استعدادهاى آنها در كانون مقدس خانواده دارد. خانواده محل رشد و بالندگى استعدادها و بروز خلاقيتها و مهد تربيت انسانها و سرچشمه محبتها و عاطفهها است.
در دين اسلام نيز تشكيل خانواده و تلاش براى ايفاى صحيح وظايف والدين و فرزندان و استحكام بنيانهاى خانواده مورد توجه و تأكيد قرار گرفته است تا جائى كه پيامبر اسلام6مىفرمايد:[1]«ما بنى فى الاسلام احب الى اللّٰه من التزويج؛ در اسلام هيچ بنايى نزد خدا محبوبتر از بنيان ازدواج نيست.»
بنابراين همواره سيادت و برترى و پيشرفت و موفقيت از آن ملتهايى خواهد بود كه در آنها خانواده اساس محكمترى داشته و انحطاط هر قوم از زمانى آغاز مىشود كه در مبانى خانوادگى آنها سستى و پستى رسوخ نمايد. به گفته زوسران استاد فرانسوى: به طور معمول نخستين نشانههاى آفت و آسيب، پيش از آنكه در ساختمان نيرومند و وسيعتر دولت پديدار شود در خانواده بروز مىكند.»[2]
انواع خانواده[3]
با توجه به ابعاد گوناگون خانواده، اهميت آن و شرايط خاص هر كدام در جوامع مختلف مىتوان پذيرفت كه خانواده انواع و صور گوناگون دارد كه برخى از آنها عبارتند از:
1. خانوادۀ هستهاى:[4]واحدى است كه اعضاى آن به زن و شوهر و فرزندان محدود شده است. اين نوع خانواده از مظاهر جامعۀ صنعتى است و همراه با تمدن غرب به ساير كشورها نفوذ كرده است. اين خانواده سلول اصلى اجتماع است. به اين خانواده، خانوادۀ كوچك زيستى، خانوادۀ مستقل يا خانوادۀ زناشويى نيز مىگويند.
2. خانوادۀ گسترده:[5]خانوادهاى كه درون آن چند نسل با يكديگر زندگى مىكنند. خانواده
[1]نجاتی، حسین، نقش تربیتی پدر در خانواده، ص54و55.
[2]حقوق مدنی فرانسه، ج1، ش376.
[3]فاطمه عبدلی، مجموعه مقالات شانزدهمین همایش علمی-تحقیقی مذتهب اسلامی، آذر83، ص199-198.
[4]Nuclear Family
[5]Extended Family (البته این نوع بیشتر مربوط به عصر کشاورزی و جوامع سنتی است.)
گسترده به طور كلى به نظامى گفته مىشود كه در آن، آرمان جامعه اين است كه چندين نسل زير يك سقف زندگى كنند؛ مانند خانوادههاى چينى و خانوادههاى ايرانى در قديم.
3. خانواده جفت هستهاى:[1]در اين نوع خانواده زن و شوهر به تنهايى و بدون فرزند در خانهاى زندگى مىكنند.
4. خانواده تك والدى:[2]خانوادهاى است كه يك سرپرست دارد و به علت طلاق، مرگ، ترك موقت و... تنها يكى از والدين در آن حضور دارند.
خانواده با پيوندهاى موقتى، خانواده ناتنى، خانواده با والدين نوجوان، خانواده پيوسته، خانواده پدر مركز، خانواده مادر مركز و خانواده فرزند مركز را نيز ذكر كردهاند. برخى ديگر از جامعه شناسان خانواده را به سه دسته كلى خانواده باز و بسته به هنجار و نابهنجار، متعهد، نامتعهد و برخى نيز به لحاظ روابط درونى و ميزان استحكام آنها را به 4 گونه، متلاشى، متزلزل، متعادل و متعادلى دستهبندى كردهاند.[3]
آسيبشناسى (Pathology)
آسيبشناسى از جمله واژههايى است كه بسيارى آن را در مفهومى مترادف با شناسايى كجروى به كار بردهاند، اما در معناى اصطلاحى به «شاخهاى از دانش اطلاق مىشود كه هدف آن شناخت بيماريهاى روانى، فردى و اجتماعى و نحوۀ تكوين، رشد و دگرگونى آنان است.»[4]
به عبارت ديگر، آسيبشناسى اجتماعى، علل و عوامل ايجاد كنندۀ آسيبها و آفتهاى اجتماعى را مطالعه مىكند و كاربرد آن در مطالعه خانواده و خانوادهشناسى است؛ يعنى شناخت عواملى كه سلامت و استحكام خانواده را تهديد مىكند و ازدواج پايدار و موفق را آسيبپذير مىسازد.[5]
[1]Nucleardyad Family
[2]Single parent Family
[3]شرفی، محمدرضا، خانواده متعادل، ص37.
[4]باقر ساروخانی، درآمدی بر دایره المعارف علوم اجتماعی،ص524.
[5]به پروژه، احمد، خانواده و فرزندان در دوره پیش دبستان، ص224.
انواع آسيبها
تعاملات و ارتباطات گوناگون و پيچيده جوامع انسانى باعث شده است مسائل و آسيبهاى آن نيز گوناگون و پيچيده گردد. زندگى در اين جامعه وسيع و گسترده همزمان با زندگى در اجتماع كوچكترى با نام خانواده هر لحظه مىتواند از رخدادها و حوادث فراوانى متأثر شود و اين موارد به شكل آسيب خود را نشاندهد. نهاد خانواده، با توجه به اهداف، عناصر اصلى و كاركردهاى آن، از جهات و جنبههاى گوناگونى مىتواند در معرض آسيب قرار گيرد و به همين نسبت انواع آسيبهاى خانواده ايجاد و شايع شود كه در اين كتاب آسيبهاى خانواده از ابعاد فرهنگى، حقوقى، جسمى، روحى و روانى، اجتماعى و اقتصادى بررسى مىگردد.
آسيبشناسى خانواده
خانواده در مسير دستيابى به اهداف خود همانند ساير پديدههاى هستى با عوامل و موانع گوناگونى مواجه است كه برخى از آنها باعث انحراف يا مانع دستيابى آن به اهداف مىگردد و به خانواده آسيب مىرساند.
شناسايى عوامل آسيبزايى را كه از درون يا بيرون خانواده زمينههاى اختلاف، درگيرى، كينه، خشم و... را فراهم نموده، يا موجب از هم پاشيده شدن نهاد مقدس خانواده مىشود، آسيبشناسى خانواده مىناميم.
نظام خانواده نيز به سان هر نظام اجتماعى ديگر در روند حيات خود حالات گوناگونى دارد. اگر خانواده، از هماهنگى، انسجام، وفاق و تفاهم دو طرف زن و شوهر برخوردار باشد، قطعاً زمينۀ زندگى سالم خانوادگى را فراهم مىكند، اما اگر انسجام و هماهنگى نداشته باشد، دچار اختلال كاركردى شده، پايه و اساس آن فرو مىريزد.
بنابراين، عوامل و آسيبهايى كه انسجام خانواده را تهديد مىكند موضوعى است شايستۀ مطالعه و ارزيابى علمى. جامعه شناسان خانواده و همين طور متخصصان تعليم و تربيت و علماى دينى، هر يك با توجه به رشتۀ مطالعاتى خود، اين موضوع را نيز مطالعه كرده و نسبت به پيامدهاى جبرانناپذير چنين آسيب هايى هشدار دادهاند.
پيشگيرى
واژه پيشگيرى را از نظر لغوى جلوگيرى كردن، مانع شدن، جلو بستن و نيز اقدامات احتياطى براى جلوگيرى از رخدادهاى بد و ناخواسته معنا كردهاند. نظر به اين معناى لغوى مفاهيمى مانند پيشدستى كردن، پيشى گرفتن و جلوى چيزى رفتن و يا آگاه كردن و هشدار دادن نيز از اين واژه استفاده مىشود. در مباحث آسيبشناسى خانواده نيز، هر اقدامى كه موجب جلوگيرى از وقوع آسيب در بنيان، انسجام و كاركرد خانواده شود و يا ضريب وقوع آن را كاهش دهد، پيشگيرى گويند.[1]
اين اقدامات به نوبۀ خود مىتوانند جنبۀ بينشى و شناختى و يا گرايشى و عاطفى و رفتارى داشته باشند.
انواع پيشگيرى
دربارۀ دستهبندى پيشگيرى همواره نگرشهاى گوناگونى ميان جرم شناسان وجود داشته است. برخى آن را به «پيشگيرى موقعيت مدار» «پيشگيرى زودهنگام»، «پيشگيرى اجتماعى» (پيشگيرى كنشى) و «پيشگيرى از طريق نظام عدالت كيفرى» (پيشگيرى واكنشى) دستهبندى كردهاند. گروهى ديگر بر اين باورند كه پيشگيرى به سه گونۀ نخستين، دومين و سومين تقسيم مىگردد.[2]گرچه در اين دستهبنديها جنبۀ پيشگيرى از جرائم و بزهكاريها لحاظ شده است، اما دستهبندى اخير را مىتوان در موضع آسيبشناسى خانواده مورد توجه قرار داد. به همين دليل آن را به اختصار توضيح مىدهيم:
پيشگيرى نخستين: دربرگيرندۀ تدابير و اقداماتى است كه به دنبال سالم سازى محيط طبيعى و اجتماعى و تغيير اوضاع و احوال و شرايط جرم زايند. اين پيشگيرى درصدد آن
[1]برای اطلاع بیشتر ر.ک. اصطلاح نامه جامعه شناسی، باربارا بوث و میشل بلر، ترجمه مهوش معترف، وزارت علوم و تحقیقات فناوری، مرکز اطلاعات و مدارک علمی ایران، 1382، ص144 و مجموعه مقالات کجروی و کنترل اجتماعی، کتاب اول، علی سلیمی و محمد داوری، پژئهشکده حوزه و دانشگاه، 1380، ص684.
[2]نادرپور، امیرحسین، نشریه حقوقی دادگستری، ش45، پیشگیری از بزهکاری در قانون اساسی ایران و لایحه قانون پیشگیری از وقوع جرم، ص8.
است تا با بهبود شرايط زندگى افراد از بزهكارى (ناهنجارى) جلوگيرى كند. بالا بودن سطح سواد و فقر زدايى نمونههايى از اين پيشگيرىاند.[1]
پيشگيرى دومين: اين نوع پيشگيرى به دنبال پيشى گرفتن از افرادى است كه در شرايطى بحرانى به سر مىبرند و هر آن، احتمال ارتكاب بزه از سوى آنها وجود دارد. اين پيشگيرى با شناسايى افراد در معرض خطر درصدد است با به كارگيرى اقدامات مناسب، مانند مداخلههاى زودرس از به عادت شدن بزهكارى افراد پيشگيرى كند.[2]
پيشگيرى سومين: بر ساز و كارهاى نظام عدالت كيفرى تمركز دارد و مىكوشد تا با بهرهگيرى از ابتكارات اصلاحى - درمانى از بزهكارى دوباره افراد جلوگيرى كند. براى نمونه، كيفر زندان مىتواند در بازپذيرى اجتماعى بزهكاران و جلوگيرى از تكرار جرم آنها نقش مهمى ايفا نمايد.[3]
گرچه انواع پيشگيريهاى فوق مختص وقوع جرايم اجتماعى طرح شده است، امّا توجه به آنها در خانواده مىتواند از آسيبهاى خانوادگى كاسته و در اين زمينه نيز اثربخش باشد.
پرسش
1. خانواده را تعريف كنيد و انواع آن را نام ببريد.
2. مفهوم آسيبشناسى را از نظر لغوى و اصطلاحى بيان كنيد.
3. انواع پيشگيرى را نام برده، هر يك را به اختصار توضيح دهيد.
4. در بحث آسيبشناسى خانواده، مراد از پيشگيرى چيست و مهمترين انواع پيشگيرى را نام ببريد.
[1]همان.
[2]همان.
[3]همان.
درس دوم: آسيبهاى اعتقادى
اهداف درس
فراگيران پس از اتمام درس مىبايست بتوانند:
- آسيبهاى اعتقادى را بشناسند و تعريف كنند؛
- راههاى پيشگيرى از آسيبهاى اعتقادى و درمان آنها را بشناسند؛
- از آسيبهاى اعتقادى در خانواده خود پيشگيرى نمايند؛
- در صورت بروز آسيب اعتقادى در خانواده خود آن را درمان نمايند.
آسيبهاى اعتقادى
از نيازهاى قطعى و اساسى براى داشتن زندگى سالم و توأم با آرامش و موفقيت، داشتن ايمان و اعتقاد مذهبى صحيح و پايدار است. ايمان و اعتقاد به خدا بسان داروى شفابخشى است كه اضطرابها، نگرانىها و ناهنجاريها را مىزدايد و به زندگى رنگ و بوى الهى مىبخشد.
خانوادهاى كه از نعمت ايمان و اعتقاد صحيح و پايدار مذهبى محروم است، همواره با انواع نگرانى و تشويش خاطر رو به رو بوده، در معرض آسيبهاى جدى و گاه جبرانناپذير است. به عقيده كارشناسان و آسيب شناسان اجتماعى بسيارى از انسانهاى سست بنياد و بىاعتقاد به مسائل مذهبى، در مقابل مشكلات زندگى پيچيده دنياى مدرن توان ايستادگى ندارند و بيش از ديگران در معرض گرايش به سمت اعتياد و ساير آسيبهاى اجتماعى قرار دارند.[1]
[1]خبرگزاری مهر، خط پایان اعتیاد سیاه است www.mehrnews.ir.
براساس آموزههاى دين مبين اسلام، اعتقاد به وجود و يگانگى خداوند، نبوت و امامت، معاد و حيات پس از مرگ و ضروريات دين از جمله مهمترين مسائل اعتقادى است كه چنانچه دچار ضعف، ترديد، شبهه، انحراف، بدعت، خرافه، ريا، شرك، نفاق، كفر و بىاعتقادى شود، آثار زيان بارى در سرنوشت فرد و جامعه خواهد گذاشت. بنابراين براى حراست و پاسداشت حريم اعتقادى خانواده بايد نسبت به اين مسائل حساس بود و از آنها در برابر آسيبهاى احتمالى با جدّيت و حميّت دينى و آگاهى كافى اقدام نمود.
اعتقاد به خدا: مهمترين باور دينى، ايمان به خدا و يكتاپرستى است. توحيد و خداپرستى موجب مىشود نگرش فرد به همۀ هستى و زندگى انسان، هدف دار و معنادار باشد و در رفتار با انسجام،[1]وحدت رويه و آرامش عمل كند.[2]باور به خدا، همه رفتارها و زندگى خانوادگى را به سوى كسب رضايت خداوند سوق مىدهد.[3]فردى كه خدا را ناظر بر اعمال خود و همراه خود مىداند[4]و او را حتى از رگ گردن[5]نيز به خود نزديكتر مىبيند، تلاش مىكند در برخورد با اعضاى خانواده و انجام وظايف خانوادگى، رضايت او را جلب نمايد توجه به عدالت خداوند و اين كه هيچ گونه ظلم را روا نمىدارد[6]و حق هيچ موجودى را ضايع نمىكند[7]زمينه شناختى ديگرى براى مهار رفتارهاى اعضاى خانواده است هر چه اين حالت قوىتر باشد مشكلات فرد كمتر و به تبع آن مشكلات خانواده كمتر خواهد بود.
انسان مؤمن اداره جهان و همه تغيير و تحولات هستى را در تصرف خداوند و در احاطه
[1]زمرف 29 و بقره156.
[2]رعد، 28 و فتح، 4.
[3]انعام، 162.
[4]حدیدف 4.
[5]قاف، 19.
[6]نساء، 40.
[7]کهف، 30.
اراده او مىداند و در رويارويى با مسائل زندگى توكل و اعتماد به چنين خدايى باعث تقويت اراده و تأثير كمتر عوامل مخل روانى شده و در كوشش براى حل آن مسائل و رسيدن به تعادل و سازگارى، تواناتر مىگردد و چنان كه نبود توكل بر خدا اراده فرد را تضعيف نموده، روزنههاى اميد و موفقيت را بر روى او مىبندد و او را از تلاش و جديت كافى باز مىدارد. در نتيجه وضع از آنچه هست، به مراتب بدتر و بغرنجتر مىشود. داشتن حالت تسليم و رضا در برابر مقدرات الهى از ديگر آثار ايمان و اعتقاد به خداوند است هنگامى كه فرد باور داشته باشد كه همه رويدادهاى جهان هماهنگ با مشيت، اراده، قضا و قدر و اذن و تأثيرى است كه در اسباب و علل وقوع حوادث قرار داده است[1]و تنها خداوند است كه به مصالح انسانها، آگاهتر است و بلكه نسبت به خودشان نيز خيرخواهتر است.[2]از همه حوادث تلخ و شيرين برداشت و تفسير درست و منطقى خواهد داشت و به همه آنها به عنوان آزمونهاى الهى خواهد نگريست كه او بايد از همه اين آزمونها پيروز و سربلند بيرون بيايد.
در خانوادهها حوادث و چالشهايى مانند بيماريهاى لاعلاج، مرگ عزيزان، سيل، زلزله و... كه از كنترل آنها خارج است پيش مىآيد و اگر والدين در برابر قضاى الهى تسليم و راضى نباشند خسارات فراوان و جبرانناپذير فكرى، روحى، روانى و جانى متوجه آنان خواهد شد.
در حالى كه خانوادههاى معتقد به وجود خداوند با اتكاء به او درتمامى حوادث از ايمنى فوقالعاده برخوردارند.
اعتقاد به نبوت و امامت
اعتقاد به رسالت انسانهايى كه از سوى خداوند براى راهنمايى و هدايت بشر آمدهاند و امامت ائمه هدى (ع) براى استمرار اين هدايت الهى يكى ديگر از اركان دين دارى به شمار مىآيد. بر اساس اصل همانندسازى و الگوپذيرى اعضاى خانواده براى يادگيرى و اصلاح شيوه رفتار و برخورد مناسب در خانواده، به نمونههاى عينى رفتارى در همه ابعاد نيازمند هستند. قرآن كريم پيامبر6را بهترين الگو براى زندگى بشر معرفى كرده است.
از نظر قرآن كريم، همۀ انبيا و اولياى الهى رهبرانى هستند كه انسانها را بر آنچه مورد رضايت خداوند است، رهبرى و هدايت مىكنند و انسانها براى موفقيت خود بايد در تمام ابعاد زندگى به آنها اقتدا كنند و آنها را الگوى رفتارى قرار دهند.[3]
[1]"لا قوه الا بالله"، کهف، 39.
[2]"انا اعلم بما یصلح علیه امر دین عبادی المومنین" "فانی انا الله الرحمن الرحیم"، اصول کافی، ج3، ص100 و 101.
[3]و جعلناهم ائمه یهدون بامرنا...فیهداهم اقتده.