خیره نشدن، یعنی نگاه را به خاطر نگاه نینداختن [و انجام ندادن[1].]
در آیه بعد میفرماید: وَ قُلْ لِلْمُؤْمِناتِ یغْضُضْنَ مِنْ ابْصارِهِنَّ وَ یحْفَظْنَ فُروجَهُنَ متقابلًا به زنان مسلمان هم بگو که عین همین مطلب را رعایت کنند؛ (اگر مقصود عورت باشد) به عورت یکدیگر نگاه نکنند و دامن خودشان را از زنا (و یا به قول دیگران از نگاه کردن دیگران) حفظ کنند. هرچه در آیه قبل راجع به غضّ بصر و حفظ فرج گفتیم در اینجا هم هست.
درباره زنها دستورهای دیگری هم راجع به پوشش آمده است، میفرماید: وَ لایبْدینَ زینَتَهُنَّ الّا ما ظَهَرَ مِنْها وَ لْیضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلی جُیوبِهِنَّ وَ لا یبْدینَ زینَتَهُنَّ الّا لِبُعولَتِهِنَّ ...[2]که خیلی مفصل است و در جلسه بعد این قسمت را برای شما بیان میکنم. و صلّی اللَّه علی محمد و آله الطاهرین.
باسمک العظیم الاعظم الاجلّ الاکرم یا اللَّه ...
خدایا عاقبت امر همه ما را ختم به خیر بفرما، دلهای ما را به نور ایمان منوّر بگردان، خیر دنیا و آخرت به همه ما کرامت کن، اموات همه ما را غریق رحمت خودت بفرما.
[1]. من درباره «غضّ» و «غمض» و فرق آنها در کتابی که در همین زمینه به نام مسئله حجاب نوشتهام بحث مفصل کردهام و دیگر در اینجا تکرار نمیکنم.
[1]. نور/ 31.
تفسیر سوره نور (5)
اعوذ باللَّه من الشیطان الرجیم
وَ قُلْ لِلْمُؤمِناتِ یغْضُضْنَ مِنْ ابْصارِهِنَّ وَ یحْفَظْنَ فُروجَهُنَّ وَ لایبْدینَ زینَتَهُنَّ الّا ما ظَهَرَ مِنْها وَ لْیضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلیجُیوبِهِنَّ وَ لا یبْدینَ زینَتَهُنَّ الّا لِبُعولَتِهِنَّ اوْ ابائِهِنَّ اوْ اباءِ بُعولَتِهِنَّ اوْ ابْنائِهِنَّ اوْ ابْناءِ بُعولَتِهِنَّ اوْ اخْوانِهِنَّ اوْ بَنی اخْوانِهِنَّ اوْ بَنی اخَواتِهِنَّ اوْ نِسائِهِنَّ اوْ ما مَلَکتْ ایمانُهُنَّ اوِ التّابِعینَ غَیرِ اولِی الْارْبَةِ مِنَ الرِّجالِ اوِ الطِّفْلِ الَّذینَ لَمْ یظْهَروا عَلیعَوْراتِ النِّساءِ وَ لا یضْرِبْنَ بِارْجُلِهِنَّ لِیعْلَمَ ما یخْفینَ مِنْ زینَتِهِنَّ وَ توبوا الَی اللَّهِ جَمیعاً ایهَا الْمُؤْمِنونَ لَعَلَّکمْ تُفْلِحونَ[1].
این آیه و آیه قبل هردو درباره وظیفه زن و مرد در برخورد با یکدیگر، به
[1]. نور/ 31.
یکسانی مسئله چشمچرانی و ستر عورت در مورد زن و مرد
اینجا دو مطلب باید عرض کنم. این دو مطلب در مورد خانمها، با این که هیچ فرقی با آنچه در مورد مردهاست نمیکند، تا اندازهای کوچک شمرده میشود: یکی این که زنها شاید این جور خیال کنند که فقط مردها مجاز نیستند که به زنها نگاه کنند (حال مطلقاً نمیتوانند یا از روی ریبه و تلذذ نمیتوانند، بعد بحث میکنیم) و دیگر زن چنین ممنوعیتی نسبت به مرد ندارد و حال آن که هیچ فرق نمیکند، اگر جایز نیست برای هردو
وظیفه پوشش برای زن
راجع به این دو مطلب، قرآن دستوری که به مرد میدهد مشابه آن را به زن هم میدهد و دستوری که به زن میدهد مشابهش را به مرد هم میدهد، ولی برای زنان یک وظیفه دیگری قائل شده است که این وظیفه، دیگر برای مرد نیست و آن این که زن را مکلّف کرده است که باید خودش را بپوشاند ولی مرد را مکلّف نکرده است، یعنی این تکلیف
متوجه زن است نه متوجه مرد. تعبیر قرآن این است: «زنان زینت خودشان را نباید آشکار کنند.» البته زینت ولو جدا هم باشد- مثل یک النگو که در کناری افتاده- مقصود نیست، بلکه زینت در حالی که در بدن است مقصود است چون [آشکار کردن آن] مساوی است با دیدن خود زن. زنان نباید زینت خودشان را ظاهر کنند، اعمّ از اینکه از نوع زینتی باشد که بشود از بدن جدا کرد مثل النگو و یا انگشتر، یا زینتی که چسبیده به بدن است مثل چیزهایی که به بدن میمالند مانند «گلگونه» به اصطلاح قدیم.
زن زینت خود را نباید ظاهر کند مگر [در دو مورد.] دو استثناء در اینجا وجود دارد: یک استثناء در مورد خود زینت است، یعنی مگر بعضی از زینتها و به تعبیر قرآن زینت ظاهر[1]
سرّ اختصاص این وظیفه به زن
قبل از این که من این آیه را تفسیر کنم، دو مطلب را باید توضیح دهم تا مطلب درست روشن بشود. یک مطلب این است که چرا زن مکلّف شده است که خود را بپوشاند و مرد مکلّف نشده است؟ چرا پوشش به عنوان وظیفه زن ذکر شده است نه به عنوان وظیفه مرد؟
[1]. حال، این که مقصود از «زینت ظاهر» چیست بعد عرض میکنیم.
خواستگاری پسر از دختر، امری طبیعی و فطری
این اواخر کسانی که ندانسته، یا بگویم تحمیق شده، دم از تساوی حقوق زن و مرد میزنند- و تساوی را با تشابه اشتباه میکنند و خیال میکنند تفاوت جنس مرد و زن فقط و فقط در آلات تناسلی آنهاست و هیچ تفاوت دیگری در کار نیست- مینویسند: این عجب عادت بدی شده! چرا پسرها باید به خواستگاری دخترها بروند؟ نه، بعد از این رسم این جور باشد که دخترها هم به خواستگاری پسرها بروند!
فلسفه مَهر
«مَهر» هم از همین قبیل است. این که گفتهاند مرد یک چیزی را به عنوان «صُداق» قرار بدهد، بر اساس همین اصل و ناموس «1» است؛ یعنی زن باید در مقامی خودش را معرفی کند که بگوید این تو هستی که به من نیاز داری و نه من به تو، و جنس مرد باید در شکلی ظاهر شود که اوست که باید چیزی به زن نثار کند تا زن در مقابل او «آری» بگوید. مرد باید به او هدیه ببخشد. قرآن هم صداق را به عنوان «نِحله» یعنی یک تعارف بیان میکند. اشتباه میکنند کسانی که میگویند «مهر» یعنی ثمن، یعنی بها، یعنی پول برای خرید. نه، قرآن میگوید این نِحله و هدیه است [همان
دختر نمایی برخی پسران، پدیده مخصوص عصر ما
در دنیای امروز [به کار دیگری روی آوردهاند] و البته این یک چیزی است که من به طور قطع و یقین میگویم امری نیست که دوام داشته باشد و آخر سرشان به سنگ خواهد خورد و به ناموس خلقت برمیگردند. این که زنها کوشش میکنند برای مردنمایی و برعکس، پسرها و مردها کوشش میکنند در جهت زن نمایی و دختر نمایی، یکی از آن هوسهای کودکانه زودگذر بشر است و بیشتر در ناحیه پسرها دیده میشود. این دیگر یک پدیده مخصوص زمان ماست و از نظر من یک پدیده زودگذر
[1]. [به معنی قانون.]