از روايات اسلامى چنين بر مىآيد كه هرگاه زنى بدون عذر و دليل قابل قبول از شوهر خود نافرمانى نمايد، خود را در معرض خشم و نفرين الهى قرار مىدهد و اين نافرمانى مورد مذمت، نكوهش و عذاب و مجازات الهى واقع شده است.
از امام باقر (ع) نقل شده است: «زنى به محضر پيامبر اسلام6رسيد و عرض كرد يا رسولاللّٰه حق زوج بر زن چيست؟ حضرت فرمود: اينكه او را اطاعت نمايد و معصيت نكند.»[1]
امام صادق (ع) نيز در اين باره مىفرمايد: «اگر زنى همسر خود را به خشم آورد، اعمال حسنۀ آن زن و همچنين نمازش در پيشگاه خداوند قبول نمىشود.»[2]
البته اين نكته نيز قابل ذكر است كه اطاعت از شوهر نبايد با اطاعت خداوند در تعارض باشد وگرنه اطاعت خداوند مقدم است؛ چنان كه امام على (ع) مىفرمايد: «دين ندارد كسى كه آنجا كه معصيت خالق مطرح است از مخلوقى پيروى كند.»[3]
عدم رعايت عفت
حفظ ناموس و اهتمام به نگهدارى عفت از وظايف بسيار مهم زنان و از حقوق مرد بر گردن آنان است به گونهاى كه قوام و ثبات خانواده در گرو مراعات آن است. و عدم رعايت عفت خانواده را به منجلاب فساد و فحشا خواهد كشاند و از هم پاشيدگى و اضمحلال خانواده نتيجۀ قطعى و نهايى آن است.
اسلام براى مبارزه با بىعفتى اهتمام دارد كه نگذارد ناموس خانواده جريحهدار گردد و لكه ننگ و بدنامى در آسمان زندگى فاميلى نمودار شود و در اين رهگذار، با اعمالى كه مغاير با اين اصل باشد، سخت به مبارزه برخاسته و ارتكاب آن اعمال را حرام كرده است.[4]امام باقر (ع) نيز دربارۀ رعايت عفت و پاكدامنى مىفرمايد: «بهترين بندگى خداوند عفت شكم و ناموس است.»[5]
بنابراين از حقوق مسلم مرد بر زن رعايت عفت و پاكدامنى است و بر زنان و همسران مؤمنه لازم است كه همواره اين سفارش دين را عمل نموده، خود و خانواده را از برخوردارى يك زندگى سالم و باصفا محروم نسازند.
[1]مجلسی، بحارالانوار، ج7، ص392.
[2]اقتباس از روایت، وسائل الشیعه، ج14، ص114.
[3]مجلسی، بحارالانوار، ج70، ص392.
[4]مومن، 30 و 31.
[5]مجلسی، مرآه العقول، ج8، ص66.
آسيبهاى حقوقى زن در خانواده
زن به عنوان ركن ديگر خانواده در اسلام مورد احترام است و حقوقى شرعى، قانونى و اخلاقى براى او وضع گرديده كه در صورت ايجاد آسيب به آن، ادامۀ حيات خانوادگى به خطر افتاده، بنيان آن متزلزل مىگردد و در اينجا به برخى از مهمترين اين آسيبها اشاره مىگردد:
عدم پرداخت نفقه
تأمين زندگى سالم از لحاظ مسكن، خوراك، لباس و امثال اينها در فقه اسلامى به عنوان نفقه از حقوق مسلم و ابتدايى زن بر گردن شوهر است. عدم رعايت اين حق توسط شوهر، يكى از آسيبهاى حقوقى زن در خانواده شمرده مىشود. خداوند متعال مىفرمايد: «زنان را در جايى مسكن دهيد كه خود ساكن هستيد و در توان داريد و به آنها زيان نرسانيد و در تنگنايشان قرار ندهيد.[1]از امام صادق (ع) نقل شده است كه فرمود: «كسى كه نفقه همسرش را تأمين نكند ملعون است.»[2]
بنابراين تأمين مخارج همسر از وظايف اصلى شوهر است و در صورت عدم تأمين نفقه از سوى شوهر زن مىتواند از ايشان اطاعت نكند و اين مطلب خود مىتواند منشأ مباحث و آسيبهاى متعدد ديگر شود.
عدم پرداخت مهريه
مهريه مالى است كه به محض عقد و معاشرت بر عهدۀ مرد واجب مىشود و زن استحقاق آن را پيدا مىكند اگر چه آن را طلب نكند و خداوند نيز مىفرمايد «وَآتُوا النِّسَاءَ صَدُقَاتِهِنَّ نِحْلَةً؛ با طيب خاطر مهريههايشان را بپردازيد.»[3]و در جاى ديگر نيز مىفرمايد: «اگر با زنى ازدواج كرديد و با او همبستر شديد، مهريهاش را بپردازيد و اين فريضۀ (الهى) است.»[4]
عدم پرداخت يا پايبندى به مهريۀ زن از سوى مرد كانون خانواده را در معرض خطر قرار
[1]طلاق، آیه6.
[2]روضه المتقین، ج8، ص369.
[3]سوره نساء، آیه4.
[4]"فما استعتعتم به منهم فاتوهن فریضه" نساء، آیه24.
مىدهد و پرداخت آن سبب مىشود كه زن پايبندى بيشترى به نظام خانواده داشته باشد و با اطاعت و فرمانبردارى از مرد به نظام خانواده گرمى و صفا ببخشد و مايۀ استحكام نظام خانواده گردد.
آسيب امنيتى
امنيت، بستر پويايى و بالندگى و قوام و استوارى خانواده است. امنيت در ابعاد مختلف آن شامل امنيت روانى، امنيت مالى و جانى و بالاتر از همه امنيت معنوى و اخلاقى از ضرورتهاى لازم براى يك خانوادۀ سالم، با شاخصههاى اسلامى آن است.
مرد به دليل محوريت كانونى كه در مديريت و راهبرى نهاد خانواده دارد، موظف است نسبت به تأمين امنيت خانوادۀ خود نهايت تلاش را بنمايد. معارف و آموزههاى نورانى اسلام نيز مملو از رهنمودهاى دقيق و حكيمانه در اين زمينه است؛
به عنوان نمونه، دفاع از مال و جان و ناموس از مصاديق دفاع مشروع است كه قرآن و سنت بر آن تأكيد ورزيدهاند تا جائى كه اگر كسى در اين راه كشته شود، شهيد به حساب مىآيد![1]
بىغيرتى نسبت به زن و شخصيت او
مرد نبايد نسبت به همسرش بى تفاوت و بى توجه باشد، بلكه مىبايست نسبت به او غيرت و حميّت داشته باشد و از شخصيت و كرامت وى محافظت كند و اجازه ندهد كه احترام شخصيت همسرش بر اثر بى توجهى او از بين برود. وقتى زن ببيند كه شوهرش غيرت و مردانگى دارد و در برابر حفظ آبرو و شخصيت او بى تفاوت نيست، قطعاً به زندگى مشترك با او بيشتر اميدوار و پايبند مىگردد و متوجه مىشود كه با ادامۀ زندگى شخصيت و آبرويش محفوظ مىماند، در نتيجه ايثار و فداكارى بيشترى از خود نشان مىدهد، و رعايت چنين حقى به نوبۀ خود نظام خانواده را در برابر آسيبها و خطرات مصون مىدارد.
[1]ر.ک: آیه های 194 سوره بقره و 40 شوری و تفسیر المیزان، ج18، ص101.
امام صادق(ع) از پیاممبر اکرم6نقل کرده است که:" من قتل دون مظلمته فهو شهیده؛ هرکس برای دفع ستم از خ.د کشته شود شهید است.( وساءل الشیعه، ج11، باب46، حدیث15)
آسيبهاى حقوقى مشترك زن و مرد
چنان كه زن و مرد در خانواده حقوق ويژهاى بر گردن يكديگر دارند و اختلال و بىتوجهى به آنها آسيبهاى جدى خانوادگى را دنبال دارد، وظايف و حقوق مشتركى نيز بر گردن هم دارند كه عدم توجه به آنها موجب وارد آمدن آسيبهاى اساسى در خانواده مىگردد، در اينجا به برخى از مهمترين ابعاد اين بخش از آسيبهاى حقوقى خانواده اشاره مىشود:
عدم تمتمع عاطفى و جنسى از يكديگر
به اقتضاى طبيعت و سرشت بشرى، حق استمتاع جنسى و عاطفى، حق مشترك زن و مرد است كه بايد در برابر نيازمندىهاى يكديگر سرپيچى نكنند مگر اينكه مانعى وجود داشته باشد. در صورتى كه زن اين حق مرد را مراعات نكند، ناشزه ناميده مىشود و پرداخت نفقه از سوى مرد ساقط مىشود و در صورت سرپيچى مرد از اين قضيه حق اطاعت از مرد توسط زن ساقط مىگردد و زن مىتواند از شوهر خود اطاعت نكند.
بنابراين عدم استمتاع جنسى زن و شوهر از همديگر مىتواند به عنوان يكى از آسيبهاى حقوقى مشترك زن و شوهر شمرده شود كه ممكن است منشأ عوارض نامطلوب تربيتى و حقوقى در خانواده گردد و خانواده را دچار اضمحلال و فروپاشى نمايد و دامنۀ آتش اين گناه به فرزندان و حتى جامعه نيز سرايت كند. به همين دليل اسلام مرد را موظف كرده است كه در مقابل حق بهرهبردارى جنسى از زن خود، دست كم هر چهار شب يك شب در كنار همسر خود بوده، با او همبستر شود و از نظر جنسى دست كم هر چهار ماه يك بار با همسر خود عمل زناشويى انجام دهد.[1]
مشاركت در رسيدگى به امور فرزندان
از وظايف مهم و اساسى پدر و مادر در خانواده رسيدگى و پرورش كودك و كمك به رشد جسمى، روحى و اجتماعى اوست. در نوزادى و كودكى، تغذيه و حفاظت و در سنين ميانى كودكى، كنترل و راهنمايى و در نوجوانى فراهم آوردن زمينۀ استقلال فرزندان از اهميّت بيشترى برخوردار است.
[1]رجوع شود به: حلی، شرایع الاسلام، ج2، ص234-235.
توجه اسلام به رسيدگى به همۀ ابعاد رشد كودك و توصيههايى ويژه به والدين در زمينۀ تغذيه، رشد جسمانى، شناختى، عاطفى و اجتماعى است. تأمين خوراك حلال قبل از انعقاد نطفه و نيز از ابتداى شيرخوارگى تا جوانى مورد تأكيد اسلام است و توجه به روابط عاطفى والدين در دو بعد كلامى و غير كلامى با فرزندان نيز مورد توجه خاص قرار گرفته است.
اولياى دين در اين باره، گفتگوى مهربانانه و دلسوزانه، نگاه عاطفى، بوسيدن و در آغوش گرفتن فرزند را موجب كسب درجهاى از بهشت مىدانند. به همين دليل بازى با كودكان، برخورد صميمانه و دورى از ابراز خشم و رعايت عدالت[1]و مساوات در برخورد عاطفى و احترام به آنها را توصيه كردهاند.
به هر حال رسيدگى به فرزندان از جهات و ابعاد مختلف تغذيه، بهداشت، لباس، رشد جسمانى، شناختى، عاطفى از وظايف مشترك زن و شوهر است كه مىبايست نسبت به فرزندان مراعات شود و در غير اين صورت آسيبى كه از اين ناحيه متوجه فرزندان و در نهايت خانواده و محيط اجتماعى مىگردد، در قالب احساس حقارت حسد و ديگر ناهنجاريهاى رفتارى و رذايل اخلاقى خود را نشان مىدهد كه در اين هنگام والدين مورد بازخواست قرار مىگيرند.
آسيبهاى حقوقى مشترك ديگر عبارتند از: حرمت شكنى زن و شوهر نسبت به يكديگر، نبود گذشت و اغماض، عدم تفاهم و درك متقابل، افشاء اسرار، بدرفتارى نسبت به يكديگر مىتواند شالوده و بنيان خانواده و روابط خانوادگى را با مخاطراتى همراه سازد.
راههاى پيشگيرى و درمان
با توجه به اينكه آسيبهاى حقوقى مذكور مىتواند اختلال و شكاف عميقى در زندگى خانوادهها ايجاد نمايد و موجب فروپاشى نظام خانواده گردد، پيشگيرى و درمان آن از ضرورت مضاعفى برخوردار است كه به برخى از آنها فهرست وار اشاره مىنماييم:
1. صبر در مقابل بدخلقى همسر؛
[1]" اعدلوا بین اولادکم و احسنوا ادابهم یغفرلکم" مجلسی، بحارالانوار، ج101، ص95.
2. تقسيم كار در خانه؛
3. مراعات انصاف دربارۀ حقوق يكديگر؛
4. تعميق باورها و ارزشهاى دينى، اخلاقى و پايبندى به اجراى احكام و حدود الهى؛
5. تقويت و كنترل درونى و پرورش پاكدامنى و ايجاد مصونيت در برابر آسيبهاى اجتماعى از طريق ترويج و توسعۀ آموزشهاى دينى به صورت كاربردى؛
6. اطلاع رسانى به موقع و همه جانبه نسبت به پيامدهاى منفى فردى، خانوادگى و اجتماعى آسيبهاى حقوقى؛
7. تعديل توقعات، پرهيز از تشريفات و تجملات؛
8. بهرهگيرى از مددكاران اجتماعى و مشاوران تربيتى كارآزموده و متعهد.
پرسش
1. شناخت و مراعات حقوق خانواده از جانب زن و مرد چه نقشى مىتواند در سلامت نهاد خانواده ايفا كند؟
2. چرا زن بايد خود را براى شوهرش زينت و آرايش كند؟ يك روايت در اين زمينه بيان كنيد؟
3. عدم پرداخت نفقه از سوى شوهر، چه آسيب هايى را مىتواند متوجه نهاد خانواده نمايد؟
4. چرا مرد بايد با غيرت و حميت از حريم خانواده خود مراقبت كند؟
5. ابعاد مختلف حقوقى زناشويى (تمتع جنسى) زن و مرد را توضيح دهيد؟
6. راههاى پيشگيرى و درمان آسيبهاى حقوقى خانواده را با توجه به اهميت و اولويت آنها طبقهبندى كنيد؟
درس پنجم: آسيبهاى حقوقى فرزندان و والدين
اهداف درس
فراگير پس از مطالعه و فراگيرى درس بايد بتواند:
- حقوق متقابل والدين و فرزندان را در نهاد خانواده بشناسد و توضيح دهد؛
- با آسيبهايى كه عدم مراعات اين بعد از حقوق خانوادگى در پى خواهد داشت آشنا شود و آنها را مهم و اساسى تلقى كند؛
- بتواند ضمن آشنايى با شيوههاى پيشگيرى و درمان اين آسيبهاى حقوقى، اقدامات پيشگيرانه لازم را در خانواده به عمل آورد و در صورت ضرورت راههايى براى درمان اين آسيبها در پيش بگيرد.
حق فرزندت به تو اين است كه بدانى او از تو است و نيك و بد زندگى او وابسته به تو است و بدانى كه در سرپرستى وى مسئول ادب و تربيت او هستى، بايد او را به خداوند بزرگ راهنمايى كنى و در اطاعت از اوامر حق يارىاش نمايى بايد رفتار تو در تربيت فرزندت توأم با احساس مسئوليت باشد و در نظارت فرزند كوشا باشى.[1]
در نظام خانواده از ديدگاه اسلام بعد از حقوق زن و شوهر، حقوق متقابل فرزندان و والدين مورد توجه ويژهاى قرار گرفته است، و به اين رابطۀ متقابل با نگاه ارزشى و معنوى پرداخته شده است به گونهاى كه براى مراعات حقوق فرزندان و والدين ارزش عبادت خداوند قرار داده شده و توجه به اين روابط معطوف به قبل از انعقاد نطفه از هنگام انتخاب همسر و... مىداند و براى همۀ ابعاد رشد فرزندان، توصيههايى ارائه گشته است. و نيز به
[1]امام زین العابدین(ع)، رساله حقوق.
منظور تأمين سلامت روانى فرزندان، برقرارى روابط كلامى و غير كلامى و عاطفى مثبت بى قيد و شرط را سفارش نمودهاند.
همچنين در مقابل براى فرزندان وظايف و مسئوليت هايى را تبيين و ارائه كرده است كه مراعات اين حقوق و وظايف موجب استحكام بناى خانواده و تضمين سلامت و بقاى آن و جامعه مىگردد؛ چنان كه عدم مراعات اين حقوق از سوى هر كدام از والدين يا فرزندان مىتواند آسيبها و خسارات جبران ناپذيرى به بنيان خانواده و جامعه وارد سازد. در اين درس به بررسى و طرح برخى از اين آسيبها مىپردازيم.
تبعيض
از وظايف اساسى والدين مراعات تساوى به هنگام اجراى عدالت و پرهيز از تبعيض در رفتار با فرزندان است. اين رفتار عادلانه حقى است كه فرزندان بر گردن والدين خود دارند؛ چنان كه پيامبر اعظم6مىفرمايد: «همانا حق فرزندان بر تو اين است كه بين آنها به عدالت رفتار كنى.»[1]
اين حق مرزى ميان پسر و دختر نمىشناسد و همه را يكسان مىداند و در صورتى كه والدين اين عدالت را اجرا كنند پاداش آنها بهشت و در غير اين صورت وعده عذاب الهى شامل آنها خواهد شد. تبعيض را مىتوان ناخوشايندترين و تلخترين مسئله اجتماعى دانست؛ زيرا از نظر روانى كارىترين ضربه را بر روح و روان آدمى وارد مىكند. البته اگر بر وجهى صحيح و دليلى موجه استوار باشد، تبعيض نيست، بلكه تفاوتى است كه عين عدالت است. تبعيض آن است كه در شرايط و ظرفيتهاى مساوى يكى را بر ديگرى ترجيح داده و امكانات و امتيازات ويژهاى براى او منظور كنيم. در مذمت بى عدالتى و تبعيض از نعمان بن بشير نقل شده است: «پدرم هديهاى به من داد، مادرم با اين هديه مخالفت كرد و گفت تا پيامبر6به اين بخشش گواهى ندهد، آن را نمىپذيرم. پدرم نيز نزد پيامبر6رفت و عرض كرد: من به فرزندم هديهاى دادهام و او مرا مجبور كرده است تا شما را بر اين امر گواه بگيرم. حضرت فرمودند: آيا به همۀ فرزندانت چنين هديهاى دادهاى؟ عرض كرد: نه.
[1]کنز العمال، ج16، حدیث 45358.