وجـوب حـج بـر شـخـص مـسـتـطـيـع ، فـورى اسـت ؛ يـعـنـى :واجـب اسـت در سـال اول اسـتـطـاعت آن را به جا آورد و تاءخيرش جايز نيست و در صورت تاءخير، واجب است در سال بعد انجام دهد و گرنه در سال هاى پس از آن .[1]
در قـرآن و احـاديـث اسلامى ، در مورد حج ، بسيار تاءكيد شده است . به عنوان نمونه ، در قرآن مجيد مى خوانيم :
(وَ لِلّهِ عـَلَى النـّاسِ حـِجُّ الْبـَيـْتِ مـَنِ اسـْتـَطـاعَ اِلَيـْهِ سـَبـيـلاً وَ مـَنْ كـَفـَرَ فـَاِنَّ اللّهَ غـَنِىُّ عَنِالْعالَمينَ)[2]
براى خدا بر مردم است كه آهنگ خانه (او) كنند؛ آن ها كه توانايى رفتن به سوى آن را دارند و هـر كـس كـفـر ورزد( و حـج را تـرك كـنـد، بـه خـود زيـان رسـانده) ، خداوند از همه جهانيان بى نيازاست .
به سند صحيح ، از امام صادق7روايت شده است :
(مَنْ ماتَ وَ لَمْ يَحُجَّ حَجَّةَ الاِسْلامِ لَمْ يَمْنَعْهُ مِنْ ذلِكَ حاجَةٌ تُجْحِفُ بِهِ اَوْ مَرَضٌ لايُطيقُ فيهِ الْحَجَّ اَوْ سُلْطانٌ يَمْنَعُهُ، فَلْيَمُتْ يَهُودِيّاً اَوْ نَصْرانِيّاً)[3]
كـسـى كـه حـاجـت ضـرورى يـا مـرضـى نـداشـتـه بـاشـد كـه او را از انـجـام اعـمـال حج باز دارد و نيز حاكمى از حجّ او جلوگيرى نكند( يعنى : همه شروط استطاعت را داشته بـاشد) در عين حال ، حَجَّة الاسلام را انجام ندهد، هنگام مرگ بايد يهودى يا مسيحى از دنيا برود. (چنين شخصى مسلمان نيست) .
اقسام حج
كيفيت انجام حج واجب سه گونه است :
1ـ حـجّ تـمـتـّع : وظـيـفـه كـسـانـى اسـت كـه فـاصـله وطـن آنـان بـامـكـّه 48ميل (حدود هفتاد و هشت
[1]ر.ك . به : تحرير الوسيله ، ج 1، ص 370، مساءله 1.
[2]آل عمران (3)، آيه 97.
[3]وسائل الشيعه ، ج 11، ص 30.
كيلومتر) يا بيش تر باشد.
اعمال حجّ تمتع عبارت است از: احرام در مكّه ، وقوف در سرزمين عرفات ، وقوف در مشعر الحرام ، رمـى جـمـره عـقبه ، قربانى ، حلق يا تقصير، طواف حج ، نماز طواف ، سعى بين صفا و مروه ، طواف نسا، نماز طواف نسا، بيتوته در منا و رمى جمرات در روز يازدهم و دوازدهم ذى الحجّة .(در بعضى موارد روز سيزدهم ذى الحجّة نيز لازم است .)
2ـ حـجّ اِفـراد: وظـيـفـه كـسـانـى اسـت كـه فـاصـله وطـن آنـان بـا مـكـّه كـم تـر از 48 ميل باشد و اعمال آن نيز مثل اعمال حجّ تمتّع است ، با اين تفاوت كه قربانى در حجّ تمتع ، واجب و در حجّ اِفراد، مستحب است . همچنين در حجّ تمتع ، بايد پيش از حج ، عمره تمتّع (كه توضيح آن خواهد آمد) انجام داده شود و گرنه حج صحيح نيست ، ولى در حج افراد، بايد پس از اتمام حج ، عمره مفرده انجام داده شود، اگر چه پس از ماه ذى الحجّه باشد.
3ـ حـجّ قـِران : ايـن حـج نـيـز وظـيـفـه كـسـانـى اسـت كـه فـاصـله آن هـا بـا مـكـّه كـم تـر از 12 ميل باشد؛ يعنى : ساكنان مكّه و اطراف آن بين حجّ اِفراد و حجّ قِران مخيّرند.
تـفـاوت حـجّ قـران بـا حـجّ افـراد ايـن اسـت كـه در حجّ قران ، بايد (سوق هَدْى) كند؛ يعنى : قربانى همراه خود ببرد، اِشْعار و تقليد هم مستحب است .[1]
8-كتاب العمره
(عـمـره) و (اعـتـمـار) در لغت ، به معناى قصد كردن و اراده مكان آباد و نيز به معناى زيارت كردنى است كه موجب تجديد دوستى شود. در شريعت اسلام ، عمره عبارت است از: قصد مخصوص براى انجام اعمال خاص .[2]
بـه كـسـى كـه براى عمره احرام ببندد (مُعتمِر) گفته مى شود، همچنان كه به مُحرم براى حج (حاج) مى گويند.
[1]ر.ك . به : شرائع الاسلام ، محقق حلّى ، ص 67 و 68.
[2]ر.ك . به : مفردات الفاظ قرآن ، واژه (عمر)؛ مصطلحات الفقه ، ص 380.
اقسام عمره
عمره را دو گونه مى توان انجام داد:
1ـ عـمـره تـمـتـّع : كـه بـايـد در يـكـى از مـاه هـاى حـج (شـوال ، ذيـقـعـده و دهـه اول ذى حجّه) انجام داده شود و پس از انجام آن ، از مكّه بيرون نرود تا در هشتم ذى الحجّه ، احرام حج ببندد.
اعـمـال عـمره تمتّع عبارت است از: احرام در يكى از پنج ميقات معيّن شده[1]، طواف خانه كعبه ، نماز طواف ، سعى بين صفا و مروه و تقصير (گرفتن مقدارى از مو و يا ناخن) .
2ـ عمره مفرده : اين عمره را در طول سـال مـى تـوان انجام داد و اعمال آن نيز همان اعمال پنج گانه عمره تمتّع است ، به اضافه دو عمل ديگر كه عبارت است از: طواف نسا و نماز آن .
در كتاب مناسك حجّ امام خمينى (ره) آمده است :
عـمـره هـم مانند حج به دو قسم (واجب) و (مستحب) تقسيم مى شود و در تمام عمر، يك بار بر شـخـص مـسـتـطيع واجب مى شود و وجوب آن مانند حج ، فورى است . در وجوب عمره ، استطاعت حج مـعـتـبـر نـيست ، بلكه اگر كسى براى عمره مستطيع باشد، ولى براى حجّ مستطيع نباشد، واجب اسـت عـمـره را بـه جا آورد، چنان كه عكس آن نيز صادق است ؛ به اين معنا كه اگر شخص براى حـج اسـتـطـاعـت داشـتـه بـاشد ولى براى عمره مستطيع نباشد، بايد حجّ به جا آورد، لكن بايد مـعـلوم بـاشـد كـه بـراى كـسـانـى كـه از مـكـّه دور هـسـتـنـد ـ مـثـل ايـرانـيـان كـه وظـيفه آن ها حجّ تمتّع است ـ هيچ گاه استطاعت حج از استطاعت عمره و استطاعت عـمـره از اسـتـطـاعـت حـجّ، جـدا نـيـسـت ؛ چـون حـجّ تـمـتـّع مـركـّب از هـر دو عـمـل است ، بر خلاف كسانى كه در مكّه يا نزديك آن هستند كه وظيفه آن ها حج و عمره مفرده است و نسبت به آن ها استطاعت براى يكى از دو عمل تصوّر مى شود.
بـراى كـسـى كـه مـى خواهد داخل مكّه شود، واجب است با احرام وارد شود و براى احرام بايد نيّت عـمـره يـا حـج داشـتـه بـاشـد و اگر وقت حج نيست و مى خواهد وارد مكّه شود، واجب است
[1]مـيـقـات هـاى پـنـج گـانـه عـبـارتـنـد از: مـسـجـد شـجره (ذو الحليفه) ، وادى عقيق ، قرن المنازل ، يلملم ، و جُحفه .
عمره مفرده انـجـام دهـد، ولى كـسـانـى كـه بـه مـقتضاى شغلشان ، زياد وارد مكّه مى شوند و از آن خارج مى شوند، از اين حكم استثنا شده اند.[1]
اگـر چـه مـحـقق حلّى (ره) كتاب عمره را از كتاب حج جدا كرده ، ولى بيش تر فقها، عمره را نيز ضمن كتاب حج مطرح كرده و شروط وجوب حج ، اعمال حج و عمره ، كيفيت احرام و محرّمات احرام را در كتاب حج مورد بحث و بررسى قرار داده اند.
به دليل اين كه اعمال حج و عمره فروع و ريزه كارى هاى فراوانى دارد و مورد ابتلاى همه مردم نـيـسـت ، مراجع عظام آن ها را از رساله عملى جدا كرده اند و در كتاب مستقلى ، كه مناسك حج ناميده مى شود، تنظيم نموده و در اختيار مردم قرار داده اند.
[1]ر.ك . بـه : مـنـاسـك حـج ، امـام خـمـيـنى ، با حواشى آيات عظام اراكى ، گلپايگانى و خوئى ، ص 56.
خلاصۀ درس
1 - روزۀ ماه رمضان يكى از واجبات مهّم اسلام است كه ترك آن موجب خروج روح ايمان از روزهخوار مىشود.
2 - اعتكاف، يك عبادت مستحبى است كه دست كم، به مدت سه روز، در يكى از مساجد چهارگانه همراه با روزه انجام مىشود.
3 - حج يكى از اركان دين اسلام مىباشد و بر اشخاص مستطيع واجب است كه در مدت عمر، يك بار آن را انجام دهند. كيفيت انجام حج سه گونه است: حجّ تمتّع، حجّ افراد و حجّ قِران.
4 - عمره نيز مثل حج، واجب است كه در طول عمر، يك بار انجام شود؛ همانند عمرۀ تمتّع يا عمرۀ مفرده.
5 - فقهاى بزرگ اسلام احكام و ريزه كارىهاى حج و عمره را در كتاب مستقلى به نام مناسك حج تبيين كردهاند.
پرسش
1 - اقسام روزه را بيان كنيد و از هر قسم، يك نمونه نام ببريد.
2 - «اعتكاف» يعنى چه و در كجا انجام مىشود؟
3 - اهميت حج را بيان نماييد.
4 - حجّ تمتّع وظيفۀ چه كسى است و با حج قران و افراد چه تفاوتى دارد؟
5 - عمرۀ تمتّع وظيفۀ چه كسى است و فرق آن با عمرۀ مفرده در چيست؟
درس هفتم:
عبادات[3]
9- كتاب الجهاد
(جـهـاد) بـر وزن فـِعال و كِتاب ، در لغت ، به معناى رنج و مشقّت و به معناى كوشش كردن و تمام توان خود را به كار گرفتن است .[1]
در فـقـه اسـلام ، (جـهـاد) عـبـارت است از: بذل مال و جان و به كار گرفتن تمام توان خود در اعتلاى كلمه اسلام و دفع دشمنان از تعرّض به اسلام و مسلمانان .[2]
چون اسلام دينى اجتماعى است و مسؤ وليت هاى اجتماعى نيز از وظايف مهم پيروان آن مى باشد، از اين رو، جهاد در متن دستورات اسلام قرار گرفته است .
در آيـات مـتعدد قرآن و روايات پيشوايان معصوم7درباره جهاد در راه خدا بسيار تاءكيد شده است .
مـنـصـور بـن حـازم مـى گـويـد: بـه امـام صـادق7عـرض كـردم : كـدام يـك از اعمال با فضيلت تر است ؟ فرمود:
(اَلصَّلاةُ لِوَقْتِها وَ بِرُّ الْوالِدَيْنِ وَ الْجِهادُ فى سَبيلِ اللّهِ)[3]
نماز(خواندن) در وقتش و نيكى به پدر و مادر و جهاد در راه خدا.
حضرت على7مى فرمايد :
(اَمـّا بـَعـْدُ، فـَاِنَّ الْجـِهـادَ بـابٌ مـِنْ اَبـْوابِ الْجـَنَّةِ، فـَتـَحـَهُ اللّهُ لِخـاصَّةِ اَوْلِيـائِهِ، وَ هـُوَ لِبـاس
[1]ر.ك . به : مجمع البحرين ، فخر الدين طريحى ؛ مفردات الفاظ قرآن ، واژه (جهد).
[2]ر.ك . بـه : مـسـالك الافهام فى شرح شرائع الاسلام ، شهيد ثانى ، ج 1، ص 148؛ مصطلحات الفقه ، ص 191.
[3]وسائل الشيعه ، ج 15، ص 19.
التَّقـْوى وَ دِرْعُ اللّهِ الْحـَصـيـنـَةُ، وَ جُنَّتُهُ الْوَثيقَةُ، فَمَنْ تَرَكَهُ رَغْبَةً عَنْهُ اَلْبَسَهُ اللّهُ ثَوْبَ الذُّلِّ وَ شَمِلَهُالْبَلاءُ وَ دُيِّثَ بِالصَّغارِ وَ الْقَماءَةِ، وَ ضُرِبَ عَلى قَلْبِهِ بِالاِْسْهابِ، وَ اُديلَ الْحَقُّ مِنْهُ بِتَضْييعِ الْجِهادِ، وَ سيمَ الخَسْفَ، وَ مُنِعَ النِّصَفَ)[1]
امـا بعد، جهاد درى از درهاى بهشت است كه خداوند آن را به روى دوستان مخصوص خود گشوده ؛ آن لبـاس تقوا، زره محكم و سپر مطمئن خداوند است . كسانى كه از آن روى برگردانند، خداوند لبـاس ذلّت بـر تـنـشـان مـى پـوشـانـد و بـلا بـه آنـان هـجـوم مـى آورد و حـقـيـر و ذليـل مـى شـونـد و عـقـل و فـهـمـشـان تـبـاه مـى گـردد و بـه دليـل تـضـيـيـع جـهاد، حقّ آن ها پايمال مى شود و نشانه هاى ذلّت در آن ها آشكار مى گردد و از انصاف و عدالت محروم مى مانند.
جهاد به دو قسم (جهاد ابتدايى) و (جهاد دفاعى) تقسيم مى شود.
از نـظـر فـقـه شيعه ، جهاد ابتدايى بايد با اجازه پيامبر6يا امام معصوم7باشد و اين نـوع جـهـاد، تـنـهـا بـر مـردانـى كـه داراى شـروطى باشند، واجب مى شود. ولى جهاد دفاعى در صـورت هجوم دشمن ، در همه زمان ها، بر همه مردم ـ اعمّ از مرد و زن ـ بدون قيد و شرط و با هر وسيله ممكن ، واجب مى شود.
فـقـها در كتاب جهاد، احكام جهاد، غنايم ، پناهندگان و اسيران جنگى ، صلح و آتش بس ، حقوق و مـقـررات جـنـگ و ديـگـرمـسـائل مـربـوط بـه آن را بـه تفصيل ، مورد بحث و بررسى قرار داده اند.
يك نكته
امـام خـمـيـنـى (ره) در كـتـاب تـحـريـر الوسـيـله ، جـهـاد دفـاعـى را تـحـت عـنـوان (فـصـل فى الدّفاع) مورد بحث قرار داده است . ايشان دفاع را به دو نوع (دفاع از اسلام و حوزه اسلامى) و (دفاع از جان ، مال و ناموس) تقسيم كرده است .
در توضيح نوع اول دفاع مى نويسند:
در صـورت هـجـوم دشـمـنـان بـر بلاد اسلام و مرزهاى آن ، بر همه مسلمانان واجب
[1]نهج البلاغه ، فيض الاسلام ، خطبه 27، ص 94.