درس سوم: آسيبهاى اخلاقى
اهداف درس
فراگيران مىبايست پس از آموزش اين درس بتوانند:
- آسيبهاى اخلاقى و انواع آن را به طور اجمالى شناخته و تعريف كنند؛
- قطع رحم و آثار آن را شناخته و تعريف كنند؛
- نسبت به ايجاد ارتباط صميمى با بستگان علاقهمند گردند؛
- نسبت به شناخت جامع و برطرف كردن آسيبهاى اخلاقى در خانواده علاقهمند گردند؛
- آسيبهاى احتمالى اخلاقى در خانواده خود را بشناسند و در جهت درمان و يا پيشگيرى از آنها اقدام كنند.
آسيبهاى اخلاقى
آدمى بايد سعى كند تا اخلاق و سيرت درونى خود را همچون ظاهر خود زيبا و پسنديده سازد. بدخلقى صفت ناپسندى است كه زندگى انسان را تيره و تار مىكند، و در محيط خانوادگى موجب عوارض منفى بى شمارى مىگردد و در قالب تندخويى، گرفتگى چهره، بىحوصلگى، اخم و بهانهگيرى نمايان مىشود كه بهطور كلى مىتوان به آن بداخلاقى گفت؛ از آفات و آسيبهاى ويرانگر خانوادگى است. نابودى شخصيت انسانى، ايجاد ترس و اضطراب، زوال محبت، سوءظن و بىاعتمادى، و اختلافات شديد خانوادگى از آثار سوء اين آسيب به شمار مىرود.
آسيبهاى اخلاقى بزرگترين و مهلكترين آفت خانواده به شمار مىرود و اين آسيب سبب انزجار و انزواى خانواده مىشود و تكامل خانواده را مختل مىكند و پيامدهاى دنيوى و
اخروى فراوانى را به دنبال دارد از جمله پيامدهاى دنيوى مانند: زندگى محنت بار، اضطراب و تنهايى، تباهى ايمان و عمل، محروميت از توجه، دورى از خداوند و پيامدهاى اخروى مانند: فشار قبر و هلاكت در قعر جهنم.[1]
قطع رحم، مشكلات ارتباطى، شكستن حريم عفاف و پاكدامنى از آسيبهاى اخلاقى خانواده به شمار مىآيد كه در اين درس به اختصار به آنها مىپردازيم.
قطع رحم
قطع رحم نقطۀ مقابل «صله رحم» است. «صله» در لغت به معناى احسان و دوستى است و مراد از «رحم» خويشاوندان و بستگان است.[2]در اصطلاح نيز صلۀ رحم محبت و سلوك داشتن با خويشان و نزديكان است.[3]
اسلام تحكيم پيوندهاى خويشاوندى و استحكام روابط خانوادگى را به شدت مورد تأكيد و توجه قرار داده و رسيدگى به والدين، خويشان و بستگان را به عنوان يكى از ارزشهاى الهى لازم شمرده و در رديف پرستش و عبادت قرار داده است و در مقابل قطع رحم يعنى بىتوجهى به روابط خانوادگى و نبود ارتباط بين بستگان و خويشان را به شدت نكوهش كرده است. قرآن در اين باره مىفرمايد:
خدا را بپرستيد و هيچ چيز را شريك او قرار ندهيد و به پدر و مادر و خويشان نيكى كنيد.[4]
و نيز در نكوهش و منع از قطع رحم مىفرمايد:
بترسيد از آن خدايى كه به نام او از يكديگر درخواست مىكنيد، و دربارۀ ارحام كوتاهى نكنيد، همانا خداوند مراقب شماست.[5]
[1]ر.ک به: اخلاق اسلامی، علیاصغر الهامی نیا و همکاران، ص260-258.
[2]فرهنگ عمید.
[3]لغت نامه دهخدا.
[4]نساءف آیه36.
[5]نساء آیه1.
آثار قطع رحم
قطع رحم و ترك رسيدگى و ارتباط با خويشان و بستگان كه در اسلام به شدت مورد نكوهش قرار گرفته است از آسيبهاى جدى خانواده به شمار مىرود و علاوه بر آثار سوء مترتب آن، كسى كه مرتكب اين عمل شود از فوايد و بركات صلۀ رحم كه در منابع اسلامى به آن وعده داده شده است محروم مىماند. از جمله فوائدى كه به واسطۀ قطع رحم فرد از آن محروم مىگردد؛ عبارت است از: طول عمر، فراوانى روزى، حسن خلق، پاكى اعمال و دفع بلا، آسانى حساب و آبادى شهرها؛ آثار سوء آن نيز عبارتند از: لعن و نفرين خدا، فساد در زمين، تسريع نابودى، نزديك شدن مرگها، خالى شدن شهرها از ساكنين آن و....[1]
سوء معاشرت
ازدواج در حقيقت يك پيمان و پيوند حقوقى و اخلاقى است كه طرفين مىخواهند در غم و شادى، سلامت و بيمارى شريك و در همۀ مراحل زندگى غمخوار و پشتيبان هم باشند.
تعامل در زندگى مشترك و جهت دهى اختلاف نظرها و سليقههاى دو طرفه لازمۀ زندگى خانوادگى است و اين هنگامى به وجود مىآيد كه روابط دو سويه زن و شوهر و آنها با فرزندان بر پايههاى عاطفه، تعقّل و اخلاق استوار باشد.
برخورد نيكو و آرامش بخشيدن به خانواده از مهمترين وظايف مرد در قبال همسرش است. ورود مرد به خانه بايد سبب گرمى و امنيت براى همسر باشد. اسلام بر اين اصل تأكيد فراوانى دارد. بر خلاف آن سوء معاشرت و بدزبانى و عدم برقرارى ارتباط صحيح و سالم با اعضاى خانواده به عنوان يكى از آسيبهاى اخلاقى به شمار مىآيد.
از آسيبهاى ارتباطى مطرح در اين زمينه مىتوان از تحقير، تمسخر، ملامت و سرزنش و ناسزاگويى نام برد كه به آنها اشاره مىشود.
1. تحقير
در آيين مقدس اسلام، همۀ افراد بشر به طور عام و مسلمانان به طور خاص، اعم از زن و مرد،
[1]ر.ک به: اخلاق اسلامی، الهامی نیا و همکاران، ص189-187.
فقير و غنى، ضعيف و قوى، كوچك و بزرگ، عزيز و محترماند و بر اساس احاديث وارد شده، تحقير هيچ يك از آنها جايز نيست.[1]
تحقير به عنوان يكى از آسيبهاى اخلاقى و تربيتى خانواده در نظام تعليم و تربيت اسلامى، امرى درونى و نفسانى است كه مىتواند در قالبهاى گوناگونى ظاهر شود:
عيبجويى، دشنام، تهمت، ضرب و شتم و... كه به اختصار به آنها مىپردازيم:
2. تمسخر
تمسخر در لغت به معناى مسخره كردن و در اصطلاح عبارت است از بيان گفتار، كردار و يا اوصاف ظاهرى يا باطنى افراد به وسيلۀ قول، فعل، اشاره و يا كنايه به گونهاى كه باعث خنده ديگران گردد[2]كه در شرع مقدس اسلام به شدت نكوهش شده و حرام است.
قرآن كريم در اين باره مىفرمايد:
اى كسانى كه ايمان آوردهايد نبايد گروهى از مردان شما گروهى ديگر را مسخره كنند، شايد آنها از اينها بهتر باشند و نه زنانى زنان ديگر را. شايد آنان بهتر از اينان باشند و يكديگر را مورد طعن و عيب جويى قرار ندهيد.
در روايتى با اشاره به شخصيت نامتعادل استهزاگر و مسخره كننده، اين كار را نشانه نادانى و نابخردى مىداند. و مىفرمايد: «استهزاء و تمسخر، شوخى ابلهان و هنر انسانهاى نادان است.»[3]
آنچه اين عمل را به عنوان يك آسيب اخلاقى در نظام تعليم و تربيت اسلامى منفورتر مىسازد، پيامدهاى نامطلوب آن است كه احساس حقارت و خود كم بينى، ضعف پايههاى اعتماد به نفس، احساس گناه و شرمندگى، افسردگى و كنارهگيرى از جامعه و... مىتواند از پيامدهاى اين عمل زشت باشد و هر يك به تنهايى مىتواند زندگى را به شدت مختل و تعادل فرد را از بين ببرد.
[1]محمد ری شهری، میزان الحکمه، ج2، حدیث4077 و بحارالانوار، ج75، ص147، حدیث21 و ص145، حدیث1 و 13 و 17 و ص142، حدیث3،4 و 5.
[2]محمدرضا قائمی مقدم، روش های آسیب زا در تربیت از منظر تربیت اسلامی، ص72، به نقل از معراج السعاده، ملااحمد نراقی، ص426.
[3]بحارالانوار، ج75، ص147، حدیث20.
علاوه بر آن تمسخر و استهزاء، محبّت و صميميت را از بين مىبرد و كينه و دشمنى را جايگزين آن مىكند. امام صادق (ع) در اين باره مىفرمايد:
كسى كه مردم را به مسخره مىگيرد، هرگز به راستى و مودت و دوستى آنها اميد نداشته باشد.[1]
3. ملامت و سرزنش
«ملامت»، «شماتت» و «تحقير» هر سه به معناى سرزنش كردن است و در اصطلاح عبارت است از اين كه فرد را به جهت عدم موفقيت، يا انجام كار بد و يا داشتن عيب و نقص، سرزنش كنيم.[2]مجموعۀ روايتهايى كه در اين باره آمده است، بر حرمت اين رذيله اخلاقى دلالت مىكند كه بايد از حوزۀ رفتارى همۀ مردم به ويژه خانوادهها خارج گردد. زيرا كه اين آسيب اخلاقى پيامدهاى ناگوارى دارد كه مىتواند به خانوادهها آسيبها و خسارات جبران ناپذيرى وارد نمايد. از جمله آنها، تحقير و خرد شدن شخصيت، شرمندگى و كينهورزى و ايجاد نفرت نسبت به سرزنش كننده مىباشد.
شهيد مطهرى در اين باره مىگويد:
در بسيارى از موارد، ملامت زياد، بيشتر نفرت ايجاد مىكند؛ مثلاً خيلى افراد در تربيت فرزندان اين اشتباه را مرتكب مىشوند؛ دائماً بچه را ملامت مىكنند و سركوفت مىزنند، اى خاك بر سرت! فلان بچه هم، هم سن تو است، ببين چطور پيش رفته، تو خيلى بى عرضه و نالايق هستى، من كه ديگر به تو اميدى ندارم. خيال مىكنند با اين ملامتها غيرت بچه تحريك مىشود، در صورتى كه در اين موارد، اگر ملامت از حدش بگذرد، عكس العمل خلاف ايجاد مىكند. روح او حالت انقباض و فرار پيدا مىكند و او از نظر روحى بيمار مىشود و دنبال آن كار هم محال است كه برود.[3]
4. ناسزاگويى
«فحش» در لغت عبارت است از سخنان و افعال زشت،[4]و در اصطلاح، تعبير كردن با
[1]همان، ص144، حدیث9.
[2]روشهای آسیب زا، ص74.
[3]مطهری، مرتضی، سیره نبوی، ص216.
[4]المنجمد، ماده فحش.
صراحت و بىپرده از امورى زشت و قبيح و راندن آن الفاظ بر زبان است[1]و به بيانى سادهتر فحش يعنى بد و بيراه گفتن و نسبتهاى ناروا به ديگران دادن.
ناسزاگويى و فحاشى در خانواده به عنوان رفتارى ناشايست موجب نارضايتى، اختلافات و ناراحتىهاى عميق زن و شوهر مىشود. علاوه بر اينكه اين عمل از شخصيت اجتماعى انسان كاسته، محبت و صميميت او را با ديگران از بين مىبرد.
شخص ناسزاگو در خانواده به عنوان فردى نامتعادل شناخته مىشود كه مىخواهد همۀ مشكلات را با زبان درشت خود حل كند. چنين فردى به جهت بى احترامى مكرر به افراد خانواده حرمت خويش را نيز ضايع خواهد كرد. امير مؤمنان على (ع) مىفرمايد: «سخن بد، ارزش آدم را كم و برادرى را از بين مىبرد.»[2]
در منطق اسلام، دشنام دادن و ناسزا گفتن حتى به دشمنان اسلام، منفور و مطرود است و خداوند مؤمنان را از آن نهى فرموده است.[3]
اين رفتار نه تنها از نظر شارع، بلكه از نظر عرف جامعه نيز رفتارى ناپسند به شمار مىرود. بيشتر مردم از افراد بدزبان و دشنام دهنده گريزانند و آنان را از خود دور مىكنند و در صورت برخورد با چنين افرادى با بى اعتنايى از كنار آنها مىگذرند.
جابر بن عبداللّٰه انصارى مىگويد: امير المؤمنين (ع) شنيد كه مردى به قنبر ناسزا مىگويد.
قنبر تصميم گرفت پاسخ او را بدهد. حضرت على (ع) او را صدا زد و فرمود: «اى قنبر صبر كن. دشنام گويت را با بى اعتنايى واگذار، كه با اين كار، خدا را خشنود و شيطان را خشمگين مىكنى و دشمنت را كيفر مىدهى.»[4]
شكستن حريم عفاف و پاكدامنى
بخش مهمى از نارضايتىها، اختلافات و درگيرىهاى بين زن و شوهر به جهت عدم رعايت اصول اخلاقى و آموزههاى آن است. گرفتار شدن هر يك از آنان به فساد اخلاقى، مانند تسليم
[1]احیاء علوم الدین، ج3، ص118.به نقل از روشهای آسیب زا... ص81.
[2]شرح غرر الحکم، ج2، ص43.
[3]انعام، 108.
[4]سفینه البحار، ج1، ص300.
در برابر شهوات و شكستن حريم عفت و ناموس و تن دادن به آلودگىهاى جنسى يكى ديگر از آسيبهاى اخلاقى و عوامل سست شدن بنيان خانواده است. اميرالمؤمنين (ع) مىفرمايد:
در آخرالزمان زنانى پيدا مىشوند كه برهنگى و خودنمايى پيشه مىكنند، داخل فتنهها مىشوند و به شهوات رو مىآورند و براى لذتها شتابان و محرمات را حلال مىشمارند.[1]
در منابع اسلامى آسيبهاى بى حجابى، كه از مصاديق شكستن عفت زنان است تبيين شده است و ما به برخى از آنها اشاره مىكنيم:
1. زنان بىتقوا و بىحجاب، بهترين دام براى شيطاناند.
2. زن بىحجاب و بدحجاب ننگ و آتش جهنم است.
وقتى زنى براى غير شوهرش خودش را خوشبو كند، مايۀ آتش جهنم و باعث ننگ است.[2]
3. زن بىحجاب دينش ضعيف است.
بر شما لازم است لباسهاى ضخيم بپوشيد، براى اينكه هر كسى كه لباسش نازك است، دين او مثل لباسش ضعيف است.[3]
4. زن بدحجاب دچار آسيبها و آفتهاى فراوانى مىشود.
كسى كه به سرعت به دنبال شهوات برود، در واقع شتابان به سوى آفت مىرود.[4]
شايان ذكر است موضوع بىعفتى منحصر در زنان نمىباشد و در مردان نيز اين بحث قابل طرح و تبيين است كه نظر به محدوديت حجم كتاب در اينجا به آن پرداخته نشده است.
راههاى پيشگيرى و درمان
به منظور پيشگيرى و درمان آسيبهاى اخلاقى به ويژه آسيبهاى مربوط به زبان موارد زير پيشنهاد مىگردد:
1. پايبندى به مقررات اسلام و آراستگى به فضائل اخلاقى؛
2. ايجاد ارتباطات قوى با بستگان، خويشان و نزديكان؛
[1]وسایل الشیعه، ج14، ص21.
[2]نهج الفصاحه، ص1019.
[3]بحارالانوار، ج10، ص99.
[4]آنچه باید یک زن بداند، اسدالله محمدی نیا، ص156.
3. انديشه قبل از سخن گفتن و توجه به نتايج و بازتاب دنيوى و كيفر اخروى آنچه گفته مىشود؛
4. دورى از دوستان و محيط ناباب كه يكى از ريشههاى بدزبانى به شمار مىآيد؛[1]
5. تشكيل محكمۀ خانوادگى هنگام بروز اختلاف و ايجاد صلح ميان زن و شوهر توسط خانواده؛[2]
6. شناخت ريشۀ آسيبهاى اخلاقى و تلاش در جهت اصلاح آنها؛
7. گرامى داشتن و ارج نهادن به فرزندان[3]و صميمى بودن با آنها[4]
پرسش
1. آسيبهاى اخلاقى و انواع آن را بيان كنيد.
2. آثار مثبت صله رحم را بيان كنيد.
3. آسيبهاى ارتباطى را نام برده و تعريف كنيد.
4. نقش عفاف را در خانواده بيان كنيد.
5. راههاى پيشگيرى و درمان آسيبهاى اخلاقى را بيان كنيد.
6. آسيبهاى اخلاقى رايج در خانوادههاى امروزى را بيان كرده و توضيح دهيد. راههاى پيشگيرى و درمان آنها را نيز ارائه نماييد.
[1]علی باقی نصرآبادی، مقاله آسیب شناسی خانواده از منظر اسلام، شانزدهمین همایش علمی- تحقیقاتی، ص11.
[2]همان، ص20.
[3]مکارم الاخلاق، ص115.
[4]وسایل الشیعه، ج15، ص182.