بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 35

فقير و غنى، ضعيف و قوى، كوچك و بزرگ، عزيز و محترم‌اند و بر اساس احاديث وارد شده، تحقير هيچ يك از آنها جايز نيست.[1]

تحقير به عنوان يكى از آسيب‌هاى اخلاقى و تربيتى خانواده در نظام تعليم و تربيت اسلامى، امرى درونى و نفسانى است كه مى‌تواند در قالب‌هاى گوناگونى ظاهر شود:

عيب‌جويى، دشنام، تهمت، ضرب و شتم و... كه به اختصار به آنها مى‌پردازيم:

2. تمسخر

تمسخر در لغت به معناى مسخره كردن و در اصطلاح عبارت است از بيان گفتار، كردار و يا اوصاف ظاهرى يا باطنى افراد به وسيلۀ قول، فعل، اشاره و يا كنايه به گونه‌اى كه باعث خنده ديگران گردد[2]كه در شرع مقدس اسلام به شدت نكوهش شده و حرام است.

قرآن كريم در اين باره مى‌فرمايد:

اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد نبايد گروهى از مردان شما گروهى ديگر را مسخره كنند، شايد آنها از اينها بهتر باشند و نه زنانى زنان ديگر را. شايد آنان بهتر از اينان باشند و يكديگر را مورد طعن و عيب جويى قرار ندهيد.

در روايتى با اشاره به شخصيت نامتعادل استهزاگر و مسخره كننده، اين كار را نشانه نادانى و نابخردى مى‌داند. و مى‌فرمايد: «استهزاء و تمسخر، شوخى ابلهان و هنر انسان‌هاى نادان است.»[3]

آنچه اين عمل را به عنوان يك آسيب اخلاقى در نظام تعليم و تربيت اسلامى منفورتر مى‌سازد، پيامدهاى نامطلوب آن است كه احساس حقارت و خود كم بينى، ضعف پايه‌هاى اعتماد به نفس، احساس گناه و شرمندگى، افسردگى و كناره‌گيرى از جامعه و... مى‌تواند از پيامدهاى اين عمل زشت باشد و هر يك به تنهايى مى‌تواند زندگى را به شدت مختل و تعادل فرد را از بين ببرد.

[1]محمد ری شهری، میزان الحکمه، ج2، حدیث4077 و بحارالانوار، ج75، ص147، حدیث21 و ص145، حدیث1 و 13 و 17 و ص142، حدیث3،4 و 5.

[2]محمدرضا قائمی مقدم، روش های آسیب زا در تربیت از منظر تربیت اسلامی، ص72، به نقل از معراج السعاده، ملااحمد نراقی، ص426.

[3]بحارالانوار، ج75، ص147، حدیث20.


صفحه 36

علاوه بر آن تمسخر و استهزاء، محبّت و صميميت را از بين مى‌برد و كينه و دشمنى را جايگزين آن مى‌كند. امام صادق (ع) در اين باره مى‌فرمايد:

كسى كه مردم را به مسخره مى‌گيرد، هرگز به راستى و مودت و دوستى آنها اميد نداشته باشد.[1]

3. ملامت و سرزنش

«ملامت»، «شماتت» و «تحقير» هر سه به معناى سرزنش كردن است و در اصطلاح عبارت است از اين كه فرد را به جهت عدم موفقيت، يا انجام كار بد و يا داشتن عيب و نقص، سرزنش كنيم.[2]مجموعۀ روايت‌هايى كه در اين باره آمده است، بر حرمت اين رذيله اخلاقى دلالت مى‌كند كه بايد از حوزۀ رفتارى همۀ مردم به ويژه خانواده‌ها خارج گردد. زيرا كه اين آسيب اخلاقى پيامدهاى ناگوارى دارد كه مى‌تواند به خانواده‌ها آسيب‌ها و خسارات جبران ناپذيرى وارد نمايد. از جمله آنها، تحقير و خرد شدن شخصيت، شرمندگى و كينه‌ورزى و ايجاد نفرت نسبت به سرزنش كننده مى‌باشد.

شهيد مطهرى در اين باره مى‌گويد:

در بسيارى از موارد، ملامت زياد، بيشتر نفرت ايجاد مى‌كند؛ مثلاً خيلى افراد در تربيت فرزندان اين اشتباه را مرتكب مى‌شوند؛ دائماً بچه را ملامت مى‌كنند و سركوفت مى‌زنند، اى خاك بر سرت! فلان بچه هم، هم سن تو است، ببين چطور پيش رفته، تو خيلى بى عرضه و نالايق هستى، من كه ديگر به تو اميدى ندارم. خيال مى‌كنند با اين ملامت‌ها غيرت بچه تحريك مى‌شود، در صورتى كه در اين موارد، اگر ملامت از حدش بگذرد، عكس العمل خلاف ايجاد مى‌كند. روح او حالت انقباض و فرار پيدا مى‌كند و او از نظر روحى بيمار مى‌شود و دنبال آن كار هم محال است كه برود.[3]

4. ناسزاگويى

«فحش» در لغت عبارت است از سخنان و افعال زشت،[4]و در اصطلاح، تعبير كردن با

[1]همان، ص144، حدیث9.

[2]روشهای آسیب زا، ص74.

[3]مطهری، مرتضی، سیره نبوی، ص216.

[4]المنجمد، ماده فحش.


صفحه 37

صراحت و بى‌پرده از امورى زشت و قبيح و راندن آن الفاظ بر زبان است[1]و به بيانى ساده‌تر فحش يعنى بد و بيراه گفتن و نسبت‌هاى ناروا به ديگران دادن.

ناسزاگويى و فحاشى در خانواده به عنوان رفتارى ناشايست موجب نارضايتى، اختلافات و ناراحتى‌هاى عميق زن و شوهر مى‌شود. علاوه بر اينكه اين عمل از شخصيت اجتماعى انسان كاسته، محبت و صميميت او را با ديگران از بين مى‌برد.

شخص ناسزاگو در خانواده به عنوان فردى نامتعادل شناخته مى‌شود كه مى‌خواهد همۀ مشكلات را با زبان درشت خود حل كند. چنين فردى به جهت بى احترامى مكرر به افراد خانواده حرمت خويش را نيز ضايع خواهد كرد. امير مؤمنان على (ع) مى‌فرمايد: «سخن بد، ارزش آدم را كم و برادرى را از بين مى‌برد.»[2]

در منطق اسلام، دشنام دادن و ناسزا گفتن حتى به دشمنان اسلام، منفور و مطرود است و خداوند مؤمنان را از آن نهى فرموده است.[3]

اين رفتار نه تنها از نظر شارع، بلكه از نظر عرف جامعه نيز رفتارى ناپسند به شمار مى‌رود. بيشتر مردم از افراد بدزبان و دشنام دهنده گريزانند و آنان را از خود دور مى‌كنند و در صورت برخورد با چنين افرادى با بى اعتنايى از كنار آنها مى‌گذرند.

جابر بن عبداللّٰه انصارى مى‌گويد: امير المؤمنين (ع) شنيد كه مردى به قنبر ناسزا مى‌گويد.

قنبر تصميم گرفت پاسخ او را بدهد. حضرت على (ع) او را صدا زد و فرمود: «اى قنبر صبر كن. دشنام گويت را با بى اعتنايى واگذار، كه با اين كار، خدا را خشنود و شيطان را خشمگين مى‌كنى و دشمنت را كيفر مى‌دهى.»[4]

شكستن حريم عفاف و پاكدامنى

بخش مهمى از نارضايتى‌ها، اختلافات و درگيرى‌هاى بين زن و شوهر به جهت عدم رعايت اصول اخلاقى و آموزه‌هاى آن است. گرفتار شدن هر يك از آنان به فساد اخلاقى، مانند تسليم

[1]احیاء علوم الدین، ج3، ص118.به نقل از روشهای آسیب زا... ص81.

[2]شرح غرر الحکم، ج2، ص43.

[3]انعام، 108.

[4]سفینه البحار، ج1، ص300.


صفحه 38

در برابر شهوات و شكستن حريم عفت و ناموس و تن دادن به آلودگى‌هاى جنسى يكى ديگر از آسيب‌هاى اخلاقى و عوامل سست شدن بنيان خانواده است. اميرالمؤمنين (ع) مى‌فرمايد:

در آخرالزمان زنانى پيدا مى‌شوند كه برهنگى و خودنمايى پيشه مى‌كنند، داخل فتنه‌ها مى‌شوند و به شهوات رو مى‌آورند و براى لذت‌ها شتابان و محرمات را حلال مى‌شمارند.[1]

در منابع اسلامى آسيب‌هاى بى حجابى، كه از مصاديق شكستن عفت زنان است تبيين شده است و ما به برخى از آنها اشاره مى‌كنيم:

1. زنان بى‌تقوا و بى‌حجاب، بهترين دام براى شيطان‌اند.

2. زن بى‌حجاب و بدحجاب ننگ و آتش جهنم است.

وقتى زنى براى غير شوهرش خودش را خوشبو كند، مايۀ آتش جهنم و باعث ننگ است.[2]

3. زن بى‌حجاب دينش ضعيف است.

بر شما لازم است لباس‌هاى ضخيم بپوشيد، براى اينكه هر كسى كه لباسش نازك است، دين او مثل لباسش ضعيف است.[3]

4. زن بدحجاب دچار آسيب‌ها و آفت‌هاى فراوانى مى‌شود.

كسى كه به سرعت به دنبال شهوات برود، در واقع شتابان به سوى آفت مى‌رود.[4]

شايان ذكر است موضوع بى‌عفتى منحصر در زنان نمى‌باشد و در مردان نيز اين بحث قابل طرح و تبيين است كه نظر به محدوديت حجم كتاب در اينجا به آن پرداخته نشده است.

راههاى پيشگيرى و درمان

به منظور پيشگيرى و درمان آسيب‌هاى اخلاقى به ويژه آسيب‌هاى مربوط به زبان موارد زير پيشنهاد مى‌گردد:

1. پايبندى به مقررات اسلام و آراستگى به فضائل اخلاقى؛

2. ايجاد ارتباطات قوى با بستگان، خويشان و نزديكان؛

[1]وسایل الشیعه، ج14، ص21.

[2]نهج الفصاحه، ص1019.

[3]بحارالانوار، ج10، ص99.

[4]آنچه باید یک زن بداند، اسدالله محمدی نیا، ص156.


صفحه 39

3. انديشه قبل از سخن گفتن و توجه به نتايج و بازتاب دنيوى و كيفر اخروى آنچه گفته مى‌شود؛

4. دورى از دوستان و محيط ناباب كه يكى از ريشه‌هاى بدزبانى به شمار مى‌آيد؛[1]

5. تشكيل محكمۀ خانوادگى هنگام بروز اختلاف و ايجاد صلح ميان زن و شوهر توسط خانواده؛[2]

6. شناخت ريشۀ آسيب‌هاى اخلاقى و تلاش در جهت اصلاح آنها؛

7. گرامى داشتن و ارج نهادن به فرزندان[3]و صميمى بودن با آنها[4]

پرسش

1. آسيب‌هاى اخلاقى و انواع آن را بيان كنيد.

2. آثار مثبت صله رحم را بيان كنيد.

3. آسيب‌هاى ارتباطى را نام برده و تعريف كنيد.

4. نقش عفاف را در خانواده بيان كنيد.

5. راههاى پيشگيرى و درمان آسيب‌هاى اخلاقى را بيان كنيد.

6. آسيب‌هاى اخلاقى رايج در خانواده‌هاى امروزى را بيان كرده و توضيح دهيد. راههاى پيشگيرى و درمان آنها را نيز ارائه نماييد.

[1]علی باقی نصرآبادی، مقاله آسیب شناسی خانواده از منظر اسلام، شانزدهمین همایش علمی- تحقیقاتی، ص11.

[2]همان، ص20.

[3]مکارم الاخلاق، ص115.

[4]وسایل الشیعه، ج15، ص182.


صفحه 40

درس چهارم: آسيب‌هاى حقوقى

اهداف درس

فراگير مى‌بايست پس از مطالعه و فراگيرى اين درس بتواند:

- آسيب‌هاى حقوقى مرد در خانواده را بشناسد و تبيين نمايد؛

- آسيب‌هاى حقوقى زن در خانواده را شناخته و تبيين نمايد؛

- آسيب‌هاى حقوقى مشترك زن و مرد را شناخته و بيان كند؛

- راههاى پيشگيرى و درمان آسيب‌هاى حقوقى را بشناسد و در صورت ضرورت و نياز اقدامهاى عملى لازم و مناسب را انجام دهد.

در اين درس، مهمترين مباحث حقوقى خانواده، آسيب‌هاى حقوقى و راههاى پيشگيرى يا جبران آنها را بررسى مى‌كنيم:

از عواملى كه مى‌تواند نظم، انضباط، آسايش، آرامش، محبت و صميميت را براى خانواده ارمغان بياورد و كاركرد تربيتى و اجتماعى آن را بهبود بخشد، آشنايى اعضاى آن به حقوق يكديگر و مراعات و احترام به آن است. عدم آشنايى زن و شوهر و ديگر اعضاى خانواده به حقوق همديگر و عدم مراعات و يا ناديده گرفتن آن مى‌تواند نظام خانواده‌ها را در معرض بحران و تزلزل قرار دهد. دين مبين اسلام ضمن تعيين حقوق افراد خانواده آنها را به رعايت اين حقوق امر نموده است و جهت ترغيب و تشويق آنها وعده اجر و پاداش دنيوى و اخروى داده است.


صفحه 41

آسيب‌هاى حقوقى مرد در خانواده

مرد از اركان اساسى خانواده و مايۀ قوام آن است و از نظر شرع و قانون داراى حقوقى است كه آسيب به آنها بنيان خانواده را دچار تزلزل، بحران و آشفتگى مى‌كند. از اين رو به برخى از مهمترين اين آسيب‌ها مى‌پردازيم.

خروج زن از منزل

يكى از حقوق قانونى و شرعى مرد بر زن اين است كه بدون اجازۀ شوهر از منزل خارج نشود؛ چنان كه پيامبر اسلام6در پاسخ به اين سؤال كه حق زوج بر زوجه چيست‌؟ مى‌فرمايد:

بدون اجازه او از خانه خارج نشود، اگر خارج شد ملائكه در آسمان‌ها و زمين و ملائكه غضب و رحمت بر او لعن مى‌فرستند تا اينكه به منزل برگردد.[1]

قرآن نيز خروج غير ضرورى زنان از خانه‌هاى خود را منع كرده و اين كار را به جاهليت پيش از اسلام تشبيه كرده است:

اى زنان در خانه‌هاى خود بمانيد و جز براى كارهاى ضرورى از آن خارج نشويد و همچون جاهليت پيشين (در ميان مردان) ظاهر نگرديد.[2]

خروج زنان از منزل بدون ضرورت مى‌تواند سبب فساد و فتنه گردد البته امروزه يكى از آسيب‌هاى خانواده و اجتماع پديدۀ دختران و زنان فرارى است كه بى ارتباط با اين مسئله نيست و برخى از كارشناسان نيز مهم‌ترين عامل فحشا در جامعه را فرار دختران و زنان از خانه مى‌دانند و بر اساس تحقيقاتى كه در سال 1383 انجام شده است گفته شده: «در سال گذشته حدود چهار هزار زن و دختر فرارى در كشور شناسايى شده است كه بيانگر وسعت آسيب‌هاى موجود در كشور است.»[3]

[1]طبرسی، مکارم الاخلاق، ص214.

[2]احزاب، 33.

[3]احمد آملی، جامعه شناس، 6/8/83. www.persanblog.com.


صفحه 42

زينت براى غير شوهر

عدم توجه زن به آراستگى در منزل و اقدام به زينت و آرايش در بيرون از منزل، كار مذموم و ناپسندى است و علاوه بر ضايع شدن حق شرعى و قانونى مرد، از آسيب‌هاى حقوقى خانواده نيز محسوب مى‌گردد. پيامبر اعظم6نيز اين امر را به شدت نهى كرده و فرموده است: «اگر زنى چنين كند بر خداست كه او را در آتش بسوزاند.»[1]

و نيز فرموده است: «هر زنى كه خود را بيارايد و معطر بسازد و از منزل خارج بشود پيوسته لعن مى‌شود تابه خانه برگردد.»[2]

بنابراين، از جمله حقوق مرد بر زن زينت و پيراستگى است كه زن بايد خود را به بهترين جامه‌هايى كه دارد براى شوهر زينت بدهد، به خوشبوترين عطرها و به بهترين وجه خود را بيارايد و شب و روز با حضور عاطفى خود، شوهر را شاد و مسرور نمايد؛ چنان كه رسول خدا6مى‌فرمايد:

بر زن است كه به خوشبوترين عطرها خود را خوشبو و معطر سازد و بهترين لباس‌هايش را بر تن نمايد، و به بهترين زينت‌ها خود را بيارايد و شب و روز خود را بر شوهر عرضه نمايد.[3]

عدم اطاعت از شوهر

در دين مبين اسلام بنا به دلايلى اطاعت زن از مرد به عنوان يكى از حقوق اخلاقى مرد به شمار مى‌آيد و از آنجا كه مرد مسئوليت اداره و رهبرى حكيمانۀ خانواده را بر عهده دارد و در حفظ عزت، كرامت، سعادت خانواده و تحقق اهداف آن برنامه‌ريزى و تلاش مى‌كند و بر اساس آيۀ «الرجال قوامون على النساء...»[4]حق سرپرستى دارد، نافرمانى و عدم اطاعت زن از شوهر يكى از آسيب‌هاى حقوقى خانواده است كه مى‌تواند موجب از بين رفتن گرمى روابط خانوادگى زوجين، حاكميت صفا و صميميت در خانواده گردد.

[1]وسائل الشیعه، ج14، ص114.

[2]همان.

[3]همان، ص112.

[4]نساء، 34.