اعتقاد به زندگى پس از مرگ
اعتقاد به زندگى پس از مرگ، حسابرسى اعمال در روز قيامت، پاداش و مجازات افراد بر اساس رفتارهايشان، از باورهاى مهمّ دينى است كه نبود آن و يا ايجاد شبهۀ در آن آثار سوء و جبرانناپذيرى در زندگى به ويژه خانواده خواهد داشت. امروزه على رغم پيشرفتهاى علمى و كاهش مشكلات مادى و افزايش تسهيلات زندگى، اضطرابها و نگرانىها رو به فزونى است. بخشى از اين مشكلات بر اثر احساس بى هدفى و پوچى در زندگى است[1]كه اعتقاد به معاد و عالم پس از مرگ و رسيدگى به حساب و كتاب همۀ افراد مىتواند عامل اساسى حل همۀ معضلات اينچنينى باشد.
در اين جا به برخى از آسيبهاى ناشى از بىاعتقادى به معاد در خانواده اشاره مىگردد:
1. سستى پيوند بين اعضاى خانواده به دليل نگرشهاى محدود و مادى به زندگى و نداشتن اهداف متعالى؛
2. نبود انگيزه كافى زندگى، به علت بى توجهى و بى اعتقادى به وعدههاى الهى به نعمتها و آسايش در زندگى اخروى؛[2]
3. ناتوانى در رويارويى با مشكلات بسيار شديد جسمى، روحى روانى و اقتصادى و... به علت عدم توجه به پاداشهاى اخروى كه بر اثر تحمل مشكلات و صبر و پايدارى در برابر سختىها به انسان داده مىشود؛[3]
4. پرخاشگرى و تعدى به حقوق ديگران؛ به دليل اينكه باور به معاد و يادآورى عواقب بد تعدى به حقوق ديگران و عدم انجام مسئوليتها، افراد را تا حدى از رفتارهاى نامناسب باز مىدارد.[4]
ضربههاى عاطفى
از ديگر آسيب هايى كه ضعف در باورها و اعتقادات موجب آن مىشود وارد آمدن ضربههاى
[1]کارل پوگ، گوستاو، روان شناسی و دین، ص12،13،85،174،نقل از خانواده در نگرش اسلام و روانشناسی.
[2]ر.ک. به خانواده در نگرش اسلام و روانشناسی، ص114.
[3]ر.ک. به خانواده در نگرش اسلام و روانشناسی، ص115-116.
[4]همان.
عاطفى به روابط مثبت اعضاى خانواده و بروز اختلافات است.
عدم توجه اعضاى خانواده به باورهاى دينى و انجام رفتارهاى خارج از محدودۀ مجاز شرعى به روابط مناسب اعضاى خانواده آسيب مىرساند كه به برخى از آنها به اختصار اشاره مىكنيم:
1. آزار به والدين و ناخشنود ساختن آنها كه گاه ممكن است موجب فروپاشى خانواده و واكنش تند و نامتعادل والدين نسبت به فرزندان شود؛
2. دادن نسبتهاى نارواى بى عفتى، به ويژه به زنان پاكدامن، كه در متون اسلامى به شدت تقبيح شده است.[1]
3. شرابخوارى، كه موجب رفتارهاى ناهنجار[2]و پيامدهاى نامطلوب بهداشتى و در نهايت، روانى مىشود و زمينۀ اختلاف را فراهم مىكند و در تعاليم اسلام به شدت نهى شده است؛[3]
4. ترك وظايف دينى؛ مانند ترك نماز، غيبت كردن، عيبجويى، حريمشكنى، سخنچينى و....[4]
5. آوازه خوانى و سرگرمىهاى نامشروع؛ كه موجب غفلت از انجام مسئوليتها و وظايف مهم اعضاى خانواده شود و زمينۀ اختلاف در خانواده را فراهم آورد.[5]
بدعت
بدعت در لغت به معناى ايجاد، انشاء و احداث است. در اصطلاح دينى آن است كه چيزى را جزو دين شمارند كه ريشهاى در كتاب و سنّت ندارد. از آن رو اين كار را «بدعت» خوانند كه بدعتگذار از پيش خود چيزى را در دين ابداع مىكند. بدين سان معناى كلامى بدعت اين است كه كسى از پيش خود، آيين يا رسمى را كه در عهد رسول خدا6وجود نداشته است، بيافريند و جزو دين بشمارد. بدعت شامل تغيير احكام دينى نيز مىشود؛ مثلاً تغيير استحباب يك عمل به وجوب بدون مبناى صحيح، نوعى بدعت است. در روايات آمده است كه هر
[1]نور،23.
[2]مائده،90.
[3]ر.ک: خانواده در نگرش اسلام و روانشناسی، ص142-141.
[4]همان.
[5]همان، ص143-142.
كس فرمان خدا و رسول و احكام قرآن را فرو گذارد و بر رأى خويش عمل كند، بدعتگذار يا از «اصحاب الاهواء» است. بدعت، افزون بر عبادات و امور شخصى، مىتواند به عرصههاى ديگر نيز راه يابد و زندگى اجتماعى انسان را نيز هدف گيرد. برخى بدعت را مقابل «سنّت» قرار دادهاند. قرآن نيز از بدعت سخن گفته و به صراحت آن را نكوهيده است؛ مثلاً رهبانيت يا ترك دنيا در ميان نصارى را بدعت دانسته است.[1]
براساس مطالب فوق بدعت يكى از آسيبهاى اعتقادى در اسلام به شمار مىآيد و از افعال حرام است. حال ممكن است اين آسيب اعتقادى به زندگى خانوادهها كشانده شود و به گونههاى مختلف موجبات از هم پاشيدگى، اختلاف و كشمكش خانوادهها را فراهم نمايد؛ مثلاً بيان برخى مسائل فقهى و شرعى كه اصلاً در دين وجود ندارد توسط بعضى از افراد بىتخصص و غير عالم و پذيرش آن در خانواده توسط خانم خانه و بدنبال آن ايجاد مخالفت و كشمكش توسط شوهر و ديگر اعضاى خانواده، مشكلزا مىشود كه در صورت شدت گرفتن، امكان به خطر افتادن نظام خانواده را مىتواند به دنبال داشته باشد.
بنابراين خانوادهها همواره بايد مواظب باشند معارف اسلامى و احكام شرعى و اعتقادى خود را از منابعى دريافت نمايند كه مورد اعتماد و وثوق بوده و اهل علم و فضل باشند و از پذيرش مسائل شرعى، اعتقادى و فقهى خود از غير اهل پرهيز نمايند.
شبهات كلامى
برخى از شبهات كلامى و اعتقادى نيز مانند «پلوراليسم دينى»[2]يا كثرت گرايى «شبهات عدل» به معناى عدم ناسازگارى وجود مرگ، تفاوتهاى ميان موجودات، فقر و آفتها، مصيبتها، بلاياى طبيعى و مكافات دنيايى، كه در جاى خود در مباحث كلامى به همۀ آنها پاسخ داده شده است، به جهت ضعف علمى و ناتوانى از توجيه مسائل يا پديدهها، نيز مىتواند در خانوادهها آسيبهاى جدى ايجاد نمايد و ميان والدين با يكديگر و يا آنها با
[1]محمد خطیبی کوشکک و دیگران، فرهنگ شیعه، ص154-153.
[2]فرهنگ شیعه، ص170.
فرزندان خود درگيرى، نزاع و كشمكش ايجاد نموده و موجبات تنش، استرس، اختلاف و فروپاشى خانوادهها را فراهم نمايند.
پيشگيرى و درمان
آسيبهاى اعتقادى مذكور مىتواند به ناسازگارى، تعارض كلامى و غير كلامى، تشديد و تعميق اختلاف و در نهايت به جدايى عاطفى و قانونى زن و شوهر و فرزندان بينجامد. توجه به موارد زير مىتواند عامل پيشگيرى از اختلاف يا تشديد و مرتفع شدن آن گردد كه به اختصار ارائه مىگردد:
1. توجه به آموزههاى دينى:
بسيارى از مشكلات خانوادهها، ناشى از عدم شناخت حقوق و وظايف و راههاى برقرارى رابطه بين افراد است. خوشبختانه اسلام نسبت به خانه و خانواده اهميت فراوانى قائل است و براى اينكه اين كانون مقدس، گرم نگه داشته شود و مكانى مناسب براى پرورش اعضاى آن باشد، آموزههاى بسيار جالب و ارزندهاى ارائه نموده است. اين آموزهها هم راهكار و هم تشويق خوب زيستن زن و مرد مىباشد. آموزش صحيح مسائل اعتقادى، مراجعه به متخصص اسلامى و تبعيت از نظرات تخصصى ايشان و پاسخ به شبهات و ردّ انحرافات و خرافهها به صورت علمى دقيق، در قالبهاى گوناگون مىتواند با ايجاد همفكرى و هماهنگى منطقى بين اعضاى خانواده از آسيبهاى جدى اعتقادى در خانواده پيشگيرى كند و احياناً در صورتى كه خانوادهها گرفتار اين نوع آسيبها باشند، اين راه حل براى درمان آنها بسيار مناسب است.
2. تقويت ايمان و اعتقاد
ايمان و اعتقاد به خداى يگانه كه داراى تمام صفات كمال است و از جانب پيامبران برگزيده و فرستادگان او به عنوان مهمترين و اساسىترين مسئله اعتقادى و زيربناى فرهنگهاى الهى و مكتبهاى آسمانى بوده است، در سايه اعتقاد و ايمان راسخ به خداوند است كه زندگى براى انسان معنا پيدا مىكند و صبر و مقاومت در برابر آسيبها و مشكلات خانواده آسان مىگردد.
ايمان و اعتقاد به خداوند و احساس نياز بهذات مقدس ربوبى مىتواند سدى محكم در برابر آسيبهاى ويرانگرى باشد كه كانون خانواده را تهديد مىكند. يكى از صاحب نظران در اين زمينه مىگويد: «ما گمان داريم در زندگى خانوادگى اگر زن و شوهر متقاعد شوند كه خداوند و حساب و كتابى است و رفتارهاى نيك و بدشان مورد سؤال يا بازخواست قرار مىگيرد، تن به درگيرى و اختلاف نمىدهند، حساب زبان و اعضاى خود را دارند و مراقبند دستى به ستم به سوى كسى دراز نكنند. موجب تضييع حقى نشوند[1]...
3. مطالعۀ كتب كلامى از شخصيت متخصص و مورد اعتماد يا شركت در درس و بحث فرد متخصصى كه به سلامت فكرى و اعتقادى او باور داريم.
4. توجه و پاسخ صحيح به پرسشهاى فرزندان (در حوزۀ كلامى و اعتقادى) نه سركوب يا انحراف آنها. و در صورت ناتوانى ارجاع به متخصص و اهل فن.
پرسش:
1. آسيب اعتقادى چيست؟ به اختصار بيان كنيد؟
2. انواع آسيبهاى اعتقادى را نام ببريد؟
3. با توجه به فضاى فرهنگى حاكم بر جامعه و شناختى كه از طرز تفكر اعضاى خانواده خود داريد دو آسيب از مهمترين و شايعترين آسيبهاى اعتقادى خانوادههاى مسلمان را توضيح دهيد.
4. مهمترين راههاى پيشگيرى و درمان آسيبهاى اعتقادى را بيان كنيد.
[1]مظفری حیدر، آسیب شناسی خانواده و راههای حل آن، شانزدهمین همایش علمی-تحقیقی مذاهب اسلامی، ص91.
درس سوم: آسيبهاى اخلاقى
اهداف درس
فراگيران مىبايست پس از آموزش اين درس بتوانند:
- آسيبهاى اخلاقى و انواع آن را به طور اجمالى شناخته و تعريف كنند؛
- قطع رحم و آثار آن را شناخته و تعريف كنند؛
- نسبت به ايجاد ارتباط صميمى با بستگان علاقهمند گردند؛
- نسبت به شناخت جامع و برطرف كردن آسيبهاى اخلاقى در خانواده علاقهمند گردند؛
- آسيبهاى احتمالى اخلاقى در خانواده خود را بشناسند و در جهت درمان و يا پيشگيرى از آنها اقدام كنند.
آسيبهاى اخلاقى
آدمى بايد سعى كند تا اخلاق و سيرت درونى خود را همچون ظاهر خود زيبا و پسنديده سازد. بدخلقى صفت ناپسندى است كه زندگى انسان را تيره و تار مىكند، و در محيط خانوادگى موجب عوارض منفى بى شمارى مىگردد و در قالب تندخويى، گرفتگى چهره، بىحوصلگى، اخم و بهانهگيرى نمايان مىشود كه بهطور كلى مىتوان به آن بداخلاقى گفت؛ از آفات و آسيبهاى ويرانگر خانوادگى است. نابودى شخصيت انسانى، ايجاد ترس و اضطراب، زوال محبت، سوءظن و بىاعتمادى، و اختلافات شديد خانوادگى از آثار سوء اين آسيب به شمار مىرود.
آسيبهاى اخلاقى بزرگترين و مهلكترين آفت خانواده به شمار مىرود و اين آسيب سبب انزجار و انزواى خانواده مىشود و تكامل خانواده را مختل مىكند و پيامدهاى دنيوى و
اخروى فراوانى را به دنبال دارد از جمله پيامدهاى دنيوى مانند: زندگى محنت بار، اضطراب و تنهايى، تباهى ايمان و عمل، محروميت از توجه، دورى از خداوند و پيامدهاى اخروى مانند: فشار قبر و هلاكت در قعر جهنم.[1]
قطع رحم، مشكلات ارتباطى، شكستن حريم عفاف و پاكدامنى از آسيبهاى اخلاقى خانواده به شمار مىآيد كه در اين درس به اختصار به آنها مىپردازيم.
قطع رحم
قطع رحم نقطۀ مقابل «صله رحم» است. «صله» در لغت به معناى احسان و دوستى است و مراد از «رحم» خويشاوندان و بستگان است.[2]در اصطلاح نيز صلۀ رحم محبت و سلوك داشتن با خويشان و نزديكان است.[3]
اسلام تحكيم پيوندهاى خويشاوندى و استحكام روابط خانوادگى را به شدت مورد تأكيد و توجه قرار داده و رسيدگى به والدين، خويشان و بستگان را به عنوان يكى از ارزشهاى الهى لازم شمرده و در رديف پرستش و عبادت قرار داده است و در مقابل قطع رحم يعنى بىتوجهى به روابط خانوادگى و نبود ارتباط بين بستگان و خويشان را به شدت نكوهش كرده است. قرآن در اين باره مىفرمايد:
خدا را بپرستيد و هيچ چيز را شريك او قرار ندهيد و به پدر و مادر و خويشان نيكى كنيد.[4]
و نيز در نكوهش و منع از قطع رحم مىفرمايد:
بترسيد از آن خدايى كه به نام او از يكديگر درخواست مىكنيد، و دربارۀ ارحام كوتاهى نكنيد، همانا خداوند مراقب شماست.[5]
[1]ر.ک به: اخلاق اسلامی، علیاصغر الهامی نیا و همکاران، ص260-258.
[2]فرهنگ عمید.
[3]لغت نامه دهخدا.
[4]نساءف آیه36.
[5]نساء آیه1.
آثار قطع رحم
قطع رحم و ترك رسيدگى و ارتباط با خويشان و بستگان كه در اسلام به شدت مورد نكوهش قرار گرفته است از آسيبهاى جدى خانواده به شمار مىرود و علاوه بر آثار سوء مترتب آن، كسى كه مرتكب اين عمل شود از فوايد و بركات صلۀ رحم كه در منابع اسلامى به آن وعده داده شده است محروم مىماند. از جمله فوائدى كه به واسطۀ قطع رحم فرد از آن محروم مىگردد؛ عبارت است از: طول عمر، فراوانى روزى، حسن خلق، پاكى اعمال و دفع بلا، آسانى حساب و آبادى شهرها؛ آثار سوء آن نيز عبارتند از: لعن و نفرين خدا، فساد در زمين، تسريع نابودى، نزديك شدن مرگها، خالى شدن شهرها از ساكنين آن و....[1]
سوء معاشرت
ازدواج در حقيقت يك پيمان و پيوند حقوقى و اخلاقى است كه طرفين مىخواهند در غم و شادى، سلامت و بيمارى شريك و در همۀ مراحل زندگى غمخوار و پشتيبان هم باشند.
تعامل در زندگى مشترك و جهت دهى اختلاف نظرها و سليقههاى دو طرفه لازمۀ زندگى خانوادگى است و اين هنگامى به وجود مىآيد كه روابط دو سويه زن و شوهر و آنها با فرزندان بر پايههاى عاطفه، تعقّل و اخلاق استوار باشد.
برخورد نيكو و آرامش بخشيدن به خانواده از مهمترين وظايف مرد در قبال همسرش است. ورود مرد به خانه بايد سبب گرمى و امنيت براى همسر باشد. اسلام بر اين اصل تأكيد فراوانى دارد. بر خلاف آن سوء معاشرت و بدزبانى و عدم برقرارى ارتباط صحيح و سالم با اعضاى خانواده به عنوان يكى از آسيبهاى اخلاقى به شمار مىآيد.
از آسيبهاى ارتباطى مطرح در اين زمينه مىتوان از تحقير، تمسخر، ملامت و سرزنش و ناسزاگويى نام برد كه به آنها اشاره مىشود.
1. تحقير
در آيين مقدس اسلام، همۀ افراد بشر به طور عام و مسلمانان به طور خاص، اعم از زن و مرد،
[1]ر.ک به: اخلاق اسلامی، الهامی نیا و همکاران، ص189-187.