بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 181

تفسیر سوره انفال (13)

اعوذ باللَّه من الشیطان الرجیم

انَّ الَّذینَ امَنوا وَ هاجَروا وَ جاهَدوا بِامْوالِهِمْ وَ انْفُسِهِمْ فی سَبیلِاللَّهِ وَ الَّذینَ اوَوْا وَ نَصَروا اولئِک بَعْضُهُمْ اوْلِیاءُ بَعْضٍ وَ الَّذینَ امَنوا وَ لَمْ یهاجِروا ما لَکمْ مِنْ وَلایتِهِمْ مِنْ شَیءٍ حَتّی یهاجِروا وَ انِ اسْتَنْصَروکمْ فِی الدّینِ فَعَلَیکمُ النَّصْرُ الّا عَلی قَوْمٍ بَینَکمْ وَ بَینَهُمْ میثاقٌ وَ اللَّهُ بِما تَعْمَلونَ بَصیرٌ. وَ الَّذینَ کفَروا بَعْضُهُمْ اوْلِیاءُ بَعْضٍ الّا تَفْعَلوهُ تَکنْ فِتْنَةٌ فِی الْارْضِ وَ فَسادٌ کبیرٌ[1].

ولاء مثبت و ولاء منفی

چهار آیه است در آخر سوره مبارکه انفال راجع به ولاء مسلمین بعضی بعض دیگر را، و راجع به عدم ولاء میان مسلمین و کفار. حتماً کم و بیش با این مطلب آشنا هستید که مطلبی در دین مقدس اسلام که

[1]. انفال/ 72 و 73.


صفحه 182

دینی اجتماعی است مورد تأکید و اصرار واقع شده است به نام موالات مؤمنین یکدیگر را، و در مقابل، دستور رسیده است به منع موالات مؤمنین و مسلمین کافران را. اتفاقاً چندی پیش در مقالهای که تحت عنوان «ولاءها و ولایتها» چاپ شده است این مطلب را تا حدی تشریح کردم. حالا به مناسبت این آیات، توضیحی راجع به این کلمه عرض میکنم.

معنی کلمه «ولاء» که «ولایت» و «تولّی»- که به غلط تولّی» میگوییم- و «ولی» و «مولا» و غیره همه از این کلمه مشتق شده است «اتصال و نزدیکی» است.

وقتی که دو چیز یا دو شخص به یکدیگر آنچنان نزدیک باشند که در میان آنها فاصلهای وجود نداشته باشد، عرب این را «توالی» مینامد؛ کما اینکه ما در اصطلاح فارسی کلمه «توالی» را در جایی به کار میبریم که دو چیز بلافاصله پشت سر یکدیگر باشند یعنی بینشان فاصله نباشد. ولی وقتی میگویند مسلمین باید نسبت به یکدیگر ولایت داشته باشند یا ولاء یکدیگر را داشته باشند مقصود این نیست که بدنهاشان به یکدیگر نزدیک باشد، بلکه مقصود این است که روحهاشان به یکدیگر نزدیک باشد و روابط اجتماعیشان با یکدیگر روابط نزدیک باشد. و لهذا مثلًا اینکه یک کسی دیگری را اعانت کند، به دیگری کمک بدهد، خودش یک ارتباطی است، یک اتصالی است، یک پیوند است، نوعی ولایت است که در قرآن «ولاء» نامیده میشود؛ یعنی یکدیگر را کمک بدهید. ولاء یکدیگر را داشته باشید یعنی تعاون در میان شما حکمفرما باشد، که اگر بخواهیم روح مطلب را در مظاهر مختلفش بشکافیم همان مطلبی است که پیغمبر اکرم با آن تشبیه بسیار عالی


صفحه 183

بیان فرمود:

مَثَلُ الْمُؤْمِنینَ فی تَوادُدِهِمْ وَ تَراحُمِهِمْ وَ تَعاطُفِهِمْ مَثَلُ الْجَسَدِ اذَا اشْتَکی مِنْهُ عُضْوٌ تَداعی لَهُ سایرُ الْجَسَدِ بِالسَّهَرِ وَ الْحُمّی[1].

یعنی مَثَل اهل ایمان مَثَل یک پیکر است. آنها به منزله اجزای یک پیکرند که اگر عضوی به درد آید سایر عضوها با تب و بیداری با او همدردی میکنند. هر وقت مسلمانان به این شکل در آمدند که حکم اعضای یک پیکر را پیدا کردند یعنی روابطشان و نزدیکیشان با یکدیگر و اشتراکشان در سرنوشت یکدیگر، همدردی و همکاری و همدلیشان به آنجا رسید که حکم اعضای یک پیکر را پیدا کردند، منظور قرآن در باب ولاء مؤمنین و مسلمین نسبت به یکدیگر عملی شده است. در آن مقاله عرض کردم که ما یک ولاء اثباتی داریم و یک ولاء نفیی. قرآن یک جا میگوید ولاء داشته باشید و یک جا میگوید نداشته باشید. مسلمین را میگوید نسبت به یکدیگر ولاء داشته باشید، نسبت به کفار نداشته باشید. این معنایش این است که شما مسلمین باید یک پیکر را تشکیل بدهید نه اینکه عضو یک پیکر دیگر بشوید که آن پیکر مال دیگران است، خواه شما در آنها مستهلک بشوید و یا شما و آنها مجموعاً یک پیکر را به وجود آورید. این از آن چیزهایی است که اسلام نمیپذیرد.

[1]. جامع الصغیر، ج 2/ ص 155.


صفحه 184

تقسیم رباعی قرآن

مهاجرین اولین یا سابقین اولین

گروهی از مسلمانهای صدر اسلام، مهاجرین اولین یا به تعبیر قرآن «السّابِقونَ الْاوّلون» نامیده میشوند. مهاجرین اولین یعنی کسانی که قبل از آنکه پیغمبر اکرم به مدینه تشریف ببرند مسلمان شده بودند و آن وقتی که بنا شد پیغمبر اکرم خانه و دیار را، مکه را رها کنند و به مدینه بیایند، اینها همه چیز خود را یعنی زن و زندگی و مال و ثروت و خویشاوندان و اقارب خویش را یکجا رها کردند و به دنبال ایده و عقیده و ایمان خودشان رفتند. این یک مسئله شوخی نیست. فرض کنید برای ما چنین چیزی پیش بیاید و بخواهیم برای ایمان خودمان کار بکنیم. خودمان را در نظر بگیریم با کار و شغل و زن و بچه خود، با همین وضعی که الان داریم، یکدفعه از طرف رهبر دینی و ایمانی ما فرمان صادر میشود که همه یکجا باید از اینجا حرکت کنیم برویم در یک مملکت دیگر یا در یک شهر دیگر، آنجا را مرکز قرار بدهیم.

ناگهان باید شغل و زن و بچه و پدر و مادر و برادر و خواهر و خلاصه زندگیمان را رها کنیم و راه بیفتیم. این از کمال خلوص و از نهایت


صفحه 185

ایمان حکایت میکند. قرآن اینها را مهاجرین اولین مینامد. البته کلمه «مهاجرین اولین» در اینجا نیامده است.

در قرآن در آیه دیگری «السّابِقونَ الْاوّلون»انصار

دسته دوم که اینجا به آنها اشاره شده است، کسانی هستند که قرآن آنها را «انصار» مینامد یعنی یاوران. مقصود، مسلمانانی هستند که در مدینه بودند و در مدینه اسلام اختیار کرده بودند و حاضر شدند که شهر خودشان را مرکز اسلام قرار بدهند و برادران مسلمانشان را که از مکه و جاهای دیگر- و البته بیشتر از مکه- میآیند در حالی که هیچ ندارند و دست خالی میآیند بپذیرند و نه تنها در خانههای خود جای بدهند و به عنوان یک مهمان بپذیرند بلکه از جان و مال و حیثیت آنها حمایت کنند مثل خودشان. به طوری که در تاریخ آمده است، منهای ناموس، هر چه داشتند با برادران مسلمان خود به اشتراک در میان گذاشتند و حتی برادران مسلمان را بر خودشان مقدّم میداشتند: وَ یؤْثِرونَ عَلی انْفُسِهِمْ وَ لَوْ کان بِهِمْ خَصاصَةٌ[1]. آن هجرت بزرگ مسلمین صدر اسلام خیلی اهمیت داشت ولی اگر پذیرش انصار نمیبود آنها نمیتوانستند کاری انجام بدهند. اینها را هم قرآن تحت عنوان وَالَّذینَ اوَوْا وَ نَصَروا [ذکر میکند:] آنان که این مهاجران را پناه دادند و یاری کردند. هم مهاجرت آنها در روزهای سختی اسلام بود، هم یاری کردن اینها. هم آنها گذشت و فداکاریشان زیاد بود هم اینها.

[1]. حشر/ 9.


صفحه 186

مؤمنین غیر مهاجر

مهاجرین آخرین

دسته چهارم مردمی بودند که بالاخره مهاجرت کردند اما نه در روزهای سختی بلکه در روزهای سستی یعنی بعد از صلح حدیبیه، بعد از آنکه کار مهاجرت آسان و قانونی شد. در جریان حدیبیه که جریان مفصلی است پیغمبر اکرم هنوز مکه را فتح نکرده بودند. در ماه ذیالقعده و ذیالحجه به قصد انجام عمل حج و بازدید روانه مکه میشوند. حجاج که در حال احرام هستند و قربانی با خودشان میبرند، به سوی مکه میروند به عنوان زیارت که عمل حجی انجام بدهند. با اینکه طبق قانون جاهلیت، در ماه حرام آنها باید اجازه بدهند ولو به دشمن خودشان، اما حاضر نشدند. لشکری بیرون


صفحه 187

فرستادند که ما جلو محمّد را میگیریم و نمیگذاریم بیاید.

پیغمبر اکرم هم گویا اصلًا مایل نبودند که در مکه خونریزی بشود؛ یک قرارداد صلح بستند که مسلمین اثر آن قرارداد صلح را ابتدا نمیدانستند ولی بعد اثرش را دیدند.

بسیار خوب است. یکی از شرایط صلح این بود که مسلمانانی که الان در مکه بسر میبرند در عقیدهشان آزاد باشند. این امر کار را آسان کرد یعنی به مسلمینی که در مکه بودند مقدار زیادی آزادی داد. بنابراین مهاجرت بعد از صلح حدیبیه چندان اشکالی نداشت. این دسته کسانی بودند که مهاجرین اولین نیستند، مهاجرین به اصطلاح آخرین هستند.

قرآن از هر چهار دسته یاد میکند. دسته مهاجرین اولین و دسته انصار را فوقالعاده تجلیل میکند به طوری که آنها را مؤمنین حقیقی مینامد. ولی آن دستهای که در مکه ماندند، به پای اینها نمیرسند. حتی میفرماید: شما آن حق ولایتی که با دیگران دارید با اینها ندارید چون اینها در بلاد کفر ماندند؛ از حقوق اجتماعی که باید داشته باشند مقداری محرومند. اینها واقعاً مثل مهاجرین اولین نیستند ولی با این حال اندکی با دیگران فرق دارند. قرآن مخصوصاً میان مسلمانانی که قبل از فتح مکه (حتی بعد از صلح حدیبیه) مسلمان شدند و مسلمانانی که بعد از فتح مکه مسلمان شدند تفاوتی قائل است. تصریح میکند که: لایسْتَوی مِنْکمْ مَنْ انْفَقَ مِنْ قَبْلِ الْفَتْحِ وَ قاتَلَ اولئِک اعْظَمُ دَرَجَةً مِنَ الَّذینَ انْفَقوا مِنْ بَعْدُ وَ قاتَلوا[1]میفرماید مردمی را که قبل از فتح مکه در راه خدا انفاق و جهاد کردند نمیشود برابر حساب کرد

[1]

. حدید/ 10.


صفحه 188

کفّار

اما کفار، بگذار خودشان با خودشان ولایت و پیوند داشته باشند. شما نباید در ولاء کفار داخل بشوید، نباید عضو پیکر آنها باشید. شما یک واحد مستقل هستید. به قدری قرآن روی این مسئله که مسلمین باید یک واحد مستقل و یک پیکر باشند اصرار و تأکید میکند که در کمتر موضوعی اینقدر تأکید کرده است. و در همین جا تعبیری دارد: الّا تَفْعَلوهُ تَکنْ فِتْنَةٌ فِی الْارْضِ وَ فَسادٌ کبیرٌ ای مسلمانان! اگر اینکه من میگویم به کار نبندید فتنه و فساد بزرگی در زمین رخ خواهد داد یعنی دیگر اسلامی باقی نمیماند. حالا من این آیات را تدریجاً معنی میکنم و ضمناً قدری توضیح میدهم.

در ابتدا همان دو دسته اول یعنی مهاجرین اولین و انصار را یاد میکند، میفرماید: انَّ الَّذینَ امَنوا همانا آنان که ایمان آوردند (دیگر اسم نمیبرد که ایمان به خصوصِ خدا یا پیغمبر؛ یعنی ایمان به آنچه اسلام گفته است: ایمان به خداوند، ایمان به پیغمبر، ایمان به قیامت و روز جزا و ایمان به امور غیبی و وحی و ملائکه؛ آنان که به همه اینها