بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 22

دسته‌بندي نخست

دسته‌بندي دوم


صفحه 23

اما در اين جا، اين دسته‌بندي، اندکي اصلاح شده است. اين اصلاح، از اين ديدگاه سرچشمه گرفته است که آسيب‌هاي پ‌ژوهش، گاه نتيجه پديده‌هايي بيرون از اختيار پ‌ژوهشگر است و گاه زاييده نقص در روش‌هاي پ‌ژوهش و نيز نگرش، ويژگي‌هاي شخصيتي و موضع‌گيري پژوهشگر. دسته نخست، آسيب‌هايي‌اند که به موادّ پژوهش باز مي‌گردد؛ يعني نسخ، تقطيع، نقل معنا، اختصار و ديگر آسيب‌هايي که در جريان صدور و نقل حديث، اتفاق افتاده و پژوهشگر حديث، دخالتي در آنها نداشته و اکنون تنها بايد آسيب‌هاي رخ‌داده را بشناسد و آنها را از ساحت حديث بزدايد. اين دسته، يعني آسيب‌هاي موادّ پژوهش را به همان دو دسته آسيب‌هاي صدور و نقل حديث تقسيم و سپس گونه‌هاي فرعي‌تر هر يک را بيان مي‌کنيم. در دسته کلّي دوم، حديث به عنوان ماده پژوهش، مشکل و آسيبي ندارد؛ بلکه کاستي روش پژوهش و چگونگي نگاه و نگرش محقّق، موجب پديد آمدن آسيب‌هاي جدّي در پژوهش مي‌شود. اين آسيب‌ها را نيز به دو دسته روش پژوهش و پژوهشگر، تقسيم کرده‌ايم و براي هر يک از آنها، گونه‌هاي فرعي متعدّدي برشمرده‌ايم. نماي اجمالي اين دسته‌بندي چنين است:

دسته‌بندي برگزيده و توضيح آن


صفحه 24

مادّه پژوهش / مرحله صدور حديث

پيشوايان معصوم اسلام، با گفتار و کردار و يا سکوت و فرياد و ابراز رضايت و انزجار خود، شيوه زندگي را آموخته‌اند. اما زمينه بيان احکام و آموزه‌هاي دين، هميشه به يک گونه و گسترده نبوده است. ظرفيت مخاطبان، نيازها و بايدها و نبايدهايي که گاه بوده و گاه نبوده‌اند و نيز فشارها و تضييق‌هاي سياسي و اجتماعي، امامان را از عرضه مخفيانه، دوپهلو و گاه تدريجي و تأخيري برخي از تعاليم و احکام، ناگزير مي‌ساخته است. اينها همان آسيب‌هاي بيان حديث (تدريج بيان، نسخ، تقيه و توريه) هستند که بر نخستين حلقه پيدايش حديث؛ يعني مرحله صدور، عارض مي‌شوند.

ماده پژوهش / مرحله نقل حديث

حديث در گذر زمان و در طي مسير طولاني‌اش براي رسيدن به مخاطبان امروز، از دستکاري‌هاي درست و نادرست نيز مصون نمانده است. گاه، تقطيع و اختصار آن، بخش‌هايي اثرگذار از متن را به ما نرسانده و گاه، نقل معناهايي نه‌چندان دقيق، در کنار ناتواني از بازگرداني کامل زبان شفاهي به زبان نوشتاري، ما را از قرينه‌هايي مؤثّر، محروم کرده است. گاهي نيز افزوده‌هاي شارحان و کاتبان و اشتباهات و کم دقتي‌هاي ناسخان، آسيب‌هاي درج، سقط، قلب و تصحيف را پديد آورده است و در مواردي هر چند اندک، چنان اضطراب و نابساماني‌هايي در حديث به وجود آورده‌اند که آن را از اعتبار ساقط کرده‌اند. آنچه کار را دشوار مي‌کند، تحريف‌ها و جعل و دسّ سودجوياني است که حديث را مايه کسب دنيا قرار داده و با سوء استفاده از گمنامي برخي مؤلّفان و کتابهايشان، اغراض خود را در لابه‌لاي احاديث گنجاندند.

پژوهش / روش پژوهش

بسياري از آسيب‌هاي پژوهش‌هاي حديثي، برخاسته از نقص يا خطايي در روش پژوهش‌اند. تتبّع ناقص و نيافتن همه آنچه در پژوهش دخالت دارد، نقص عمده در پژوهش‌هاي متّکي بر متن است. پراکندگي و گستردگي منابع حديثي، پژوهشگر را گاه در دست‌يابي به همه احاديث مرتبط و قرينه‌هاي آنها ناکام مي‌نهد. غفلت از


صفحه 25

پيچيدگي‌هاي زباني و ويژگي‌هاي متني حديث، آسيب ديگري است که در قالب مباحث «واژه‌هاي چندمعنايي»، «خلط معاني مجازي با معاني حقيقي، لغوي با اصطلاحي و تفسير با تطبيق» و نيز «فارسي‌زدگي» و مباحث ديگري مانند «تحوّل زبان» و «تغيير معنايي و بار ارزشي واژه‌ها» به آنها خواهيم پرداخت. گفتني است پذيرش برخي از مباني، مانند ردّ کلي خبر ضعيفُ السند و يا دوري مطلق از احاديث ديگر فرقه‌ها، گاه دست پژوهشگر را از قرينه‌هاي راه‌گشا تهي مي‌سازد و آسيبي مانند «برخورد گزينشي» را رقم مي‌زند. دو آسيب به هم پيوسته «جمودگرايي» و «تعميم نابجا» نيز ـ هرچند به شخصيت پژوهشگر وابسته‌اند ـ ، از آسيب‌هاي مربوط به روش پژوهش به شمار رفتهاند؛ زيرا به ضعف روش در تشخيص و جايگاه تطبيق هر کدام، باز مي‌گردد.

پژوهش / پژوهشگر

برخي از آسيب‌ها، زاييده ويژگي‌هاي پژوهشگرند؛ مانند: روحيه اخباري‌گري، هواخواهي و يا برخوردهاي ساده‌انگارانه با حديث. اين آسيب‌ها گاه، نتايج خطرناکي را در پژوهش‌هاي حديثي پيش مي‌آورند و واقعيت بازگو‌شده در احاديث را دگرگون مي‌سازند. در کنار اين آسيب‌هاي شخصيتي، آسيب ديگري را نيز نمي‌توان ناديده گرفت؛ آسيب دخالت پيش‌فرض‌ها و دانسته‌هاي‌ پيشين در فرآيند پژوهش‌هاي حديثي. اين دسته آسيب‌ها در مقايسه با آسيب‌هاي پيشين، کمترند؛ اما راه مقابله با آنها دشوارتر و طولاني‌تر است. به اميد آن که بتوانيم با شناسايي آسيب‌ها، از زيان‌هاي آنها در امان بمانيم و پژوهش‌هاي حديثي خود را پيراسته از خطا، سامان ببخشيم.

چکيده

آسيب به معناي گزند و صدمه، گاه، دامن‌گير چيزهاي باارزش مي‌شود و بهره‌مندي ما را مختل مي‌کند و از اين رو، به شناسايي، پيشگيري و درمان آسيب‌ها نيازمنديم. يکي از تفاوت‌هاي اصلي حديث با قرآن، آسيب‌پذيري حديث در زمينه‌هاي متعدّد، و مصونيت قرآن از آسيب‌هاي‌ مهمي مانند تحريف است.


صفحه 26

آسيب‌هاي متعدّد، در هر حديث يافت نمي‌شود؛ بلکه مجموع آنها در يک پهنه گسترده و بر مجموعه احاديث و در يک بازه زماني طولاني، عارض شده‌اند. گونه نخست دسته‌بندي آسيب‌هاي حديث، بر پايه مراحل و زمان وقوع است. دسته‌بندي دوم، به آنچه در زمان حال و در جريان يک پژوهش حديثي براي پژوهشگر حديث رخ مي‌دهد، نظر دارد و آسيب‌ها را در سه حيطه پژوهشگر، روش پژوهش و مواد پژوهش سامان مي‌دهد. دسته‌بندي دوم، براي پياده‌سازي در پژوهش فردي و مستقل، مناسب‌تر است و همه مباحث دسته‌بندي نخست را نيز در بر مي‌گيرد. از اين رو آن را با اندک اصلاحي در اين کتاب به کار برده‌ايم.

پرسش و پژوهش

1. با توجه به مجموع مزايا و معايب هر يک از دسته‌بندي‌ها، کدام گونه را ترجيح مي‌دهيد؟ 2. اگر حديث، در مرحله صدور و نقل، با آسيب‌هاي متعدّدي رو به رو است، پس چگونه بر حديث اعتماد کنيم؟ 3. با جستجو در کتابها و مقاله‌هاي حديثي، گونه ديگري از دسته بندي آسيب‌ها ارائه دهيد.


صفحه 27

بخش نخست : آسيب‌هاي ماده پژوهش

فصل اول : مرحله صدور حديث

فصل دوم : مرحله نقل حديث


صفحه 28

این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة


صفحه 29

درآمد

زنجيره تاريخي و به هم پيوسته حديث، از سه حلقه‌ صدور، نقل و فهم حديث شکل مي‌گيرد که صدور يا بيان معصوم، در حکم نخستين حلقه آن است. بر اين پايه، براي يافتن نخستين آسيب‌ها بايد تنگناهاي صدور حديث و محدويت‌هاي فضا و مقام بيان احکام را کاويد. پيدايش حديث، محصول صدور گفتار و کردار معصوم در فضايي واقعي و عيني است و از اين رو، ناظر به زمينه‌ها و محدوديتهايي غير قابل انکار است. هدف از صدور حديث، عبارت است از: بيان آموزه‌هاي ديني، تشريح و تبيين قرآن به عنوان منبع مکتوب آموزه‌هاي ديني، بيان سنّت نانوشته پيامبر، و نيز هدايت انسان‌ها و اصلاح اخلاقي و فکري ايشان. از اين رو، احکام فقهي و اخلاقي برآمده از هر حديثي، با بخشي از زندگي بشر، مرتبط است؛ اما نبايد فراموش کرد که همگان براي هميشه، به همه احکام، فرمانها و راهبردها نيازي ندارند، و برخي نيز توان و گنجايش فراگيري و يا عمل به همه آنها را ندارند. از سوي ديگر، بيان حکم شرعي و ارائه رهنمود، هميشه ساده و يا مقبول نبوده است؛ هرچند در صدر اسلام و به گاه قدرت پيامبر و امام علي عليه السلام، آسان‌تر ساده‌تر و عمومي‌تر بوده است. پيشوايان شيعه به عنوان جانشينان بر حقّ آورنده دين اسلام، جز در برهه‌اي بس کوتاه، هرگز در مسند قدرت سياسي و اجتماعي ننشستند و از اين رو، فضاي تبيين احکام براي ايشان باز و گسترده نبوده و براي