احتجاج آن حضرت عليه السّلام بر زنديقى كه بر آيات متشابه نيازمند تأويل استدلال بر اقتضاى تناقض و اختلاف در آن نمود و مسائل ديگر 137 - فرد زنديقى نزد مولى الموحّدين أمير المؤمنين عليه السّلام آمده و گفت : اگر اين اختلاف در آيات قرآن شما نبود حتما به دين شما مىآمدم . حضرت فرمود : آن آيه كدام است ؟
گفت : اين فرمايش خداوند : * ( نَسُوا الله فَنَسِيَهُمْ ) *[1]. و : * ( فَالْيَوْمَ نَنْساهُمْ كَما نَسُوا لِقاءَ يَوْمِهِمْ هذا ) *[2]. و : * ( وَما كانَ رَبُّكَ نَسِيًّا ) *[3]. و : * ( يَوْمَ يَقُومُ الرُّوحُ وَالْمَلائِكَةُ صَفًّا لا يَتَكَلَّمُونَ إِلَّا مَنْ أَذِنَ لَه الرَّحْمنُ وَقالَ صَواباً ) *[4]. و : * ( وَالله رَبِّنا ما كُنَّا مُشْرِكِينَ ) *[5]. و : * ( يَوْمَ الْقِيامَةِ يَكْفُرُ بَعْضُكُمْ بِبَعْضٍ وَيَلْعَنُ بَعْضُكُمْ بَعْضاً ) *[6]. و : * ( إِنَّ ذلِكَ لَحَقٌّ تَخاصُمُ أَهْلِ النَّارِ ) *[7].
[1]توبه : 67 .
[2]اعراف : 51 .
[3]مريم : 64 .
[4]نبأ : 38 .
[5]انعام : 23 .
[6]عنكبوت : 25 .
[7]ص : 64 .
و : * ( قالَ لا تَخْتَصِمُوا لَدَيَّ ) *[1]. و : * ( الْيَوْمَ نَخْتِمُ عَلى أَفْواهِهِمْ وَتُكَلِّمُنا أَيْدِيهِمْ وَتَشْهَدُ أَرْجُلُهُمْ بِما كانُوا يَكْسِبُونَ ) *[2]. و : * ( وُجُوه يَوْمَئِذٍ ناضِرَةٌ إِلى رَبِّها ناظِرَةٌ ) * « 3 » . و : * ( لا تُدْرِكُه الأَبْصارُ وَهُوَ يُدْرِكُ الأَبْصارَ ) *[3]. و : * ( وَلَقَدْ رَآه نَزْلَةً أُخْرى عِنْدَ سِدْرَةِ الْمُنْتَهى ) *[4]. و : * ( لا تَنْفَعُ الشَّفاعَةُ إِلَّا مَنْ أَذِنَ لَه الرَّحْمنُ وَرَضِيَ لَه قَوْلًا ) *[5]. و : * ( وَما كانَ لِبَشَرٍ أَنْ يُكَلِّمَه الله إِلَّا وَحْياً ) *[6]. و : * ( كَلَّا إِنَّهُمْ عَنْ رَبِّهِمْ يَوْمَئِذٍ لَمَحْجُوبُونَ ) *[7]. و : * ( هَلْ يَنْظُرُونَ إِلَّا أَنْ تَأْتِيَهُمُ الْمَلائِكَةُ أَوْ يَأْتِيَ رَبُّكَ ) *[8]. و : * ( بَلْ هُمْ بِلِقاءِ رَبِّهِمْ كافِرُونَ ) *[9]. و : * ( فَأَعْقَبَهُمْ نِفاقاً فِي قُلُوبِهِمْ إِلى يَوْمِ يَلْقَوْنَه ) *[10]. و : * ( فَمَنْ كانَ يَرْجُوا لِقاءَ رَبِّه ) *[11]. و : * ( وَرَأَى الْمُجْرِمُونَ النَّارَ فَظَنُّوا أَنَّهُمْ مُواقِعُوها ) *[12]. و : * ( وَنَضَعُ الْمَوازِينَ الْقِسْطَ ) *
[1]ق : 28 .
[2]يس : 65 . 3 » قيامت : 22 - 23 .
[3]انعام : 103 .
[4]نجم : 13 - 14 .
[5]طه : 109 .
[6]شورى : 51 .
[7]مطفّفين : 15 .
[8]انعم : 158 .
[9]سجده : 10 .
[10]توبه : 77 .
[11]كهف : 110 .
[12]كهف : 53 .
* ( لِيَوْمِ الْقِيامَةِ ) *[1]. و : * ( فَمَنْ ثَقُلَتْ مَوازِينُه ) * * ( وَمَنْ خَفَّتْ مَوازِينُه ) *[2].
أمير المؤمنين عليه السّلام فرمود : امّا آيهء مباركهء * ( نَسُوا الله فَنَسِيَهُمْ ) * يعنى : خداوند را در دنيا فراموش نموده و به دستوراتش عمل نكردند ، پس خداوند نيز در آخرت توجّهى به آنان ندارد ، مراد اين است كه هيچ پاداشى به آنان نخواهد داد ، بنا بر اين بىثواب بمانند ، و همچنين است تفسير آيهء * ( فَالْيَوْمَ نَنْساهُمْ كَما نَسُوا لِقاءَ يَوْمِهِمْ هذا ) * مراد از نسيان اين است كه خداوند همچون دوستان خود به آنان ثواب ندهد ، همان اوليائى كه در سراى دنيا هنگام ايمان به خدا و رسول مطيع و ذاكر بوده و در غيب از او در هراس بودند .
و امّا آيهء * ( وَما كانَ رَبُّكَ نَسِيًّا ) * ، همانا خداوند تبارك و تعالى اعلى و اكبر از آن است كه به نسيان و غفلت وصف شود ، بلكه او حفيظ و عليم است ، بقول عرب : فلانى ما را از ياد برده هيچ يادى از ما نمىكند ، يعنى هيچ خيرى به آنان نرسانده و يادى هم از ايشان نمىكند .
حضرت فرمود : و امّا آيات مباركهء : * ( يَوْمَ يَقُومُ الرُّوحُ وَالْمَلائِكَةُ صَفًّا لا يَتَكَلَّمُونَ إِلَّا ) *
[1]انبياء : 47 .
[2]اعراف : 8 - 9 ، و مؤمنون : 102 - 103 .
* ( مَنْ أَذِنَ لَه الرَّحْمنُ وَقالَ صَواباً ) * ، و : * ( وَالله رَبِّنا ما كُنَّا مُشْرِكِينَ ) * و : * ( يَوْمَ الْقِيامَةِ يَكْفُرُ بَعْضُكُمْ بِبَعْضٍ وَيَلْعَنُ بَعْضُكُمْ بَعْضاً ) * و : * ( إِنَّ ذلِكَ لَحَقٌّ تَخاصُمُ أَهْلِ النَّارِ ) * ، و : * ( قالَ لا تَخْتَصِمُوا لَدَيَّ وَقَدْ قَدَّمْتُ إِلَيْكُمْ بِالْوَعِيدِ ) * ، و : * ( الْيَوْمَ نَخْتِمُ عَلى أَفْواهِهِمْ وَتُكَلِّمُنا أَيْدِيهِمْ وَتَشْهَدُ أَرْجُلُهُمْ بِما كانُوا يَكْسِبُونَ ) * همه و همه در مواطنى است كه روزهاى آن برابر با پنجاه هزار سال است ، و مراد اين است كه : أهل معاصى يك ديگر را متّهم به كفر كرده و لعن مىكنند ، و مراد از كفر در آن آيه برائت است ، مىفرمايد : برخى از برخى ديگر اظهار برائت مىكنند ، و نظير آن در سورهء إبراهيم از قول شيطان است كه مىگويد :
* ( إِنِّي كَفَرْتُ بِما أَشْرَكْتُمُونِ مِنْ قَبْلُ ) * ، و نيز سخن إبراهيم خليل كه : * ( « كَفَرْنا بِكُمْ » ) * ، يعنى ما از شما تبرّى مىكنيم .
سپس در مكانهاى ديگر جمع شده مىگريند ، كه اگر صداى اين جماعت به أهل دنيا برسد ، همهء مردم از معيشت خود ساقط شده و قلبهاشان شكاف بر خواهد داشت ، مگر آنچه خدا بخواهد ، و پيوسته گريه مىكنند تا اشكشان خشك شده و خون بگريند .
سپس در مكانهاى ديگرى گرد آمده و استنطاق شده و خواهند گفت : * ( وَالله رَبِّنا ما كُنَّا مُشْرِكِينَ ) * ، و اين گروه خصوصا از افراد معترف به توحيد در دنيايند ، ولى افسوس كه ايمانشان به خدا به جهت مخالفت با رسول ، و ترديد در نشانههاى الهى ، و نقض عهد در بارهء اوصيا ، و ترجيح افراد پست بر افراد نيكوكار ، هيچ سودى بديشان نرساند ، بخاطر همين است كه خداوند آنان را در پذيرش ايمانشان تكذيب كرده و در اين آيه فرموده : * ( انْظُرْ كَيْفَ كَذَبُوا عَلى أَنْفُسِهِمْ ) * ، بنا بر اين بر قلبهاشان مهر زده ، و دست و پا و پوستشان را گويا نموده و بر تمام معاصى اعتراف نمايند ، سپس مهر را از زبانشان برداشته و به پوست خود گويند : * ( لِمَ شَهِدْتُمْ عَلَيْنا قالُوا أَنْطَقَنَا الله الَّذِي أَنْطَقَ كُلَّ شَيْءٍ ) * .
سپس در مكانهاى ديگرى اجتماع نموده و از ترس و هراس سختى كارى كه مشاهده مىكنند و بزرگى بلا همه از هم مىگريزند ، و اين همان فرمايش خداوند است كه : * ( يَوْمَ يَفِرُّ الْمَرْءُ مِنْ أَخِيه وَأُمِّه وَأَبِيه وَصاحِبَتِه وَبَنِيه ) * - الآية .
سپس در مكان ديگر جمع شوند كه در آن اوليا و اصفياى خداوند بسخن آمده و هيچ كدام جز با اذن خدا و صحيح سخن نگويند ، ابتدا رسولان برخاسته و در بارهء مأموريت و رسالت خداوندى
به امّتهاشان توضيح دهند ، و گويند كه همهء آنها را مو به مو به امّتهاى خود تسليم نمودهاند ، سپس امّتها بازخواست شوند و ايشان انكار مىكنند ، همان گونه كه خداوند فرمايد :
* ( فَلَنَسْئَلَنَّ الَّذِينَ أُرْسِلَ إِلَيْهِمْ وَلَنَسْئَلَنَّ الْمُرْسَلِينَ ) * ، و افراد امّت گويند : * ( ما جاءَنا مِنْ بَشِيرٍ وَلا نَذِيرٍ ) * ، در اينجا همهء رسولان بر رسول خدا صلَّى الله عليه و آله شهادت خواهند داد ، او نيز به صدق گفتارشان اعتراف نمايد ، و انكار امّتها را تكذيب فرمايد ، و به هر امّتى خواهد گفت : آرى * ( فَقَدْ جاءَكُمْ بَشِيرٌ وَنَذِيرٌ وَالله عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ ) * ، مراد اين است كه خداوند بر شهادت اعضاى شما بر خلاف شما كه رسولان تبليغ رسالت نمودند مقتدر است . و همچنين فرمايش خداوند به پيامبرش كه : * ( فَكَيْفَ إِذا جِئْنا مِنْ كُلِّ أُمَّةٍ بِشَهِيدٍ وَجِئْنا بِكَ عَلى هؤُلاءِ شَهِيداً ) * ، پس قادر به ردّ شهادت او نمىباشند ، زيرا ترس آن دارند كه خداوند بر زبانشان مهر زند ، و اينكه اعضا و جوارحشان بر اعمال مرتكبه اشان شهادت دهند ، و هر كدام بر منافقين قوم و امّت و كفّارشان شهادت دهد ، و اين بواسطهء الحاد و عناد و نقض عهد ، و تغيير سنّت ، و دشمنى با أهل بيت پيامبر ، و بازگشت به سنن جاهليّت ، و ارتداد ، و نيز پيروى از امّتهاى ظالم پيشين و خائن به انبياى خود مىباشد ، در اينجا همگى مىگويند :
* ( قالُوا رَبَّنا غَلَبَتْ عَلَيْنا شِقْوَتُنا وَكُنَّا قَوْماً ضالِّينَ ) * .
سپس در مكانى ديگر - كه در آن مقام و ايستگاه محمّد صلَّى الله عليه و آله كه همان « مقام محمود » است - گرد مىآيند ، در اينجا برتر از همهء خلايق ثناى الهى گويد ، سپس به ثناى تمامى فرشتگان پردازد ، بنوعى كه هيچ فرشته اى نماند جز آنكه حضرت محمّد صلَّى الله عليه و آله بر او ثنا گفته است ، سپس برتر از همه بر انبياء ثنا فرستد ، بعد بر تمام مردان و زنان مؤمن ثنا فرستد ، ابتدا از صدّيقان و شهدا و به صالحان ختم نمايد ، پس أهل آسمانها و زمينها او را حمد گويند ، پس اين همان آيهء : * ( عَسى أَنْ يَبْعَثَكَ رَبُّكَ مَقاماً مَحْمُوداً ) * است ، پس خوشا بحال كسى كه او را در اين مقام نصيب و بهره اى باشد ، و واى بر كسى كه از آنها ناكام بماند .
سپس در مكان ديگر اجتماع مىكنند كه در آن همه از هم اظهار برائت مىكنند ، و اينها همه پيش از حساب است ، پس هنگام حساب ؛ هر كه مشغول كار خود است ! از خداوند بركت آن روز را خواهانيم .
حضرت فرمود : و امّا آيهء : * ( وُجُوه يَوْمَئِذٍ ناضِرَةٌ إِلى رَبِّها ناظِرَةٌ ) * اين همان موضعى است كه اولياى خدا پس از پايان حسابرسى بدان جا روند ، همان جا كه نهرى دارد به نام « نهر حيوان » ،
در آن غسل نموده ، و از جاى ديگرش مىنوشند ، با نوشيدن آن رنگ رخسارشان سفيد شده و از هر سختى و مشكل و آزارى عارى شوند ، سپس به ورود در بهشت رهنمون شوند ، و از همين جا است كه نظر مىكنند تا خداوند چگونه پاداششان را مىدهد ، پس گروهى به بهشت روند ، و اين همان آيه است كه فرشتگان بر ايشان سلام كنند : * ( سَلامٌ عَلَيْكُمْ طِبْتُمْ فَادْخُلُوها خالِدِينَ ) * ، و در همان لحظه است كه خداوند فرمايد با ورود به بهشت و نظر به وعدههاى الهى پاداش بريد ، و اين همان آيهء : * ( إِلى رَبِّها ناظِرَةٌ ) * مىباشد ، و « ناظره » در برخى از لغتها به معنى « منتظره » است ، مگر اين آيه را نخوانده اى كه :
* ( فَناظِرَةٌ بِمَ يَرْجِعُ الْمُرْسَلُونَ ) * ، يعنى منتظرند ؛ ببينند رسولان چگونه پاسخى باز آرند .
و امّا آيهء : * ( وَلَقَدْ رَآه نَزْلَةً أُخْرى عِنْدَ سِدْرَةِ الْمُنْتَهى ) * ، حضرت محمّد صلَّى الله عليه و آله را خواسته در هنگامى كه او در سدرة المنتهى بود آنجا كه هيچ كس از آن مكان نمىگذرد ، و قسمت آخر همان آيه : * ( ما زاغَ الْبَصَرُ وَما طَغى لَقَدْ رَأى مِنْ آياتِ رَبِّه الْكُبْرى ) * رؤيت جبرئيل است كه دو بار او را به صورت اصلى خود ديد ، يك بار همين است و مرتبه اى ديگر ، و اين بخاطر اين است كه جبرئيل خلق عظيمى دارد ، و او از روحانيّينى است كه خلق و صفتشان را جز خداوند ربّ العالمين درك نمىكند .