- در حالى كه قلبا از موالى مايى - همان روح دوستى در تو باقى خواهد ماند - كه قوام موالات به آن است - و با تو محفوظ گردد ؛ كه قيام محبّت به آن و جاه تو به آرامگاه خود قرار گيرد ، و با اين كار ماهها و سالها همهء دوستان و برادران و خواهران ايمانى ما را از هر زيانى بيمه خواهى كرد ، تا اينكه خداوند فرج و گشايشى بر اين پريشانى و اندوه ايجاد فرمايد ، و اين اندوه و دلتنگى و گرفتگى خاطر زدوده شود ، و اين روش بهتر از اين است كه خود را در معرض هلاك و نابودى قرار داده و عمل دينى و صلاح برادر مؤمنت را از آن قطع كنى .
مبادا مبادا آن تقيّه اى كه تو را گفتم ترك كنى ، كه با اين كار خون خود و برادرانت را بيهوده ريخته و اموال خود و ايشان را به نابودى كشانى ، و اموالتان را بدست دشمنان خدا به تباهى كشانى ، با اينكه امر خدا بر اعزاز دوستان است ، و در صورت عدم رفتار به دستوراتم زيان تو بر خود و دوستانت شديدتر از زيان فرد ناصب و كافر به ما خواهد بود .
135 - و از سعيد بن جبير نقل است كه يكى از دهقانهاى فارس با أمير المؤمنين عليه السّلام روبرو شده و پس از اظهار احترام و تهنيت گفت :
اى أمير المؤمنين ، اكثر ستارگان منحوسه در اين وقت از مطلع خود طالع شده و ستارگان سعد و خوشى زير آنها رفتهاند ، و در اين چنين زمانى هر فرد حكيمى بايد مخفى شود ، و اين روز تو روز بسيار سختى خواهد بود ، خصوصا امروز كه دو ستارهء منقلب در طالع شما نمايان شدهاند ، پس زنهار كه به اين ميدان جنگ حاضر نشوى ! ! .
حضرت أمير عليه السّلام فرمود : واى بر تو اى دهقانى كه خبر از آثار ستارگان دهى و حذر از مقدّرات الهى نمايى ! ما را از قصّه سرطان باخبر ساز ؟ و طالع اسد چند است ؟
و از ساعات كه در حركات نجومند ؟ و از مسافت ميان سرارى و ذرارى ما را مطَّلع ساز ؟
گفت : بسيار خوب ، و دست بكيسه اش برده و اصطرلابى را خارج و بدان نگريست .
حضرت تبسّمى كرده و فرمود : هيچ ميدانى روز گذشته در اطراف دنيا چه چيز سانح و پيدا گشته ؟ خانه اى در چين خراب شد و برج ماجين فرو ريخت ، و سور سرنديب سقوط كرد ، يكى از فرماندهان روم در ارمنيّه فرار كرد ، و رهبر يهوديان در ابلَّه مفقود شد ، و در وادى نمل مورچگان به هيجان آمدند و پادشاه افريقا وفات يافت ، آيا از همهء اينها آگاهى ؟
گفت : نه ، اى أمير المؤمنين ! .
فرمود : روز گذشته هفتاد هزار عالم و در هر عالم هفتاد هزار ايجاد شده ، و در امشب به همان تعداد نابود مىشود . و اين فرد از آنان است - و با دست اشاره به سعد بن مسعدهء حارثى ملعون نمود كه جاسوس خوارج در لشكر آن حضرت بود ، و آن ملعون از ترس اينكه آن حضرت دستور دستگيرى وى را داده در دم جان داد .
با ديدن اين منظره دهقان به سجده افتاد .
حضرت أمير عليه السّلام بدو فرمود : آيا من تو را به آنچه عين توفيق بود ارشاد نكردم ؟
عرض كرد : آرى اى أمير المؤمنين .
فرمود : من و يارانم نه از أهل شرق و نه أهل غربيم بلكه ما زا ناشيهء قطب و اعلام فلك مىباشيم .
و امّا اين گفته ات كه : از برج طالع ما آتش افروخته ظاهر است بايد آن را حمل بر خير و خوبى نمايى نه زيان و ضرر ، زيرا نور و روشنايى نزد ما است ، و سوزندگى و التهاب از ما به دور و مهجور است ، اى دهقان اين مسأله اى ژرف و عميق بود اگر مرد محاسبه اى حساب كن .
136 - نقل است كه آن حضرت عليه السّلام قصد حركت به سوى خوارج را نمود يكى از أصحاب به او عرض كرد : اگر اين ساعت حركت كنى مىترسم كه به مراد خود نرسيده و پيروز نگردى ، و من اين سخن را از علم نجوم دريافتهام .
حضرت فرمود : گمان مىكنى تو از آن ساعتى كه اگر كسى در آن حركت كند با ناراحتى روبرو نخواهد شد آگاهى ؟ و مىتوانى از آن ساعتى كه هر كس در آن براه افتد زيان مىيابد او را باخبر كنى ؟
كسى كه در اين گفتار تو را تصديق كند ، قرآن را تكذيب كرده است ، و از استعانت به خدا در رسيدن به هدفهاى محبوب و مصونيت از آنچه ناپسند است بىنياز شده است .
گويا مىخواهى به جاى خداوند ، تو را ستايش كنند ، چون به زعم خود ، مردم را به ساعتى كه در آن به مقصود مىرسند و از زيان بر كنار مىمانند ، هدايت كرده اى ! اى مردم ، از فراگرفتن علم نجوم بر حذر باشيد ، جز به آن مقدار كه در درياها و خشكيها شما را هدايت كند . چه اينكه نجوم به سوى كهانت دعوت مىكند ، منجّم همچون كاهن است ، و كاهن چون ساحر ، و جادوگران همانند كافران و كافر در آتش است ، اكنون از سخن اين منجّم نترسيد ، و به نام خدا به سوى مقصد حركت كنيد .
پس [ آن حضرت با لشكريانش به سوى كارزار ] حركت كرده و پيروز گرديد .
احتجاج آن حضرت عليه السّلام بر زنديقى كه بر آيات متشابه نيازمند تأويل استدلال بر اقتضاى تناقض و اختلاف در آن نمود و مسائل ديگر 137 - فرد زنديقى نزد مولى الموحّدين أمير المؤمنين عليه السّلام آمده و گفت : اگر اين اختلاف در آيات قرآن شما نبود حتما به دين شما مىآمدم . حضرت فرمود : آن آيه كدام است ؟
گفت : اين فرمايش خداوند : * ( نَسُوا الله فَنَسِيَهُمْ ) *[1]. و : * ( فَالْيَوْمَ نَنْساهُمْ كَما نَسُوا لِقاءَ يَوْمِهِمْ هذا ) *[2]. و : * ( وَما كانَ رَبُّكَ نَسِيًّا ) *[3]. و : * ( يَوْمَ يَقُومُ الرُّوحُ وَالْمَلائِكَةُ صَفًّا لا يَتَكَلَّمُونَ إِلَّا مَنْ أَذِنَ لَه الرَّحْمنُ وَقالَ صَواباً ) *[4]. و : * ( وَالله رَبِّنا ما كُنَّا مُشْرِكِينَ ) *[5]. و : * ( يَوْمَ الْقِيامَةِ يَكْفُرُ بَعْضُكُمْ بِبَعْضٍ وَيَلْعَنُ بَعْضُكُمْ بَعْضاً ) *[6]. و : * ( إِنَّ ذلِكَ لَحَقٌّ تَخاصُمُ أَهْلِ النَّارِ ) *[7].
[1]توبه : 67 .
[2]اعراف : 51 .
[3]مريم : 64 .
[4]نبأ : 38 .
[5]انعام : 23 .
[6]عنكبوت : 25 .
[7]ص : 64 .
و : * ( قالَ لا تَخْتَصِمُوا لَدَيَّ ) *[1]. و : * ( الْيَوْمَ نَخْتِمُ عَلى أَفْواهِهِمْ وَتُكَلِّمُنا أَيْدِيهِمْ وَتَشْهَدُ أَرْجُلُهُمْ بِما كانُوا يَكْسِبُونَ ) *[2]. و : * ( وُجُوه يَوْمَئِذٍ ناضِرَةٌ إِلى رَبِّها ناظِرَةٌ ) * « 3 » . و : * ( لا تُدْرِكُه الأَبْصارُ وَهُوَ يُدْرِكُ الأَبْصارَ ) *[3]. و : * ( وَلَقَدْ رَآه نَزْلَةً أُخْرى عِنْدَ سِدْرَةِ الْمُنْتَهى ) *[4]. و : * ( لا تَنْفَعُ الشَّفاعَةُ إِلَّا مَنْ أَذِنَ لَه الرَّحْمنُ وَرَضِيَ لَه قَوْلًا ) *[5]. و : * ( وَما كانَ لِبَشَرٍ أَنْ يُكَلِّمَه الله إِلَّا وَحْياً ) *[6]. و : * ( كَلَّا إِنَّهُمْ عَنْ رَبِّهِمْ يَوْمَئِذٍ لَمَحْجُوبُونَ ) *[7]. و : * ( هَلْ يَنْظُرُونَ إِلَّا أَنْ تَأْتِيَهُمُ الْمَلائِكَةُ أَوْ يَأْتِيَ رَبُّكَ ) *[8]. و : * ( بَلْ هُمْ بِلِقاءِ رَبِّهِمْ كافِرُونَ ) *[9]. و : * ( فَأَعْقَبَهُمْ نِفاقاً فِي قُلُوبِهِمْ إِلى يَوْمِ يَلْقَوْنَه ) *[10]. و : * ( فَمَنْ كانَ يَرْجُوا لِقاءَ رَبِّه ) *[11]. و : * ( وَرَأَى الْمُجْرِمُونَ النَّارَ فَظَنُّوا أَنَّهُمْ مُواقِعُوها ) *[12]. و : * ( وَنَضَعُ الْمَوازِينَ الْقِسْطَ ) *
[1]ق : 28 .
[2]يس : 65 . 3 » قيامت : 22 - 23 .
[3]انعام : 103 .
[4]نجم : 13 - 14 .
[5]طه : 109 .
[6]شورى : 51 .
[7]مطفّفين : 15 .
[8]انعم : 158 .
[9]سجده : 10 .
[10]توبه : 77 .
[11]كهف : 110 .
[12]كهف : 53 .
* ( لِيَوْمِ الْقِيامَةِ ) *[1]. و : * ( فَمَنْ ثَقُلَتْ مَوازِينُه ) * * ( وَمَنْ خَفَّتْ مَوازِينُه ) *[2].
أمير المؤمنين عليه السّلام فرمود : امّا آيهء مباركهء * ( نَسُوا الله فَنَسِيَهُمْ ) * يعنى : خداوند را در دنيا فراموش نموده و به دستوراتش عمل نكردند ، پس خداوند نيز در آخرت توجّهى به آنان ندارد ، مراد اين است كه هيچ پاداشى به آنان نخواهد داد ، بنا بر اين بىثواب بمانند ، و همچنين است تفسير آيهء * ( فَالْيَوْمَ نَنْساهُمْ كَما نَسُوا لِقاءَ يَوْمِهِمْ هذا ) * مراد از نسيان اين است كه خداوند همچون دوستان خود به آنان ثواب ندهد ، همان اوليائى كه در سراى دنيا هنگام ايمان به خدا و رسول مطيع و ذاكر بوده و در غيب از او در هراس بودند .
و امّا آيهء * ( وَما كانَ رَبُّكَ نَسِيًّا ) * ، همانا خداوند تبارك و تعالى اعلى و اكبر از آن است كه به نسيان و غفلت وصف شود ، بلكه او حفيظ و عليم است ، بقول عرب : فلانى ما را از ياد برده هيچ يادى از ما نمىكند ، يعنى هيچ خيرى به آنان نرسانده و يادى هم از ايشان نمىكند .
حضرت فرمود : و امّا آيات مباركهء : * ( يَوْمَ يَقُومُ الرُّوحُ وَالْمَلائِكَةُ صَفًّا لا يَتَكَلَّمُونَ إِلَّا ) *
[1]انبياء : 47 .
[2]اعراف : 8 - 9 ، و مؤمنون : 102 - 103 .
* ( مَنْ أَذِنَ لَه الرَّحْمنُ وَقالَ صَواباً ) * ، و : * ( وَالله رَبِّنا ما كُنَّا مُشْرِكِينَ ) * و : * ( يَوْمَ الْقِيامَةِ يَكْفُرُ بَعْضُكُمْ بِبَعْضٍ وَيَلْعَنُ بَعْضُكُمْ بَعْضاً ) * و : * ( إِنَّ ذلِكَ لَحَقٌّ تَخاصُمُ أَهْلِ النَّارِ ) * ، و : * ( قالَ لا تَخْتَصِمُوا لَدَيَّ وَقَدْ قَدَّمْتُ إِلَيْكُمْ بِالْوَعِيدِ ) * ، و : * ( الْيَوْمَ نَخْتِمُ عَلى أَفْواهِهِمْ وَتُكَلِّمُنا أَيْدِيهِمْ وَتَشْهَدُ أَرْجُلُهُمْ بِما كانُوا يَكْسِبُونَ ) * همه و همه در مواطنى است كه روزهاى آن برابر با پنجاه هزار سال است ، و مراد اين است كه : أهل معاصى يك ديگر را متّهم به كفر كرده و لعن مىكنند ، و مراد از كفر در آن آيه برائت است ، مىفرمايد : برخى از برخى ديگر اظهار برائت مىكنند ، و نظير آن در سورهء إبراهيم از قول شيطان است كه مىگويد :
* ( إِنِّي كَفَرْتُ بِما أَشْرَكْتُمُونِ مِنْ قَبْلُ ) * ، و نيز سخن إبراهيم خليل كه : * ( « كَفَرْنا بِكُمْ » ) * ، يعنى ما از شما تبرّى مىكنيم .
سپس در مكانهاى ديگر جمع شده مىگريند ، كه اگر صداى اين جماعت به أهل دنيا برسد ، همهء مردم از معيشت خود ساقط شده و قلبهاشان شكاف بر خواهد داشت ، مگر آنچه خدا بخواهد ، و پيوسته گريه مىكنند تا اشكشان خشك شده و خون بگريند .