بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 483


و نيز روز ميضاة ( كه مردم به آن محلّ رفته از آنجا وضو از براى عبادت مىگرفتند ) مايهء عبرت و نشانه اى براى منكرين نبوّت آن حضرت بود ، همچون سنگ موسى عليه السّلام ، روزى آن ميضاة را طلب نمود ، و دست مبارك خود بر آن نهاد ، آب به فوران آمده و بلند شد بطورى كه هشت هزار مرد از آن وضو ساخته و به قدر حاجت خود از آن نوشيدند ، و چهارپايان خود را سيراب ساخته ، و آنچه مىخواستند با خود بردند .
عالم يهودى گفت : اين حضرت موسى عليه السّلام است كه منّ و سلوى عطا شد ، پس آيا مانند اينها به محمّد نيز داده شده ؟
حضرت عليه السّلام فرمود : همين طور است ، و حضرت محمّد صلَّى الله عليه و آله برتر از آنها عطا شده است ، خداوند عزّ و جلّ تمام غنائم را براى او و امّتش حلال ساخت ، و پيش از او براى هيچ كس حلال نساخته بود ، پس اين از منّ و سلوى برتر است ، و زياده از اين تنها نيّت خير را بدون عمل براى ايشان عمل صالح قرار داد ، و اين را در بارهء هيچ يك از امّتهاى سابق قرار نداده بود ، پس هر گاه يكى از ايشان قصد كار خيرى را بكند و آن را انجام ندهد يك حسنه در دفتر اعمال او ثبت خواهد شد ، و در صورت عمل ده حسنه مكتوب گردد .
عالم يهودى گفت : اين حضرت موسى عليه السّلام است كه ابرها بر او سايه انداخت .


صفحه 484


حضرت عليه السّلام فرمود : همين طور است ، و اين كار براى موسى در « تيه » ( كه جمعى از بنى اسرائيل در آن سرگردان بودند ) رخ داد ، و حضرت محمّد صلَّى الله عليه و آله برتر از آن داده شده ، خداوند ابرى را مقرّر فرمود كه پيوسته از ابتداى تولَّد تا دم مرگ در سفر و حضر بر سر مبارك او سايه اندازد . پس اين افضل و برتر از آن است كه به موسى عطا شده است .
عالم يهودى گفت : اين حضرت داود عليه السّلام است كه خداوند آهن را براى او نرم ساخت ، و از آن سپرها را ساخت .
حضرت عليه السّلام فرمود : همين طور است ، و حضرت محمّد صلَّى الله عليه و آله بهتر و برتر از آن داده شده ، خداوند سنگ سخت محكم را براى او نرم نموده و تبديل به غار ساخت ، و زير دستان مبارك آن حضرت در بيت المقدس چنان نرم همچون خمير شد ، ما اين را مشاهده كرديم و تحت رايت او آن را التماس نموديم .
عالم يهودى گفت : اين حضرت داود عليه السّلام است ، كه بر خطاى خود گريست بنوعى كه كوهها از سر ترس با او سارى و جارى شدند .
حضرت عليه السّلام فرمود : همين طور است ، و حضرت محمّد صلَّى الله عليه و آله برتر از آن عطا شده ، آن حضرت وقتى به نماز مىايستاد از شدّت گريه از سينه و شكم او صوتى همچون آوازى كه از ديگ مسين مملوّ از آب كه بر بالاى آتش افروخته باشد در جوش و غليان بود شنيده مىشد ،


صفحه 485


و اين در حالى بود كه خداوند او را از عقاب خود ايمن ساخته بود ، و آن حضرت با اين گريه مىخواست به درگاه خداوند اظهار تخشّع كند و او امام و مقتداى همه است ، و آن رسول گرامى مدّت ده سال به واسطهء عبوديّت خداوند بر اطراف انگشتان ايستاده عبادت ربّ العزّت نمود تا آنكه قدمهاى مبارك متورّم و سطبر و رنگ مباركش مايل به زردى گرديد ، و دائما نماز شب خواند ، تا آنكه از جانب خداوند عزّ و جلّ عتاب شد كه * ( طه ما أَنْزَلْنا عَلَيْكَ الْقُرْآنَ لِتَشْقى ) * ، بلكه بايد بدان واسطه خوشبخت گردى ، و او چندان گريه مىكرد كه در برخى اوقات بيهوش مىشد ، روزى يكى از أصحاب به او عرض كرد : اى رسول خدا ، مگر نه اين است كه خداوند گناهان دور و نزديك گذشتهء تو را آمرزيده ؟ گفت :
آرى ، مگر من نبايد بندهء سپاسگزار خدا باشم ؟ ! .
و چنانچه كوهها با او جارى شده و تسبيح گفتند ، با محمّد صلَّى الله عليه و آله برتر از آن انجام شده ، ما با او بر كوه حراء بوديم ، ناگاه كوه به لرزه درآمد و آن حضرت به كوه فرمود : آرام بگير ، كه جز نبىّ و وصىّ يا صدّيق شهيد بر روى تو نايستاده . پس كوه مطيع فرمان آن حضرت آرام گرفت ، و ما با او از كوهى عبور مىكرديم كه ناگاه قطرات گريه از برخى از قسمتهاى آن بيرون مىزد ، آن حضرت به كوه فرمود : براى چه گريه مىكنى ؟ . گفت : اى رسول خدا ،


صفحه 486


حضرت مسيح بر من عبور كرد و او مردم را از آتشى مىترساند كه هيمهء آن مردمند و سنگها ، و من ترس آن دارم كه نكند من از آن سنگها باشم ، حضرت بدو فرمود : هراس مكن ، آن سنگ ؛ كبريت است . پس كوه آرام گرفته و سكون يافت و پاسخ او را داد .
عالم يهودى گفت : اين حضرت سليمان عليه السّلام است ، ملك و سلطنتى عطا شد كه هيچ كسى پس از او بدان دست نيافت .
حضرت عليه السّلام فرمود : همين طور است ، و حضرت محمّد صلَّى الله عليه و آله بهتر و برتر از آن عطا شده ، روزى فرشته اى بر آن حضرت نازل شد كه پيش از آن به زمين نيامده بود ، و او همان ميكائيل است ، عرض كرد : اى محمّد ! اگر خواهى پادشاه و منعم و مكرم باش ، و اين كليدهاى گنجينه‌هاى زمين با تو است ، و تمام كوههاى آن با تو طلا و نقره خواهد شد ، و اين كار ذرّه اى از آنچه در آخرت برايت ذخيره شده كم نخواهد كرد ، پس اشاره اى به جبرئيل - كه از ميان فرشتگان دوست آن حضرت بود - نمود ، و او را اشاره به تواضع نمود ، پس فرمود : بلكه من نبوّت و بندگى را اختيار كردم كه يك روز بخورم و دو روز گرسنه باشم ، تا اينكه به برادرانم از انبياء ملحق شوم ، پس خداوند عزّ و جلّ به آن حضرت كوثر و رتبهء شفاعت را عنايت فرمود و اين درجهء رفعت و كرامت هفتاد مرتبه عظيمتر از ملك دنيا از أوّل تا آخر آن است ،


صفحه 487


و او را وعدهء مقام محمود فرمود ، پس وقتى روز قيامت فرا رسد خداوند عزّ و جلّ او را بر روى عرش مىنشاند ، پس اى يهودى اين عطا از آنچه به سليمان داده شده بسى برتر و بهتر است .
عالم يهودى گفت : اين حضرت سليمان است كه تمام بادها تحت فرمان او شدند ، بطورى كه با آن به تمام شهرها مىرفت تا به يك شب و روز راه يك ماهه مىپيمود .
حضرت أمير عليه السّلام فرمود : همين طور است ، و حضرت محمّد صلَّى الله عليه و آله برتر و بهتر از آن داده شده ، ايشان مسير يك ماه راه از مسجد الحرام به مسجد الأقصى را سير داده شد ، و از آنجا در ملكوت آسمانها مسير پنجاه هزار سال را عروج داده شد ، و اين همه در كمتر از سه شب بود ، تا اينكه به ساق عرش رسيد ، تا اينكه به علم نزديك شد و به آن چسبيده و از آنجا او را به جنّت برده به بالاى رفرف سبز مشرّف شد ، در آنجا نور محلّ بصر آن رسول گرامى را خيره كرده پس عظمت حضرت عزّ و جلّ را به چشم دل به نظر درآورد ، و با ديدگان او را نديد ، و فاصلهء ميان او و آن نور به مقدار فاصلهء دو كمان يا كمتر از آن بود ، پس خداوند وحى فرستاد به بنده اش آنچه فرستاد ، و از جملهء آن اين آيهء شريفه از سورهء مباركهء بقره بود كه : * ( لِلَّه ما فِي السَّماواتِ وَما فِي الأَرْضِ ) *


صفحه 488


* ( وَإِنْ تُبْدُوا ما فِي أَنْفُسِكُمْ أَوْ تُخْفُوه يُحاسِبْكُمْ بِه الله فَيَغْفِرُ لِمَنْ يَشاءُ وَيُعَذِّبُ مَنْ يَشاءُ وَالله عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ ) *[1].
و اين آيه بر تمام انبياء از زمان حضرت آدم عرضه شد تا اينكه خداوند عزّ و جلّ حضرت محمّد صلَّى الله عليه و آله را مبعوث فرمود ، و بر تمام امّتها عرضه شد و از شدّت سنگينى آن را نپذيرفتند ، و آن بر رسول خدا صلَّى الله عليه و آله عرضه شد و آن را پذيرفت و پس از عرضه بر امّت او نيز آن را پذيرفتند ، پس وقتى خداوند تبارك و تعالى اين پذيرش را از ايشان مشاهده نمود دريافت كه اينان طاقت آن را ندارند ، پس هنگامى كه آن حضرت به ساق عرش رسيد آن مطلب را بر او تكرار فرمود تا در باره اش انديشه كند ، پس فرمود : * ( آمَنَ الرَّسُولُ بِما أُنْزِلَ إِلَيْه مِنْ رَبِّه ) *[2]پس آن حضرت از جانب خود و امّتش پاسخ داد كه : * ( وَالْمُؤْمِنُونَ كُلٌّ آمَنَ بِالله وَمَلائِكَتِه وَكُتُبِه وَرُسُلِه لا نُفَرِّقُ بَيْنَ أَحَدٍ مِنْ رُسُلِه ) * ، پس خداوند متعال فرمود :
در صورت انجام اين اعمال بهشت و مغفرت از آن ايشان خواهد بود ، و پيامبر عرض كرد :
اگر اين گونه با ما رفتار فرمايى ، ف * ( غُفْرانَكَ رَبَّنا وَإِلَيْكَ الْمَصِيرُ ) * يعنى ما خواهان غفران و بخشش تو در بازگشت و مرجع در آخرت مىباشيم .


[1]بقره : 284 .
[2]بقره : 285 .


صفحه 489


حضرت افزود : خداوند پاسخ فرمود كه اين رفتار را با تو و امّت تو خواهم كرد ، سپس در ادامه فرمود : اگر اين آيه را با تمام سختيها و مسئوليت سنگين آن - كه وقتى بر امّتهاى پيش از تو عرضه داشتم آن را نپذيرفتند و امّت تو آن را پذيرفت - قبول كنى ، حقّ است بر من كه آن را از دوش امّت تو بردارم ، و فرمود : * ( لا يُكَلِّفُ الله نَفْساً إِلَّا وُسْعَها لَها ما كَسَبَتْ ) *[1]از اعمال خير * ( « وَعَلَيْها مَا اكْتَسَبَتْ » ) * از كارهاى شرّ و بد .
پس رسول خدا صلَّى الله عليه و آله وقتى اين كلام را شنيد عرضه داشت : در صورت اين رفتار با من و امّتم پس آن را زياد فرما ، فرمود : بپرس ، گفت : * ( رَبَّنا لا تُؤاخِذْنا إِنْ نَسِينا أَوْ أَخْطَأْنا ) * ، خداوند فرمود : به جهت كرامت تو بر من امّت تو را به نسيان و خطا مؤاخذه نخواهم كرد ، در حالى كه امّتهاى سابق اگر آنچه به آنها گفته شده بود فراموش مىكردند بر ايشان عذاب نازل مىشد ، و من اين را از امّت تو برداشتم ، و امّتهاى پيشين اگر خطا مىكردند مؤاخذه شده و عذاب مىشدند ، و به جهت كرامت تو بر من اين را هم از امّت تو برداشتم .
پس رسول خدا صلَّى الله عليه و آله عرض كرد : پروردگارا حال كه اينها را به من عطا فرمودى زياد فرما ، خداوند عزّ و جلّ فرمود : هر چه مىخواهى درخواست كن ، عرض كرد :


[1]بقره 286 .


صفحه 490


* ( رَبَّنا وَلا تَحْمِلْ عَلَيْنا إِصْراً كَما حَمَلْتَه عَلَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِنا ) * و مراد از اصر ؛ آن سختيهايى است كه بر امّتهاى پيش از ما بوده است ، پس خداوند اين گونه پاسخ فرمود كه : من سختيهايى كه در امّتهاى پيش از ما بوده است از شما برداشتم ، پيش از اين من نماز ايشان را جز در مكانهاى مشخّصى كه برايشان معرّفى نموده بودم نمىپذيرفتم هر چند از آن مكانها بسيار دور بودند ، و من تمام سطح زمين را براى امّت تو محلّ سجده و مايهء پاكى قرار دادم ، و اين از جمله شدائدى بود كه بر امّتهاى پيش از تو مقرّر نموده بودم و از دوش امّت تو برداشتم .
و امّتهاى سابق را رسم بر اين بود كه اگر نجاستى به آنان مىرسيد ، آن را از بدنشان مىبريدند[1]، و من آب را براى امّت تو پاك كننده قرار دادم ، پس اين از جمله سختيهايى بود كه پيش از شما مرسوم بود و من آن را از امّت تو برداشتم .
و امّتهاى پيشين را رسم بر اين بود كه قربانى و نذور خود را بر دوش گذاشته به بيت المقدس حمل مىكردند ، پس در صورت قبول و پذيرش آن قربانى و نذر ؛


[1]ترجمه بر اساس متن شد ، ولى با توجّه به نكته اى كه استاد بزرگوارم آقاى غفّارى - أيّده اللَّه - در ذيل آن در كتاب فقيه دارد احتمالا لفظ « قرضوه » نقل به معنى غلط شده و مراد « قطعوه » باشد ، و مراد همان قطع رحم است ، يعنى : او را از مجالس خود مانع مىشدند .