نماز و طواف صورت مى گيرد.[1]
كـتـاب طـهـارت ، مـتـكـفـّل بـيـان احـكـام مـربـوط بـه گـونـه هـاى طـهـارت (وضـو، غـسـل ، تـيـمـّم) اسـت و بـه تـنـاسـب بـحـث غـسـل مـسّ مـيـّت ، كـه يـكـى از اقـسـام غـسـل مـى بـاشـد، هـمـه احـكـام مـربـوط بـه مـردگـان از قبيل احكام احتضار، غسل ، كفن و دفن ميّت نيز در اين كتاب مطرح شده است .
كتاب الصّلاة
(صـلاة) در لغـت ، بـه مـعـنـاى دعـا كـردن اسـت ، امـا در اصطلاح شرع اسلام ، عبارت از انجام كـارهـاى خـاص مـانـنـد ركـوع و سـجـود بـا كيفيت مخصوصى است كه در زبان فارسى ، به آن (نماز) مى گويند.[2]
نـمـاز عـبادتى است كه انسان را از زشتى ها و گناهان باز مى دارد.[3]ستون دين است ، اگـر قـبـول شـود اعـمـال ديـگـر نـيـز قـبـول خـواهـد شـد و اگـر مـردود شـود اعمال ديگر نيز مردود مى گردد.
قـرآن مـجـيـد در آيات متعدّدى درباره نماز سخن گفته است . همچنين در احاديث فراوان ، پيشوايان معصوم7آن را به عنوان بهترين اعمال معرفى كرده اند.
نماز انواع گوناگونى دارد، اما به دو قسم كلّى واجب و مستحب تقسيم مى شود:
الف ـ نمازهاى واجب
1ـ نمازهاى يوميّه كه مشتمل بر پنج نماز است : نماز صبح (دو ركعت) ، ظهر و عصر (هركدام چهار ركـعـت) ، مـغـرب (سـه ركـعـت) و عـشـاء(چـهـار ركـعـت) ؛ نمازهاى چهارركعتى را در مسافرت ، با شروطى بايد دو ركعت خواند.
[1]ر.ك . بـه : فـرهـنـگ معارف اسلامى ، سيد جعفر سجّادى ، واژه (طهارت) ؛ آشنايى با عـلوم اسـلامـى (فـقـه) ، عـلاّمـه شـهـيـد مـرتـضـى مـطـهـّرى ، ص 92؛ اجـمـاعـيّات فقه الشيعه ، اسماعيل بن احمد حسينى مرعشى ، ج 1، ص 50.
[2]مـفـردات الفـاظ القـرآن ، راغـب واژه (صـلا)؛ فرهنگ معارف اسلامى ، واژه (صلوة) ؛ مصطلحات الفقه ، على مشكينى ، ص 325.
[3]عنكبوت (29)، آيه 45.(اِنَّ الصَّلوةَ تَنْهى عَنِ الفَحْشاءِ وَ المُنْكَرِ)
2ـ نـمـاز طـواف واجـب خـانـه خـدا كه پس از هر طواف واجب ، بايد دو ركعت پشت مقام ابراهيم7خواند؛
3ـ نماز آيات كه در صورت وقوع كسوف يا خسوف و يا زلزله و مانند آن با كيفيت خاصى ، دو ركعت نماز خوانده مى شود؛
4ـ نـمـاز مـيـّت كـه بـر مـيـت مـسـلمـان پـس از غـسـل و كـفـن و پـيـش از دفـن ، بـه شكل خاصى (بدون ركوع و سجود) خوانده مى شود؛
5ـ نماز قضاى پدر كه بر پسر بزرگتر واجب است ؛
5ـ نمازى كه به سبب اجاره يا نذر و عهد يا قسم واجب مى شود؛
6ـ نماز جمعه (كه مورد اختلاف است و طبق نظر امام خمينى (ره) ، در زمان غيبت واجب تخييرى است ؛
8ـ نـمـاز عـيـد فـطـر و قـربـان (كـه در زمان حضور امام معصوم7واجب است و بايد به جماعت خوانده شود، ولى در زمان غيبت ، مستحب است) .
ب ـ نمازهاى مستحب
اين گونه نمازها، كه به صورت داوطلبانه خوانده مى شود و آن را (نافله) مى نامند گونه هـاى فـراوانـى دارد كـه مـعـروف تـريـن آن هـا نـافـله هـاى يـومـيـّه (34 ركـعـت) اسـت كـه بـه شكل ذيل مورد تاءكيد اسلام قرار گرفته :
1ـ نافله صبح (2 ركعت ، پيش از نماز صبح) ؛
2ـ نافله ظهر (8 ركعت ، پيش از نماز ظهر)؛
3ـ نافله عصر (8 ركعت ، پيش از نماز عصر)؛
4ـ نافله مغرب (4 ركعت ، پس از نماز مغرب) ؛
5ـ نافله عشاء (2 ركعت نشسته پس از نماز عشا ـ كه يك ركعت به حساب مى آيد)؛
6ـ نافله شب و شفع و وتر (11 ركعت ، پيش از اذان صبح) .
نمازهاى مستحبى ـ غير از نماز وتر ـ دو ركعتى خوانده مى شوند.
شـروط، مقدمات ، مبطلات ، مستحبات ، شكيات ، و سهويات نماز، نماز قضا و مسافر، نماز جماعت و فرادا و مانند آن در كتاب (الصلاة) مورد بحث و بررسى قرار مى گيرد.
كتاب الزّكاة
(زكات) در لغت ، به دو معنا آمده است : يكى رشد و نموّ و ديگرى پاكى .[1]
در فـقـه اسـلامـى ، زكـات عـبـارت اسـت از : حـقّ واجـبـى كـه بـه بـخـشـى از امـوال اغـنيا تعلق مى گيرد و بايد به نفع فقرا براى صرف در مصالح عمومى پرداخت شود. اغـنـيـا بـا دادن زكـات ، از صـفـات زشـتـى مـانـنـد حـرص و بـخـل (تـا اندازه اى) پاك مى گردند و اموالشان نيز با خير و بركت دنيوى و اخروى ، رشد و نموّ خواهد كرد.[2]
امام خمينى (ره) در تحرير الوسيله ، ابتداى (كتاب الزّكاة) مى نويسند:
اصـل وجـوب زكات از ضروريات دين مقدس اسلام است كه منكر آن مرتد و از كافران شمرده مى شود.[3]
در قـرآن كـريـم و روايـات مـعـصومان7درباره زكات ، بسيار تاءكيد شده ، حتى در روايتى صحيح ، امام باقر7فرمودند:
(اِنَّ اللّهَ تـَبـارَكَ وَ تـَعـالى قـَرَنَ الزَّكـاةَ بـِالصَّلاةِ فـَقـالَ:(وَ اَقـيـمـوُا الصَّلوةَ وَ اتـَوُا الزَّكوةَ))[4]فَمَنْ اَقَامَ الصَّلاةَ وَ لَمْ يُؤْتِ الزَّكاةَ فَكَاَنَّهُ لَمْ يُقِمِ الصَّلاةَ)[5]
[1]اصـل كـلمه (زكاة) به معناى رشد و نموّى است كه از بركت الهى در چيزهاى دنيوى و اخـروى حـاصـل مـى شـود. اطـلاق كـلمـه (زكـاة) بـه سـهـم الهـى ، كـه انـسـان مـؤ مـن از مـال خـود خـارج مـى كـنـد و بـه فـقـرا مـى دهـد. بـه ايـن دليـل اسـت كـه در پـرداخـت آن ، امـيـد رشـد و افـزايـش مـال هـمراه با خيرات و بركات دارد، يا موجب تزكيه و پاكى روح پرداخت كننده مى شود و يا از هر دو جنبه است ، زيرا هر دو فايده در پرداخت زكات وجود دارد. (مفردات ، واژه (زكا)
[2]ر.ك . به : مسالك الافهام ، شهيد ثانى ، ج 1، ص 50؛ مصطلحات الفقه ، ص 280.
[3]ر.ك . بـه : تـحـريـر الوسـيـله ، ج 1، ص 311؛ مـرحـوم شـيـخ حـرّ عـامـلى نـيـز در وسـائل الشـيـعـة ، (كـتـاب الزكـاة) ، باب مستقلى تحت عنوان (باب ثبوت الكفر و الارتداد و القـتـل بـمـنـع الزكـاة اسـتـحـلالاً و جـحـوداً) آورده و در آن ، نـُه حـديـث نقل كرده است . (ر.ك . به : وسائل الشيعة ، ج 9، ص 31ـ35).
[4]بقره (2)، آيه 43.
[5]وسائل الشيعة ، ج 9، ص 22.
خـداى ـ تبارك و تعالى ـ زكات را در رديف نماز قرار داده ، مى فرمايد: (نماز را برپاداريد و زكات دهيد) پس هر كه نماز بخواند ولى زكات ندهد، گويا نماز نخوانده است .
در دين مقدس اسلام ، دو نوع زكات واجب وجود دارد :
الف ـ زكات فطره
در شـب عـيـد فـطـر، با شروط خاصى بر مسلمان مكلّف واجب مى شود مقدار سه كيلوگندم ، خرما، ذرّت يا مانند آن به ازاى خود و هر كه نان خور او است به فقرا بپردازد.[1]اين زكات ، زكات فطره خوانده مى شود.
ب ـ زكات مال
ايـن نـوع از زكـات بـا چـنـد شـرط، بـه نـه چـيـز تـعـلّق مـى گـيـرد كـه تـحـت سـه عـنـوان ذيل بررسى مى شود:
1ـ غلاّت : گندم ، جو، خرما و كشمش ، هر كدام اگر به حدّ نصاب (حدود 288 من تبريز) برسد، در صـورتـى كـه بـا آب چـاه بـه وسـيـله دلو يـا مـوتـور و امثال آن ها آبيارى شود،120 و در غير اين صورت ، 110 آن بايد به عنوان زكات داده شود.
2ـ اغـنـام : گـاو، گـوسـفند و شتر، هر يك نصاب هاى گوناگونى دارند كه با شروط خاصى زكات به آنها تعلّق مى گيرد.
3ـ نقدين : طلا و نقره اگر مسكوك باشند، در شرايط خاصى ، زكات به آن ها تعلّق مى گيرد.
در كـتـاب زكـات ، احـكـام ايـن اقـلام و موارد مصرف آن با تكيه بر آيات و روايات اسلامى مورد بحث و بررسى قرار گرفته است .[2]
قرآن مجيد در مورد مصرف زكات مى فرمايد:
[1]ر.ك . به : تحرير الوسيله ، ج 1، ص 345ـ350.
[2]همان ، ص 315ـ344.
(اِنَّمَا الصَّدَقاتُ لِلْفُقَراءِ وَ الْمَساكينِ وَ الْعامِلينَ عَلَيْها وَ الْمُؤَلَّفَةِ قُلُوبُهُمْ وَ فِى الرِّقابِ وَ الْغارِمينَ وَ فى سَبيلِ اللّهِ وَ ابْنِ السَّبيلِ فَريضَةٌ مِنَ اللّهِ وَ اللّهُ عَليمٌ حَكيم)[1]
زكـات ، مـخـصـوص فـقـرا و مـساكين و كاركنانى است كه براى (جمع آورى) آن زحمت مى كشند و كـسانى كه براى جلب محبتشان اقدام مى شود و براى (آزادى) بردگان و (اداى دين) بدهكاران و در راه (تقويت آيين) خدا و واماندگان در راه ، اين يك فريضه (مهّم) الهى است و خداوند دانا و حكيم است .
كتاب الخمس
(خـمـس) يـعـنـى يـك پـنـجـم و در فـقـه ، عـبـارت اسـت از يـك پـنـجـم امـوال انـسـان كـه بايد ازدرآمد و مازاد بر مخارج خود با شروط خاصى كه در فقه بيان شده ، بـپـردازد[2]و آن حـقى است كه خداوند براى پيغمبر اكرم6و امام معصوم7قرار داده تـا مـسـتـمندان از خاندان آن بزرگواران به جاى زكات مصرف و نيازمندى هاى خود را با آن تاءمين كنند. امام صادق7مى فرمايد:
(اِنَّ اللّهَ لا اِلهـَاِلاّ هـُوَ لَمـّا حـَرَّمَ عـَلَيـْنـَا الصَّدَقـَةَ، اَنـْزَلَ لَنـَاالْخـُمْسَ فَالصَّدَقَةُ عَلَيْنا حَرامٌ وَ الْخُمْسُ لَنا فَريضَةٌ وَ الْكَرامَةُ لَنا حَلالٌ)[3]
هـمـانا خداوند ـ كه خدايى جز او نيست ـ وقتى صدقه (واجب) را بر ما حرام كرد، خمس را براى ما فـرو فـرسـتـاد. پـس صـدقـه (واجـب) بر ما حرام و خمس براى ما واجب و كرامت (هديه) براى ما حلال است .
از امام باقر7روايت شده است :
(لا يَحِلُّ لاَِحَدٍ اَنْ يَشْتَرِىَ مِنَ الْخُمْسِ شَيْئاً حَتّى يَصِلَ اِلَيْنا حَقَّنا)[4]
بـر كـسى حلال نيست از مالى كه خمس به آن تعلّق گرفته چيزى بخرد، مگر اين كه حق ما به
[1]توبه (9)، آيه 60.
[2]فرهنگ معارف اسلامى ، واژه (خمس) .
[3]وسائل الشيعة ، ج 6، ص 337.
[4]همان ، ج 9، ص 484.
ما برسد.
خمس در موارد هفتگانه ذيل واجب است :
1 ـ غنايم جنگى ؛
2 ـ معادن ؛
3 ـ گنج و دفينه اى كه با شروط خاصى به دست آيد؛
4 ـ جواهراتى كه با غوّاصى و امثال آن از دريا به دست آورند؛
5 ـ مـال حلال مخلوط به حرام ؛
6 ـ زمينى كه كافر ذِمّى از مسلمان بخرد؛
7 ـ مـنـافـع كـسـب كـه هـر گـاه انسان از تجارت ، صنعت يا كسب هاى ديگر، مالى به دست آورد، چنانچه از مخارج سال خود و عيالاتش زياد بيايد، بايد خمس آن را بدهد.[1]
در كتاب خمس ، احكام مربوط به موارد ياد شده و چگونگى مصرف خمس مورد بحث قرار گرفته اسـت .[2]در ادامـه ايـن بـخـش ، فـقـهـاى اسـلام (انفال) را مورد بحث و بررسى قرار داده اند.
(انـفـال) ، جمع (نفل) ، به معناى چيز اضافى است و منظور از آن زمين هاى موات ، قلّه كوه ها و جـنـگـل هـا، بـسـتـر رودخـانـه هـا، ارث بـدون وارث و مـانـنـد آن اسـت كـه از اموال تحت اختيار منصب امامت مى باشد.[3]
[1]مـورد هـفـتـم مـبـتلا به بيش تر مردم است . بنابراين ، توصيه مى شود كه هر كس به فتواى مرجع خود مراجعه كند و طبق آن عمل نمايد.
[2]ر.ك . به : تحرير الوسيله ، ج 1، ص 352 ـ 367.
[3]ر.ك . بـه : هـمـان ، ص 368؛ شـرح لمـعـه ، شـهـيـد ثـانـى ، ج 1، ص 185؛ شرائع الاسلام ، ص 53.
خلاصۀ درس
1 - طهارت دو گونه است:
الف - طهارت از خبث كه عبارت است از: تطهير بدن يا لباس يا چيز ديگرى كه در اثر تماس با يكى از نجاسات، متنجّس شده باشد.
ب - طهارت از حدث كه عبارت است از: تطهير باطن انسان به وسيلۀ وضو، يا غسل و يا تيمّم.
2 - مهمترين عبادت، نماز است كه انسان را از فحشاء و منكر باز مىدارد.
نمازهاى واجب عبارت است از: نمازهاى يوميّه، نمازطواف، نماز آيات، نماز ميّت، نماز قضاى پدر بر پسر بزرگتر و نمازى كه به واسطۀ اجاره يا نذر و امثال آن واجب مىشود.
3 - زكات مالياتى است كه به نُه چيز تعلّق مىگيرد و به نفع فقرا و در مصالح عمومى صرف مىشود.
اگر كسى زكات ندهد و نماز بخواند گويا نماز نخوانده است.
4 - خمس، كه نوعى ماليات است، از يك پنجم (15) درآمد و مازاد بر مخارج سالانه براى مصرف در موارد خاص پرداخت مىشود. كسى كه خمس مال خود را ندهد، از ظالمان و غاصبان حقوق محمد و آل محمد:محسوب مىگردد.
پرسش
1 - طهارت از خبث و طهارت از حدث را تعريف نماييد و تفاوت آنها را بيان كنيد.
2 - معناى لغوى و شرعى «صلاة» را ذكر كنيد.
3 - نماز طواف چند ركعت است و كجا خوانده مىشود؟
4 - معناى لغوى و اصطلاحى زكات را بيان نماييد.
5 - در چه مواردى خمس واجب مىشود؟
درس ششم:
عبادات[2]
5- كتاب الصّوم
(صـوم) در لغـت ، بـه مـعـنـاى امـسـاك و خـوددارى از انـجام هر كارى است ، به طور مطلق ، چه خـوردنـى يـا گـفتنى باشد و يا رفتنى و در شريعت اسلام ، عبارت است از: امساك از مفطرات نُه گـانـه براى اطاعت فرمان خدا، از اذان صبح تا اذان مغرب كه در فارسى ، به اين كار (روزه) مى گويند.[1]
در قرآن و روايات معصومان7در باره روزه ماه رمضان تاءكيد بسيار شده است . در روايتى از امام صادق7نقل شده :
(مَنْ اَفْطَرَ يَوْماً مِنْ شَهْرِ رَمَضانَ خَرَجَ رُوحُ الاْ يمانِ مِنْهُ)[2]
هر كس يك روز از ماه رمضان را (بدون عذر) افطار كند، روح ايمان از او خارج مى شود.
اقسام روزه
روزه چهار قسم است : واجب ، مستحب ، مكروه و حرام
الف ـ روزه هاى واجب عبارت است از:
1ـ روزه مـاه رمـضـان ؛ در هـر سـال واجب است همه افراد مكلّف ماه مبارك را به شرحى كه در كتاب هاى فقهى بيان شده ، روزه بگيرند.
2ـ روزه كـفّاره ؛ در مواردى ، براى انسان واجب مى شود كه به عنوان كفّاره ، به مدت دو ماه و يا كم تر، روزه بگيرد؛ مانند كفّاره قتل ، كفّاره ابطال روزه ماه رمضان و كفّاره نذر.
[1]ر.ك . به : مفردات الفاظ القرآن ؛ واژه (صوم) ، مصطلحات الفقه ، ص 343.
[2]وسائل الشيعه ، ج 10، ص 246.