آزمند است و دائما میخواهد جمع کند و هم آنچه را که دارد حاضر نیست به هیچ قیمتی جود کند . این دیگر بدترین صفتها در مورد مال و ثروت است . رسول اکرم صلی الله علیه و آله در دوره اسلام در حال طواف بودند . مردی را دیدند که در حال طواف چنین دعا میکند : خدایا مرا بیامرز اگرچه میدانم که مرا نمیآمرزی ! فرمودند : چرا خدا تو را نیامرزد ؟ عرض کرد : یا رسولالله ! گناه من خیلی زیاد است . از کوهها و از زمین و از آسمان هم بیشتر است . فرمودند : آیا گناه تو از خدا هم بزرگتر است ؟ گناه تو از خدا که دیگر بزرگتر نیست ، گناهت چیست ؟ گفت : یا رسولالله ! من آدمی هستم که اگر کسی سراغ من بیاید و از من یک درهم بخواهد جان من میخواهد بیرون بیاید ، اگر بفهمم کسی از من چیزی میخواهد اینچنین ناراحت میشوم . فرمود : دور شو ، آیا نمیدانی کسی که اینچنین باشد بوی بهشت را" « و من یوق شح نفسه فاولئک هم المفلحون »" ؟ تعبیر قرآن را ببینید . شح را برای انسان به منزله یک دشمن تلقی کرده است . قبلا خواندیم : " « ان من ازواجکم و اولادکم عدوا لکم »" برخی از همسران و فرزندان شما دشمنان شما هستند ، و بعد خداوند چنین فرمود : " « انما اموالکم و اولادکم فتنه »" . در اینجا دیگر ازواج ذکر نشده است. اولاد دو بار ، ازواج یکبار و اموال هم یک بار ذکر شده است . در آیه مورد بحث میفرماید : " « و من یوق شح نفسه »" . شح باز مربوط به مال است . هر کسی که نگهداشته بشود از شر شح ، یعنی از این دشمن . میبینیم شح که صفتی مربوط به مال است مانند یک دشمن تلقی شده است . نتیجه این میشود که همانطور که ازواج و اولاد عملا گاهی بهصورت دشمن درمیآید ، مال و ثروت هم گاهی بهصورت دشمن درمیآید ولی آن که دشمن است خود
وجود عینی مال نیست بلکه آن صفت قائم به نفس انسان است که نامش " شح " است . کسانی که از شر این دشمن نگهداشته بشوند آنها رستگاران هستند ، یعنی درصورتی که کسی از این شر نگهداشته نشود هیچوقت رستگار نمیشود .
" « ان تقرضوا الله قرضا حسنا یضاعفه لکم »" اگر قرض بدهید به خدا ، قرض نیک ، قرضالحسنه ، خدا آن را به شما رد میکند و مضاعف هم میکند . " « و یغفر لکم »" و از گناهان گذشته شما هم میگذرد " « والله شکور حلیم »" و خدا شکور و قدردان و حلیم و بردبار است . این تعبیر را در گذشته داشتیم : " « من ذا الذی یقرض الله قرضا حسنا »"[1]. در اینجا میفرماید : " « ان تقرضوا الله قرضا حسنا »" اگر به خدا قرض بدهید قرض حسن .
قرض حسن
کلمه " قرض " معنایش در اصطلاح معمولی همین است که کسی مالی را به شخص دیگری به عنوان قرض بدهد تا بعد پس بگیرد . این دو گونه است : یک وقت هست که بدون هیچگونه سودی و منفعتی آن را میدهد و پس میگیرد ، این را میگویند قرض حسن . اما اگر سودی بخواهد ، به هر نوع و به هر رنگی که باشد ، این اسمش " ربا " ست که از آن حرامترین حرامهاست یعنی یک گناه بسیار کبیره است . این در مورد قرض . قرآن همین تعبیر را ذکر کرده است ولی در تعبیرات قرآن وقتی میفرماید که به خدا قرضالحسنه بدهید ، هم شامل قرضالحسنه معمولی میشود و هم شامل امری دیگر . در مورد اول ، معنای آیه این میشود : آنچه که شما به بندگانی که نیازمند به قرض هستند بدون چشمداشت و سود قرض بدهید[1]حدید / . 11
گویی به خدا قرض دادهاید ، اجرش را از خدا بخواهید . ولی آیه قرآن منحصر به این نیست . هر نوع عمل خیری را قرآن قرضالحسنه تلقی میکند ، مخصوصا خیرات مالی را ، یعنی آنچه را که شما انفاق میکنید . انفاقاتی که در راه خدا میکنید درواقع به خدا قرض دادهاید ، یعنی هیچ انفاقی از انسان نیست که از دست برود . همین که انفاق میکنید باز درواقع به خدا قرضالحسنه دادهاید . رحم الله من قرا الفاتحه مع الصلوات