتر است.
مادّه اوّل: مال و ثروت است، يكى از موادّ امتحانى كه در اين روايت بدان اشاره شده، ثروتهاى كلان است. تحصيل بيش از نياز ثروت و
مصرف نكردن آن بسان حمل مقدار زيادى موادّ غذايى توسّط كوهنورد حريصى است كه فقط قصد دارد يك روز بالاى كوه بماند و بعد ناچار مىشود بقيّه را بالاى كوه بگذارد و برگردد! كسانى در اين مادّه امتحانى قبولند كه با داشتن مال و ثروت عقل خود را گم نكنند و هوش خود را از دست ندهند.
مادّه دوم: مصائب و مشكلات زندگى است، قبولى در اين مادّه امتحانى صبر و تحمّل زيادى مىطلبد، كه در اين صورت مأجور هم خواهد بود. و اگر صبر و تحمّل نكند و جزع و فزع آغاز نمايد نه تنها قبول نمىشود، كه بار گناهانش سنگينتر مىگردد.
مادّه سوم: پست و مقام است، بسيارند افرادى كه با به دست آوردن مقام، همه گذشته خود را به فراموشى مىسپارند و آلوده همه چيز مىشوند. انسان عاقل و باشخصيّت كسى است كه هيچ امرى سبب نشود تا حقيقتها را نبيند يا به فراموشى بسپارد. نمونههاى فراوانى از اين آزادمردان در طول تاريخ و در ميان علما و دانشمندان بزرگ دينى ديده مىشود.