[مقدمه (محمد بركت]
بسم اللّه الرحمن الرحيم
قال الصادق(عليه السلام): الفقهاء أمناء الرسل ما لم يدخلوا في الدنيا.
فقها امانتداران پيامبرانند تا وقتى كه در دنيا وارد نشوند.
(اصول كافى ج 1 ص 46)
مردانى كه سختى تحصيل علم را به جان خريده و در جهاد با نفس سربلند از ميدان آزمايش بيرون آمده، تا به عنوان فقيه و امين پيامبران، وظيفه هدايت مردم را به دوش كشند؛ كسانى هستند كه مردم و مقلّدين آنان را مجتهد خطاب مىكنند.
ايشان همواره پاسداران واقعى دين بوده و چراغى روشن براى سلوك مردم در صراط مستقيم مىباشند.
اجتهاد و تقليد از مباحث مهم اسلامى است كه همواره در علم اصول فقه مطرح شده است، هرچند گروهى جايگاه آن را علم فقه مىدانند.
همواره آخرين عنوان طرح شده در كتابهاى اصول فقه مسأله «اجتهاد و تقليد» بوده، امّا بنا به اهميت بحث، تأليفات متعددى به تنهائى «اجتهاد و تقليد» را مورد بررسى قرار دادهاند[1].
[1]- براى نمونه ببينيد ذريعه ج 1 ص 270.
كتاب حاضر، تاليفى جامع در بيان مسائل اجتهاد و تقليد است كه در واقع، تقريرات درس خارج اصول فقه يكى از بزرگان و صاحبان سبك در اصول فقه، يعنى سيد ابراهيم موسوى قزوينى مشهور به صاحب ضوابط (متوفاى 1264) است.
مؤلف:
علامه ذو الفنون، جامع معقول و منقول، حاج شيخ محمد مهدى مجتهد كجورى شيرازى، از بزرگان علم و تقوى و فضيلت دار العلم شيراز است.
وى در شهر كجور از توابع مازندران متولد شده، براى تكميل تحصيلات به عتبات آمده، در حدود سال 1250 هجرى قمرى در شهر مقدس كربلا مقيم شده و از محضر پرفيض صاحب ضوابط بهره برده، در سال 1259 به درخواست مردم شيراز از صاحب ضوابط، به شيراز هجرت نموده، به تأليف و تدريس و رتق و فتق امور شرعى مردم پرداخته است.
علامه حاج شيخ محمد مهدى كجورى نزديك به 35 سال در شيراز به حوزه علميه شيراز و مردم خدمت نموده، در سال 1293 هجرى قمرى دعوت حق را لبّيك گفته، در آرامگاه حافظيه دفن گرديد.
سال تولد ايشان- بنا بر مشهور- 1217 هجرى قمرى است، اين شهرت بر اساس گفته ايشان در پايان جلد چهارم شرح فرائد الأصول مىباشد كه فرموده:
و كان ذلك الفراغ في الثالث عشر من شعبان المعظّم من سنة سبع و سبعين بعد الألف و المائتين ... مع بلوغ السنّ إلى ما يقارب الستّين.
ولى در يك نسخه خطى موجود در كتابخانه شاهچراغ(عليه السلام)، كه يادداشتهاى پراكندهاى در علم نجوم و هيئت، بخط ايشان نوشته شده، بالاى يك نماد نجومى آمده:
طالع ولادت مهدى الكجورى در شب يكشنبه ششم شهر جمادى الاولى دو ساعت گذشته سنه 1222.
اساتيد:
علاقه و ارتباط طرفينى علامه كجورى و صاحب ضوابط فراتر از مقوله استاد و شاگردى بوده، علامه كجورى يك دوره تقريرات اصول صاحب ضوابط را در سالهاى 1250 و 1251 نوشته، همچنين كتاب نتائج الافكار استاد را مفصلا شرح كرده، در مجالس و محافل علمى ملازم استاده بوده، به توصيه استاد به شيراز آمده و ارتباط خويش را با استاد در غربت نيز قطع ننموده است.
در حدود سال 1254 با نوشتن شرحى بر كتاب الاجارة و الصلاة شرايع الاسلام و ارائه به استاد، پس از بررسى از سوى استاد به كسب اجازه اجتهاد از صاحب ضوابط نائل مىگردد.
متن اجازه اجتهاد بخط صاحب ضوابط بر روى برگ اول شرح مذكور نوشته شده و در كتابخانه شاهچراغ(عليه السلام)شيراز نگهدارى مىشود.
علامه كجورى قبل از هجرت به كربلا و اقامت در جوار مرقد حضرت أبا عبد اللّه الحسين(عليه السلام)، در نجف اشرف از محضر صاحب جواهر بهره برده است، ايشان در تأليفاتش، خصوصا شرح كتاب بيع شرايع الاسلام، بارها از صاحب جواهر با عنوان «استادنا» نام برده است.
متأسفانه اطلاعى از دوران تحصيلات مقدماتى ايشان در دست نيست، بخصوص از كيفيت تحصيل و اساتيد ايشان در رشته رياضيات و نجوم، درحالىكه ايشان استاد اين علوم بوده و در شيراز آنها را تدريس مىكردهاند.
متن اجازه اجتهاد:
بسم اللّه الرحمن الرحيم
لقد أجاد صاحب هذا المؤلّف الجليل في اقتناص المدلول من الدليل، و جاء بما يبهر العقول في تطبيق الفروع على الأصول، و أعرب عن مشكلات المسائل بتحرير أنيق ينفع المبتدي و الواسطة و الواصل، فحقّ له أن يتمثّل بقول القائل:
و إنّي و إن كنت الأخير زمانه * * * لات بما لم تستطعه الأوائل
فلا غرو لو أحرز من بين الفضلاء قضب السباق و فات الجهابذة المحقّقين عن اللحاق، فهو العلّامة العلم المهذّب و عذيقها المرجّب، فليشكر اللّه سبحانه على ما وفّقه له من المرتبة
السنيّة و الموهبة السماويّة و الفضيلة التي تفوق الفضائل، و يقصر عنها كفّ المتناول، و الملكة التي رقى بها معالي الدرجات؛ و اعترف له بملكة الاستنباط أهل الملكات، و أرجو منه أن لا ينساني في الخلوات و مظانّ الإجابات من الدعوات الرائقات، و أن يستعمل الورع و التقوى و الاحتياط في سائر المقامات؛ و اللّه وليّ التوفيق حرّره
الأقلّ عبده الراجي ابراهيم الموسوي
شاگردان:
حضور علّامه حاج شيخ مهدى كجورى در شيراز موجب رونق علمى در اين شهر شده و تعداد زيادى از اهل علم و دانش در جلسه درس ايشان حاضر مىشدند. ايشان علاوه بر فقه و اصول به تدريس رياضيات و هيئت نيز اشتغال داشته است.
در زير نام تعدادى هرچند اندك، از شاگردان ايشان كه هريك از بزرگان شيراز مىباشند، همراه با مختصرى از زندگى ايشان آمده است.
1- ميرزا ابو طالب نواب فرزند حاج على اكبر نواب كه در سال 1231 قمرى در شيراز متولد گرديد و والد ماجدش نهايت بذل جهد را در تربيتش فرمود، آنچه را ديد آموخت و آنچه را شنيد، اندوخت، خط تحريرش بين الامثال معروف، مضامين رسائل رقعهجاتش مرغوب، در اواخر زندگانى والد ماجدش، مدت شش سال تمام هرروزه در مجلس درس حجة الاسلام حاجى شيخ مهدى حاضر شده، تكميل علم فقه و اصول و رياضى را نمود و بعد از وفات والد ماجدش، چندين كتاب را درس مىگفت، پس در مجلس حكومتى حاضر شده، به قدر طاقت خود فريادرسى دادخواهان نمود و در خلوت و جلوت و سفر و حضر، محرم اسرار فرمانروايان و چندين سفر به دار الخلافه طهران رفته زحمتها كشيد و در سال 1301 در شيراز قرين مغفرت الهى گرديد. (فارسنامه ناصرى ج 2 ص 939)
2- حاج شيخ محمد حسين شيخ الاسلام، در سال 1251 قمرى در شيراز متولد گرديد و در مكتبخانه ادبيه كسب آداب و رسوم را نمود و بعد از تحصيل مقدمات علميه در خدمت والد ماجد خود (حاج شيخ ابو القاسم شيخ الاسلام) و جنابان
مجتهدان حاجى شيخ مهدى كجورى و آخوند ملا محمد على محلاتى، مطالب كتب فقهيّه و أصوليّة و تفسير و حديث را استفاضه نمود و با آنكه به مكه معظمه و مدينه طيبه مشرف گشته بود، باز در خدمت والد ماجد خود عود به حرمين شريفين نمود، پس به اماكن مشرفه عراق آمده، بعد از حصول زيارت بازگشت به شيراز فرمود به ارث و استحقاق به لقب جليل شيخ الاسلامى كه جامع فضائل دنيوى و اخروى است مسرور و مبتهج گرديد و تاكنون به نشر مسائل علميه و احكام دينيه و انجام مهمات جزئيه و كليه شرعيه و تدريس كتب تفسير و فقهيه اشتغال دارد. (همان مدرك ج 2 ص 923)
3- حاج سيد على اكبر فالاسيرى كه در سال 1256 در قصبه اسير گرمسير فارس متولد شده، در خدمت علام فهام، افضل علما شيخ محمد اسيرى تحصيل كمالات علميه نموده و در سال 1270 و اند به شيراز آمده، در خدمت علامه زمان حجة الاسلام حاجى شيخ مهدى مجتهد كجورى تكميل مراتب فقهيه و اصوليه را نمود و به زيور اجتهاد محلى گرديد و هر روز طلاب علوم را مستفيض نمايد. (همان مدرك ج 2 ص 924)
4- ميرزا ابو طالب رضوى، صدر ديوانخانه عدليه شيراز خلف الصدق مرحوم حاجى سيد ميرزا در سال 1251 متولد شده، تحصيل كمالات علميه را نموده، خط شكسته را درست آموخته، سالها در خدمت حجة الاسلام حاجى شيخ مهدى مجتهد كجورى طاب ثراه، علوم شرعيه را اكتساب فرمود و در سال 1298 به درستى رفتار و راستى كردار محل وثوق گشته به منصب جليل صدارت ديوانخانه عدليه شيراز برقرار گرديد. (همان مدرك ج 2 ص 918)
5- ميرزا محمد حسين صالح حسينى، خلف الصدق زاهد عابد متورع حاجى ميرزا على نقى صالح؛ بعد از تحصيل مقدمات علميه، مدتها در تكميل علم فقه و اصول، در خدمت حجة الاسلام حاجى شيخ مهدى مجتهد كجورى كوشيده، گوى سبقت را از همگان ربود و مدتى است از قيود ارباب علوم ظاهره رسته، بختش مساعد آمده، از رنج تجارتى، هر سالى در روزها و شبهاى متبرك اطعام عام كند و مبلغى در اين راه صرف نمايد. (همان مدرك ج 2 ص 956)
6- سيد حسن حسينى حسنى فسائى مؤلف كتاب فارسنامه ناصرى، متولد 1237 قمرى و متوفاى 1316، وى درباره تحصيلاتش ضمن شرح حال خود در فارسنامه، جلد دوم صفحه 1053 مىگويد: سالها در شيراز در خدمت مجتهد الزمانى ميرزا ابو الحسن خان مجتهد پسر عم خود، علوم متداوله مقدماتيه را استفاده نموده مطالب شرح هدايت ميبدى و شرح تجريد و معالم الاصول را به انتها رسانيدم و در خدمت فاضل كامل ميرزا محمد على مشهور به «واحد العين» مسائل كتاب مفاتيح فقه مرحوم ملا محسن فيض را استدراك نمودم و براى تكميل آنچه را دريافت كرده بودم به اصفهان رفته، چندى توقف كرده، عود به شيراز نمودم و از خدمت جناب حجة الاسلامى حاجى شيخ مهدى مجتهد كجورى مقاصد كتب رياضيه مانند: خلاصه حساب و فارسى هيئت و شرح چغمينى و شرح ملا عبد العلى بيرجندى بر بيست باب اسطرلاب و كتاب تحرير اقليدس را به انتها رسانيد.
7- ميرزا ابو الحسن حسنى حسينى دستغيب فرزند ميرزا احمد، وى در چهاردهم رمضان سال 1262 در شيراز بدنيا آمده است.
نامبرده در مقدمه سفرنامه مشهد مقدس، كه نسخه خطى اصل آن در كتابخانه مدرسه علميه امام عصر (عج) شيراز موجود است، مختصرى از كيفيت تحصيل خود را بيان كرده كه در اينجا آنچه مربوط به مرحوم كجورى مىباشد مىآوريم:
و قدرى به علوم رياضى از حساب و هيئت و نجوم و هندسه پرداخته، فارسى هيئت و خلاصه حساب و سى فصل و شرح چغمينى و قدرى از تحرير اقليدس را تمام نموده در خدمت استادنا الأعظم مجتهد و فقيه كامل و جامع شامل كل علوم حاجى شيخ مهدى كجورى(رحمه اللّه)، و ديگر مشغول به خواندن فقه و اصول در خدمت همين مرحوم استاد گرديده.
تأليفات:
علامه كجورى از مصاديق بارز فقيهان و دانشمندان پركار و پرتلاش بوده كه هيچگاه از تأليف، استنساخ، كتابت و تحرير دست نكشيده است، درحالىكه داراى
عائله زيادى بوده و گرفتارىهاى زيادى همچون تنگدستى در طول ايام تحصيل او را رنج مىداده، و لي همواره تحصيل، تدريس و تأليف را بر هر كارى مقدّم داشته است.
ايشان تأليفات خويش را بيش از دو بار تحرير كرده و در دفعات متعدد آنها را مطالعه كرده و تصحيحات و تعليقات جديدى بر آنها افزوده است. در ميان كتابهاى بجا مانده از كتابخانه ايشان، كه در كتابخانه شاهچراغ(عليه السلام)نگهدارى مىشود، تعدادى كتاب در علم نجوم كه بخط ايشان استنساخ شده موجود است.
يكى از كارهاى ايشان كه نشانگر ذوق و سليقه ايشان نيز مىباشد، نوشتن نكات مهم زندگى شخصى و مطالب و وقايع تاريخى زمان خويش بر بالاى بعضى برگهاى تأليفات و تقريرات بوده كه گوشههايى، هرچند اندك، از زندگى و وقايع روزگار ايشان را روشن نموده است.
فهرست تأليفات ايشان كه در زير آمده، بر اساس نسخههاى خطى موجود در كتابخانه شاهچراغ(عليه السلام)و كتابهاى چاپشده ايشان مىباشد.
1- اصول فقه:
يك دوره مفصّل اصول فقه كه بخشهايى چون مبحث «استصحاب» و «اجتهاد و تقليد» آن موجود است.
2- تقريرات اصول فقه:
يك دوره تقريرات درس خارج اصول فقه صاحب ضوابط كه در سالهاى 1250 و 1251 نوشته شده و كتاب حاضر بخش «اجتهاد و تقليد» آن مىباشد.
علامه كجورى در اين تأليف علاوه بر اينكه با قلمى روان نكات علمى و آراء استاد را منعكس كرده، در جاهاى مختلف زير عنوان «أقول» نظرات خويش را نيز ذكر كرده است.
3- حاشيه بر نتائج الأفكار:
حواشى پراكندهاى كه در كنارههاى نسخه نتائج الأفكار نوشته شده است.
4- رساله عمليّه:
اين كتاب در دو بخش تنظيم شده، بخش اول گزارش مختصرى در اصول دين و
تعدادى از مسائل اجتهاد و تقليد مىباشد. بخش دوم شامل پنج كتاب نماز، روزه، زكات، خمس و حج مىباشد.
كتاب حج، مختصر و ترجمه تأليف استدلالى ايشان است، تاريخ ترجمه 27 رمضان 1266 مىباشد، بخط مؤلف در آخر كتاب حج آمده: از جمله محاسن اتفاق آن است كه در ماه مبارك سال قبل از سال ترجمه، يعنى سنه 1264، از استنباط مسائل حج فارغ شدم و در نيمه شوال همان سال موفق به توجه به مكه معظمه شدم، و الحمد للّه.
از علامه كجورى يك رساله عمليه به نام «هداية العباد إلى طريق الرشاد» چاپ شده است كه متأسفانه نسخهاى از آن بدست نيامد، ولى در فهرست خان بابا مشار ذكر شده است، ممكن است كتاب چاپشده همين كتاب باشد و شايد متن آن مفصلتر از اين باشد.
ايشان در مقدمه بخش دوم كتاب حاضر مىگويد:
به خواهش بعضى از برادران دينى مسائل عبادات را كه به نحو تفصيل نوشته بودم در اين مختصر به نحو اختصار ايراد مىنمايم.
5- شرح شرائع الإسلام:
از ايشان شرح بعضى از كتابهاى شرايع موجود است، اجازه اجتهاد صاحب ضوابط به ايشان بر نسخه شرح كتاب اجاره و صلات نوشته شده است.
شرح كتاب بيع شرايع آخرين تأليف ايشان مىباشد كه در آخرين سالهاى عمر نوشته شده و بسيار مفصّل است.
6- شرح فرائد الأصول:
شرحى مفصّل بر كتاب فرائد الاصول شيخ مرتضى انصارى است كه در سال 1305 قمرى در تهران در 515 صفحه در قطع رحلى، چاپ سنگى شده است.
بنا به تصريح ذريعه- ج 6 ص 161- علامه كجورى شرح را بر شيخ انصارى عرضه داشته و ايشان آن را شرحى نيكو دانستهاند.
اين شرح در چهار جلد تنظيم شده كه جلد اول و دوم بعد از جلد سوم و چهارم نوشته شده است، گزارش چهار جلد به شرح زير مىباشد: