گردد نميداند كه او را حامله گردانيد و مولود نيز مطَّلع و عالم بحال والد نيست و نميداند كه والد او كيست و أرحام موصوله نيز معلوم نشود ، و قرابت معروفه بهم نرسد و نتوان گفت كه فلان صلهء رحم مولود و قرابت مشهور و معروف فلان است .
زنديق گفت : لواطه را حرام چرا گردانيد در آن نسب نيست ؟
امام الهام جعفر بن محمّد الصّادق عليه الصّلوة و السّلام فرمود كه :
وجه حرمت لواطه براى آنست كه اگر لواطه حلال ميشدى مردان را از زنان استغنا بهم رسيدى و اين أمر موجب قطع نسل و تعطيل فروج بودى و در اجازه اين كار فساد بسيار ظاهر و آشكار گشتى .
زنديق گفت : وطى بهايم را چرا حرام گردانيد و اين نيز نوع اشفاعست از مال خود ؟
حضرت امام النّاطق جعفر بن محمّد الصّادق ( ع ) فرمود كه : حضرت صمديّت كراهيّت دارد از آنكه مرد آب خود را ضايع گرداند و به غير شكل و هيولى و عنصر خود آمده متّصل گردد .
و ديگر آنكه اگر قادر سبحان اتيان بهايم را حرام نگردانيدى هر آينه هر مردى ما ده خرى در خانهء خود بستى و نگاهداشتى بر پشتش سوارى كردندى و دخول بفرجش نمودى ، پس اگر چنين ميكردندى فساد بسيار ظاهر و آشكار گشتى چنانچه بر أرباب عقل و عرفان ظاهر و عيان است پس حضرت ملك العلَّام بواسطهء آن فساد و آثار بر همگى خلايق ظهورش را حلال و فروجش را حرام گردانيد .
و ديگر آنكه حضرت خالق زنان را بجهت مردان خلق نمود تا آنكه
رجال انس بنسوان گيرند و در پيش ايشان ساكن گردند و مواضع شهوات مردمان و امّهات أولاد ايشان زنانند .
زنديق گفت : يا أبا عبد الله غسل جنابت بر امّت چرا واجب كردند و حال آنكه جنب بپهلوى حلال خود رفت و در حلال أصلا دنس و كثافت نيست تا رفع آن واجب و لازم بود ؟
حضرت امام الخلائق جعفر بن محمّد الصّادق عليه السّلام فرمود كه :
جنابت بمنزلهء حيض است بواسطهء آنكه نطفهء آدمى دم غير مستحكم است و در جماع حركت شديده و شهوت غالبه است و چون مجامع از جماع فارغ گردد بدن تنفّس زند البتّه آن مرد رايحهء كريه از نفس خود مىيابد ، پس غسل بواسطهء همين واجب گرديد مع هذا غسل جنابت امانت است كه حضرت مهيمن ميان بندگان خود را بر آن ايتمان نمود و ايشان را بآن اختيار ، و امتحان فرمود .
زنديق گفت : ايّها الحكيم اى امام حكيم حليم و اى عارف عليم ، چه ميگوئى در حقّ آن كسى كه زعم او چنانست كه تدبيرى كه در اين عالم ظاهر و قايم گردد آن تدبير نجوم سبعهء سيّاراتست .
حضرت امام الأنام عليه الصّلوة و السّلام گفت كه ايشان را دليل بيّن و حجّت واضح روشن بر اثبات دعوى لازم است كه عالم أكبر و عالم أصغر از تدبير نجوم است كه در فلك تقدير تبيع حضرت سميع قدير ذاكر و بهر طرف كه عليم قادر داير گرداند از روى تعب بحكم ايزد واهب داير غير فاتر است و بهيچ مكان واقف و ساكن نگشته مدام ساير است .
پس آنگاه آن ولىّ الله فرمود كه : هر نجم از نجوم به أمر حىّ قيوم موكَّل
مدبّر است پس اين نجوم بمنزلهء بندگان مأمور و منهيان ربّ غفور باشند كه مترصّد و منتظر حكم ايزد أكبرند كه بهر چه مأمور گردند معمول گردانند و اگر نجوم قديمهء ازليّه بودندى بايستى كه متغيّر از حال بحال ديگر نگشتندى .
زنديق گفت : أثر نجوم بطبايع است ، يعنى بالطَّبع مدير در عالم است .
حضرت امام جعفر الصّادق ( ع ) فرمود كه : اين قول كسى است مالك بقاء و دوام نباشد و صرف حوادث از أيّام بتغيّر ليالى و أيّام نتواند نمود و ردّ هرم و پيرى و رفع عجز و زمينگيرى نتواند فرمود و هيچ مرد را دفع نتواند كرد از آنچه با او معمول گرداند .
زنديق گفت : مرا خبر ده از آنكه زعم او چنانست كه خلق لم يزل توالد و تناسل مينمايد و بهمين طريق قرن ميگذرد و قرن ديگر مىآيد و خلايق را صنوف آفات و أمراض و أسباب علل و أعراض فانى ميگرداند چنانچه ترا أخير خبر از أوّل دهد و خلف از سلف مخبر و مطَّلع گرداند و قرون از قرون و از حقايق شهور و سنون واقف گرداند و ميگويند كه خلايق را بمنزلهء شجر و نبات و بر صنعت أجسام كه ازاله و قطع آن در همه دهر و ايّام تواند كرد دانستند ازين خلق بحكم واحد كريم و حكيم عليم وقتى داناى بطبع مستقيم بيرون آيد كه بمصالح مردمان عارف و دانا و واقف و شناسا بود و قادر بتأليف كلام باشد و كتاب تصنيف كند و بفطانت خود بهم مربوط گرداند و بحكمت خود آن را نيكو و مضبوط نمايد و آن كتاب را حاجز ميان مردمان فرمايد كه أمر و تحريص مردم بخير و اتّحاد و نهى ايشان از شرّ و فساد و زجر و منع از ايجاد نمايد تا آنكه خلايق بعضى زيادتى ببعضى ديگر و قتل و افساد گروهى با جمعى آخر
نتوانند نمود .
حضرت امام الخلائق جعفر بن محمّد الصّادق عليه السّلام فرمود كه :
ويحك بدرستى كه آن كسى كه از شكم مادر بيرون آيد ديروز و فردا رحلت - نمايد آن كس را علم بآنچه پيش ازو بود و آنچه بعد از او خواهد بود بىشبهه نخواهد بود ديگر آنكه حال خالى از آن نيست كه انسان ايجاد نفس خود خود نمود يا ديگر او را موجود فرمود ، يا آنكه هميشه موجود بود .
پس آنچه شىء نبود قدرت ايجاد شىء ديگر ندارد و خلق پيشتر از آن كه موجود شوند چيزى نبودند و همچنين مادامى كه خلق وجود پيدا ننمود چيزى نبود كه از او سؤال توان نمود ، پس معلوم نيست كه ابتدا آن چگونه بود و اگر انسان أزلى باشند بايد كه حوادث كه در او حادث نشود بواسطهء آنكه أزلى أيّام را بصرف أيّام متغيّر و فنا را برو راه تصوّر نيست با آنكه هيچ بناء بغير بنّاء معتبر و هيچ أثر بغير مؤثّر و هيچ تأليف بىمؤلَّف مخبر بيشبهه ميسّر نيست .
پس كسى را كه زعم و كمان چنان بود كه پدر ايشان ايجاد و خلق تركيب صورى و پيكر هيولانى او نمود از او استعلام بايد فرمود كه پدر او را كه خلق ، و ايجاد كرد و اگر پدر او را موجود گردانيده باشد هر آينه خلق او بواسطهء لذّة نفس و شهوت و تصوير آن مؤدّب و دوستى عشرت خود كرد و اگر پدر را قدرت ميبود بايستى كه او مالك حيات پسر بودى و حكمت در ولد جايز و ممتدّ گشتى و أصلا هيچ نوع از أنواع بلايا بر او راجع نگشتى و حال آنكه اگر ولد مريض گردد والد أصلا نفع او ندهد و اگر ميرد والد عاجز از دفع درد آنست و موت از ولد نتواند كرد زيرا كه هر كرا قدرت و استطاعت ايجاد خلايق و نفخ روح در ايشان
بود بنوعى كه آن مخلوق او بپا روان گردد و راه تواند رفت ، پس بيقين آن كس را قدرت دفع أذيّت و فساد از مخلوق خود تواند نمود .
زنديق گفت : يا أبا عبد الله ( ع ) چه گوئى در عالم نجوم ؟
حضرت امام الأنام فرمود كه : آن علمست كه نفعش قليل و ضررش كثير و جزيل است ، زيرا كه أمر مقدّر بعلم منجّم و بسعى او در ازالهء آن دفع و بر نگردد و از محذور قدرت پرهيز ندارد و اگر منجّم كسى را ببلاء ضرر عالم و مخبر گرداند آن كس را نجات از آن باحتراز از قضاء منّان در حيّز قدرت و امكان نيست و اگر كسى را مطَّلع بخير سازد و آن شخص را استطاعت تعجيل نيست كه تا معجّلا بآن پردازد و اگر بدى بكسى رسد او را صرف و منع آن نرسد و منجّم مضادّ حضرت خلَّاق العباد در علم و حكم بزعم خود است زيرا كه گمان منجّم نادان چنانست كه او ردّ قضاء ايزد سبحان از خلقان مينمايد .
زنديق گفت : يا أبا عبد الله عليه السّلام رسول أفضل است يا ملك ايزد تعالى و تبارك كه به رسالت ربّ العزّت بنزد آن رسول آمدى ؟
حضرت أبى عبد الله جعفر بن محمّد عليه السّلام فرمود كه : بلكه رسول صلَّى الله عليه و آله و سلَّم أفضل است .
زنديق گفت : يا أبا عبد الله ( ع ) علَّت رفاقت ملايكه موكَّلين را ببندگان أرحم الرّاحمين و أرقام فعل و عمل آنها بر ايشان براى ايشان بيان نماى و حال آنكه حضرت واجب تعالى عالم السّر و أخفى است .
امام الهمام جعفر بن محمّد الصّادق عليه السّلام فرمود كه خداى معبود از بندگان خود طلب عبادت و بندگى نمود و اين طايفه را شهود بر خلايق فرمود ، زيرا كه در هنگامى كه ملائكه كرام در ملازمت ايشان باشند
بىشبهه و گمان بندگان بر طاعت و عبادت حضرت مهيمن منّان در سعى اشدّ و در مواظبت آن بحدّ بيشتر باشند چنانچه حقيقت آن بر أرباب عقل و عرفان واضح و عيانست ، و أيضا از معصيت خايف و هراسان گشته بسا باشد كه مرتكب آن نگردند زيرا كه گاهى بنده از روى خطا و نسيان قصد فعل عصيان كند و چون آدم دو ملك قادر بيچون كه رفيقاند بخاطر رساند كه كرام الكاتبين در ساعات ليل و نهار شهور و سنين همراه و همنشيناند في الفور از آن فعل منكر باز ايستد و گويد كه پروردگارم مرا مىبيند و حفظهء من شاهد و كاتب بأمر حضرت ايزد واهباند بواسطهء همان دست از آن عصيان بدارد و خود را از آتش نيران محفوظ و در أمان دارد و نيز حضرت ربّ العزيز از روى احسان و رأفت و لطف و مرحمت ملكى كرام الكاتبين را به بندگان خود موكَّل گردانيد تا آن دو ملك عزّ و جلّ ايشان را از مردهء شياطين و تبعهء ملاعين و هوام و حشرات جنّ و آفات بسيار از مكان كه بنده آن را نمىبيند باذن و فرمان أرحم الرّاحمين در حفظ حضرت ربّ العالمين تا آن محلّ كه حكم و أمر عزّ و جلّ بآن بنده و اصل و مسجّل گردد نگاهدارند .
زنديق گفت : يا أبا عبد الله حضرت خالق وهّاب خلق را براى رحمت ايجاد نمود يا بواسطهء عذاب ؟
حضرت امام جعفر بن محمّد الصّادق عليه السّلام فرمود كه : حضرت - مالك الرّقاب خلق عباد براى رحمت و ثواب نمود و ربّ العباد قبل از ايجاد و ارشاد عالم بود كه جمعى از اين قوم بواسطهء انكار و الحاد و ارتكاب أعمال ناصواب محروم از رحمت و ثواب و مستحقّ عذاب و عقاب گردند .
زنديق گفت : پس عذاب منكر بواسطهء آن باشد او منكر ذات خالق
واحد أكبر گرديد و بوسيلهء انكار مستوجب عذاب و آزار باشد ليكن چرا عذاب و عقاب عارف موحّد كه او را يكتاى بىهمتا داند ، و شناسا بحال ايزد تبارك و تعالى باشد نمايد ؟
حضرت امام الصّادق الأمجد جعفر بن محمّد عليهم السّلام فرمود كه حضرت ربّ الأرباب منكر الوهيّت ذات واحد خود را معذّب بعذاب و عقاب أبد گرداند و مقرّ بذات كامل الصّفات خود را بواسطهء ارتكاب معصيت عذاب و عقاب بجهت عمل آن خطيئت نمايد كه ترك ما فرض الله نمود و چون خداى بيچون آن عاصى را بقدر فعل معاصى عذاب كشد بعد از آن آن بنده را از نيران بيرون آورده * ( جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الأَنْهارُ ) * داخل گرداند و بوصال حور و رضوان مبتهج و شادمان سازد * ( وَلا يَظْلِمُ رَبُّكَ أَحَداً ) * .
زنديق گفت : يا أبا عبد الله عليه السّلام ميان كفر و ايمان هيچ منزلهء واضح و عيانست يا نه .
حضرت امام الانس و الجانّ فرمود كه : هيچ منزلت ظاهر درخشان - ميان كفر و ايمان نيست .
زنديق گفت : ايمان چيست و كفر كدام است ؟
حضرت امام عليه السّلام فرمود كه : ايمان عبارت از تصديق مهيمن سبحان است در آنچه از بنده غايب و پنهان بود از عظمت خداى تعالى مثل تصديق آنچه آن را ببيند و مشاهده كند و كفر عبارت از انكار ذات حميده صفات حضرت غافر الخطيّات است .
زنديق گفت : يا أبا عبد الله عليه السّلام شرك كدام و شكّ بچه كيفيّت و انجام است ؟
حضرت امام الأنام جعفر بن محمّد الصّادق عليه السّلام فرمود كه شرك عبارت از ضمّ شىء است بذات واحد كه مثل آن شىء ديگر نيست و شكّ عبارت از آنست كه آن كس بدل اعتقاد بآن چيزى كه باو رسيده ننمايد .
زنديق گفت : آيا عالم جاهل گردد ؟
حضرت امام الخلائق جعفر بن محمّد الصّادق عليه السّلام فرمود بلى عالم بما يعلم و جاهل بما يجهل گردد يعنى هر چه ميداند عالم بآنست و آنچه نميداند جاهل است بآن .
زنديق گفت : سعادت كدام و شقاوت چيست ؟
امام الهمام جعفر بن محمّد عليه السّلام فرمود كه : سعادت سبب خير است كه سعيد بآن متمسّك شود تا او را بسوى نجات رساند و شقاوت شرّ است كه شقىّ بآن تمسّك نمايد پس او را بهلاكت كشاند و خدا يتعالى عالم بهمهء اينها است .
زنديق گفت : يا أبا عبد الله عليه السّلام مرا خبر ده از حقيقت سراج كه چون فرو نشيند نورش بكدام مقام رفته آرام گيرد ؟
آن حضرت فرمود كه : ضوء سراج ميرود و هرگز عود نكند .
زنديق گفت : چه چيز شما را مانع است و منكر دارد از آنكه انسان نيز مثل و مانند آن سراج وهّاج باشد كه چون از ضوء بازماند ديگر هرگز نور باو رجعت ننمايد انسان نيز چون بفرمان قادر بيچون وفات يابد و روح از بدن او مفارقت كند بعد هذا هرگز روح بأمر مهيمن سبّوح رجعت بجسم آن ميّت نكند چنانچه ضوء منطقى از سراج رجعت بآن نفرمايد .
حضرت امام الأمجد جعفر بن محمّد بن على عليهم السّلام فرمود كه :