جواب : امّا سجود بر قبر در نماز فريضه و نافله جايز نيست و آنچه معمول و مقبول أرباب علم و كمال و أصحاب فضل و حال است آنست كه خدّ أيمن بر قبر گذارد و عرض أحوال بخدمت آن ولىّ ملك متعال نمايد .
امّا نماز ، فريضه را در عقب قبر و قبر را در پيش خود گذارد و بر قبر أئمّة البشر تقديم در نماز و بندگى ايزد أكبر و تساوى و برابر قبر نيز بايستد .
سؤال : آيا مرد را جايز است كه در وقت اشتغال او بنماز فريضه و نماز نافله در دست او سبحه باشد و در آن حال مرد مصلَّى آن سبحه را بگرداند و حال آنكه او بنماز و به عبادت حضرت عزّ و جلّ مشتغل باشد ؟
جواب : جايز است اگر خوف سهو و غلط بود .
از جواب آن ولايت مآب مستفاد مىگردد كه در حالت عدم خوف روا نيست .
سؤال : آيا مسبّح را جايز است كه در وقت تسبيح سبحه را بدست چپ بگرداند يا نه ؟
جواب : جايز است و الحمد لله .
سؤال كرد و گفت كه مروى است از فقيه كه در فروختن وقف خبر مأثور ، و أجر موفورست گاهى كه وقف بر قوم باشد و بعد از ايشان براى أعقاب آن جماعت مقرّر شده باشد .
امّا أهل اجتماع بر بيع آن وقف كرده باشند ليكن بيع آن أصلح باشد از نگاهداشتن در اين حال از بعضى أرباب وقف آيا حصّه و سهم او را خريدن جايز است يا آنكه تا جميع أصحاب وقف و أرباب حصص و سهام آن اجتماع بر ابتياع آن نكند خريدن سهم بعضى بدون رضاى بعض -
ديگر در بيع حصّه خود روا نيست ؟ جواب اگر وقف بر امام مسلمانان باشد بيع آن جايز و روا نيست امّا اگر وقف بر قوم يعنى بر يك صنف از مسلمانان باشد هر يك آن طايفه را ميرسد كه حصّهء خود را فروشند خواه مجتمع باشند خواه متفرّق يعنى خواه همهء آن طايفه اجتماع بر بيع حصص و سهام خود نمايند و فروشند .
يا آنكه بعضى راضى بر بيع حصّهء خود باشند و بعضى ديگر راضى نباشند از جمعى كه راضىاند خريدن حصّهء آن جمع جايز است ان شاء الله تعالى .
سؤال : آيا محرم را جايز است كه موى ته بغل را بگذارد يا نگذارد . و ايضا محرم را شانه كردن رواست يا نه ؟
جواب : جايز است و با لله التّوفيق .
سؤال : اگر ضرير يعنى مريضى كه درد چشم دارد پيش از آنكه مرض رمد عارض او گردد بر مقدّمه شاهد گردد و خط و نشان خود در آن كاغذ قلمى نمايد .
بعد از آن آن مرد ضرير مكفوف و نابينا شود بنوعى كه أصلا خطَّ و نشان خود را نبيند تا بعد از رؤيت و معرفت نشان و خط شهادت بر آن مقدّمه دهد آيا شهادت او جايز است يا نه ؟
يا آنكه مرد ضرير بر مقدّمه كه شاهد بود آن را فراموش كند و بعد از تقضّى مدّت حقايق آن را كما كان الموافق بخاطرش آيد آيا او را جايز و لايق است كه شهادت بر شهادت سابق دهد يا نه ؟
جواب : اگر شهادت را بحفظ آرد و حفظ وقت شهادت كند بىشبهت شهادتش بر آن مقدّمه جايز و عيانست .
سؤال : از مردى كه وقف ضياع و دابّهء خود كند و شخص معيّن را وكيل و متولَّى وقف گرداند و شاهد بر آن أمر بگيرد بعد از آن وكيل متولَّى گردد ، يا وضع او متغيّر و حال صلاح و سدادش نوع ديگر شود و متولَّى وقف غير او گردد آيا جايز است كه همين شاهد گواه شود براى اين شخص كه الحال قايم مقام وكيل أوّل شده بود گاهى كه أصل براى يك كس باشد يا جايز نيست ؟
جواب : بغير شهادت جايز نيست زيرا كه اين شهادت براى مالكست نه از براى وكيل و حال آنكه حضرت ايزد متعال أمر باداى شهادت بر منهج حقّ و صواب نمود چنان كه در قرآن لازم الاذعان ميفرمايد كه : * ( أَقِيمُوا الشَّهادَةَ لِلَّه ) * .
سؤال : از نماز دو ركعت آخر چهار ركعتيها و آخر سه ركعتى كه در دو ركعت أخيره چهار ركعتى و يك ركعت آخر سه ركعتى روايات بسيارست .
بعضى از أصحاب روايت كردند كه اگر مصلَّى الحمد تنها در آخر دو ركعت چهار ركعتيهاى فرايض و در يك ركعت آخر سه ركعتى شام تلاوت كند أفضل است .
و بعضى روايت كردند كه تسبيح سبحان الله و الحمد لله و لا آله الَّا الله و الله اكبر گفتن أفضل است چون روايات مختلف است أفضل كدام تا ما به آن عمل نمائيم ؟
جواب : تسبيح نسخ قرائت امّ الكتاب در دو ركعت آخر نمازهاى چهار ركعتى نمود و نسخ قرائت تسبيح قول امام الهادى العالم علىّ الهادى صلَّى الله عليه و آله و سلَّم است زيرا كه آن امام الأعلم عليه السّلام فرمود كه :
هر نمازى كه در او قرائت نباشد يعنى تلاوت الحمد در او نباشد آن از شيوهء
نماز و طاعت بيرون است مگر آنكه مصلَّى عليل يا كثير السّهو در قرائت باشد و به واسطهء همين پيوسته از بطلان نماز و عبادت حضرت رحيم الرّحمن ترسد در اين صورت او را رسد كه تلاوت الحمد نكند .
سؤال نمود كه در نزد ما مشهور است كه ربّ الجوز از براى وجع حلق و گرفتگى آواز نافع است و طريق استعمال آن آنچه در ميان مردمان اشتهار دارد آنست كه جوز تازه را پيش از آنكه خوب بندد آن را ميگيرند و خوب نرم ميكوبند و آب آن را مىافشرند و صاف ميكنند و چندان ميجوشانند كه بنصف آيد و خوب مطبوخ گردد ، بعد از آن از بالاى آتش فروز آورده يك شبانهروز نگاه ميدارند ، بعد از آن شش رطل آن را يك رطل عسل مىاندازند و در بالاى آتش نرم جوش ميدهند و كف آن را ميگيرند و نوشادر و شبّ يمانى از هر يك نيم مثقال خوب مىسايند و آب در آن مىاندازند و يك درم زعفران مسحوق در آن انداخته جوش دهند تا بكف آيد .
بعد از آن كف را بگيرند و بپزند تا مثل عسل بقوام آيد و ثخين گردد پس از آن از آتش فروز مىآرند و سرد ميگردانند و از آن مىآشامند آيا شرب آن جايز است يا نه ؟
جواب : فرمود كه اگر بسيار آن مزاج انسان را متغيّر گرداند تا به حدّ سكر آن رساند پس قليل و كثير آن حرامست و اگر مسكر نباشد بىشبهه شرب آن حلال باشد .
سؤال : مردى را حاجت پيش آيد و در عمل آن و تركش متحيّر بود كه آن را معمول گرداند يا ترك كند بعد از آن دو خاتم بگيرد بر يكى از آن بنويسد كه نعم افعل و بر ديگرى نويسد كه لا تفعل و چند مرتبه بهمين نوع استخاره
كند بعد از آن به بيند يكى را و هر چه برآيد از أمر و نهى بدان عمل كند آيا اين فعل جايز است و عامل و تارك آن مثل مستخير است كه استخارهء او موافق شرع شريف است يا آنكه آن استخاره نيست ؟
جواب فرمود آنچه سنّت امام العالم عليه السّلام بود همين استخاره بر رقاع صلاة بود .
سؤال از نماز جعفر بن أبى طالب رضى الله عنه نمود كه آن كدام وقت أفضل است و آنچه در آن نماز خوانده شود كدام بهتر است و آيا در آن نماز قنوت هست يا نه و اگر قنوت بود در كدام ركعت اين نماز است ؟
جواب أفضل وقت براى اين نماز أوّل صدر نهار روز جمعه است بعد از آنكه روز جمعه ميسّر نباشد هر روز از أيّام در هر وقت از أوقات كه خواهد نماز - جعفر بن أبى طالب رضى الله عنهما خواه در شب و خواه در روز گزاردن اين نماز رواست و در اين نماز دو مرتبه قنوت است در ركعت دوّم قنوت آن پيش از ركوع است و در ركعت چهارم بعد از ركوع .
سؤال از مردى كه نيّت نمود كه چيزى از مال خود اخراج كند و آن را بيكى از برادران مؤمن رساند بعد از آن در ميان خويشان خود شخصى محتاج يابد آيا آن مال را بهمان مؤمن كه براى او اخراج كرده و نيّت نمود صرف كند يا آن مال را من غير تراخى و اهمال حوالهء أقرباى محتاج خود نمايد ؟
جواب داد كه صرف باين دو كس بآن كه أقرب و أدون باو در مذهب باشد نمايد و حديث از حضرت امام العالم صلَّى الله عليه و آله و سلَّم مروى و منقول است كه فرمود لا يقبل الصّدقة و ذو رحم محتاج .
يعنى : صدقه كردن آن مرد مؤمن بمؤمن ديگر در وقت كه صاحب مال
را ذو رحم محتاج باشد صدقهء او مقبول حضرت عزّ و جلّ نيست بلكه بر او لازم و واجب است كه صدقات مفروضه و مندوبه خود را بخويشان و أقرباى خود - مخصوص گرداند .
امّا أفضل در اين حال آنست آن مؤمن آن مال را ميان ذو رحم محتاج و ميان آن مؤمن كه آن مال را به نيّت او اخراج كرده قسمت كند و أصوب و أفضل عمل باين است .
سؤال از مهر زنان كه أصحاب ما را اختلاف در وجوب آنست ، بعضى ميگويند كه مهر در دنيا و آخرت بر ذمّت زوج است و بعضى خلاف اين ميگويند ؟
جواب داد كه اگر بر زوج كتاب بمهر و سند باشد آن مهر بر ذمّت زوج دين شرعى و لازمست در دنيا و آخرت و اگر بر زوج كتاب باشد كه در آن ذكر صدقات بنام زوجه ذكر شده باشد مهر ساقط است هر چند دخول واقع شده باشد زيرا كه ميتواند بود كه آن صدقات كه در آن كتاب مرقوم گشته در عوض مهر با آن زن داده باشد و اگر بر زوج كتاب نبود پس اگر دخول آن واقع شده باشد ساقط است باقى صدقات كه تسليم آن عورت نشده باشد زيرا كه أفعال مسلمين محمول بر صحّت است يحتمل آن عورت بهمان قدر صدقه كه تسليم او شده آن را مهر خود دانسته راضى بدخول شده باشد .
سؤال از أصحاب عسكرى عليه السّلام از كسى مروى است كه از آن حضرت سؤال نمودند كه آيا در پوست خز كه كنارهء آن را بپوست أرانب گرفته باشند نماز صحيح است يا نه ؟
توقيع : بيرون آمد جايز نيست ، و در روايت ديگر از آن حضرت ( ع ) نقل نمودند كه جايز نيست پس ما بكدام ازين دو قول عمل نمائيم ؟
جواب داد كه اين أوبار و جلود است آنچه أوبار است كه أصلا جلد در آن نيست آن حلال است .
سؤال : از بعضى علماء از معنى قول امام الخلائق جعفر بن محمّد صادق عليه السّلام فرمود :
لا يصلَّى في الثّعلب و لا في الثّوب الَّذى يليه .
جواب : آن جماعت گفتند كه حضرت امام عليه السّلام ارادهء جلود نمود نه غير آن .
سؤال از آن حضرت نمودند كه در شهر اصفهان جامه عتابى بر عمل وشى از قزّ و ابريشم مىبافند آيا در آن ثياب نماز جايز است يا نه ؟
جواب داد كه نماز جايز نيست الَّا در جامه كه ممزوج به پنبه باشد يا كتان سؤال از مسح رجلين آيا ابتداء بكدام مينمايد بپاى راست ابتداى مسح ميكند يا بهر دو پا را بيكبار مسح كند دست راست مسح پاى راست كند و به دست چپ مسح پاى چپ ميكند ؟
جواب اگر ابتدا بمسح يكى از رجلين كند بايد ابتداء به مسح پاى راست كند .
سؤال : از صلاة جعفر عليه السّلام آيا جايز است كه آن نماز در سفر مؤدّى گردد يا نه ؟
جواب صلوات جعفر رضى الله عنه نماز سنّت است در سفر و حضر تأديه آن جايز و درخور است .
سؤال از تسبيح حضرت فاطمة الزّهراء عليهما السّلام اگر كسى از روى سهو و فراموشى زياده در تكبير از سى و چهار بار گويد آيا او را مراجعت به شصت و شش بار ميكند يا استيناف تكبير مينمايد آنچه واجب است بيان كنيد ؟
جواب : هر گاه در تكبير كسى سهو كند تا آنكه از عدد سى و چهار درگذرد عود و رجوع به سى و سه بار نمايد و در آن بنا گذارد و اگر در تسبيح سهو كند تا آنكه هفتاد و هفت تسبيح بگويد معاودت بشصت و شش تسبيح كند بنا بر اين نهد و اگر سهو در تحميد كند تا آنكه صد بار تكرار كند ، بر او چيزى لازم نبود .
از محمّد بن عبد الله بن جعفر الحميرى رحمه الله منقول و مروى است توقيع ديگر سواى آن توقيع از ناحيهء مقدّسه حرسها الله بعد از توقيع مسائل مذكوره بدين وجه بيرون آمد كه :
بسم الله الرّحمن الرّحيم : لا لأمر الله تعقلون و لا لأوليائه تقبلون حكمة بالغة فما تغني الايات و النّذر عن قوم لا يؤمنون السّلام علينا و على عباد الله الصّالحين .
پس هر گاه شما ارادهء توجّه بخداى تعالى و بسوى ما نمائيد پس بگوئيد چنانچه حضرت ربّ العالمين ميفرمايد كه : و سلام على الياسين يعنى : شما نيز بگوئيد كه :
السّلام عليك يا داعى الله و ريّانى آيته .
السّلام عليك يا باب الله و ديّان دينه .
السّلام عليك يا خليفة الله و ناصر حقّه .
السّلام عليك يا حجّة الله و دليل ارادته .
السّلام عليك يا تالى كتاب الله و ترجمانه .
السّلام عليك في آناء ليلك و أطراف نهارك .
السّلام عليك يا بقية الله في أرضه .