بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 48

نماز و طواف صورت مى گيرد.[1]

كـتـاب طـهـارت ، مـتـكـفـّل بـيـان احـكـام مـربـوط بـه گـونـه هـاى طـهـارت (وضـو، غـسـل ، تـيـمـّم) اسـت و بـه تـنـاسـب بـحـث غـسـل مـسّ مـيـّت ، كـه يـكـى از اقـسـام غـسـل مـى بـاشـد، هـمـه احـكـام مـربـوط بـه مـردگـان از قبيل احكام احتضار، غسل ، كفن و دفن ميّت نيز در اين كتاب مطرح شده است .

كتاب الصّلاة

(صـلاة) در لغـت ، بـه مـعـنـاى دعـا كـردن اسـت ، امـا در اصطلاح شرع اسلام ، عبارت از انجام كـارهـاى خـاص مـانـنـد ركـوع و سـجـود بـا كيفيت مخصوصى است كه در زبان فارسى ، به آن (نماز) مى گويند.[2]

نـمـاز عـبادتى است كه انسان را از زشتى ها و گناهان باز مى دارد.[3]ستون دين است ، اگـر قـبـول شـود اعـمـال ديـگـر نـيـز قـبـول خـواهـد شـد و اگـر مـردود شـود اعمال ديگر نيز مردود مى گردد.

قـرآن مـجـيـد در آيات متعدّدى درباره نماز سخن گفته است . همچنين در احاديث فراوان ، پيشوايان معصوم7آن را به عنوان بهترين اعمال معرفى كرده اند.

نماز انواع گوناگونى دارد، اما به دو قسم كلّى واجب و مستحب تقسيم مى شود:

الف ـ نمازهاى واجب

1ـ نمازهاى يوميّه كه مشتمل بر پنج نماز است : نماز صبح (دو ركعت) ، ظهر و عصر (هركدام چهار ركـعـت) ، مـغـرب (سـه ركـعـت) و عـشـاء(چـهـار ركـعـت) ؛ نمازهاى چهارركعتى را در مسافرت ، با شروطى بايد دو ركعت خواند.

[1]ر.ك . بـه : فـرهـنـگ معارف اسلامى ، سيد جعفر سجّادى ، واژه (طهارت) ؛ آشنايى با عـلوم اسـلامـى (فـقـه) ، عـلاّمـه شـهـيـد مـرتـضـى مـطـهـّرى ، ص 92؛ اجـمـاعـيّات فقه الشيعه ، اسماعيل بن احمد حسينى مرعشى ، ج 1، ص 50.

[2]مـفـردات الفـاظ القـرآن ، راغـب واژه (صـلا)؛ فرهنگ معارف اسلامى ، واژه (صلوة) ؛ مصطلحات الفقه ، على مشكينى ، ص 325.

[3]عنكبوت (29)، آيه 45.(اِنَّ الصَّلوةَ تَنْهى عَنِ الفَحْشاءِ وَ المُنْكَرِ)


صفحه 49

2ـ نـمـاز طـواف واجـب خـانـه خـدا كه پس از هر طواف واجب ، بايد دو ركعت پشت مقام ابراهيم7خواند؛

3ـ نماز آيات كه در صورت وقوع كسوف يا خسوف و يا زلزله و مانند آن با كيفيت خاصى ، دو ركعت نماز خوانده مى شود؛

4ـ نـمـاز مـيـّت كـه بـر مـيـت مـسـلمـان پـس از غـسـل و كـفـن و پـيـش از دفـن ، بـه شكل خاصى (بدون ركوع و سجود) خوانده مى شود؛

5ـ نماز قضاى پدر كه بر پسر بزرگتر واجب است ؛

5ـ نمازى كه به سبب اجاره يا نذر و عهد يا قسم واجب مى شود؛

6ـ نماز جمعه (كه مورد اختلاف است و طبق نظر امام خمينى (ره) ، در زمان غيبت واجب تخييرى است ؛

8ـ نـمـاز عـيـد فـطـر و قـربـان (كـه در زمان حضور امام معصوم7واجب است و بايد به جماعت خوانده شود، ولى در زمان غيبت ، مستحب است) .

ب ـ نمازهاى مستحب

اين گونه نمازها، كه به صورت داوطلبانه خوانده مى شود و آن را (نافله) مى نامند گونه هـاى فـراوانـى دارد كـه مـعـروف تـريـن آن هـا نـافـله هـاى يـومـيـّه (34 ركـعـت) اسـت كـه بـه شكل ذيل مورد تاءكيد اسلام قرار گرفته :

1ـ نافله صبح (2 ركعت ، پيش از نماز صبح) ؛

2ـ نافله ظهر (8 ركعت ، پيش از نماز ظهر)؛

3ـ نافله عصر (8 ركعت ، پيش از نماز عصر)؛

4ـ نافله مغرب (4 ركعت ، پس از نماز مغرب) ؛

5ـ نافله عشاء (2 ركعت نشسته پس از نماز عشا ـ كه يك ركعت به حساب مى آيد)؛

6ـ نافله شب و شفع و وتر (11 ركعت ، پيش از اذان صبح) .

نمازهاى مستحبى ـ غير از نماز وتر ـ دو ركعتى خوانده مى شوند.


صفحه 50

شـروط، مقدمات ، مبطلات ، مستحبات ، شكيات ، و سهويات نماز، نماز قضا و مسافر، نماز جماعت و فرادا و مانند آن در كتاب (الصلاة) مورد بحث و بررسى قرار مى گيرد.

كتاب الزّكاة

(زكات) در لغت ، به دو معنا آمده است : يكى رشد و نموّ و ديگرى پاكى .[1]

در فـقـه اسـلامـى ، زكـات عـبـارت اسـت از : حـقّ واجـبـى كـه بـه بـخـشـى از امـوال اغـنيا تعلق مى گيرد و بايد به نفع فقرا براى صرف در مصالح عمومى پرداخت شود. اغـنـيـا بـا دادن زكـات ، از صـفـات زشـتـى مـانـنـد حـرص و بـخـل (تـا اندازه اى) پاك مى گردند و اموالشان نيز با خير و بركت دنيوى و اخروى ، رشد و نموّ خواهد كرد.[2]

امام خمينى (ره) در تحرير الوسيله ، ابتداى (كتاب الزّكاة) مى نويسند:

اصـل وجـوب زكات از ضروريات دين مقدس اسلام است كه منكر آن مرتد و از كافران شمرده مى شود.[3]

در قـرآن كـريـم و روايـات مـعـصومان7درباره زكات ، بسيار تاءكيد شده ، حتى در روايتى صحيح ، امام باقر7فرمودند:

(اِنَّ اللّهَ تـَبـارَكَ وَ تـَعـالى قـَرَنَ الزَّكـاةَ بـِالصَّلاةِ فـَقـالَ:(وَ اَقـيـمـوُا الصَّلوةَ وَ اتـَوُا الزَّكوةَ))[4]فَمَنْ اَقَامَ الصَّلاةَ وَ لَمْ يُؤْتِ الزَّكاةَ فَكَاَنَّهُ لَمْ يُقِمِ الصَّلاةَ)[5]

[1]اصـل كـلمه (زكاة) به معناى رشد و نموّى است كه از بركت الهى در چيزهاى دنيوى و اخـروى حـاصـل مـى شـود. اطـلاق كـلمـه (زكـاة) بـه سـهـم الهـى ، كـه انـسـان مـؤ مـن از مـال خـود خـارج مـى كـنـد و بـه فـقـرا مـى دهـد. بـه ايـن دليـل اسـت كـه در پـرداخـت آن ، امـيـد رشـد و افـزايـش مـال هـمراه با خيرات و بركات دارد، يا موجب تزكيه و پاكى روح پرداخت كننده مى شود و يا از هر دو جنبه است ، زيرا هر دو فايده در پرداخت زكات وجود دارد. (مفردات ، واژه (زكا)

[2]ر.ك . به : مسالك الافهام ، شهيد ثانى ، ج 1، ص 50؛ مصطلحات الفقه ، ص 280.

[3]ر.ك . بـه : تـحـريـر الوسـيـله ، ج 1، ص 311؛ مـرحـوم شـيـخ حـرّ عـامـلى نـيـز در وسـائل الشـيـعـة ، (كـتـاب الزكـاة) ، باب مستقلى تحت عنوان (باب ثبوت الكفر و الارتداد و القـتـل بـمـنـع الزكـاة اسـتـحـلالاً و جـحـوداً) آورده و در آن ، نـُه حـديـث نقل كرده است . (ر.ك . به : وسائل الشيعة ، ج 9، ص 31ـ35).

[4]بقره (2)، آيه 43.

[5]وسائل الشيعة ، ج 9، ص 22.


صفحه 51

خـداى ـ تبارك و تعالى ـ زكات را در رديف نماز قرار داده ، مى فرمايد: (نماز را برپاداريد و زكات دهيد) پس هر كه نماز بخواند ولى زكات ندهد، گويا نماز نخوانده است .

در دين مقدس اسلام ، دو نوع زكات واجب وجود دارد :

الف ـ زكات فطره

در شـب عـيـد فـطـر، با شروط خاصى بر مسلمان مكلّف واجب مى شود مقدار سه كيلوگندم ، خرما، ذرّت يا مانند آن به ازاى خود و هر كه نان خور او است به فقرا بپردازد.[1]اين زكات ، زكات فطره خوانده مى شود.

ب ـ زكات مال

ايـن نـوع از زكـات بـا چـنـد شـرط، بـه نـه چـيـز تـعـلّق مـى گـيـرد كـه تـحـت سـه عـنـوان ذيل بررسى مى شود:

1ـ غلاّت : گندم ، جو، خرما و كشمش ، هر كدام اگر به حدّ نصاب (حدود 288 من تبريز) برسد، در صـورتـى كـه بـا آب چـاه بـه وسـيـله دلو يـا مـوتـور و امثال آن ها آبيارى شود،120 و در غير اين صورت ، 110 آن بايد به عنوان زكات داده شود.

2ـ اغـنـام : گـاو، گـوسـفند و شتر، هر يك نصاب هاى گوناگونى دارند كه با شروط خاصى زكات به آنها تعلّق مى گيرد.

3ـ نقدين : طلا و نقره اگر مسكوك باشند، در شرايط خاصى ، زكات به آن ها تعلّق مى گيرد.

در كـتـاب زكـات ، احـكـام ايـن اقـلام و موارد مصرف آن با تكيه بر آيات و روايات اسلامى مورد بحث و بررسى قرار گرفته است .[2]

قرآن مجيد در مورد مصرف زكات مى فرمايد:

[1]ر.ك . به : تحرير الوسيله ، ج 1، ص 345ـ350.

[2]همان ، ص 315ـ344.


صفحه 52

(اِنَّمَا الصَّدَقاتُ لِلْفُقَراءِ وَ الْمَساكينِ وَ الْعامِلينَ عَلَيْها وَ الْمُؤَلَّفَةِ قُلُوبُهُمْ وَ فِى الرِّقابِ وَ الْغارِمينَ وَ فى سَبيلِ اللّهِ وَ ابْنِ السَّبيلِ فَريضَةٌ مِنَ اللّهِ وَ اللّهُ عَليمٌ حَكيم)[1]

زكـات ، مـخـصـوص فـقـرا و مـساكين و كاركنانى است كه براى (جمع آورى) آن زحمت مى كشند و كـسانى كه براى جلب محبتشان اقدام مى شود و براى (آزادى) بردگان و (اداى دين) بدهكاران و در راه (تقويت آيين) خدا و واماندگان در راه ، اين يك فريضه (مهّم) الهى است و خداوند دانا و حكيم است .

كتاب الخمس

(خـمـس) يـعـنـى يـك پـنـجـم و در فـقـه ، عـبـارت اسـت از يـك پـنـجـم امـوال انـسـان كـه بايد ازدرآمد و مازاد بر مخارج خود با شروط خاصى كه در فقه بيان شده ، بـپـردازد[2]و آن حـقى است كه خداوند براى پيغمبر اكرم6و امام معصوم7قرار داده تـا مـسـتـمندان از خاندان آن بزرگواران به جاى زكات مصرف و نيازمندى هاى خود را با آن تاءمين كنند. امام صادق7مى فرمايد:

(اِنَّ اللّهَ لا اِلهـَاِلاّ هـُوَ لَمـّا حـَرَّمَ عـَلَيـْنـَا الصَّدَقـَةَ، اَنـْزَلَ لَنـَاالْخـُمْسَ فَالصَّدَقَةُ عَلَيْنا حَرامٌ وَ الْخُمْسُ لَنا فَريضَةٌ وَ الْكَرامَةُ لَنا حَلالٌ)[3]

هـمـانا خداوند ـ كه خدايى جز او نيست ـ وقتى صدقه (واجب) را بر ما حرام كرد، خمس را براى ما فـرو فـرسـتـاد. پـس صـدقـه (واجـب) بر ما حرام و خمس براى ما واجب و كرامت (هديه) براى ما حلال است .

از امام باقر7روايت شده است :

(لا يَحِلُّ لاَِحَدٍ اَنْ يَشْتَرِىَ مِنَ الْخُمْسِ شَيْئاً حَتّى يَصِلَ اِلَيْنا حَقَّنا)[4]

بـر كـسى حلال نيست از مالى كه خمس به آن تعلّق گرفته چيزى بخرد، مگر اين كه حق ما به

[1]توبه (9)، آيه 60.

[2]فرهنگ معارف اسلامى ، واژه (خمس) .

[3]وسائل الشيعة ، ج 6، ص 337.

[4]همان ، ج 9، ص 484.


صفحه 53

ما برسد.

خمس در موارد هفتگانه ذيل واجب است :

1 ـ غنايم جنگى ؛

2 ـ معادن ؛

3 ـ گنج و دفينه اى كه با شروط خاصى به دست آيد؛

4 ـ جواهراتى كه با غوّاصى و امثال آن از دريا به دست آورند؛

5 ـ مـال حلال مخلوط به حرام ؛

6 ـ زمينى كه كافر ذِمّى از مسلمان بخرد؛

7 ـ مـنـافـع كـسـب كـه هـر گـاه انسان از تجارت ، صنعت يا كسب هاى ديگر، مالى به دست آورد، چنانچه از مخارج سال خود و عيالاتش زياد بيايد، بايد خمس آن را بدهد.[1]

در كتاب خمس ، احكام مربوط به موارد ياد شده و چگونگى مصرف خمس مورد بحث قرار گرفته اسـت .[2]در ادامـه ايـن بـخـش ، فـقـهـاى اسـلام (انفال) را مورد بحث و بررسى قرار داده اند.

(انـفـال) ، جمع (نفل) ، به معناى چيز اضافى است و منظور از آن زمين هاى موات ، قلّه كوه ها و جـنـگـل هـا، بـسـتـر رودخـانـه هـا، ارث بـدون وارث و مـانـنـد آن اسـت كـه از اموال تحت اختيار منصب امامت مى باشد.[3]

[1]مـورد هـفـتـم مـبـتلا به بيش تر مردم است . بنابراين ، توصيه مى شود كه هر كس به فتواى مرجع خود مراجعه كند و طبق آن عمل نمايد.

[2]ر.ك . به : تحرير الوسيله ، ج 1، ص 352 ـ 367.

[3]ر.ك . بـه : هـمـان ، ص 368؛ شـرح لمـعـه ، شـهـيـد ثـانـى ، ج 1، ص 185؛ شرائع الاسلام ، ص 53.


صفحه 54

خلاصۀ درس

1 - طهارت دو گونه است:

الف - طهارت از خبث كه عبارت است از: تطهير بدن يا لباس يا چيز ديگرى كه در اثر تماس با يكى از نجاسات، متنجّس شده باشد.

ب - طهارت از حدث كه عبارت است از: تطهير باطن انسان به وسيلۀ وضو، يا غسل و يا تيمّم.

2 - مهم‌ترين عبادت، نماز است كه انسان را از فحشاء و منكر باز مى‌دارد.

نمازهاى واجب عبارت است از: نمازهاى يوميّه، نمازطواف، نماز آيات، نماز ميّت، نماز قضاى پدر بر پسر بزرگتر و نمازى كه به واسطۀ اجاره يا نذر و امثال آن واجب مى‌شود.

3 - زكات مالياتى است كه به نُه چيز تعلّق مى‌گيرد و به نفع فقرا و در مصالح عمومى صرف مى‌شود.

اگر كسى زكات ندهد و نماز بخواند گويا نماز نخوانده است.

4 - خمس، كه نوعى ماليات است، از يك پنجم (15) درآمد و مازاد بر مخارج سالانه براى مصرف در موارد خاص پرداخت مى‌شود. كسى كه خمس مال خود را ندهد، از ظالمان و غاصبان حقوق محمد و آل محمد:محسوب مى‌گردد.

پرسش

1 - طهارت از خبث و طهارت از حدث را تعريف نماييد و تفاوت آن‌ها را بيان كنيد.

2 - معناى لغوى و شرعى «صلاة» را ذكر كنيد.

3 - نماز طواف چند ركعت است و كجا خوانده مى‌شود؟

4 - معناى لغوى و اصطلاحى زكات را بيان نماييد.

5 - در چه مواردى خمس واجب مى‌شود؟


صفحه 55

درس ششم:

عبادات[2]

5- كتاب الصّوم

(صـوم) در لغـت ، بـه مـعـنـاى امـسـاك و خـوددارى از انـجام هر كارى است ، به طور مطلق ، چه خـوردنـى يـا گـفتنى باشد و يا رفتنى و در شريعت اسلام ، عبارت است از: امساك از مفطرات نُه گـانـه براى اطاعت فرمان خدا، از اذان صبح تا اذان مغرب كه در فارسى ، به اين كار (روزه) مى گويند.[1]

در قرآن و روايات معصومان7در باره روزه ماه رمضان تاءكيد بسيار شده است . در روايتى از امام صادق7نقل شده :

(مَنْ اَفْطَرَ يَوْماً مِنْ شَهْرِ رَمَضانَ خَرَجَ رُوحُ الاْ يمانِ مِنْهُ)[2]

هر كس يك روز از ماه رمضان را (بدون عذر) افطار كند، روح ايمان از او خارج مى شود.

اقسام روزه

روزه چهار قسم است : واجب ، مستحب ، مكروه و حرام

الف ـ روزه هاى واجب عبارت است از:

1ـ روزه مـاه رمـضـان ؛ در هـر سـال واجب است همه افراد مكلّف ماه مبارك را به شرحى كه در كتاب هاى فقهى بيان شده ، روزه بگيرند.

2ـ روزه كـفّاره ؛ در مواردى ، براى انسان واجب مى شود كه به عنوان كفّاره ، به مدت دو ماه و يا كم تر، روزه بگيرد؛ مانند كفّاره قتل ، كفّاره ابطال روزه ماه رمضان و كفّاره نذر.

[1]ر.ك . به : مفردات الفاظ القرآن ؛ واژه (صوم) ، مصطلحات الفقه ، ص 343.

[2]وسائل الشيعه ، ج 10، ص 246.