در این جهت عینا همین طور فکر میکنند . پس آیه آخر دو مرتبه برگشت به مسأله ولاء . - مقصود از اصحاب القبور چیست ؟ اصحاب القبور یعنی مردگان . - ( نامفهوم ) اینجا را البته دو سه جور تفسیر کردهاند که من یک جورش را گفتم . بعضی میگویند " کفر " ستر و پشاندن است و در اینجا کفار یعنی کسانی که اموات را دفن میکنند ، یعنی همین طور که وقتی کسی میت را دفن کرد دیگر بعد مأیوس برمیگردد ، اینها هم از نظر اینکه آخرتی باشد در آن حد مأیوس هستند ، ولی همان طور که تفاسیر دیگر گفتهاند اینجا " کفار " یعنی این کفار معهود ، یعنی مشرکین قری ، و معنی صحیح آیه همین است که آنچنان که این قریش مأیوسند از اموات که دو مرتبه محشور شوند ، یهود هم ( درباره آخرت ) مثل آنها فکر میکنند و مأیوسند . ایام محرم نزدیک است و ایام ایام مصیبت است ، و عجیب است که من در سال 41 ( سال فوت مرحوم آقای بروجردی ) که دو سه ماه بود ( ایشان فوت کرده بودند ) ( ایشان در ماه شوال فوت کردند ) در مثال همین ایام که محرم نزدیک بود و چند روزی به محرم بیشتر نمانده بود ، ایشان راخوب دیدم ، حال آن خواب کیفیتی دارد و به تفصیل است ، و خودم معنی این خواب را نفهمیدم . شخصی بود به نام آقای حاج آقا احمد که قمی بود و فوت کرد . او عجیب تعبیر خواب میکرد . حتی خود مرحوم آقای بروجودی گاهی یک خوابهایی که میدیدند حاج آقا احمد را برای تعبیر میخواستند . من به آقای حاج آقا احمد تلفن کردم و تعبیر
خواب را خواستم . من حقیقتش وجهش را نفهیدم که او از کجای آن خوابی که من دیده بودم این جور فهمید . ( آن وقتها من منبر نمیرفتم ، مدتی بود منبر را ترک کرده بودم . ) گفت معنی این خواب این است که منبر را ترک نکن ، یعنی معنی این خواب این است که - حال تعبیر او چه بود یادم نیست - نوکری امام حسین را به کلی رها نکن . من دیگر به همان که او گفت عمل کردم و به تعبیری که او کرد ترتیب اثر دادم . دیروز صبح بعد از نماز - که من معمولا میخوابم - خوابیدم ، خواب دیدم که یک مجلس معظمی است ، همه اهل علم و علما هستند و ما یک جایی نشستهایم و مثل اینکه انتظار داریم که آقای بروجردی وارد شوند و بعد گفتند ایشان عن قریب میخواهند وارد شوند . مجلس از جا حرکت کرد ، مثل همان زمان حیاتشان ، من هم به سرعت ( تلاش ) کردم که بلند شوم ، عبایم پیچید به دست و پایم ، خودم را کشیدم به یک طرف و بعد عبایم را از دست و پایم باز کردم و بلند شدم . ایشان هم اتفاقا آمدند همان جا که من نشسته بودم . جا را خالی کردم . مثل اینکه من میدانستم ایشان همین جا باید بنشینند که جا را آنجا خالی کردم ، بعد دیدم ایشان رفتند روی صندلی و میخواهند برای مردم صحبت کنند ، آنهم نمیخواهند درس بگویند ، میخواهند منبر بروند . دیدم ایشان در منبر گفتند که " ما واعظها " . من در عالم خواب تعجب کردم ، با خود گفتم آقای بروجردی ! ( میدانستم ایشان در همان زمان منبر هم میرفتند ، در دوره مرجعیتشان مخصوصا در بروجرد در ماه رمضان گاهی منبر هم میرفتند ولی بالأخره ایشان مرجع تقلید بودند نه واعظ ) چطور ایشان میگویند " ما واعظها " ؟ ! بعد هم نگاه کردم دیدم شال سفید هم به سرشان است . تعجب کردم . بعد - خواب است ، صحنهها عوض میشود - دیدم ایشان در شهر دیگری هستند و در آنجا هم باز همین طور منبر میروند ولی با
همان احترامات مرجعیتی که دارند . در یک باغی بود ، همین قدر که آمدم پایین ، یک وقت دیدم که ایشان در کنار آبی هستند و آنجا مثل اینکه میخواهند وضو بگیرند . فکر کردم بروم جلو ، که یادم افتاد ( ما ) شاگرد ایشان بودیم ، گفتم بروم دست آقا را ببوسم . رفتم آنجا و دیدم ایشان پشت سر هم صورتشان را زیر آب میکنند ، بعد یکدفعه متوجه شدم ، مثل اینکه جوی آبی بود و آب صافی داشت میآمد ، دیدیم ایشان صورتشان را داخل آب گذاشتهاند ، نصف صورتشان داخل آب است و نصف صورت بیرون ، چشمها را هم روی همدیگر گذاشتهاند ، یک حالی ، مثل حال استغرق عارفانهای ، مثل یک عارفی در حال استغراق که از دنیا و مافیها غافل است ، حال گریهای و این قلب مثل اینکه همین جور تپش میکند و ناله میکند و اسم مبارک حضرت امام حسین را میآورند : ای حسین ، این حسین فرزند علی ، ای حسین فرزند زهرا ، همین جور ناله میکند و ناله میکند ، برای خودش ، یعنی خودش برای خودش دارد روضه میخواند و خودش هم دارد همین جور گریه میکند آنهم چه جور گریهای ، نه گریهای که اثرش در اشکش خیلی نمایان باشد ، یک حالتی که اصلا مثل اینکه حس نمیکند که دنیایی هم وجود دارد ، یعنی این طور غرق شده در امام حسین ! بعد که بیدار شدم ، یادم افتاد که آن خوابی هم که من چند سال پیش دیدم دو سه روز قبل از محرم بود . حالا هم باز میبینیم که چند روز قبل از محرم . . .[1]چند کلمه هم دعا کنیم : باسمک العظیم الاعظم الاعز الاجل الاکرم یا الله پروردگارا دلهای ما به نور ایمان منور بگردان .
[1]( چند ثانیهای از بیانات استاد شهید ضبط نشده است . )
پروردگار را به ما توبه قبل الموت عنایت بفرما ، به ما راحت عند الموت بفرما ، مغفرت بعد الموت را شامل حال ما بگردان . پروردگارا پردههای غفلت را از جلوی چشمها و گوشها و دلهای ما به لطف و عنایت خودت بردار ، توفیق توبه و اخلاص به همه ما عنایت بفرما ، بیماریهای روحی جسمی ما را به کرم و لطف خودت شفا ببخش . پروردگارا اموات ما مشمول مغفرت و عنایت خودت بفرما . رحم الله من قرأ الفاتحة مع الصلوات .