السنيّة و الموهبة السماويّة و الفضيلة التي تفوق الفضائل، و يقصر عنها كفّ المتناول، و الملكة التي رقى بها معالي الدرجات؛ و اعترف له بملكة الاستنباط أهل الملكات، و أرجو منه أن لا ينساني في الخلوات و مظانّ الإجابات من الدعوات الرائقات، و أن يستعمل الورع و التقوى و الاحتياط في سائر المقامات؛ و اللّه وليّ التوفيق حرّره
الأقلّ عبده الراجي ابراهيم الموسوي
شاگردان:
حضور علّامه حاج شيخ مهدى كجورى در شيراز موجب رونق علمى در اين شهر شده و تعداد زيادى از اهل علم و دانش در جلسه درس ايشان حاضر مىشدند. ايشان علاوه بر فقه و اصول به تدريس رياضيات و هيئت نيز اشتغال داشته است.
در زير نام تعدادى هرچند اندك، از شاگردان ايشان كه هريك از بزرگان شيراز مىباشند، همراه با مختصرى از زندگى ايشان آمده است.
1- ميرزا ابو طالب نواب فرزند حاج على اكبر نواب كه در سال 1231 قمرى در شيراز متولد گرديد و والد ماجدش نهايت بذل جهد را در تربيتش فرمود، آنچه را ديد آموخت و آنچه را شنيد، اندوخت، خط تحريرش بين الامثال معروف، مضامين رسائل رقعهجاتش مرغوب، در اواخر زندگانى والد ماجدش، مدت شش سال تمام هرروزه در مجلس درس حجة الاسلام حاجى شيخ مهدى حاضر شده، تكميل علم فقه و اصول و رياضى را نمود و بعد از وفات والد ماجدش، چندين كتاب را درس مىگفت، پس در مجلس حكومتى حاضر شده، به قدر طاقت خود فريادرسى دادخواهان نمود و در خلوت و جلوت و سفر و حضر، محرم اسرار فرمانروايان و چندين سفر به دار الخلافه طهران رفته زحمتها كشيد و در سال 1301 در شيراز قرين مغفرت الهى گرديد. (فارسنامه ناصرى ج 2 ص 939)
2- حاج شيخ محمد حسين شيخ الاسلام، در سال 1251 قمرى در شيراز متولد گرديد و در مكتبخانه ادبيه كسب آداب و رسوم را نمود و بعد از تحصيل مقدمات علميه در خدمت والد ماجد خود (حاج شيخ ابو القاسم شيخ الاسلام) و جنابان
مجتهدان حاجى شيخ مهدى كجورى و آخوند ملا محمد على محلاتى، مطالب كتب فقهيّه و أصوليّة و تفسير و حديث را استفاضه نمود و با آنكه به مكه معظمه و مدينه طيبه مشرف گشته بود، باز در خدمت والد ماجد خود عود به حرمين شريفين نمود، پس به اماكن مشرفه عراق آمده، بعد از حصول زيارت بازگشت به شيراز فرمود به ارث و استحقاق به لقب جليل شيخ الاسلامى كه جامع فضائل دنيوى و اخروى است مسرور و مبتهج گرديد و تاكنون به نشر مسائل علميه و احكام دينيه و انجام مهمات جزئيه و كليه شرعيه و تدريس كتب تفسير و فقهيه اشتغال دارد. (همان مدرك ج 2 ص 923)
3- حاج سيد على اكبر فالاسيرى كه در سال 1256 در قصبه اسير گرمسير فارس متولد شده، در خدمت علام فهام، افضل علما شيخ محمد اسيرى تحصيل كمالات علميه نموده و در سال 1270 و اند به شيراز آمده، در خدمت علامه زمان حجة الاسلام حاجى شيخ مهدى مجتهد كجورى تكميل مراتب فقهيه و اصوليه را نمود و به زيور اجتهاد محلى گرديد و هر روز طلاب علوم را مستفيض نمايد. (همان مدرك ج 2 ص 924)
4- ميرزا ابو طالب رضوى، صدر ديوانخانه عدليه شيراز خلف الصدق مرحوم حاجى سيد ميرزا در سال 1251 متولد شده، تحصيل كمالات علميه را نموده، خط شكسته را درست آموخته، سالها در خدمت حجة الاسلام حاجى شيخ مهدى مجتهد كجورى طاب ثراه، علوم شرعيه را اكتساب فرمود و در سال 1298 به درستى رفتار و راستى كردار محل وثوق گشته به منصب جليل صدارت ديوانخانه عدليه شيراز برقرار گرديد. (همان مدرك ج 2 ص 918)
5- ميرزا محمد حسين صالح حسينى، خلف الصدق زاهد عابد متورع حاجى ميرزا على نقى صالح؛ بعد از تحصيل مقدمات علميه، مدتها در تكميل علم فقه و اصول، در خدمت حجة الاسلام حاجى شيخ مهدى مجتهد كجورى كوشيده، گوى سبقت را از همگان ربود و مدتى است از قيود ارباب علوم ظاهره رسته، بختش مساعد آمده، از رنج تجارتى، هر سالى در روزها و شبهاى متبرك اطعام عام كند و مبلغى در اين راه صرف نمايد. (همان مدرك ج 2 ص 956)
6- سيد حسن حسينى حسنى فسائى مؤلف كتاب فارسنامه ناصرى، متولد 1237 قمرى و متوفاى 1316، وى درباره تحصيلاتش ضمن شرح حال خود در فارسنامه، جلد دوم صفحه 1053 مىگويد: سالها در شيراز در خدمت مجتهد الزمانى ميرزا ابو الحسن خان مجتهد پسر عم خود، علوم متداوله مقدماتيه را استفاده نموده مطالب شرح هدايت ميبدى و شرح تجريد و معالم الاصول را به انتها رسانيدم و در خدمت فاضل كامل ميرزا محمد على مشهور به «واحد العين» مسائل كتاب مفاتيح فقه مرحوم ملا محسن فيض را استدراك نمودم و براى تكميل آنچه را دريافت كرده بودم به اصفهان رفته، چندى توقف كرده، عود به شيراز نمودم و از خدمت جناب حجة الاسلامى حاجى شيخ مهدى مجتهد كجورى مقاصد كتب رياضيه مانند: خلاصه حساب و فارسى هيئت و شرح چغمينى و شرح ملا عبد العلى بيرجندى بر بيست باب اسطرلاب و كتاب تحرير اقليدس را به انتها رسانيد.
7- ميرزا ابو الحسن حسنى حسينى دستغيب فرزند ميرزا احمد، وى در چهاردهم رمضان سال 1262 در شيراز بدنيا آمده است.
نامبرده در مقدمه سفرنامه مشهد مقدس، كه نسخه خطى اصل آن در كتابخانه مدرسه علميه امام عصر (عج) شيراز موجود است، مختصرى از كيفيت تحصيل خود را بيان كرده كه در اينجا آنچه مربوط به مرحوم كجورى مىباشد مىآوريم:
و قدرى به علوم رياضى از حساب و هيئت و نجوم و هندسه پرداخته، فارسى هيئت و خلاصه حساب و سى فصل و شرح چغمينى و قدرى از تحرير اقليدس را تمام نموده در خدمت استادنا الأعظم مجتهد و فقيه كامل و جامع شامل كل علوم حاجى شيخ مهدى كجورى(رحمه اللّه)، و ديگر مشغول به خواندن فقه و اصول در خدمت همين مرحوم استاد گرديده.
تأليفات:
علامه كجورى از مصاديق بارز فقيهان و دانشمندان پركار و پرتلاش بوده كه هيچگاه از تأليف، استنساخ، كتابت و تحرير دست نكشيده است، درحالىكه داراى
عائله زيادى بوده و گرفتارىهاى زيادى همچون تنگدستى در طول ايام تحصيل او را رنج مىداده، و لي همواره تحصيل، تدريس و تأليف را بر هر كارى مقدّم داشته است.
ايشان تأليفات خويش را بيش از دو بار تحرير كرده و در دفعات متعدد آنها را مطالعه كرده و تصحيحات و تعليقات جديدى بر آنها افزوده است. در ميان كتابهاى بجا مانده از كتابخانه ايشان، كه در كتابخانه شاهچراغ(عليه السلام)نگهدارى مىشود، تعدادى كتاب در علم نجوم كه بخط ايشان استنساخ شده موجود است.
يكى از كارهاى ايشان كه نشانگر ذوق و سليقه ايشان نيز مىباشد، نوشتن نكات مهم زندگى شخصى و مطالب و وقايع تاريخى زمان خويش بر بالاى بعضى برگهاى تأليفات و تقريرات بوده كه گوشههايى، هرچند اندك، از زندگى و وقايع روزگار ايشان را روشن نموده است.
فهرست تأليفات ايشان كه در زير آمده، بر اساس نسخههاى خطى موجود در كتابخانه شاهچراغ(عليه السلام)و كتابهاى چاپشده ايشان مىباشد.
1- اصول فقه:
يك دوره مفصّل اصول فقه كه بخشهايى چون مبحث «استصحاب» و «اجتهاد و تقليد» آن موجود است.
2- تقريرات اصول فقه:
يك دوره تقريرات درس خارج اصول فقه صاحب ضوابط كه در سالهاى 1250 و 1251 نوشته شده و كتاب حاضر بخش «اجتهاد و تقليد» آن مىباشد.
علامه كجورى در اين تأليف علاوه بر اينكه با قلمى روان نكات علمى و آراء استاد را منعكس كرده، در جاهاى مختلف زير عنوان «أقول» نظرات خويش را نيز ذكر كرده است.
3- حاشيه بر نتائج الأفكار:
حواشى پراكندهاى كه در كنارههاى نسخه نتائج الأفكار نوشته شده است.
4- رساله عمليّه:
اين كتاب در دو بخش تنظيم شده، بخش اول گزارش مختصرى در اصول دين و
تعدادى از مسائل اجتهاد و تقليد مىباشد. بخش دوم شامل پنج كتاب نماز، روزه، زكات، خمس و حج مىباشد.
كتاب حج، مختصر و ترجمه تأليف استدلالى ايشان است، تاريخ ترجمه 27 رمضان 1266 مىباشد، بخط مؤلف در آخر كتاب حج آمده: از جمله محاسن اتفاق آن است كه در ماه مبارك سال قبل از سال ترجمه، يعنى سنه 1264، از استنباط مسائل حج فارغ شدم و در نيمه شوال همان سال موفق به توجه به مكه معظمه شدم، و الحمد للّه.
از علامه كجورى يك رساله عمليه به نام «هداية العباد إلى طريق الرشاد» چاپ شده است كه متأسفانه نسخهاى از آن بدست نيامد، ولى در فهرست خان بابا مشار ذكر شده است، ممكن است كتاب چاپشده همين كتاب باشد و شايد متن آن مفصلتر از اين باشد.
ايشان در مقدمه بخش دوم كتاب حاضر مىگويد:
به خواهش بعضى از برادران دينى مسائل عبادات را كه به نحو تفصيل نوشته بودم در اين مختصر به نحو اختصار ايراد مىنمايم.
5- شرح شرائع الإسلام:
از ايشان شرح بعضى از كتابهاى شرايع موجود است، اجازه اجتهاد صاحب ضوابط به ايشان بر نسخه شرح كتاب اجاره و صلات نوشته شده است.
شرح كتاب بيع شرايع آخرين تأليف ايشان مىباشد كه در آخرين سالهاى عمر نوشته شده و بسيار مفصّل است.
6- شرح فرائد الأصول:
شرحى مفصّل بر كتاب فرائد الاصول شيخ مرتضى انصارى است كه در سال 1305 قمرى در تهران در 515 صفحه در قطع رحلى، چاپ سنگى شده است.
بنا به تصريح ذريعه- ج 6 ص 161- علامه كجورى شرح را بر شيخ انصارى عرضه داشته و ايشان آن را شرحى نيكو دانستهاند.
اين شرح در چهار جلد تنظيم شده كه جلد اول و دوم بعد از جلد سوم و چهارم نوشته شده است، گزارش چهار جلد به شرح زير مىباشد:
جلد اول: حجيّت قطع و ظن در 235 صفحه، در آخر مؤلف مىگويد: و قد وقع الفراغ عن الاشتغال بما رجونا بالاشتغال به أن نعد في عداد المشتغلين، في عصر يوم الاثنين السابع و العشرين من ذى الحجة الحرام من سنة تسع و سبعين بعد الألف و المائتين؛ نفعنا اللّه و إخواننا به؛ آمين. و قد كان سبك التحرير من أوّل الأمر على وجه آخر، تركناه إلى ما رأيناه أنفع، من نقل مقالاته سلّمه اللّه بتمامها و الإشارة إلى المناقشات الواهية التي سبقت إلى الفهم القاصر في طيّ نقل المقالات؛ و بهذا المسلك نسلك إن شاء اللّه في تحرير مسألة أصل البراءة.
جلد دوم: اصالة البراءة، در 109 صفحه.
جلد سوم: استصحاب در 72 صفحه، در آخر مؤلف مىگويد: وقع الفراغ من تحرير تلك التعليقات الواهية على الرسالة الاستصحابيّة، التي لم يسمح بمثلها تدقيقا و إحاطة لأطراف المسألة فيما وجدناه من الرسائل، نظر عميق و فكر دقيق عند البحث فيها على مقدار الفهم القاصر، في يوم الأحد ثالث شعبان المعظّم من سنة ست و سبعين بعد الألف و المائتين.
جلد چهارم: تعادل و تراجيح در 99 صفحه، در شوال سال 1276 شروع و در 13 شعبان 1277 تمام شده است.
7- شرح نتائج الأفكار:
شرح مفصل و مزجى بر نتائج الأفكار استادش صاحب ضوابط كه در 29 ذيحجه سال 1256 قمرى شروع به تأليف نموده، و در دو جلد تنظيم شده است.
8- فقه استدلالى:
ايشان يك دوره فقه استدلالى مفصل به رشته تحرير درآورده كه بعضى از كتابهاى آن موجود است، از جمله «كتاب الخمس» كه در بالاى يكى از برگهاى آن آمده: في العاشر من أوّل الربيعين سنة 1282 و هو تمام السنة الثالثة و العشرين من نزولنا في شيراز، ختم اللّه بالخير بحقّ سادات الدين.
9- فوائد الرجال:
اين كتاب به همّت يكى از نوادگان علّامه كجورى، به نام شيخ جمال الدين در شيراز در 221 صفحه در قطع رقعى، چاپ سنگى شده است.
تاريخ شروع تأليف 7 شعبان سال 1258 است، مؤلف در آخر كتاب مىگويد:
هذا ما يسّر اللّه تعالى لنا نظمه في سلك التحرير من الإشارة إلى بعض فوائد علم الرجال و مصطلحات علم الدراية، و له الحمد على ذلك، جعله اللّه تعالى خالصا لوجهه الكريم و نفعنا و اخواننا به؛ و قد وقع الفراغ منه في يوم الأربعاء ثاني عشر الشوال من شهور سنة ثمانية و خمسين بعد ألف و مأتين من الهجرة، في القريب من حائر مولانا أبي عبد اللّه الحسين(عليه السلام)، في أسوإ الأحوال من حيث الدنيا، لاضطراب أهل البلد من توجّه نجم پاشا إلى بلدهم و خوفهم على أنفسهم و عيالهم و أموالهم، و علوّ الأسعار و انسداد باب الاقتراض و عدم وجدان المئونة و الابتلاء بكثرة العيال و عدم المسكن و شدّة مطالبة الديانين و غير ذلك، فرّج اللّه جميع تلك الكرب؛ و أحسنها من حيث الآخرة، للتلازم غالبا بين تلك الكرب و بين كمال التوجّه إليه تعالى، وفّقنا اللّه تعالى لكمال التوجّه إليه في حال اليأس و الرخاء، بعزّة من لدنّا إلى جواره و أقاربيه المكرّمين صاعدا و نازلا و مساويا، لا يسلّط علينا من لا يرحمنا من شياطين الإنس و الجنّ، و لا يجعلنا من الغافلين.
10- هداية العباد إلى طريق الرشاد:
رساله عمليّه علامه كجورى كه در سال 1281 قمرى در شيراز در 211 صفحه و در قطع رقعى به اهتمام حاج شيخ صدرا و حاج غلامرضا لارى، چاپ سنگى شده است.
فرزندان:
بنا به گفتههاى فارسنامه ناصرى و همچنين طبق شجرهنامهاى كه يكى از نوادگان علامه كجورى به نام محمد على كجورى تنظيم نموده است، ايشان داراى شش فرزند ذكور بوده، اما با توجه به دستخط ايشان كه در پشت جلد يكى از نسخههاى خطى موجود در كتابخانه شاهچراغ(عليه السلام)موجود است، ايشان داراى نه فرزند ذكور بوده كه از سه فرزند اول ايشان نام و اطلاعى در دست نيست و ظاهرا آنها در شهر كجور مانده و همراه پدر به عتبات و سپس شيراز هجرت نكردهاند.
صاحب فارسنامه درباره فرزندان و نوادگان ايشان در ج 2 ص 975 مىگويد:
اول آنها عالىجناب كمالات اكتساب شيخ محمد تقى كه در عنفوان جوانى
زندگانى را بدرود نمود و از او سه نفر پسر باقى است:
عالىجنابان كمالات اكتسابان: شيخ مرتضى و شيخ حسين و شيخ جلال الدين در سال 1280 و 1282 و 1288 متولد گشته، مشغول تحصيل مراتب علميهاند.
پسر دويم مغفرت مآب حاجى شيخ مهدى است: جناب مستطاب شريعت انتساب عالم عامل، فاضل كامل، سلمان زمان و ابو ذر دوران حاجى شيخ جعفر. در سال 1262 در شيراز متولد گشته و در حجر تربيت والد ماجدش، تحصيل كمالات علميه را نمود، پس به عتبات عاليات رفته، مدتى توقف كرده، تكميل مراتب علم و عمل را نموده، عود به شيراز فرمود و به نشر علوم و طاعات و عبادات و امامت مسجد آقا بابا خان اشتغال دارد.
پسر سيم مرحوم حاجى شيخ مهدى است: عالىجناب كمالات اكتساب، فضائل انتساب شيخ محمد رضا. در سال 1264 متولد شده، تحصيل مراتب علميه را نموده، در مسجد شيخ على خان زند به امامت جماعت مسلمانان مشغول است.
و ولد الصدقش عالىجناب شيخ نور الدين ناظم الشريعة، در سال 1285 متولد گشته، بعد از وفات حاجى شيخ حسين ناظم الشريعة كه پدر مادر شيخ نور الدين بود، لقب آن را به او گذاشتند.
پسر چهارم و پنجم مرحوم حاجى شيخ مهدى است: عالىجنابان كمالات انتسابان شيخ عبد الحميد و شيخ عبد المجيد، در عنفوان جوانى مشغول تحصيل مراتب علميه مىباشند.
متن يادداشت علامه كجورى چنين است:
مولد بنتى الثانية في يوم الجمعة بعد مضيّ ساعة تخمينا في أوّل الظهر في الثاني و العشرين من محرّم الحرام سنة 1261.
مولد ابني الخامس المسمّى بمحمد جعفر في أوّل طلوع الفجر الصادق في يوم الجمعة ثالث عشر ربيع الثاني سنة 1262[1].
مولد ابني السادس المسمّى بمحمد رضا يوم الخميس في قرب طلوع الشمس من
[1]- در كنار سال تولد آمده: فوت 1315.