بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 307


مدبّر است پس اين نجوم بمنزلهء بندگان مأمور و منهيان ربّ غفور باشند كه مترصّد و منتظر حكم ايزد أكبرند كه بهر چه مأمور گردند معمول گردانند و اگر نجوم قديمهء ازليّه بودندى بايستى كه متغيّر از حال بحال ديگر نگشتندى .
زنديق گفت : أثر نجوم بطبايع است ، يعنى بالطَّبع مدير در عالم است .
حضرت امام جعفر الصّادق ( ع ) فرمود كه : اين قول كسى است مالك بقاء و دوام نباشد و صرف حوادث از أيّام بتغيّر ليالى و أيّام نتواند نمود و ردّ هرم و پيرى و رفع عجز و زمينگيرى نتواند فرمود و هيچ مرد را دفع نتواند كرد از آنچه با او معمول گرداند .
زنديق گفت : مرا خبر ده از آنكه زعم او چنانست كه خلق لم يزل توالد و تناسل مينمايد و بهمين طريق قرن ميگذرد و قرن ديگر مىآيد و خلايق را صنوف آفات و أمراض و أسباب علل و أعراض فانى ميگرداند چنانچه ترا أخير خبر از أوّل دهد و خلف از سلف مخبر و مطَّلع گرداند و قرون از قرون و از حقايق شهور و سنون واقف گرداند و ميگويند كه خلايق را بمنزلهء شجر و نبات و بر صنعت أجسام كه ازاله و قطع آن در همه دهر و ايّام تواند كرد دانستند ازين خلق بحكم واحد كريم و حكيم عليم وقتى داناى بطبع مستقيم بيرون آيد كه بمصالح مردمان عارف و دانا و واقف و شناسا بود و قادر بتأليف كلام باشد و كتاب تصنيف كند و بفطانت خود بهم مربوط گرداند و بحكمت خود آن را نيكو و مضبوط نمايد و آن كتاب را حاجز ميان مردمان فرمايد كه أمر و تحريص مردم بخير و اتّحاد و نهى ايشان از شرّ و فساد و زجر و منع از ايجاد نمايد تا آنكه خلايق بعضى زيادتى ببعضى ديگر و قتل و افساد گروهى با جمعى آخر


صفحه 308


نتوانند نمود .
حضرت امام الخلائق جعفر بن محمّد الصّادق عليه السّلام فرمود كه :
ويحك بدرستى كه آن كسى كه از شكم مادر بيرون آيد ديروز و فردا رحلت - نمايد آن كس را علم بآنچه پيش ازو بود و آنچه بعد از او خواهد بود بىشبهه نخواهد بود ديگر آنكه حال خالى از آن نيست كه انسان ايجاد نفس خود خود نمود يا ديگر او را موجود فرمود ، يا آنكه هميشه موجود بود .
پس آنچه شىء نبود قدرت ايجاد شىء ديگر ندارد و خلق پيشتر از آن كه موجود شوند چيزى نبودند و همچنين مادامى كه خلق وجود پيدا ننمود چيزى نبود كه از او سؤال توان نمود ، پس معلوم نيست كه ابتدا آن چگونه بود و اگر انسان أزلى باشند بايد كه حوادث كه در او حادث نشود بواسطهء آنكه أزلى أيّام را بصرف أيّام متغيّر و فنا را برو راه تصوّر نيست با آنكه هيچ بناء بغير بنّاء معتبر و هيچ أثر بغير مؤثّر و هيچ تأليف بىمؤلَّف مخبر بيشبهه ميسّر نيست .
پس كسى را كه زعم و كمان چنان بود كه پدر ايشان ايجاد و خلق تركيب صورى و پيكر هيولانى او نمود از او استعلام بايد فرمود كه پدر او را كه خلق ، و ايجاد كرد و اگر پدر او را موجود گردانيده باشد هر آينه خلق او بواسطهء لذّة نفس و شهوت و تصوير آن مؤدّب و دوستى عشرت خود كرد و اگر پدر را قدرت ميبود بايستى كه او مالك حيات پسر بودى و حكمت در ولد جايز و ممتدّ گشتى و أصلا هيچ نوع از أنواع بلايا بر او راجع نگشتى و حال آنكه اگر ولد مريض گردد والد أصلا نفع او ندهد و اگر ميرد والد عاجز از دفع درد آنست و موت از ولد نتواند كرد زيرا كه هر كرا قدرت و استطاعت ايجاد خلايق و نفخ روح در ايشان


صفحه 309


بود بنوعى كه آن مخلوق او بپا روان گردد و راه تواند رفت ، پس بيقين آن كس را قدرت دفع أذيّت و فساد از مخلوق خود تواند نمود .
زنديق گفت : يا أبا عبد الله ( ع ) چه گوئى در عالم نجوم ؟
حضرت امام الأنام فرمود كه : آن علمست كه نفعش قليل و ضررش كثير و جزيل است ، زيرا كه أمر مقدّر بعلم منجّم و بسعى او در ازالهء آن دفع و بر نگردد و از محذور قدرت پرهيز ندارد و اگر منجّم كسى را ببلاء ضرر عالم و مخبر گرداند آن كس را نجات از آن باحتراز از قضاء منّان در حيّز قدرت و امكان نيست و اگر كسى را مطَّلع بخير سازد و آن شخص را استطاعت تعجيل نيست كه تا معجّلا بآن پردازد و اگر بدى بكسى رسد او را صرف و منع آن نرسد و منجّم مضادّ حضرت خلَّاق العباد در علم و حكم بزعم خود است زيرا كه گمان منجّم نادان چنانست كه او ردّ قضاء ايزد سبحان از خلقان مينمايد .
زنديق گفت : يا أبا عبد الله عليه السّلام رسول أفضل است يا ملك ايزد تعالى و تبارك كه به رسالت ربّ العزّت بنزد آن رسول آمدى ؟
حضرت أبى عبد الله جعفر بن محمّد عليه السّلام فرمود كه : بلكه رسول صلَّى الله عليه و آله و سلَّم أفضل است .
زنديق گفت : يا أبا عبد الله ( ع ) علَّت رفاقت ملايكه موكَّلين را ببندگان أرحم الرّاحمين و أرقام فعل و عمل آنها بر ايشان براى ايشان بيان نماى و حال آنكه حضرت واجب تعالى عالم السّر و أخفى است .
امام الهمام جعفر بن محمّد الصّادق عليه السّلام فرمود كه خداى معبود از بندگان خود طلب عبادت و بندگى نمود و اين طايفه را شهود بر خلايق فرمود ، زيرا كه در هنگامى كه ملائكه كرام در ملازمت ايشان باشند


صفحه 310


بىشبهه و گمان بندگان بر طاعت و عبادت حضرت مهيمن منّان در سعى اشدّ و در مواظبت آن بحدّ بيشتر باشند چنانچه حقيقت آن بر أرباب عقل و عرفان واضح و عيانست ، و أيضا از معصيت خايف و هراسان گشته بسا باشد كه مرتكب آن نگردند زيرا كه گاهى بنده از روى خطا و نسيان قصد فعل عصيان كند و چون آدم دو ملك قادر بيچون كه رفيقاند بخاطر رساند كه كرام الكاتبين در ساعات ليل و نهار شهور و سنين همراه و همنشيناند في الفور از آن فعل منكر باز ايستد و گويد كه پروردگارم مرا مىبيند و حفظهء من شاهد و كاتب بأمر حضرت ايزد واهباند بواسطهء همان دست از آن عصيان بدارد و خود را از آتش نيران محفوظ و در أمان دارد و نيز حضرت ربّ العزيز از روى احسان و رأفت و لطف و مرحمت ملكى كرام الكاتبين را به بندگان خود موكَّل گردانيد تا آن دو ملك عزّ و جلّ ايشان را از مردهء شياطين و تبعهء ملاعين و هوام و حشرات جنّ و آفات بسيار از مكان كه بنده آن را نمىبيند باذن و فرمان أرحم الرّاحمين در حفظ حضرت ربّ العالمين تا آن محلّ كه حكم و أمر عزّ و جلّ بآن بنده و اصل و مسجّل گردد نگاهدارند .
زنديق گفت : يا أبا عبد الله حضرت خالق وهّاب خلق را براى رحمت ايجاد نمود يا بواسطهء عذاب ؟
حضرت امام جعفر بن محمّد الصّادق عليه السّلام فرمود كه : حضرت - مالك الرّقاب خلق عباد براى رحمت و ثواب نمود و ربّ العباد قبل از ايجاد و ارشاد عالم بود كه جمعى از اين قوم بواسطهء انكار و الحاد و ارتكاب أعمال ناصواب محروم از رحمت و ثواب و مستحقّ عذاب و عقاب گردند .
زنديق گفت : پس عذاب منكر بواسطهء آن باشد او منكر ذات خالق


صفحه 311


واحد أكبر گرديد و بوسيلهء انكار مستوجب عذاب و آزار باشد ليكن چرا عذاب و عقاب عارف موحّد كه او را يكتاى بىهمتا داند ، و شناسا بحال ايزد تبارك و تعالى باشد نمايد ؟
حضرت امام الصّادق الأمجد جعفر بن محمّد عليهم السّلام فرمود كه حضرت ربّ الأرباب منكر الوهيّت ذات واحد خود را معذّب بعذاب و عقاب أبد گرداند و مقرّ بذات كامل الصّفات خود را بواسطهء ارتكاب معصيت عذاب و عقاب بجهت عمل آن خطيئت نمايد كه ترك ما فرض الله نمود و چون خداى بيچون آن عاصى را بقدر فعل معاصى عذاب كشد بعد از آن آن بنده را از نيران بيرون آورده * ( جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الأَنْهارُ ) * داخل گرداند و بوصال حور و رضوان مبتهج و شادمان سازد * ( وَلا يَظْلِمُ رَبُّكَ أَحَداً ) * .
زنديق گفت : يا أبا عبد الله عليه السّلام ميان كفر و ايمان هيچ منزلهء واضح و عيانست يا نه .
حضرت امام الانس و الجانّ فرمود كه : هيچ منزلت ظاهر درخشان - ميان كفر و ايمان نيست .
زنديق گفت : ايمان چيست و كفر كدام است ؟
حضرت امام عليه السّلام فرمود كه : ايمان عبارت از تصديق مهيمن سبحان است در آنچه از بنده غايب و پنهان بود از عظمت خداى تعالى مثل تصديق آنچه آن را ببيند و مشاهده كند و كفر عبارت از انكار ذات حميده صفات حضرت غافر الخطيّات است .
زنديق گفت : يا أبا عبد الله عليه السّلام شرك كدام و شكّ بچه كيفيّت و انجام است ؟


صفحه 312


حضرت امام الأنام جعفر بن محمّد الصّادق عليه السّلام فرمود كه شرك عبارت از ضمّ شىء است بذات واحد كه مثل آن شىء ديگر نيست و شكّ عبارت از آنست كه آن كس بدل اعتقاد بآن چيزى كه باو رسيده ننمايد .
زنديق گفت : آيا عالم جاهل گردد ؟
حضرت امام الخلائق جعفر بن محمّد الصّادق عليه السّلام فرمود بلى عالم بما يعلم و جاهل بما يجهل گردد يعنى هر چه ميداند عالم بآنست و آنچه نميداند جاهل است بآن .
زنديق گفت : سعادت كدام و شقاوت چيست ؟
امام الهمام جعفر بن محمّد عليه السّلام فرمود كه : سعادت سبب خير است كه سعيد بآن متمسّك شود تا او را بسوى نجات رساند و شقاوت شرّ است كه شقىّ بآن تمسّك نمايد پس او را بهلاكت كشاند و خدا يتعالى عالم بهمهء اينها است .
زنديق گفت : يا أبا عبد الله عليه السّلام مرا خبر ده از حقيقت سراج كه چون فرو نشيند نورش بكدام مقام رفته آرام گيرد ؟
آن حضرت فرمود كه : ضوء سراج ميرود و هرگز عود نكند .
زنديق گفت : چه چيز شما را مانع است و منكر دارد از آنكه انسان نيز مثل و مانند آن سراج وهّاج باشد كه چون از ضوء بازماند ديگر هرگز نور باو رجعت ننمايد انسان نيز چون بفرمان قادر بيچون وفات يابد و روح از بدن او مفارقت كند بعد هذا هرگز روح بأمر مهيمن سبّوح رجعت بجسم آن ميّت نكند چنانچه ضوء منطقى از سراج رجعت بآن نفرمايد .
حضرت امام الأمجد جعفر بن محمّد بن على عليهم السّلام فرمود كه :


صفحه 313


قياس تو بصواب در اين باب بىشبهه و ارتياب نيست زيرا كه آتش در أجسام مكمّن است و أجسام قايم بأعيان آنست مثل سنگ و آهن كه چون يكى از اينها را بديگرى زنند آتش از ميان اين دو جنس ساطع و لامع گردد اقتباس ضوء سراج از آن آتش كنند كه از سنگ و آهن حاصل گشته .
پس آتش در أجسام ثابت و ضوء ذاهب است و روح بحكم قادر سبّوح جسم رقيق است كه ملبّس بلباس قالب كثيف شده و آن بمنزلهء سراج نيست كه تو ذكر آن كردى آن پروردگار قادر عالم كه از آب صافى خلق جنين در رحم نمود و در او تركيب ضروب مختلفه و عروق و عصب متفاوته و أسنان ، و استخوان و موى و غير آن فرمود همان احياى مردگان بعد از موت ايشان و فناء أجسام و أبدان مينمايد و اين بر عاقل نكته‌دان بعد از تدبّر و تفكَّر فراوان ثقيل و گران نمىنمايد بلكه در غايت ظهور و عيان نمايد .
زنديق گفت : پس روح بعد از مفارقت أبدان بكدام مكان رود ؟
حضرت امام جعفر بن محمّد ( ع ) فرمود كه روح بأمر ايزد سبّوح در بطن زمين در مكان مصرع و مدفن أبدان مكين گردد تا هنگام بعث مخلوقين .
و در بعضى أحاديث معتبر بنظر مترجم أحقر رسيد كه أرواح را مكان علاحدّه است وراء عالم برزخ و آن را عالم أرواح نامند و چون تمامى خلقان از دو صفت بيرون نيستند محسن يا مسىء عالم أرواح نيز دو است هر گاه روح محسن از دار المحنهء دنيا متوجّه مكان و محلّ روح نيكوكاران گردد ، چون قريب بآن مكان شود جمعى از أقوام و خويشان نيكوكاران كه پيشتر بآن مكان آمده‌اند استقبال او نمايند و از و استعلام أحوال متخلَّفان دنيا ميفرمايند اگر روح جديد الورود گويد كه من او را بر صفت حيات باقى گذاشته‌ام أرواح


صفحه 314


گويند كه اميد است كه او بعد از وفات ناجى باشد و بنزد ما آيد كه فلانى ، و فلانى قبل از اين وفات يافتند بيكديگر گويند كه چون نزديك ما نيامدند مشخّص شد كه خاسر و زيانكار و هلاك و گرفتارند البتّه امّا روح مسىء در مقام هوان و خوارى و در موضع ذلَّت و سوگوارى است و چون روح از دار الملك دنيا بآنجا رسد أرواح بعد از ملاقات و حسرت أحوال او خبر از خويش و أقرباء دنيا پرسند اگر گويد كه فلانى در دنيا باقيست اميد نجات او دارند .
و اگر گويد كه پيشتر از اين وفات يافته با يك ديگر گويند چون باينجا نيامد البتّه نجات از اين عذاب و عقاب يافت .
و از حضرت امام الباطن و الظَّاهر محمّد بن علىّ الباقر عليهما سلام الله الملك الغافر مرويست كه أرواح با يك ديگر حلقه حلقه نشينند و أكل و شرب نمايند و روح هر كس كمال مشابهت و مماثلت بصورت مثالى آن كس به حكم ايزد تعالى و تقدّس پيدا كند چنانچه اگر كسى روح مثالى كسى را به نظر آرد گويد كه اين فلانى است الحاصل در روح كه مخلوق قادر سبّوح است در او خلاف و اختلاف بسيار است و أفضل المتقدّمين و المتأخّرين شيخ بهاء الملَّة و الدّين العاملى أسكنه الله تعالى في الفردوس العالى در بعضى از مصنّفات خويش مسمّى بكشكول چهارده قول در باب روح نقل نمود ، و مترجم بعضى از آن أقوال كه باعتقاد اين شكسته بال بصحّت أقرب و بقرآن و حديث أنسب بود در بعضى از مؤلَّفات خويش كه ترجمهء الاعتقاداتست به أوضح البرهان بيان نمود و الله أعلم بالصّواب .
زنديق گفت : يا أبا عبد الله روح مصلوب بكجا مخفى و محجوب گردد ؟
حضرت امام الخلائق جعفر بن محمّد الصّادق عليه السّلام فرمود كه :