بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 229

[مقدمه مؤلف‌]

بسم اللَّه الرّحمن الرّحيم‌

هر ستايشى مخصوص خدا است، و درود بر بندگان برگزيده او محمد و خاندان معصوم او باد.

نعمت‌هاى خداوند شكوهمند و بزرگوار، بر نوع مردم و خواص آنان، بيشتر و فراوان‌تر از آن است كه كسى بتواند حتى يك صدم آن را بشمارش در آورد و يا حتى اندكى از آن بى‌شمار را شكر گويد. در عين حال مشهورترين و كامل و با ارزش و فراگيرترين نعمت الهى آن است كه زندگى دنيا- به توسط دولت كريمه- به نعمتى شادمان مبدل شده و كرانه‌هاى زمين ميدان وزيدن نسيم فرح‌بخش گردد.

اين آرزو وقتى محقق شد كه كمان خردمندى را سازنده آن برافراشت و شير تواناى دولت متصدى آن گرديد، و آنكه لايق بزرگوارى بود بر مسند آن تكيه زد، و سيادت بر بزرگوارترين اصل خود هموار گرديد. يعنى بر مولاى عالم و عادل، «معين الدين»، پيشواى اسلام و ياور مردم و پناه روزگار و تكيه‌گاه دولت و سامان دهنده ملت و دستگير مردم، عصاره پادشاهان و ياور مسلمانان، برگزيده خلافت و آقاى بهترين وزيران، خواجه اتابك، ابو نصر احمد بن فضل بن محمود مرتضى امير المؤمنين مستقر شد. خداوند برترى او را مضاعف‌


صفحه 230

گردانده و دشمنان و حسودان او را كنار زده و دور كند.

گوارا باد بر اين دولت حسنه آنكه زمام كارها را بدست كسى سپرده است كه گردش كارها را خوب اظهار مى‌كند، و زنگار سستى قدرت دولت را كنار مى‌زند. سايه لطفش بر اسلام و مسلمانان دائما شاداب بوده و فضل مستحكم او بر اهل فضيلت دستگير باد.

اين خادم دعاگو، از هنگامى كه خداوند شرح صدر به او داده كه علمش را در اختيار مردم قرار دهد و با علم و ادب بر او منّت نهاده و به حقيقت اين علوم عطرآگين و آثار شاداب رسانده، هميشه تصميم داشت كه راهى براى انجام وظيفه بيابد و اظهار مودت كند تا به وسيله اين شفاعت، به مزيت و نوايى برسد.

زيرا درگاه آن مولا- كه ولىّ نعمت است و خداوند عظمت او را مستدام بدارد- چونان كعبه است كه عزم سفر بسوى او شده و مردان اطراف آن طواف مى‌كنند. و آنچه از او منتشر مى‌گردد همانند ابرى است كه زمين خشك، و پر نعمت و بركت را يكسان فرا مى‌گيرد. او چون خورشيد تابانى است كه حيوانات شجاع و ترسو يك نواخت از پرتو او بهره مى‌برند.

خدمت و شفاعتى بهتر و كاملتر از آن نديدم كه كتابى گردآورى كنم كه داراى چند فصل در موضوع ادب باشد، يعنى دعاها و اعمالى كه با محافظت بر آنها اميد ثوابى فراوان مى‌رود. اين دعاها را از كتابهاى مشهور علماى شيعه و روايات آنان انتخاب و برگزيدم، و سند اين روايات را نيز حذف كردم تا حفظ و نقل آن آسانتر باشد. و آداب مربوط به عبادتهاى پنج‌گانه‌[1]را كه از اركان‌

[1]- ظاهرا مقصود مؤلف نمازهاى پنج‌گانه يوميه است، و بعيد به نظر مى‌رسد كه مراد او از اين عبادتها نماز، روزه، خمس، زكات و حج باشد.


صفحه 231

عبادات روحى است نقل نكردم، زيرا كتابهاى فراوانى در اين موضوع يافت مى‌شود، و از طرفى آداب و دعاهاى آنها نيز بسيار زياد است.

اين كتاب را پيش‌كش مجلس عالى وزير قرار دادم خداوند عظمت او را بيشتر و بر عمرش بيافزايد همچنان كه زمام افتخارات را نيز بدست او سپرده است. اميد آنكه نام رفيع اين كتاب الگويى بوده و او را شكفته سازد، و بر هر مجموعه ديگرى فائق آيد. اين كتاب را «الآداب الدينية للخزانة المعينية»[1]نام نهادم و آرزو دارم كه اين اسم مطابق با مسمّاى خود بوده و پيوندى بين جناب وزير و دوستى آن با عمل به محتواى آن باشد، و نزد او از جايگاه مناسبى برخوردار باشد، و در خانه و پناه او از موقعيت بالايى بهره‌مند شود، و اين افتخار را پيدا كند كه مورد توجه قرار گرفته و مقبول واقع شود. و از خداى سبحان مى‌خواهم كه آسايش دنيا را با طول عمر او و دوام لطف او همراه گرداند، و دعاى خير خدمت‌كاران را در حق او مستجاب گردانده و سايه او را بر سر بزرگان مستدام بدارد. او تواناى اين كار است و نعمت و تفضّل‌كننده است. او ما را بس است و بهترين پناهگاه است.

[1]- كلمه« خزانه» به كسر حرف اول به معنى گنجينه است كه محل نگهدارى جواهرات است ولى دل انسان را نيز خزانه مى‌گويند زيرا گنجينه اسرار اوست، و مقصود از« معينيه» جناب وزير معين الدين خواجه اتابك است. بنا بر اين ترجمه نام كتاب چنين است: آداب دينى براى گنجينه معين الدين يا آداب دينى براى دل معين الدين خواجه اتابك.


صفحه 232

اين كتاب داراى چهارده فصل است:

فصل اول: آداب لباس و آنچه مربوط به آن است.

فصل دوم: آداب حمام و آنچه وابسته به آن است.

فصل سوم: آداب شانه كردن موى و آنچه در باره آن وارد شده است.

فصل چهارم: آداب گرفتن ناخن و آنچه سزاوار آن است.

فصل پنجم: مسواك و مستحبّات آن.

فصل ششم: آداب و دعاهاى مربوط به نگاه.

فصل هفتم: آداب و دعاهاى متعلق به شنيدنى‌ها.

فصل هشتم: آداب خوردن و آشاميدن و آنچه مربوط به آنهاست.

فصل نهم: آداب تجارت و متعلقات آن.

فصل دهم: ازدواج و آداب آن.

فصل يازدهم: آداب و دعاهاى ولادت فرزند.

فصل دوازدهم: آداب و دعاهاى لحظه خواب و بيدار شدن.

فصل سيزدهم: آداب و دعاهاى مربوط به سفر.

فصل چهاردهم: آدابى كه كتاب با آنها پايان مى‌يابد.


صفحه 233

فصل اول آداب لباس و آنچه مربوط به آن است‌

هر گاه خواستى لباس جديدى را بپوشى اين دعا را بخوان:

«الحمد للَّه الّذي كساني من الرّياش ما أتجمّل به في الناس و أؤدّي فيه فريضتى، و أستر به عورتي، اللّهمّ اجعلها ثياب بركة أسعى فيها لمرضاتك و أعمر فيها مساجدك».

«سپاس خدايى را كه لباس فاخرى بر من پوشاند كه به سبب آن در ميان مردم زينت گردم، و واجباتم را در اين لباس انجام دهم، و شرمگاه خود را با آن بپوشانم، خداوندا اين را لباس بركت قرار ده، با اين لباس در راه‌


صفحه 234

رضايت تو تلاش كنم، و مساجد تو را با اين لباس آباد كنم‌[1]».

هر كس قبل از پوشيدن لباس جديد اين دعا را بخواند، هنوز آن را نپوشيده است كه خداوند او را مى‌بخشد.

در روايتى آمده است: هر كس مى‌خواهد لباس جديد بپوشد ابتدا، ظرف آبى آورده و ده مرتبه سوره قدر، و ده مرتبه سوره توحيد و ده مرتبه سوره كافرون را بر آن خوانده سپس آب را بر اين لباس بيافشاند. هر كس چنين كند تا نخى از آن لباس بر او باقى است زندگى برايش گوارا خواهد بود.

سزاوار است پيراهن را قبل از شلوار بپوشد.

هر گاه مى‌خواهى شلوار بپوشى آن را ايستاده و نيز روبروى قبله نپوش.

هنگام پوشيدن شلوار اين دعا را بخوان:

«اللّهمّ استر عورتي و آمن روعتي و أعفّ فرجي، و لا تجعل [للشيطان‌] في ذلك نصيبا، و لا له إلى ذلك وصولا، فيصنع لي المكايد، و يهيّجني لارتكاب محارمك».

«خداوندا، شرمگاهم را بپوشان، ترسم را ايمن گردان، شرمگاهم را با عفّت گردان، براى شيطان سهمى در من قرار مده، و راهى به من‌

[1]- تعمير مسجد و آبادانى آن به اقامه جماعت در مسجد است، و مقصود صرف آبادانى ساختمان مسجد نيست.


صفحه 235

نداشته باشد تا نتواند مرا فريب دهد و به انجام گناهان و نافرمانى تو مرا تحريك نمايد».

عمامه را در حال ايستاده به سر ببند، و مستحب است كه بخشى از عمامه را زير چانه خود قرار دهى.

هنگام پوشيدن عمامه اين دعا را بخوان:

«اللّهمّ سوّمني بسيماء الإيمان، و توّجني بتاج الكرامة، و قلّدني حبل الإسلام، و لا تخلع ربقة الإسلام من عنقي».

«خداوندا، مرا به سيماى ايمان مزيّن فرما، و تاج كرامت بر من بگذار، پيمان اسلام را به گردنم قرار ده، و هرگز رشته اسلام را از گردنم بيرون ننما».

و هر گاه انگشترى بدست نمودى باز اين دعا را بخوان.

انگشتر عقيق بدست كردن مستحب است و روايات زيادى در فضيلت آن نقل شده است. كه يكى از آنها اين سخن امام صادق7است: «هر كس انگشترى داشته باشد كه نگين آن عقيق باشد فقير نخواهد شد، و مقدّر او جز بهترين تقديرات نخواهد بود».

انگشتر فيروزه و ياقوت بدست نمودن نيز مستحب است و در روايتى آمده است كه آنها فقر را از انسان دور مى‌كنند. و حضرت على7فرموده است: «انگشتر مهره يمانى در دست كنيد زيرا آن كيد شيطانهاى نافرمان‌


صفحه 236

و سركش را دور مى‌كند، و در روايت ديگرى آمده است كه: «شيشه سفيد شفاف چه نگين خوبى است».

هر گاه خواستى كفش يا دمپايى بپوشى آنها را نشسته بپوش و بگوى:

«بسم اللَّه، اللّهمّ صلّ على محمّد و آل محمّد و وطّئ قدمي في الدّنيا و الآخرة، و ثبّتهما على الصراط المستقيم يوم تزلّ فيه الأقدام».

«بنام خدا، خداوندا بر محمد و آل محمد درود فرست و قدم مرا در دنيا و آخرت هموار گردان، و در روزى كه قدمها لغزش پيدا مى‌كنند قدمهاى مرا بر صراط مستقيم ثابت نگه بدار».

و در پوشيدن كفش با پاى راست آغاز كن ولى بيرون آوردن كفش را از پاى، با پاى چپ شروع كن، و ايستاده كفش را از پاى بيرون كن، و در اين هنگام بگو:

«الحمد للَّه الّذي رزقني ما أوقي به قدمي من الأذى، اللّهمّ ثبّتهما على صراطك المستقيم يوم تزلّ فيه الأقدام، و لا تزلّهما عن الصراط المسوّى» «سپاس خداى را كه كفشى را به من ارزانى داشت تا پاى خود را از اذيت شدن‌