بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 439


جاثليق گفت : اين سخن عيسى است و ما آن را انكار نمىكنيم ، امام فرمود : نظرت در بارهء شهادت و گواهى الوقا ، مرقابوس و متّى در بارهء عيسى و اصل و نسب او چيست ؟
جاثليق گفت : به عيسى افتراء زده‌اند ، امام عليه السّلام به حاضران فرمود : مگر او هم اكنون پاكى و صداقت ايشان را تأييد نكرد و نگفت آنان علماى انجيل هستند و گفتارشان كاملًا حقّ و حقيقت است ؟
جاثليق گفت : اى عالم أهل اسلام ، ميل دارم مرا در مورد اين چهار تن معاف دارى ، امام فرمود : قبول است ، تو را معاف كرديم ، حال هر چه مىخواهى پرسش كن .
جاثليق گفت : بهتر است ديگرى سؤال كند ، سوگند به حقّ مسيح كه من فكر نمىكردم در علماى مسلمين كسى مثل شما وجود داشته باشد .
امام رو به رأس الجالوت كرده فرمود : اكنون ، من از تو پرسش كنم يا تو مىپرسى ؟
گفت : من مىپرسم ، و تنها جوابى را قبول مىكنم كه يا از تورات باشد يا از انجيل و يا از زبور داود ، يا صحف ابراهيم و موسى .


صفحه 440


امام فرمود : پاسخى را از من نپذير مگر اينكه از تورات موسى يا انجيل عيسى و يا زبور داود باشد .
رأس الجالوت گفت : از كجا نبوّت محمّد را اثبات مىكنى ؟
امام فرمود : يهودى ! موسى بن عمران ، عيسى بن مريم ، داود خليفهء خدا در زمين ، به نبوّت او گواهى داده‌اند .
رأس الجالوت گفت : گفتهء موسى بن عمران را ثابت كن ، امام فرمود : مگر قبول ندارى كه موسى به بنى اسرائيل سفارش نموده و گفت :
« پيامبرى از برادران شما خواهد آمد ، او را تصديق كرده و از وى اطاعت نمائيد » ، حال اگر خويشاوندى بين اسرائيل ( يعقوب ) و اسماعيل و رابطهء بين آن دو را از طرف ابراهيم عليه السّلام مىدانى ، آيا قبول دارى كه بنى اسرائيل برادرانى غير از فرزندان اسماعيل نداشتند ؟
رأس الجالوت گفت : آرى ، اين همان گفتهء حضرت موسى است و ما آن را ردّ نمىكنيم ، فرمود : آيا از برادران بنى اسرائيل پيامبرى غير از محمّد صلَّى الله عليه و آله آمده ؟ گفت : نه .


صفحه 441


فرمود : آيا از نظر شما اين مطلب صحيح نيست ؟
گفت : آرى صحيح است ، ولى دوست دارم صحّت آن را از تورات برايم ثابت كنى ، امام فرمود : آيا منكر اين مطلب هستى كه تورات به شما مىگويد : « نور از جانب طور سينا آمد و از كوه ساعير بر ما درخشيد و از كوه فاران بر ما آشكار گرديد » ؟
رأس الجالوت گفت : با اين كلمات آشنا هستم ولى تفسير آن را نمىدانم .
امام فرمود : من برايت خواهم گفت ، جملهء « نور از جانب طور سينا آمده » اشاره به وحى خداوند است كه در كوه طور سينا بر موسى عليه السّلام نازل كرد ، و جملهء : « از كوه ساعير بر ما درخشيد » اشاره به كوهى است كه خداوند در آن بر عيسى بن مريم عليهما السّلام وحى فرمود ، و جملهء « از كوه فاران بر ما آشكار گرديد » اشاره به كوهى از كوههاى مكَّه است كه فاصله اش تا مكَّه يك يا دو روز مىباشد ، و شعياى پيامبر طبق گفتهء تو و دوستانت در تورات گفته است : « دو سوار را مىبينم كه زمين برايشان مىدرخشد ، يكى از آنان سوار بر درازگوشى است و آن ديگرى سوار بر شتر » ، سوار بر درازگوش و سوار بر شتر كيستند ؟


صفحه 442


رأس الجالوت گفت : آنان را نمىشناسم ، ايشان را معرّفى كن ، امام فرمود : آنكه بر درازگوش سوار است ؛ عيسى است و آن شتر سوار محمّد صلَّى الله عليه و آله ، آيا اين مطلب تورات را منكر هستى ؟ گفت : نه ، انكار نمىكنم .
امام عليه السّلام پرسيد : آيا حيقوق پيامبر را مىشناسى ؟ گفت : بله ، مىشناسم .
امام فرمود : حيقوق چنين گفته است - و كتاب شما نيز همين مطلب را مىگويد - :
خداوند از كوه فاران « بيان » آورد و آسمانها از تسبيح گفتن محمّد و امّتش پر شده است ، سوارانش را بر دريا و خشكى سوار مىكند - و كنايه از تسلَّط امّت اوست بر دريا و خشكى - ، بعد از خرابى بيت المقدّس كتابى جديد براى ما مىآورد - و منظور از كتاب فرقان است - آيا به اين مطالب ايمان دارى ؟
رأس الجالوت گفت : اين مطالب را حيقوق گفته است و ما منكر آن نيستيم .
امام فرمود : داود در زبورش - كه تو نيز آن را مىخوانى گفته است : « خداوندا ! برپاكنندهء سنّت بعد از فترت را مبعوث كن » ، آيا پيامبرى غير از محمّد صلَّى الله عليه و آله را مىشناسى كه بعد از دوران فترت ، سنّت را احياء و برپا كرده باشد ؟ !


صفحه 443


رأس الجالوت گفت : اين سخن داود است و آن را قبول دارم ، منكر نيستم ، ولى منظور او عيسى بوده است و روزگار عيسى همان دوران فترت است ، امام فرمود : تو نمىدانى و اشتباه مىكنى ، عيسى با سنّت تورات مخالفت نكرد بلكه موافق آن سنّت و روش بود تا آن هنگام كه خداوند او را به نزد خود بالا برد ، و در انجيل چنين آمده است : « پس زن نيكوكار مىرود و فارقليطا بعد از او خواهد آمد و او كسى است كه سنگينىها و سختىها را آسان كرده و همه چيز را برايتان تفسير مىكند ، و همان طور كه من براى او شهادت مىدهم او نيز براى من شهادت مىدهد ، من امثال را براى شما آوردم ، او تأويل را برايتان خواهد آورد » ، آيا به اين مطلب در انجيل ايمان دارى ؟ گفت :
بله ، آن را انكار نمىكنم .
امام فرمود : اى رأس الجالوت ، از تو در بارهء پيامبرت موسى بن عمران مىپرسم ، گفت : بفرمائيد ، فرمود : چه دليلى بر نبوّت موسى هست ؟
مرد يهودى گفت : معجزاتى آورد كه انبياى پيشين نياورده بودند ،


صفحه 444


امام فرمود : مثل چه چيز ؟
گفت : مثل شكافتن دريا و تبديل كردن عصا به مار و ضربه زدن به سنگ و روان شدن چند چشمه از آن ، يد بيضاء و نيز آيات و نشانه هايى كه ديگران قدرت بر آن نداشتند و ندارند ، امام فرمود : در مورد اينكه دليل موسى بر حقّانيّت دعوتش اين بود كه كارى كرد كه ديگران نتوانستند انجام دهند ، درست مىگويى ، حال ، هر كس كه ادّعاى نبوّت كند سپس كارى انجام دهد كه ديگران قادر به انجام آن نباشند آيا تصديقش بر شما واجب نيست ؟
گفت : نه ، زيرا موسى به خاطر قرب و منزلتش نزد خداوند ، نظير نداشت و هر كس كه ادّعاى نبوّت كند ، بر ما واجب نيست كه به او ايمان بياوريم ، مگر اينكه معجزاتى مثل معجزات موسى داشته باشد ، امام فرمود : پس چگونه به انبيائى كه قبل از موسى عليه السّلام بودند ايمان داريد و حال آنكه آنان دريا را نشكافتند و از سنگ ، دوازده چشمه ايجاد نكردند ، و مثل موسى « يد


صفحه 445


بيضاء » نداشتند ، و عصا را به مار تبديل نكردند ، يهودى گفت : من كه گفتم ، هر گاه براى اثبات نبوّتشان معجزاتى بياورند - هر چند غير از معجزات موسى باشد - تصديقشان واجب است .
امام فرمود : پس چرا به عيسى بن مريم ايمان نمىآورى ؟ با اينكه او مرده زنده مىكرد و افراد نابينا و مبتلا به پيسى را شفا مىداد و از گل ؛ پرنده اى گلى مىساخت و در آن مىدميد و آن مجسّمهء گلى به اذن خداوند به پرنده اى زنده تبديل مىشد ؟
رأس الجالوت گفت : مىگويند كه او اين كارها را انجام مىداد ، ولى ما نديده‌ايم ، امام فرمود : آيا معجزات موسى را ديده اى ؟ آيا اخبار اين معجزات از طريق افراد قابل اطمينان به شما نرسيده است ؟ گفت : بله ، همين طور است ، امام فرمود : بسيار خوب ، همچنين در بارهء معجزات عيسى اخبار متواتر براى شما نقل شده ، پس چرا موسى را تصديق كرديد و به او ايمان آورديد ولى به عيسى ايمان نياورديد ؟ مرد يهودى جوابى نداد .


صفحه 446


حضرت ادامه فرمودند : و همچنين است موضوع نبوّت محمّد صلَّى الله عليه و آله و نيز هر پيامبر ديگرى كه از طرف خدا مبعوث شده باشد ، و از جمله معجزات پيامبر ما اين است كه يتيمى بوده فقير كه چوپانى مىكرد و اجرت مىگرفت ، دانشى نياموخته بود و نزد معلَّمى نيز آمد و شد نداشت و با همهء اين اوصاف ، قرآنى آورد كه قصص انبياء عليهم السّلام و سرگذشت آنان را حرف به حرف در بردارد و اخبار گذشتگان و آيندگان را تا قيامت بازگو كرده است و از اسرار آنها و كارهايى كه در خانه انجام مىداند خبر مىداد ، و آيات و معجزات بىشمارى ارائه دارد .
رأس الجالوت گفت : مسألهء عيسى و محمّد از نظر ما به ثبوت نرسيده است و براى ما جائز نيست به آنچه كه ثابت نشده است ايمان آوريم ، امام فرمود : پس شاهدى كه براى عيسى و محمّد صلَّى الله عليه و آله گواهى داد ، شهادت باطل داده است ؟ يهودى جوابى نداد .
آنگه امام ؛ هربذ بزرگ را فراخواند و فرمود : دليل تو به پيامبرى زردشت چيست ؟
گفت : چيزهايى آورده كه قبل از او كسى نياورده است ، البتّه ما ، خود او را