بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 156


« احتجاج امام باقر عليه السّلام » « در موضوعاتى مربوط به اصول و فروع » 193 - از محمّد بن مسلم نقل است كه امام باقر عليه السّلام در تفسير آيهء كريمهء : « و هر كه در اين جهان كور [ دل ] است ، در آن جهان نيز كور و گمراه تر باشد - إسراء : 72 » فرمود :
كسى كه [ در اين سرا ] آفرينش آسمانها و زمين و آمد و شد روز و شب و گردش فلك با خورشيد و ماه و نشانه‌هاى شگفت - كه اطراف آن عظيمتر از آن است - [ و با چشم مىبيند ] او را هدايت و راهنمايى نكند چنين فردى در آخرت گمراهتر باشد .
و فرمود : چنين شخصى از آنچه با چشم نمىبيند كورتر و گمراهتر است .
194 - نافع بن ازرق از امام باقر عليه السّلام پرسيد : خداوند چه زمانى بوده است ؟
حضرت فرمود : كى نبوده تا بگويم كى بوده ؟ پاك و منزّه است خدايى كه تا بوده و هست فرد و صمدى است كه نه همسرى گرفته و نه فرزندى دارد ! ! .


صفحه 157


195 - از عبد الله بن سنان از پدرش نقل است كه گفت : خدمت امام باقر عليه السّلام بودم كه فردى خارجى از آن حضرت پرسيد : اى أبا جعفر چه چيزى را مىپرستى ؟ فرمود : الله .
گفت : آيا او را مىبينى ؟ فرمود : آرى ؛ نه با ديدهء چشم ظاهرى ، بلكه با ديدهء قلب به حقايق ايمان ، او با قياس شناخته نشود ، و نه با درك احساس ( پنجگانه ) ، و به مردمان شبيه نيست ، او با نشانه‌ها وصف و با دلالات شناخته گردد ، در حكم خود ستم نمىكند ، و اين همان خدايى است كه هيچ معبودى جز او نيست .
راوى گويد : مرد خارجى خارج شد و مىگفت : خدا مىداند كه رسالت خود را كجا نهد ! .
196 - از محمّد بن مسلم نقل است كه امام باقر عليه السّلام در صفت قديم فرمود : او واحد است و صمد و يكتا معناست ، نه معانى بسيار و مختلف ( يعنى علم و قدرت و ساير صفات خداوند عين ذاتند ) .
راوى گويد گفتم : قربانت گردم گروهى از مردم عراق مىپندارند او مىشنود بوسيلهء غير آنچه مىبيند و مىبيند بوسيلهء غير آنچه مىشنود .


صفحه 158


فرمود : دروغ گفتند و از دين منحرف شدند ، و خدا را تشبيه كردند ، خدا شنوا و بينا است ، ميشنود به آنچه مىبيند و مىبيند به آنچه مىشنود .
عرض كردم : آنان معتقدند كه خدا بينا است به همان معنايى كه آنان از بينايى تعقّل كرده و مىفهمند .
فرمود : خداى برتر است ، تعقّل شود هر چيز كه به صفت مخلوق باشد و خدا چنين نيست .
197 - برخى از أصحاب براى ما نقل كرده‌اند كه عمرو بن عبيد خدمت امام باقر عليه السّلام رسيده و عرض كرد : قربانت گردم ، مراد از خشم در آيهء كريمهء : « و هر كه خشم من بر او فرو آيد بىگمان هلاك شود - طه : 81 » چيست ؟
فرمود : مرا عذاب و شكنجه است اى عمرو ! . و خشم تنها مختصّ مخلوقى است كه با چيزى مواجه شده و از كوره بدرش مىكند ، و به حالتى جديد تغييرش مىدهد ، پس هر كه پندارد كه خداوند در اثر خشم دستخوش خشم و رضا مىشود و از حالى به حالى ديگر مىرود او را به صفت مخلوقات وصف نموده است .
198 - و از أبو الجارود نقل است كه امام باقر عليه السّلام فرمود : هر وقت برايتان حديثى


صفحه 159


گفتم از من بپرسيد كجاى قرآن است . سپس آن حضرت در قسمت ديگرى از كلامش فرمود : براستى رسول خدا صلَّى الله عليه و آله از قيل و قال و تباه ساختن مال و زيادى سؤال نهى فرموده .
يكى پرسيد : اى زادهء رسول خدا ، اين مطلب در كجاى قرآن است ؟
فرمود : در آيهء : « در بسيارى از رازگوييهاى آنان خيرى نيست مگر [ در راز گفتن ] آن كس كه به [ دادن ] صدقه اى يا به كارى نيك و پسنديده يا اصلاح ميان مردم فرمان دهد - نساء : 114 » ، و آيهء : « و مالهاى خود را كه خداوند وسيلهء برپا بودن زندگى شما قرار داده به كمخردان مدهيد - نساء : 5 » ، و آيهء : « از چيزهايى مپرسيد كه اگر براى شما آشكار شود شما را بد آيد و اندوهگين كند - مائده : 101 » .
199 - و از حمران بن أعين نقل شده كه گفت : به امام باقر عليه السّلام عرض كردم : مراد از روح در آيهء كريمهء : « و روحى است از او - نساء : 171 » چيست ؟ فرمود : آن مخلوقى است كه خداوند از سر حكمت در آدم و عيسى عليهما السّلام آفريد .
200 - و از محمّد بن مسلم نقل است كه گفت : از امام باقر عليه السّلام پرسيدم : مراد از « دميدن » در آيهء كريمهء : « و از روح خويش در او دميدم - حجر : 29 » چيست ؟


صفحه 160


فرمود : روح همچون ريح ( باد ) متحرّك است ، و بدين خاطر روحش نامند كه نامش از ريح ( باد ) مشتقّ است ، و چون ارواح همجنس باد مىباشند روح را از لفظ ريح بيرون آورد و آن را بخود نسبت داد زيرا كه آن را بر ساير ارواح برگزيد چنان كه نسبت به يك خانه از ميان همهء خانه‌ها فرموده « خانهء من » و نسبت به يك پيغمبر ( إبراهيم ) از ميان پيغمبران فرموده است : « خليل من » ، و نظاير اينها ( مانند : دين من ، بندهء من ، رسول من ) و همهء اينها مخلوق و ساخته شده و پديد آمده و پروريده و تحت تدبيرند .
201 - و نيز از همان راوى نقل است كه گفت : در بارهء حديث مروىّ « خداوند آدم را بر سيماى خود آفريد »[1]از امام باقر عليه السّلام سؤال نمودم .


[1]مرحوم شيخ صدوق - أعلى اللَّه مقامه - در دو كتاب شريف خود : توحيد و عيون أخبار الرّضا عليه السّلام به اسناد خود از آن حضرت نقل مىكند كه شخصى پرسيد : اى زادهء رسول خدا ، مردم حديثى از پيامبر نقل مىكنند كه فرموده : « خداوند انسان را بر سيماى خود آفريد » نظر شما چيست ؟ حضرت رضا عليه السّلام فرمود : خدا بكشدشان ! قسمت أوّل حديث را حذف كرده‌اند ، ماجرا از اين قرار است كه روزى رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله بر دو مردى كه به هم دشنام مىدادند عبور كرد ، شنيد يكى به ديگرى گفت : « خدا سيماى تو و هر كه شبيه تو است را قبيح و زشت گرداند ! » ، با شنيدن اين دشنام پيامبر بدو فرمود : اى بندهء خدا اين دشنام به برادر خود مگوى ، زيرا كه خداوند عزّ و جلّ حضرت آدم را بر سيماى او آفريده » - پايان خبر . پس مرجع ضمير در « صورته » حضرت آدم عليه السّلام است . ( مترجم )


صفحه 161


فرمود : آن صورتى حادث و مخلوق بود ، خداوند همان را انتخاب و بر باقى افراد صورتهاى گوناگون برگزيد ، پس آن را به نفس خود اضافه فرمود ، همچنان كه كعبه و روح را به خود اضافه كرده و فرموده : « خانهء من » و : « و دميدم در آن از روحم » .
202 - عبد الرّحمن بن عبد الزّهرى گويد : زمانى كه هشام بن عبد الملك به سفر حجّ رفته بود با تكيه به دست سالم - از موالى او - داخل مسجد الحرام شد ، در آنجا امام باقر عليه السّلام نشسته بود ، سالم گفت : اى أمير مؤمنان ، اين فرد محمّد بن علىّ بن الحسين است ، هشام گفت : همان كه أهل عراق سرگشتهء اويند ؟ گفت : آرى ، هشام گفت : نزد او برو و بگو أمير المؤمنين مىپرسد : آب و خوراك مردم پيش از جدا شدن در روز قيامت چيست ؟
امام باقر عليه السّلام فرمود : مردم در مكانى همچو قرص نانى پاك محشور شوند ، كه در آن رودهاى جوشانى است مىخورند و مىنوشند تا از حساب فارغ شوند .
راوى گويد : هشام ديد كه آن حضرت از پس جواب برآمد ، پس گفت : الله اكبر ، نزد او رفته و بگو : مردم در آن روز كجا به خوردن و آشاميدن مىرسند ؟ !


صفحه 162


امام عليه السّلام در پاسخ فرمود : اينان در آتش مشغولتر از روز رستاخيز خواهند بود و با اين حال از خوردن و آشاميدن غافل نيستند كه [ دوزخيان به أهل بهشت ] گويند : « از آب يا از آنچه خداوند روزيتان كرده بر ما فرو ريزيد - اعراف : 50 » ! .
با شنيدن اين پاسخ ؛ هشام خموش گشته و ديگر حرفى نزد .
203 - و نقل است كه نافع بن ازرق خدمت حضرت باقر عليه السّلام رسيده و نزد او نشست و از مسائلى در حلال و حرام پرسش نمود . پس آن حضرت در ضمن سخنان خود به نافع فرمود : به اين مارقه ( خوارج ) بگو چگونه جدا شدن از أمير المؤمنين عليه السّلام را جايز دانستيد با اينكه در پرتو پيروى از او و تقرّب بخدا در يارى او ( پيش از جريان حكمين ) خونهاى خويش در ركابش ريختيد ؟ پس در پاسخ تو خواهند گفت : او در بارهء دين خدا داور قرار داد ، پس بديشان بگو : خود خداوند نيز در شريعت پيغمبرش داورى به دو مرد از بندگانش سپرده در آنجا كه ( در بارهء اختلاف ميان زن و شوهر ) فرموده : « پس داورى از كسان مرد و داورى از كسان زن برانگيزيد ، اگر آن دو ( زن و شوهر ) سازش و آشتى خواهند خداوند ميانشان سازگارى پديد آرد - نساء : 35 » ، و همچنين رسول خدا صلَّى الله عليه و آله در جريان جنگ بنى قريظه و تعيين سرنوشت آنان داورى به سعد بن معاذ داد ،


صفحه 163


و داورى او را خداوند امضاء فرمود . مگر نمىدانيد كه همانا أمير المؤمنين عليه السّلام به آن دو نفر دستور داد كه از روى حكم قرآن داورى كنند ، و از آن تجاوز نكنند ، و شرط فرمود كه آنچه مردان بر خلاف قرآن حكم كنند آن را ردّ كنيد ، و آنگاه كه به او گفتند : تو كسى را بر خود داور ساختى كه به زيان تو حكم كرد ؟ فرمود : من بنده اى را داور نساختم بلكه من كتاب خدا ؛ قرآن را داور كردم . پس اين خوارج كجا مىتوانند حمل به گمراهى كسى كنند كه دستور به حكم قرآن داده و فرموده : « آنچه مخالف قرآن است ردّ كنيد » جز اينكه مىخواهند در دست زدن به اين ادّعا ؛ بهتان و افترا زنند ؟
نافع بن ازرق گفت : بخدا سوگند اين سخنى است كه هرگز به گوش من نخورده بود و بذهنم خطور نمىكرد و بخواست خدا سخن حقّ و درستى است .
204 - و از أبو الجارود نقل است كه امام باقر عليه السّلام فرمود : اى أبا الجارود ، مردم در بارهء حسن و حسين عليهما السّلام چه عقيده اى دارند ؟ گفتم : گفتهء ما را در اينكه آن دو پسران رسول خدا صلَّى الله عليه و آله هستند قبول ندارند .
فرمود : چگونه بر اين افراد احتجاج مىكنيد و برهان شما چيست ؟