بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 276

با هواى نفس، تا آن جا كه آن را «جهاد اكبر» ناميده‌اند، اين است كه منشأ بسيارى از گناهان يا تمام گناهان هواهاى نفسانى و هوس‌هاى شيطانى است و از آن جا كه خطر اين دشمن انسانيّت زياد و محدوده عملياتى‌اش گسترده و از نظر زمان و مكان محدوديتى ندارد، لذا مبارزه با آن ارزش ويژه‌اى محسوب مى‌شود و جهادگر با آن هم‌رديف شهيدان مى‌گردد و خوشا به حال هر دو گروه!.



صفحه 277

107 همه چيز حساب و كتاب دارد!

قال على عليه السلام:
«جَعَلَ اللَّهُ لِكُلِّ عَمَلٍ ثَواباً وَ لِكُلِّ شَىْ‌ءٍ حِساباً»؛
«خداوند حكيم براى هر عمل نيكى ثواب و براى هر چيزى حساب قرار داده است» «1».
شرح و تفسير
مسأله «محاسبه» رستاخيز يكى از ضروريّات دين ماست. بدين جهت يكى از نام‌هاى فراوان روز قيامت «2»، «روز حساب‌رسى» مى‌باشد.
نه تنها در روز قيامت «حساب» هست، بلكه طبق آنچه از آيات قرآن و روايات معصومان عليهم السلام استفاده مى‌شود، در اين دنيا نيز حساب و كتاب وجود دارد، همان‌گونه كه در عالم آفرينش و تكوين حساب بسيار دقيقى وجود دارد، همان‌گونه كه «نظم» و «حساب» در عالم كبير (جهان خلقت) و در عالم صغير (بدن انسان) هم حاكم است. اگر آدمى در خلقت خويشتن دقّت كند مى‌فهمد كه حساب‌ها چقدر دقيق و باريك است. وجود انسان از بيست و چند عنصر تركيب شده است، انواع فلزّات و شبه فلزات در وجود انسان هست؛ آهن، كلسيم، اكسيژن، يُد، هيدروژن و مانند آن، از



صفحه 278

جمله تركيبات بدن انسان است! تمام اين‌ها طبق حساب معيّنى است كه اگر كم يا زياد شود انسان بيمار مى‌شود. بنابراين بيمارى بر اثر بر هم ريختن حساب است. نه تنها تركيبات شيميايى بدن انسان حساب و كتاب دارد، بلكه حركات فيزيكى بدن نيز حساب دارد؛ يعنى مثلًا مشخّص است كه ضربان يك قلب سالم در هر سنّ و سالى به هنگام خواب چقدر و در هنگام بيدارى چقدر، به هنگام راه رفتن چقدر و به هنگام دويدن چه مقدار!
ضربان نبض آن قدر روى حساب و كتاب است كه دكترهاى قديم از طريق آن، انواع بيمارى‌ها را تشخيص مى‌دادند. از اين مهم‌تر، طبيبى مى‌گفت: «مى‌توانم تمام بيمارى‌ها را از نگاه به چشم بيمار متوجّه شوم، چشم آينه تمام بيمارى‌هاى انسان است!». اين‌ها همه نشانه حساب دقيق در سراسر عالم آفرينش است. اگر اين را باور كنيم، يقين پيدا مى‌كنيم كه در شريعت نيز، همانند طبيعت، حساب خاصّى حاكم است.
حضرت على عليه السلام در حديث فوق به همين مطلب اشاره دارد: «هر عمل خيرى ثواب و هر كار بدى حساب دارد». بايد بدانيم كه تمام حوادث بزرگ و كوچك معلول علّت‌هايى است؛ هر چند به بسيارى از آن‌ها پى نمى‌بريم و انسان موفّق كسى است كه علّت هر حادثه‌اى را بيابد و از آن عبرت بگيرد.
مرحوم علّامه مجلسى در بحارالانوار نقل مى‌كند كه: «به حضرت على عليه السلام خبر دادند مار يكى از ياران شما را گزيده و بسيار ناراحت است و بى‌تابى مى‌كند.
حضرت فرمود: او را به خانه‌اش ببريد، به اين زودى خوب نمى‌شود، او دارد كيفر يك عمل بد خود را پس مى‌دهد!



صفحه 279

دو ماه طول كشيد تا اين فرد خوب شد، پس از بهبودى خدمت امام رسيد و از حضرتش توضيح خواست.
حضرت فرمود: تو نزد فلان حاكم ظالم بودى، قنبر وارد شد، تو به احترام قنبر تمام قامت برخواستى، آن حاكم پرسيد: چرا جلوى اين مرد بلند شدى؟ تو در جواب گفتى: آيا شما قنبر را نمى‌شناسيد؟! او كسى است كه ملائكه آسمان پر و بال خويش را بر سر راهش پهن مى‌كنند تا او از روى آن عبور كند! حاكم عصبانى شد و قنبر را كتك زد. به خاطر آن تعريف نابجاى تو، كه باعث آزار قنبر شد، مار تو را گزيد!» «1».
اگر حساب‌ها اين قدر دقيق است، پس بايد بيش‌تر مواظب اعمال خويش باشيم و در سلب توفيق‌ها، از بين رفتن نشاط عبادت‌ها، گرفتارى‌ها، مشكلات و امور ديگر، طبق اين قانون به دنبال علّت آن باشيم.



صفحه 280

این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة


صفحه 281

108 همه چيز در پرتو انديشه!

قال على عليه السلام:
«الا لا خَيْرَ فى عِلْمٍ لَيْسَ فيهِ تَفَهُّمٌ، الا لاخَيْرَ فى قِرائَةٍ لَيْسَ فيها تَدَبُّرٌ، الا لاخَيْرَ فى عِبادَةٍ لا فِقْهَ فيها»؛
«آگاه باشيد! علمى كه در آن فهم نباشد فايده‌اى ندارد. بدانيد! قرائت قرآن اگر همراه با تدبّر و انديشه (در معانى آن) نباشد بى‌فايده است. آگاه باشيد! عبادتى كه در آن تفكّر و انديشه نباشد خيرى ندارد» «1».
شرح و تفسير
سؤال: در جمله اوّل مى‌خوانيم: «علمى كه در آن فهم نباشد خيرى ندارد» مگر مى‌شود علم و دانشى بدون تفهّم حاصل گردد؟
پاسخ: بله، بسيار است علم و دانش‌هايى كه حاصل آن تنها ذخيره كردن مشتى دانستنى‌ها و قواعد يا فورمول‌هاى خشك است كه صاحب آن، در آن تفكّر نمى‌كند و به نتيجه آن نمى‌انديشد. دانشمندى كه توانست هسته اتم را بشكافد و اين نيروى عظيم را آزاد كند، براى چه هدفى اين كار را كرد؟ آيا هدفش نابودى همه موجودات زنده و از بين بردن تمام آثار حيات و زندگى در شهر «ناكازاكى» و «هيروشيماى» ژاپن بود، كه هنوز هم بعد از ده‌ها سال متأسّفانه آثار شوم آن موجود است!؟



صفحه 282

يا منظورش توليد نيروگاه‌هاى برق بود، تا به وسيله آن جهان را روشن كند و چرخ‌هاى كارخانجات را به گردش درآورد و استفاده‌هاى مثبت فراوان ديگر از آن بشود؟
متأسّفانه بسيارى از دانشمندان مادّى در علوم و دانش‌هاى خويش تفهّم ندارند، بدين جهت دنيا تبديل به ظلمتكده‌اى مى‌گردد. دنيايى كه دانشمندان آن هدفى جز لذّات مادّى ندارند و براى آن‌ها تفاوتى نمى‌كند كه با اختراعات و اكتشافات آن‌ها كارخانجات داروسازى فعّال شود يا كارخانجات بمب‌سازى، بلكه هر كدام درآمد بيش‌ترى عايد آن‌ها كند و دلارهاى فزون‌ترى به جيب آن‌ها سرازير نمايد، همان را ترجيح مى‌دهند! چنين دنيايى حقيقتاً ظلمتكده و چنان دانشى در حقيقت زيانبار است!
در جمله دوم مى‌خوانيم: «آگاه باشيد تلاوت قرآن اگر توأم با انديشه نباشد سودى ندارد» آرى، بسيارند كسانى كه قرآن تلاوت مى‌كنند، ولى مورد لعن قرآن هستند «1»! زيرا به دستورات اين نسخه شفابخش آسمانى عمل نمى‌كنند؛ آن‌ها هنگامى كه آيات مربوط به غيبت را مى‌خوانند، در حالى كه خود غيبت مى‌كنند مورد لعن اين آيات قرار مى‌گيرند! هنگامى كه آيات مربوط به ربا را قرائت مى‌كنند، در حالى كه آلوده به اين گناه بزرگ و كثيف هستند، مورد لعن آيات ربا واقع مى‌شوند! و همچنين در ساير آياتى كه به آن عمل نمى‌كنند.
«تدبّر» از ريشه «دَبْر» (بر وزن ابر) گرفته شده و به معناى عاقبت‌انديشى است، تلاوت‌كننده قرآن هنگام تلاوت آيات شريفه بايد به عاقبت كسانى كه آيات تلاوت شده در مورد آن‌ها سخن مى‌گويد بينديشد



صفحه 283

كه قرائت يك آيه همراه با تدبّر از يك ختم قرآن بى‌تدبّر ارزشمندتر است!
در جمله سوم مى‌فرمايد: «عبادت بدون تفكّر هم فايده‌اى ندارد». آيا هنگامى كه در مقابل پروردگار مى‌ايستيم و آيات بلند و پرمحتواى سوره حمد را مى‌خوانيم، در معانى آن آيات تفكّر مى‌كنيم؟ وقتى به «ايَّاكَ نَعْبُدُ وَ ايَّاكَ نَسْتَعينُ» مى‌رسيم، نگاهى به قلب خويش كنيم و ببينيم آيا حقيقتاً فقط خدا را مى‌پرستيم و فقط از او كمك مى‌گيريم؟ يا هواى‌پرستى، مال‌پرستى، مقام‌پرستى در كُنج دل ما جايى براى پرستش خدا نگذارده است!؟ هنگامى كه به تشهّد مى‌رسيم و به يگانگى خداوند شهادت مى‌دهيم، سرى به قلب خويش بزنيم و ملاحظه كنيم كه آيا هيچ بتى در خانه قلب ما وجود ندارد، يا اين خانه خدا به اشغال انواع بت‌ها در آمده است؟ آرى بايد عبادت همراه با تفكّر باشد، چرا كه يك عبادت همراه با تفكّر مى‌تواند سرنوشت ما را متحوّل و دگرگون نمايد.