بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 229

شندرغاز اگر میخواهید به یک مورد صحیحی، به یک مستحق شرعی بدهید، شیطان گویی دست شما را گرفته و پیدرپی میگوید نده. این علامت این است که ایمان شما ایمان نیست.

پس قرآن میگوید آدمی که روحش چنین روحی است آیا توقع دارد که اگر احیاناً [مالی را] داد خدا عملش را قبول کند؟ نه، ایمان نداری، در نتیجه عملت هم قبول نیست. وَ ما مَنَعَهُمْ انْ تُقْبَلَ مِنْهُمْ نَفَقاتُهُمْایمان، شرط بالا رفتن عمل

از اینجا انسان باید بفهمد که چه عملهایی قبول میشود چه عملهایی قبول نمیشود.

شرط قبول عمل، شرط اینکه عمل انسان بالا برود این است که انسان ایمان داشته باشد، چرا؟ علتش واضح است. انسان اگر به خدا ایمان نداشته باشد و اگر به روز قیامت ایمان نداشته باشد و اگر به پیغمبر و دستور پیغمبر ایمان نداشته باشد آیا امکان دارد که کاری را برای خدا بکند؟ او که به خدا ایمان ندارد چطور کار را برای خدا میکند؟! انگیزهاش در کار هرگز خدا و رضای خدا نخواهد بود. انسان انگیزهاش هرچه باشد به سوی همان چیز رفته است و همان را باید بخواهد. ما اگر کاری را برای خدا انجام


صفحه 230

میدهیم از خدا اجر باید بخواهیم ولی اگر کاری را برای مردم انجام میدهیم، برای ترس انجام میدهیم، برای مصلحتاندیشیهای دنیایی خودمان انجام میدهیم آنوقت توقع داریم که این عمل در نزد خدا قبول بشود؟! به ما بگویند این عملت نزد خدا رسید؟! من برای خدا عمل نکردم که عمل من برود پیش خدا.

فرض کنید کسی میآید مدرسهای یا بیمارستانی میسازد، هدفش چیست؟

مثلًا زمینهای زیادی میخرد، بعد میخواهد قیمت این زمینها بالا برود، برای اینکه قیمت این زمینها بالا برود باید کاری کرد که مردم رغبت کنند به اینجا بیایند. یک مقدارش را اختصاص میدهد به یک مدرسه، یک مقدارش را اختصاص میدهد به یک بیمارستان، یک مقدارش را اختصاص میدهد به یک مسجد، چون هرکسی که میآید در یک محل جدیدی زمین بخرد و خانه بسازد فکر میکند من اگر بیایم اینجا آیا مدرسهای خواهد بود که بچهام آنجا مدرسه برود؟ آن مالک میگوید ما این زمین را اختصاص دادهایم به مدرسه، وقتی آمدید اینجا مدرسه ساخته میشود.

مسجد چطور؟ ما به محلی که میرویم از مسجد که نباید دور باشیم. میگوید ما این زمین را اختصاص دادهایم به مسجد که شما وقتی که بیایید اینجا مسجد هم دایر خواهد شد. بیمارستان چطور؟ ما در این محل فکر بیمارستان را هم کردهایم، احیاناً اگر اهل این محل مریض بشوند نخواهند به نقطههای دوردست بروند. آنوقت میتواند قیمت زمین را بالا ببرد. کار خیر هم کرده، مدرسه ساخته، مسجد ساخته، بیمارستان ساخته؛ اما این مدرسه را برای چه ساخته؟ آیا برای خدا ساخته تا این مدرسه در نزد خدا قبول بشود؟ این را ساخته برای اینکه قیمت


صفحه 231

بهلول و ساختن مسجد

داستان معروفی هست که بهلول که مرد عاقلی بود ولی خودش را به دیوانگی زده بود و به همان عالم دیوانگی سر به سر بزرگان و اکابر میگذاشت و شوخی شوخی حقایق را به آنها میگفت (میگویند قوم و خویش و پسرعموی هارون هم بود) میرفت و به هارون به همان عالم دیوانگیاش حرفهایی را که هیچ عاقلی جرأت


صفحه 232

رابطه عمل و نتیجه در دنیا و آخرت

امکان ندارد که انسان به خدا ایمان نداشته باشد (و حتی در آیات دیگر مسئله ایمان به قیامت هم هست)، به قیامت ایمان نداشته باشد و عملش قابل قبول باشد. آدمی که به خدا و قیامت ایمان ندارد کاری را برای آنجا انجام نمیدهد تا آنجا بیایند به او مزد و اجر بدهند.


صفحه 233

کارش را برای اینجا انجام میدهد، اگر مزدی هم باشد همین جا به او میرسد. کارهای اینجا هم قرآن فرموده [به نتیجه رسیدن آن] صددرصدی نیست. کارهای قیامت صددرصدی است. اگر انسان برای قیامت کار کند یعنی برای خدا کار کند خدا وعده صددرصدی داده است که به نتیجه برساند: وَ مَنْ ارادَ الْاخِرَةَ وَ سَعی لَها سَعْیها وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَاولئِک کانَ سَعْیهُمْ مَشْکوراً[1]. اما اگر کسی برای دنیا کار کند چنین قولی به او داده نشده است که صددرصد به نتیجه برسد چون دنیا دار تزاحم است، خیلی وقتها انسان برای مقصدی کار میکند و نمیرسد. البته بیشتر به آن مقصد میرسد: مَنْ کانَ یریدُ الْعاجِلَةَ عَجَّلْنا لَهُ فیها ما نَشاءُ لِمَنْ نُریدُ[2]هر کسی که قصدش دنیا باشد همان دنیا را ما به او میدهیم اما نمیگوییم به همه میدهیم و به آن کسی هم که میدهیم هرچه میخواهد میدهیم، ولی میدهیم. قانون این عالم این است که هر کسی دنبال هرچیزی برود ما او را در راهی که میرود کمک کنیم: کلًاّ نُمِدُّ هؤُلاءِ وَ هؤُلاءِ[3]. ما این عالم را مانند مزرعهای ساختهایم که هر بذری در آن بپاشند همان بذر را به عمل میآورد. اگر انسان دنبال دنیا برود و بذر دنیا بکارد دنیا به او میرسد، اگر بذر خیر و آخرت بکارد آخرت به او میرسد. ولی در مورد دنیا صددرصدی نیست، یک وقت هم شما بذر را در این دنیا میکارید آفت میآید آن را از بین میبرد یا نزدیک به بار نشستن محصول سیلی میآید آن را از بین میبرد. ولی [به نتیجه رسیدن عمل] نسبت به آخرت صددرصد

[1]. اسراء/ 19.

[2]. اسراء/ 18.

[3]. اسراء/ 20.


صفحه 234

است.

پس امکان ندارد که انسان به خدا ایمان نداشته باشد و همچنین به رسول خدا ایمان نداشته باشد [و عملش به سوی خدا بالا برود. دلیل این که ایمان به رسول خدا هم لازم است این است:] رضای خدا را ما از کجا بفهمیم در چیست؟ من به خدا ایمان دارم، به قیامت و آخرت هم ایمان دارم، ولی من از کجا بفهمم که رضای خدا در چیست؟ من که مستقیم با خدا ارتباط ندارم، به عالم آخرت هم که من را نبردهاند که آنجا را به من نشان بدهند، من اگر بخواهم عمل کنم باید بفهمم رضای خدا در چیست و سخط خداوند در چیست، پس باید پیغمبرش را هم بشناسم و به گفته پیغمبر هم ایمان داشته باشم که وقتی عمل میکنم، هم ایمان به خدا داشته باشم و هم ایمان داشته باشم که کاری که انجام میدهم رضای خدا در همین کار است. از این جهت من باید به پیغمبر ایمان داشته باشم.

این است که میفرماید: وَ ما مَنَعَهُمْ انْ تُقْبَلَ مِنْهُمْ نَفَقاتُهُمْ الّا ... خدا بخل ندارد و از روی بخل رد نمیکند. عمل اینها قابل قبول نیست نه اینکه قابل قبول است ولی خدا رد میکند، چنان که گاهی یک چیز خوب و قابل قبولی به یک انسان میدهند، از روی عصبانیت آن را طرد میکند. مانع و نقصش در خود اینهاست، عمل اینها لایق قبول نیست. هیچ چیزی مانع نمیشود که خدا قبول کند انفاقاتی را که اینها به اصطلاح در خیریهها میکنند، در کارهایی که به حسب ظاهر خیر است و بالاخره نفع عموم در آن است، جز اینکه اینها کفَروا بِاللَّهِ به خدا ایمان ندارند وَ بِرَسولِهِ و به رسول خدا هم ایمان ندارند. بعد دو چیز دیگر ذکر میکند که علامت است برای این که لااقل بر خودشان


صفحه 235

ثابت بشود و از اینجا بفهمند [که نفاقی در آنها وجود دارد] چون بعضی از نفاقها هست که واقعاً خود انسان هم نمیداند منافق است. آدم منافق است و خودش خیال میکند مؤمن است، یعنی در عمق دلش شکها، شبههها، بیایمانیها، انکارها وجود دارد و خودش خیال میکند مؤمن است. میفرماید:

وَ لا یأْتونَ الصَّلوةَ الّا وَ هُمْ کسالی وَ لا ینْفِقونَ الّا وَ هُمْ کارِهونَ. این دو رکن را که قرآن همیشه ذکر میکند: اقیمُوا الصَّلوةَ وَ اتُوا الزَّکوةَعذاب الهی به وسیله مال و اولاد زیاد

فَلا تُعْجِبْک امْوالُهُمْ وَ لا اوْلادُهُمْ انَّما یریدُ اللَّهُ لِیعَذِّبَهُمْ بِها فِی الْحَیوةِ الدُّنْیا وَ تَزْهَقَ انْفُسُهُمْ وَ هُمْ کافِرونَای پیغمبر[1]اموال و اولاد اینها تو را به شگفت نیاورد[2]، اگر میبینی که خدا به اینها مال فراوان و اولاد

[1]. خطاب به پیغمبر اکرم است ولی در این جور خطابها بیشتر منظور دیگران هستند. حدیث است کهتعبیرات قرآن به «ایاک اعْنی وَ اسْمَعی یا جارَةُ» نازل شده یعنی خطاب به پیغمبر است اما مردم! شما بفهمید، مقصود شما هستید که بفهمید، خود پیغمبر اینها را میداند.

[2]. اعجاب یعنی به شگفت آوردن از سرور و خوشحالی؛ وقتی که انسان چیزی را میبیند و از عظمت و بزرگیاش خوشحال میشود به طوری که شگفتانگیز است.


صفحه 236

سخن زینب علیها السلام خطاب به یزید

آیه دیگری در قرآن هست که همان آیه را وجود مقدس زینب کبری در مجلس یزید برای یزید خواند. فرمود: یزید! تو خیال نکن حالا که این مُلک و این ثروت و این مال و این خدم و حشم و این همه وسائل برایت فراهم شده [مشمول لطف خدا هستی،] بگویی پس معلوم میشود خدا من را خیلی دوست دارد، این دلیل این است که خدا به من عنایت دارد؛ خدا خیلی من را دوست دارد که این همه اسباب و وسائل داده. بدان که منطق دیگری در کار است که قرآن آن را بیان کرده و آن این است که گاهی افراد به دلیل اینکه دیگر از چشم خدا افتادهاند یعنی مستحق کرامت خدا نیستند بلکه مستحق عقوبت خدا هستند خدا برای اینها وسائل فراهم میکند تا در آن راهِ گمراهی که رفتهاند بیشتر بروند و بیشتر مستحق عذاب خدا بشوند.

وَ لا یحْسَبَنَّ