توجه اسلام به رسيدگى به همۀ ابعاد رشد كودك و توصيههايى ويژه به والدين در زمينۀ تغذيه، رشد جسمانى، شناختى، عاطفى و اجتماعى است. تأمين خوراك حلال قبل از انعقاد نطفه و نيز از ابتداى شيرخوارگى تا جوانى مورد تأكيد اسلام است و توجه به روابط عاطفى والدين در دو بعد كلامى و غير كلامى با فرزندان نيز مورد توجه خاص قرار گرفته است.
اولياى دين در اين باره، گفتگوى مهربانانه و دلسوزانه، نگاه عاطفى، بوسيدن و در آغوش گرفتن فرزند را موجب كسب درجهاى از بهشت مىدانند. به همين دليل بازى با كودكان، برخورد صميمانه و دورى از ابراز خشم و رعايت عدالت[1]و مساوات در برخورد عاطفى و احترام به آنها را توصيه كردهاند.
به هر حال رسيدگى به فرزندان از جهات و ابعاد مختلف تغذيه، بهداشت، لباس، رشد جسمانى، شناختى، عاطفى از وظايف مشترك زن و شوهر است كه مىبايست نسبت به فرزندان مراعات شود و در غير اين صورت آسيبى كه از اين ناحيه متوجه فرزندان و در نهايت خانواده و محيط اجتماعى مىگردد، در قالب احساس حقارت حسد و ديگر ناهنجاريهاى رفتارى و رذايل اخلاقى خود را نشان مىدهد كه در اين هنگام والدين مورد بازخواست قرار مىگيرند.
آسيبهاى حقوقى مشترك ديگر عبارتند از: حرمت شكنى زن و شوهر نسبت به يكديگر، نبود گذشت و اغماض، عدم تفاهم و درك متقابل، افشاء اسرار، بدرفتارى نسبت به يكديگر مىتواند شالوده و بنيان خانواده و روابط خانوادگى را با مخاطراتى همراه سازد.
راههاى پيشگيرى و درمان
با توجه به اينكه آسيبهاى حقوقى مذكور مىتواند اختلال و شكاف عميقى در زندگى خانوادهها ايجاد نمايد و موجب فروپاشى نظام خانواده گردد، پيشگيرى و درمان آن از ضرورت مضاعفى برخوردار است كه به برخى از آنها فهرست وار اشاره مىنماييم:
1. صبر در مقابل بدخلقى همسر؛
[1]" اعدلوا بین اولادکم و احسنوا ادابهم یغفرلکم" مجلسی، بحارالانوار، ج101، ص95.
2. تقسيم كار در خانه؛
3. مراعات انصاف دربارۀ حقوق يكديگر؛
4. تعميق باورها و ارزشهاى دينى، اخلاقى و پايبندى به اجراى احكام و حدود الهى؛
5. تقويت و كنترل درونى و پرورش پاكدامنى و ايجاد مصونيت در برابر آسيبهاى اجتماعى از طريق ترويج و توسعۀ آموزشهاى دينى به صورت كاربردى؛
6. اطلاع رسانى به موقع و همه جانبه نسبت به پيامدهاى منفى فردى، خانوادگى و اجتماعى آسيبهاى حقوقى؛
7. تعديل توقعات، پرهيز از تشريفات و تجملات؛
8. بهرهگيرى از مددكاران اجتماعى و مشاوران تربيتى كارآزموده و متعهد.
پرسش
1. شناخت و مراعات حقوق خانواده از جانب زن و مرد چه نقشى مىتواند در سلامت نهاد خانواده ايفا كند؟
2. چرا زن بايد خود را براى شوهرش زينت و آرايش كند؟ يك روايت در اين زمينه بيان كنيد؟
3. عدم پرداخت نفقه از سوى شوهر، چه آسيب هايى را مىتواند متوجه نهاد خانواده نمايد؟
4. چرا مرد بايد با غيرت و حميت از حريم خانواده خود مراقبت كند؟
5. ابعاد مختلف حقوقى زناشويى (تمتع جنسى) زن و مرد را توضيح دهيد؟
6. راههاى پيشگيرى و درمان آسيبهاى حقوقى خانواده را با توجه به اهميت و اولويت آنها طبقهبندى كنيد؟
درس پنجم: آسيبهاى حقوقى فرزندان و والدين
اهداف درس
فراگير پس از مطالعه و فراگيرى درس بايد بتواند:
- حقوق متقابل والدين و فرزندان را در نهاد خانواده بشناسد و توضيح دهد؛
- با آسيبهايى كه عدم مراعات اين بعد از حقوق خانوادگى در پى خواهد داشت آشنا شود و آنها را مهم و اساسى تلقى كند؛
- بتواند ضمن آشنايى با شيوههاى پيشگيرى و درمان اين آسيبهاى حقوقى، اقدامات پيشگيرانه لازم را در خانواده به عمل آورد و در صورت ضرورت راههايى براى درمان اين آسيبها در پيش بگيرد.
حق فرزندت به تو اين است كه بدانى او از تو است و نيك و بد زندگى او وابسته به تو است و بدانى كه در سرپرستى وى مسئول ادب و تربيت او هستى، بايد او را به خداوند بزرگ راهنمايى كنى و در اطاعت از اوامر حق يارىاش نمايى بايد رفتار تو در تربيت فرزندت توأم با احساس مسئوليت باشد و در نظارت فرزند كوشا باشى.[1]
در نظام خانواده از ديدگاه اسلام بعد از حقوق زن و شوهر، حقوق متقابل فرزندان و والدين مورد توجه ويژهاى قرار گرفته است، و به اين رابطۀ متقابل با نگاه ارزشى و معنوى پرداخته شده است به گونهاى كه براى مراعات حقوق فرزندان و والدين ارزش عبادت خداوند قرار داده شده و توجه به اين روابط معطوف به قبل از انعقاد نطفه از هنگام انتخاب همسر و... مىداند و براى همۀ ابعاد رشد فرزندان، توصيههايى ارائه گشته است. و نيز به
[1]امام زین العابدین(ع)، رساله حقوق.
منظور تأمين سلامت روانى فرزندان، برقرارى روابط كلامى و غير كلامى و عاطفى مثبت بى قيد و شرط را سفارش نمودهاند.
همچنين در مقابل براى فرزندان وظايف و مسئوليت هايى را تبيين و ارائه كرده است كه مراعات اين حقوق و وظايف موجب استحكام بناى خانواده و تضمين سلامت و بقاى آن و جامعه مىگردد؛ چنان كه عدم مراعات اين حقوق از سوى هر كدام از والدين يا فرزندان مىتواند آسيبها و خسارات جبران ناپذيرى به بنيان خانواده و جامعه وارد سازد. در اين درس به بررسى و طرح برخى از اين آسيبها مىپردازيم.
تبعيض
از وظايف اساسى والدين مراعات تساوى به هنگام اجراى عدالت و پرهيز از تبعيض در رفتار با فرزندان است. اين رفتار عادلانه حقى است كه فرزندان بر گردن والدين خود دارند؛ چنان كه پيامبر اعظم6مىفرمايد: «همانا حق فرزندان بر تو اين است كه بين آنها به عدالت رفتار كنى.»[1]
اين حق مرزى ميان پسر و دختر نمىشناسد و همه را يكسان مىداند و در صورتى كه والدين اين عدالت را اجرا كنند پاداش آنها بهشت و در غير اين صورت وعده عذاب الهى شامل آنها خواهد شد. تبعيض را مىتوان ناخوشايندترين و تلخترين مسئله اجتماعى دانست؛ زيرا از نظر روانى كارىترين ضربه را بر روح و روان آدمى وارد مىكند. البته اگر بر وجهى صحيح و دليلى موجه استوار باشد، تبعيض نيست، بلكه تفاوتى است كه عين عدالت است. تبعيض آن است كه در شرايط و ظرفيتهاى مساوى يكى را بر ديگرى ترجيح داده و امكانات و امتيازات ويژهاى براى او منظور كنيم. در مذمت بى عدالتى و تبعيض از نعمان بن بشير نقل شده است: «پدرم هديهاى به من داد، مادرم با اين هديه مخالفت كرد و گفت تا پيامبر6به اين بخشش گواهى ندهد، آن را نمىپذيرم. پدرم نيز نزد پيامبر6رفت و عرض كرد: من به فرزندم هديهاى دادهام و او مرا مجبور كرده است تا شما را بر اين امر گواه بگيرم. حضرت فرمودند: آيا به همۀ فرزندانت چنين هديهاى دادهاى؟ عرض كرد: نه.
[1]کنز العمال، ج16، حدیث 45358.
حضرت فرمود: از خدا بترسيد و بين فرزندانتان به عدالت رفتار كنيد؛ من بر ظلم و ستم گواهى نمىدهم.»[1]
بنابراين تبعيض از آسيبهاى حقوقى خانواده است كه آثار مخربى در خانواده بر جاى مىگذارد. ايجاد بدبينى، كينه و عقده فرزندان نسبت به والدين و به دنبال آن بروز اعمال زشتى در قالب انتقام از پدر و مادر از پيامدهاى سوء تبعيض در خانواده است. همچنين فردى كه به او محبت بيش از حد دارند، در معرض دو آسيب جدى قرار مىگيرد: اول، لوس و از خود راضى شدن و احساس برترى جويى، سلطهطلبى و طغيانگرى او و ديگر اينكه خطرها و آزارهايى كه ممكن است از جانب ديگران به دلايل مختلف به او برسد. آثار ديگرى نيز مانند ايجاد احساس حقارت، حسادت، دشمنى، بدآموزى و... از عواقب سوء وجود تبعيض و بىعدالتى در خانواده است كه مىبايست به شدت از آن پرهيز نمود.
آموزش
آموزش نردبان تكامل انسان است و بدون آن انسان موجودى است مفلوك و ناتوان و خانواده اولين آموزشگاه و كانون انتقال مفاهيم زندگى و ايجاد نگرش همه جانبۀ كودكان، نوجوانان و جوانان است. فرزندان عملاً در خانواده درس عشق و محبت، صفا و صميميت و همكارى و تعاون و... را مىآموزند. خانواده سالم مهمترين، مؤثرترين و شايستهترين نهاد انتقال دهندۀ فرهنگ به كودك و آشنا كنندۀ او به زندگى اجتماعى است. و والدين به ويژه پدر مسئوليت عمدۀ اين مهم را بر عهده دارند كه در صورت بى توجهى به آن فرايند جامعه پذيرى با اختلال جدى مواجه مىشود.
فرزندان در خانواده مىبايست چگونگى تغذيه، پوشش، معاشرت و ايجاد ارتباط با ديگران را بياموزند. از حقوق مسلم فرزندان بر والدين آموزش است. آنها مىبايست به فرزندان خود مسئوليتهاى مختلف درون و برون خانه را بياموزند و با آداب و مناسك دينى آشنا سازند و نيز آنها بايد از ارزشهاى اخلاقى و قوانين حاكم بر روابط و مناسبات انسانى آگاهى پيدا كنند.
والدين بايد به اين نكته توجه داشته باشند كه آموزش فرزندان براى پرورانيدن احساس و
[1]محمدرضا قاءمی مقدم، روشهای آسیب در تربیت از منظر تربیت اسلامی، ص39.
عواطف، قضاوتها و نگرش هايى كه در مسائل مختلف دارند، بر اساس معيارهايى است كه در خانواده آموخته و ديدگاه مثبت و منفى را در آن كانون دريافت داشته است.[1]
از سقراط قبل از محاكمۀ تاريخى اش پرسيدند: بزرگترين آرزوى تو چيست؟ او پاسخ داد: آرزو دارم بتوانم بر بلندترين قله كوه آتن صعود كنم و از آنجا مردم را مخاطب قرار دهم كه هان اى مردم! همچنان كه به فكر سير كردن شكم فرزندان خود هستيد و همان گونه كه به فكر پوشاندن تن آنها هستيد، به فكر پرورش مغز و انديشۀ آنان نيز باشيد و تلاش نماييد با تربيت درست راه سعادت و خوشبختى را به آنان نشان دهيد.»[2]
اسلام نيز تعليم قرآن را مهمترين وظيفۀ والدين مىداند چنانكه على (ع) از رسول اكرم6نقل مىكنند كه فرمود: فرزندان خود را به سه خصلت تربيت كنيد؛ دوست داشتن پيامبر اكرم6، دوست داشتن اهل بيت او و تلاوت قرآن و بدانيد كه اهل قرآن روز قيامت در سايه عرش الهى خواهند بود. روزى كه هيچ سايهاى جز آن وجود نخواهد داشت.
و در جاى ديگر رسول اكرم6مىفرمايد: «خيركم من تعلّم القران و علمه»؛ بنابراين مىتوانيم بگوييم كه يكى از آسيبهاى جدى خانواده بى توجهى به امر آموزش فرزندان است كه بسيارى از مشكلات خانوادهها، ناشى از عدم شناخت وظايف، راههاى برقرارى ارتباط و روش حل مسئله است. آموزش اهداف و ارزشها و توجه به ارزشهاى فرهنگى و دينى، مهارتهاى زندگى و فنون تنظيم وقت و تعيين اولويتها و برنامهريزى، مسائل دينى و اعتقادى و... همه در حل مشكلات خانواده نقش چشمگيرى دارد. مسئوليت اين مهم در خانواده به عهده والدين به ويژه پدر خانواده است و بى توجهى به آن ناهنجاريهاى متعدد رفتارى و اجتماعى را به دنبال خواهد داشت.
مسئوليتپذيرى
از آنجا كه خانواده واحد بنيادى جامعه است، همۀ قوانين و مقررات و برنامههاى اجتماعى بايد در جهت صيانت و پاسدارى از حريم خانواده بر پايۀ حقوق و اخلاق اسلامى باشد و به
[1]برای مطالعه بیشتر ر.ک: به نجاتی، حسین، نقش تربیتی پدر در خانواده، ص61.
[2]محمدعلی خلیلی، نشریه فجرف 20/5/83.
همين دليل قرآن مؤمنين را مسئول كنترل نفس خود و خانوادۀ خود مىداند و به آنها دستور اكيد مىدهد كه «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا قُوا أَنفُسَكُمْ وَأَهْلِيكُمْ نَاراً»[1]و در حديث نيز آمده است: «كلكم راع و كلكم مسؤول عن رعيته»[2]
پدر و مادر به عنوان اولين مربيان فرزندان خود و بر اساس دستور صريح قرآن و بيان ائمۀ هدى (ع) مسئوليت اصلى بار تربيتى فرزندان را عهده دارند. شانه خالى كردن از اين مسئوليت مهمّ از آسيبهاى جدى خانواده است كه امروزه با توجه به اشتغال والدين در خارج از منزل و نيز مشكلاتى كه فرزندان در زمان تحصيل متحمل مىشوند معمولاً پدر و مادر در برابر فرزندان خود كمتر احساس مسئوليت مىكنند و همه اين مسئوليت را به نوعى به گردن نهاد آموزش و پرورش و يا نهادهاى ديگر اجتماعى مىاندازند و اين خود بزرگترين تهديد براى خانوادههاى امروزى است.
آسيبهاى حقوقى والدين
از نظر اسلام، همان گونه كه براى فرزندان حقوق خاصى بر عهدۀ پدر و مادر مىباشد، متقابلاً والدين هم حقوقى دارند كه فرزندان بايد در خانواده نسبت به آنها مراقبت كامل را داشته باشند.
مراعات اين حقوق در بينش اسلامى از چنان اهميتى برخوردار است كه در صورت پايمال شدن آنها، والدين مىتوانند فرزندان خود را «عاق» كنند، و عاق والدين شدن در اسلام از گناهان بسيار بزرگى است كه جز با رضايت والدين بخشيده نخواهد شد. در اينجا براى توضيح بيشتر، توجه شمار را به مضمون آيه 23 از سورۀ مباركه اسراء جلب مىكنيم كه بطور مستقيم رهنمودهايى را در همين زمينه بيان فرموده است:
پروردگارت فرمان داد كه به جز او را پرستش نكنيد و به پدر و مادر نيكى نماييد. هرگاه يكى، يا هر دوى آنها نزد تو به كهنسالى (پيرى) رسيدند، به آنها اُف هم نگوييد و آنها را از خود دور مگردانيد و با آنان سخنان خوب و پسنديده بگوييد.[3]
[1]تحریم، آیه6.
[2]صحیح مسلم، ج6، ص8، بیروت.
[3]اسراء، آیه 23.
آسيبهايى در برخى خانوادهها مطرح است كه مربوط به حقوق والدين نسبت به فرزندان مىگردد و در اينجا به برخى از آنها اشاره مىكنيم:
بدرفتارى با والدين
بر اساس آيۀ 23 سورۀ اسراء، فرزندان وظيفه دارند با والدين خويش به بهترين روش رفتار نمايند و از هر نوع بدرفتارى با آنها بپرهيزند و حتى از گفتن كلمهاى كه موجب آزردگى خاطر آنها شود نيز خوددارى كنند. و بر همين اساس هرگونه اذيت و آزار، بلند كردن صدا، تندى و خشونت كه موجب آزردهدلى والدين شود شرعاً حرام است. چنان كه از مضمون آيۀ فوق استفاده مىگردد، بدرفتارى انسان با پدر و مادر در رديف شرك در عبادت خداوند تبارك و تعالى قرار گرفته است؛ چرا كه پس از وحدانيت و توحيد خداوند امر به خوش رفتارى و نهى از بدرفتارى با والدين شده است كه اين، نهايت توجه اسلام را به آن مىرساند.
اطاعت نكردن و بىحرمتى
اطاعت از پدر و مادر و مراعات ادب و احترام آنها در دين مقدس سلام در همۀ موارد لازم و واجب است مگردر مواردى كه در تضاد با فرمان الهى باشد. در اين صورت اطاعت از آنها لازم نيست؛ امّا در آن حال نيز رفتار شايسته و درخور تحسين مورد انتظار است و فرزند حق بدرفتارى و بى احترامى در اين مورد را هم ندارد. رهنمود قرآنى در اين باره چنين است:
هرگاه آن دو (پدر و مادر) تلاش كردند كه چيزى را با خداوند شريك نمايى كه كمترين آگاهى در مورد آن ندارى، از ايشان اطاعت مكن، در دنيا با ايشان هميشه به گونهاى رفتار كن و راه كسانى را در پيش گير كه به جانب من رو كردهاند، بعد هم به سوى من باز مىگردند و من شما را از آنچه (در دنيا) كردهايد آگاه مىسازم.[1]
همچنين فرزندان مكلف به تواضع و فروتنى و پرهيز از بى حرمتى در مقابل والدين مىباشند و مىبايست آنها را به ديدۀ احترام نگريسته و از هرگونه برخورد تحقيرآميز با آنان بپرهيزند.
[1]لقمان، آیه15 و عنکبوت، آیه8.