بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 155

هماهنگ و همراه سازند؛ بنابراين به فاصله كمى پس از شروع نهضت تا پيروزى انقلاب، مجالى براى فعاليت و حضور گسترده آنها به‌وجود نيامد. احزاب پس از پيروزى انقلاب نيز به‌علت ناهماهنگى با مواضع و ديدگاه‌هاى انقلاب اسلامى، به تدريج حذف و به تاريخ سياسى پيوستند.

جبهه ملى، معروف‌ترين و گسترده‌ترين تشكيلات سياسى در سال 1341، قادر به موضع‌گيرى مشخص در برابر اقدامات شاه نبود؛ زيرا اصول سياست‌هاى رژيم از جانب آمريكا، و مخالفت‌ها از سوى روحانيان و مردم بود. جبهه ملى كه خود را لائيك و مورد حمايت آمريكا مى‌دانست، نمى‌توانست از روحانيان حمايت و پيروى كند و بنابراين شعارش اين بود: «اصلاحات [آمريكايى‌] آرى، ديكتاتورى [شاه‌] نه!»

حزب توده و گروه‌هاى وابسته به شوروى، به‌شدت حركت و مواضع مراجع و مردم را محكوم كردند و مدت‌ها تحليل‌ها و مطالب بسيارى از راديو و نشريات خود درباره اين واقعه و پى‌آمدهاى آن منتشر ساختند گرچه بعدها تلويحاً تحت‌تأثير شرايط جديد به اشتباه خود اعتراف كردند.

انقلاب سفيد

رژيم شاه، خود را در مقابل جريانى يافت كه قبلًا تصورى از قدرت و توان آن نداشت و به علت تحليل‌هاى غلط و غيرواقعى، موضع‌گيرى و اقدامات ناشيانه‌اى انجام داد كه زمينه‌هاى گسترش و تثبيت نهضت اسلامى و ريشه‌دار شدن آن، طى پانزده سال بعد را فراهم كرد.

شاه در نوزدهم دى‌ماه 1341 طى سخنانى تبليغاتى و فريبكارانه خطاب به كسانى كه در يكى از استاديوم‌هاى ورزشى گردآورده بودند، چنين گفت:

... آنچه در زمينه اصلاحات تاكنون اقدام شده عبارت از زيرسازى ايران نوين برپايه جامعه آزاد و دموكرات و مترقى و مرفه است كه بايد تا آخرين مرحله به همين نحو پيش برود ....

بدون شك عوامل سياه ارتجاعى كه به خاطر حفظ منافع خود، ملت ايران را در غرقاب مذلت و بى‌عدالتى مى‌خواهد، در قبال اين تحول عميق و انسانى از پاى نخواهد نشست ....


صفحه 156

در اينجا من به حكم مسئوليت پادشاهى و وفادارى به سوگندى كه براى حفظ حقوق و اعتلاى ملت ايران ياد كرده‌ام، نمى‌توانم ناظرى بى‌طرف در مبارزه قواى يزدانى با نيروهاى اهريمنى باشم، زيرا پرچم اين مبارزه را خود بر دوش گرفته‌ام ....[1]

ورود تهديدآميز شاه به صحنه مبارزه با روحانيان، درواقع براى نجات خود و حكومتش بود؛ زيرا مى‌دانست تأخير در اجراى برنامه‌هاى آمريكا، با سقوط سلطنت پهلوى مساوى خواهد بود. از اين رو با استفاده از تجربه دو ماه تنش و مبارزات مردمى در جريان لايحه انجمن‌هاى ايالتى و ولايتى، تصميم گرفت اولًا با اعمال قدرت با مخالفان مقابله كند؛ ثانياً اقدام خود را در غياب مجلسين قانونى و خواست ملت انجام دهد.

سخنان شاه و اعلام همه‌پرسى براى اصول انقلاب سفيد مورد استقبال دو بلوك استعمارى شرق و غرب قرار گرفت؛ زيرا آغاز نهضت اسلامى به رهبرى مراجع و روحانيان و حمايت مردم، منشأ نگرانى جدى دو بلوك سرمايه‌دارى و سوسياليسم و هوادارانشان بود؛ بنابراين براى اولين بار پس از جنگ جهانى دوم، هماهنگ و متحد در مقابل نهضتى كه شعارش «نه شرقى، نه غربى» و هدفش دفاع از اسلام بود، وارد عمل شدند و تا زمان سقوط پهلوى متفق و متحد، به دفاع از رژيم وابسته فاسد و مقابله با مردم مسلمان پرداختند.

پس از رفراندوم، با وجود غيرقانونى بودن و برگزارى همراه با سركوب و خفقان آن، خبرگزارى‌ها و مطبوعات غرب، موضوع را با اهميت تلقى كردند و تبليغات گسترده‌اى در تأييد آن به راه انداختند. كِنِدى، رئيس جمهور وقت آمريكا، پيام تبريكى براى شاه فرستاد:

اعلى‌حضرت همايون شاهنشاه ايران‌

پيروزى آن اعلى‌حضرت را در رفراندوم تاريخى روز شنبه گذشته، صميمانه تبريك مى‌گويم.

جانسون، معاون رئيس‌جمهور، در تعقيب مسافرت ماه اوت گذشته خود به ايران، به من درباره پذيرايى گرمى كه در ايران از او شده بود، و تصميم راسخ ملت ايران به تجديد حيات‌

[1]. محمدرضا پهلوى، مجموعه تأليفات، نطق‌ها، پيام‌ها، ج 4، ص 3058- 3052


صفحه 157

ملى و پيشرفت در همه شئون به تفصيل صحبت كرده بود. بنابراين بيش از پيش مايه خوشوقتى است كه چنان‌كه اطلاع مى‌رسد، اكثريت عظيم ملت ايران رهبرى آن اعلى‌حضرت را در راهى كه كاملًا منعكس‌كننده خواسته‌هاى ايشان است، مورد تأييد قاطع قرار داده‌اند. مسلّم است كه اين پشتيبانى ملى، اعتماد آن اعلى‌حضرت را به درستى راهى كه برگزيده‌اند تقويت كرده و عزم شما را در رهبرى كشور خويش به جانب پيروزى در مبارزه‌اى كه براى بهبود زندگى ملت خود در پيش گرفته‌ايد، راسخ خواهد ساخت.

شاه در پاسخ اين پيام تبريك نوشت:

حضرت رئيس‌جمهور ايالات متحده آمريكا

از تبريكات محبت‌آميز شما بسيار ممنونم. نتيجه رفراندوم همان‌طور كه متذكر شده‌ايد، منعكس‌كننده پشتيبانى قلبى و كامل و تقريباً به اتفاق آراء ملت ايران به اصلاحات اساسى است كه به دست من صورت مى‌گيرد ... يقين دارم كه ما در اجراى طرح‌هاى اجتماعى و اقتصادى خودمان مى‌توانيم به حسن نيت دوستان آمريكايى خويش اعتماد داشته باشيم.[1]

رژيم شاه تصور مى‌كرد با اعلام 98 درصد رأى موافق انقلاب سفيد، روحانيان و مردم سكوت مى‌كنند و به اين ترتيب حركت‌هاى ضدآمريكايى- ضدپهلوى متوقف مى‌شود؛ در حالى كه مراجع و مبارزان خود را براى مبارزه‌اى طولانى و سخت آماده مى‌كردند. حضرت امام رحمه الله با تشكيل جلسه‌اى در حضور جمعى از علما و مراجع با تحليل اوضاع حاكميت و اهداف آمريكا، از آنان خواست اعلاميه‌اى كه متن آن را خود تهيه كرده بود، امضا كنند. در بخشى از اين اعلاميه آمده بود:

... روحانيت با هر فشار و مضيقه و اهانتى كه دولت بر آن وارد كرده ... تكليف دينى و وجدانى خود را در اين تشخيص داده كه مصالح و مفاسد را به دولت‌ها و جامعه مسلمين گوشزد كند ... با اين اختناق جانفرساى مطبوعات و سختگيرى دستگاه انتظامى ... روحانيت‌

[1]. محمدرضا پهلوى، مجموعه تأليفات، نظق‌ها، پيام‌ها، ج 4، ص 3094- 3091


صفحه 158

ملاحظه مى‌كند كه دولت مذهب رسمى كشور را ملعبه خود قرار داده و در كنفرانس اجازه مى‌دهد كه گفته شود قدم‌هايى براى تساوى مرد و زن برداشته شده ... با اين وضع رقت‌بار به جاى آنكه دولت درصدد چاره برآيد، سر خود و مردم را گرم مى‌كند به امثال دخالت زنان در انتخابات ... و نظاير اين تعبيرات كه جز بدبختى و فساد و فحشا چيز ديگرى همراه ندارد.[1]

انتشار اين اعلاميه، نگرانى مقامات را برانگيخت و رياست ساواك دستور داد:

... اطلاعات جامعى از اقدامات اصلاحى اعلى‌حضرت همايونى در تحولات اخير كشور و همچنين متن كامل لوايح شش‌گانه و متون تصويب‌نامه‌هاى اخير كه عموماً منطبق با موازين شرعى مى‌باشد، ضمن تفسير و تشريح مواد مختلفه آن، جهت روحانيون طراز اول عراق ارسال گردد، تا به خوبى از ماهيت و پى‌آمدهاى جنبش‌هاى اصلاحى ايران آگاهى يافته و بدين وسيله از تحريكات زهرآگين عناصر بيگانه و مغرض پيشگيرى به‌عمل آيد.[2]

در چنين شرايطى، شاه تصميم به تشديد سركوب و خشونت گرفت؛ زيرا امكان قيام عمومى و سقوط رژيم وجود داشت و محافل اطلاعاتى و سياسى آمريكا نسبت به اوضاع ايران بسيار حساس و نگران بودند.

آغاز چالش با آمريكا

در اواخر سال 1341 و در روز عيد فطر، پس از مدتى جنگ سرد تبليغاتى و سكوت مراجع (به‌دليل ماه مبارك رمضان) حضرت امام سخنرانى مهمى ايراد كردند كه نقطه حركت جديدى در جهت تشديد و گسترش مبارزه بود. بخشى از سخنان امام چنين بود:

اينها تصور كرده‌اند مبارزات مراجع تقليد و روحانيت و ملت مسلمان بدون نتيجه مانده و يا تصور مى‌نمايند ما شكست خورده‌ايم. درصورتى كه اين هم خود يكى از دلايل نفهمى آنهاست.

[1]. صحيفه نور، ج 1، ص 32- 29

[2]. جواد منصورى، تاريخ قيام 15 خرداد به روايت اسناد، ص 348


صفحه 159

اينها تصور مى‌نمايند با اين سرنيزه‌هاى پوسيده مى‌توانند حكومت متزلزل خود را ترميم و به آن ادامه دهند. ما به مبارزات خود براى از بين بردن اين گونه فجايع ادامه مى‌دهيم.

مملكت را به گند زده‌ايد، شما مردم هوشيار باشيد و به مبارزات خود ادامه دهيد و از اين سرنيزه‌هاى پوسيده نترسيد.[1]

ايالات متحده براى سلطه بر ايران، به‌عنوان يكى از مناطق استراتژيك جهان، برنامه‌هاى بلندمدت طراحى كرده بود و قرار بود شاه مجرى اين برنامه‌ها و حافظ منافع غرب و نظام سرمايه‌دارى و مقابله‌كننده با خطر كمونيسم، نه‌تنها در ايران، بلكه در منطقه خاورميانه باشد. بنابراين نهضت اسلامى نه‌تنها موجوديت رژيم سلطنتى، بلكه چگونگى حفظ منافع و سلطه آمريكا را نيز به چالش كشيده بود.

مدتى بعد از عيد فطر و با فرا رسيدن فروردين و عيد نوروز و برگزارى مراسم سنتى آغاز سال جديد، فرصت ديگرى براى مقابله با جنگ تبليغاتى، سركوب و اختناق به‌دست آمد. امام با طرح تحريم عيد و با صدور اعلاميه‌اى در اين زمينه، افكار عمومى داخل و خارج از كشور را در غياب امكانات رسانه‌اى، به ديدگاه‌هاى خود و ضرورت تداوم مبارزه جلب كردند. اين حركت زمينه‌ساز انسجام و وحدت بيشتر نيروهاى ضدرژيم و تقويت مواضع و رهبرى امام شد؛ به‌گونه‌اى كه گروه‌هاى سياسى و احزاب، حفظ موجوديت خود و جلب آراى مردم را در تظاهر به حمايت از روحانيان و رهبرى نهضت اسلامى دانستند.

واقعه فيضيه و گسترش نهضت‌

استقبال مردم از تحريم عيد و مواضع روحانيان، موجب خشم رژيم شد و رژيم تصميم به قدرت‌نمايى و ايجاد رعب و وحشت گرفت. سپهبد مبصر، معاون رئيس شهربانى آن زمان در خاطرات خود نوشته است:

... در روزهاى آخر سال 1341، به سازمان‌هاى اطلاعاتى اطلاع رسيد كه طلبه‌هاى قم با

[1]. همان، ص 352


صفحه 160

صدور اعلاميه‌اى از مسلمان‌ها خواسته‌اند تا روز دوم فروردين 42 [هم‌زمان با سالروز شهادت حضرت امام صادق عليه السلام‌] در مدرسه فيضيه قم گرد هم آيند، و در تظاهرات مخالفت با اصلاحات دولت شركت كنند. در برابر اين تصميم و براى مقابله و جلوگيرى از آن كميسيون‌هايى تشكيل و مسئله را زير بررسى قرار دادند، و سرانجام طرح بسيار نابخردانه [حمله به مدرسه فيضيه و مراسم مذهبى‌] و مى‌شود گفت طرح كودكانه‌اى كه اصلًا به صلاح مملكت نبود به تصويب رساندند.[1]

چنين اقدام بى‌سابقه‌اى در ضرب و جرح مردم و طلاب در قم و هم‌زمان در مدرسه طالبيه تبريز، آغاز تشديد و سركوب مخالفان رژيم بود، كه باعث هتك حرمت مذهب، اماكن مذهبى و علما گرديد.

واقعه مدرسه فيضيه و چندين واقعه ديگر، نشان داد كه آمريكا براى اجراى سياست‌هاى موردنظر خود و رسيدن به اهداف سلطه‌طلبانه‌اش، رژيم شاه را به‌شدت در فشار قرار داده است و هيئت حاكم هم چاره‌اى جز سركوب حركت‌هاى اعتراضى مردم ندارد. از سوى ديگر، امام با درك اين واقعيت، رويكرد چالش نهضت با رژيم و دولت پهلوى را به مبارزه با سلطه آمريكا و اسرائيل تغيير داد.

سخنان امام در دهم فروردين 1342 از ماهيت حكومت، سياست‌هاى جديد و نفوذ اسرائيل، آمريكا و انگليس پرده برداشت. امام صريحاً اعلام كرد كه مردم راه گريزى جز مبارزه با حكومت وابسته پهلوى تا سقوط آن و قطع سلطه آمريكا ندارند. بسيارى از روشنفكران و احزاب سياسى تا سال‌ها بعد جرئت بيان مواضعى حتى نزديك به مواضع امام نداشتند.[2]

گروه‌هاى ملى‌گرا (و درواقع غرب‌گرا) با روشن شدن اهداف نهضت اسلامى به رهبرى امام، به تدريج صحنه را ترك كردند. روحانيان و مردم با جرئت بيشترى به مبارزه با رژيم برخاستند. اين سخنرانى به اندازه‌اى در ايجاد انگيزه براى مبارزه با رژيم مؤثر بود كه هريك از مقامات و دستگاه‌ها، مسئوليت حمله به مدرسه فيضيه را به ديگرى نسبت مى‌داد.

[1]. روزنامه كيهان، فروردين 1376

[2]. صحيفه نور، ج 1، ص 72- 65


صفحه 161

ساواك در گزارش خود در اين‌باره نوشت:

... پس از اين حادثه بلافاصله جلسه ائمه جماعات در تهران در منزل آيت‌الله خوانسارى تشكيل و تصميمات شديدى براى مبارزه با اقدامات دولت گرفته شد ....[1]

نگرانى مقامات رژيم شاه از بازتاب واقعه و پى‌آمدهاى آن در داخل و خارج از كشور، به اندازه‌اى بود كه حتى شايعات و احتمالات را جدى مى‌گرفتند، و براى مقابله با آنها تصميم‌گيرى مى‌كردند.

نخست وزير، اسدالله علم، طى مصاحبه‌اى اعلام كرد كه بر اثر درگيرى ميان مخالفان اصلاحات ارضى كه روحانيان هستند و دهقانان كه به قصد زيارت به قم رفته بودند، يكى از دهقانان به قتل رسيده است![2]

مطبوعات و محافل سياسى غرب و به‌ويژه آمريكا، وقايع ايران را به نفع شاه و هيئت حاكم منعكس كردند، اما نكته مهم‌تر و عبرت‌آموزتر اينكه شوروى و حزب توده با ادعاى حمايت از مردم و ضديت با سلطه خارجى و ديكتاتورى داخلى، به شدت با روحانيان و نهضت اسلامى- مردمى مخالفت نمودند. راديو مسكو و راديو پيك ايران، پايگاه حزب توده، در چندين برنامه خود، جريان مدرسه فيضيه و طالبيه تبريز را به مبارزه روحانيان برضدآزادى زنان و اصلاحات ارضى تعبير كردند.

واقعه فيضيه به چالشى جدّى ميان رژيم شاه و روحانيان تبديل شد و عامل گسترش نهضت اسلامى و گرايش روزافزون مردم به امام و نفوذ بيشتر ايشان در ميان اقشار مختلف جامعه گرديد. به اين ترتيب، زمينه‌هاى حضور فراگير مردم مسلمان در صحنه مبارزه فراهم شد و نهضت اسلامى به رهبرى امام خمينى شكل گرفت. توطئه مهاجرت مراجع به نجف، برپايى تظاهرات دولتى در مخالفت با نهضت، جنگ تبليغاتى، ايجاد تفرقه بين علما،

[1]. جواد منصورى، قيام 15 خرداد به روايت اسناد، ص 563

[2]. روزنامه اطلاعات، 6 فروردين 1341


صفحه 162

دستگيرى شمارى از طلاب و اعزام آنان به سربازى و تشديد سركوب، بخشى از پى‌آمدهاى واقعه فيضيه بود.

محرم و عاشورايى ديگر

محرم 1383 برابر با خرداد 1342 در فضاى سياسى ويژه‌اى آغاز شد. شاه تهديد به سركوب مخالفان كرد. در مقابل، امام و روحانيان با استفاده از شرايط حماسى و معنوى ماه محرم و حضور مردم در اجتماعات خود را براى مقابله گسترده آماده مى‌كردند. در بخشى از دستورالعمل ساواك در اين روزها آمده بود:

... در ايام محرم عده‌اى درصددند كه با استفاده از تجمع‌هايى كه براى تعزيه‌دارى و تعظيم شعائر اسلامى از طرف مردم در شهرها و دهات به‌وجود مى‌آيد، تبليغات سوء براى گمراه كردن افراد بى‌اطلاع در موضوع اصلاحات اساسى كه در كشور در شئون مختلف و مخصوصاً اصلاحات ارضى شروع شده است بنمايند ....[1]

در آستانه ماه محرم، علاوه بر تهديد و آماده‌باش عوامل رژيم شاه، هيئت حاكم دست به يك فريب تبليغاتى زد. «انقلاب شاه و ملت» شعارى بود كه براى جدايى مردم از روحانيان و پيوند زدن آنان به شاه و رژيم و به‌منظور جلوگيرى از تأثيرگذارى حركت امام و گسترش نهضت، به‌عنوان جايگزين انقلاب سفيد مطرح شد.

روحانيان با استفاده از جلسات و مراسم ايام محرم و صفر، به تحليل شرايط كشور و رسوا كردن سياست‌هاى رژيم و تبليغات عوام‌فريبانه آن پرداختند، كه تأثير بسيارى در آگاه‌سازى و توجيه مردم داشت. به اين ترتيب، تنش و درگيرى با رژيم تشديد شد. هرچند در اين مرحله، تنها آگاه‌سازى و آمادگى مردم موردنظر بود، اما راهپيمايى بى‌سابقه مردم در روز عاشورا (سيزدهم خرداد 1342) با حضور گروه‌هاى مختلف و شعارهاى سياسى و انقلابى نشان‌دهنده تحول وضعيت و آغاز دوران جديدى در مبارزات بود.

[1]. جواد منصورى، قيام 15 خرداد به روايت اسناد، ص 617