خلاصه بخش سوم
زمينهسازى براى ايجاد تغييرات بنيادى با توجه به سياستهاى جديد واشنگتن، از اوايل سال 1340 آغاز شد. اجراى اصلاحات ارضى براى تغيير ساختار طبقاتى و پايگاه نفوذ انگليس، ايجاد و گسترش صنايع وابسته براى شكلگيرى طبقه متوسط و تلاش براى ايجاد فضاى باز سياسى براى جلوگيرى از انقلاب از پايين، همچنين تغيير بنيادهاى اعتقادى و فرهنگى در دستور كار قرار گرفت.
در نيمه دوم سال 1341 با اعلام تصويب لايحه انجمنهاى ايالتى و ولايتى، سياست از بين بردن چارچوبهاى حقوقى موجود براى قانونى كردن اهداف اسلامزدايى با موجى از مخالفت رو به رو شد. ابتدا مراجع و روحانيان و بعد اقشار مختلف مردم به جريان اعتراضى پيوستند. با لغو موقت اين مصوبه، طرحهاى ديگر، يكى پس از ديگرى به اجرا درآمد. اما شدت اعتراضات و گستردگى حضور مردم به اندازهاى بود كه رژيم شاه مجبور به تشديد خشونت و سركوب گرديد.
واقعه مدرسه فيضيه در قم و موارد متعدد ديگر و همچنين تهديد و جنگ روانى- تبليغاتى براى توقف روند حركتهاى مردمى به صورت گستردهاى صورت گرفت. وقايع محرم 1383 ق. (1342) و سخنان حضرت امام در عصر عاشورا و در پى آن دستگيرى ايشان، موجب قيام خونين مردم در پانزدهم خرداد 1342 شد؛ قيامى كه در ادامه آن و طى تحولاتى پانزده ساله به انقلاب اسلامى منجر شد و از اين رو به مبدأ انقلاب اسلامى معروف گرديد.
مبارزات مسلحانه زيرزمينى گروههاى متعدد، فعاليتهاى فرهنگى و آموزشى و حركتهاى اعتراضى، بخشى از اقدامات مردمى براى تبديل نهضت اسلامى به رهبرى امام خمينى، به انقلاب اسلامى بود. شاه و حاميان خارجى آن، تلاشهاى بسيارى براى جلوگيرى از سقوط رژيم انجام دادند؛ ولى نيروى انقلابى مردم ناشى از انگيزههاى اسلامى، وحدت آنان و تبعيت از رهبرى بىنظير امام خمينى، انقلاب اسلامى را به پيروزى رساند.
وابستگى به استكبار، فساد دستگاه حاكم، بىاعتنايى به منافع ملى و عدم حاكميت قانون، حكومت اقليت فاسد و بالاخره آگاهى طبقه متوسط متدين، و رهبرى امام از عوامل زمينهساز پيروزى انقلاب اسلامى بود.
پرسشها
1. هدف از تصويب لايحه انجمنهاى ايالتى و ولايتى و علت اعتراض مراجع چه بود؟
2. محورهاى اساسى سياستهاى جديد آمريكا براى ايجاد تحول و دلايل آن را تبيين و تحليل كنيد.
3. زمينهها، آثار و پىآمدهاى واقعه فيضيه را به تفصيل بررسى كنيد.
4. مطالب و محورهاى مهم سخنان حضرت امام در عصر عاشوراى 1342 چه بود؟
5. اهداف برگزارى جشنهاى 2500 ساله شاهنشاهى را تجزيه و تحليل كنيد.
6. ويژگىهاى قيام پانزدهم خرداد و علت نامگذارى آن به مبدأ انقلاب را تبيين و تحليل كنيد.
7. علت تبعيد امام و پىآمدهاى آن چه بود؟
8. التقاط يعنى چه؟ مهمترين جريان التقاطى در تاريخ معاصر ايران را معرفى كنيد.
9. حداقل پنج نفر از كسانى راكه در تحول فكرى مردم، بهويژه قشر تحصيلكرده جوان در دهههاى 40 و 50 نقش برجسته و تعيينكنندهاى داشتند، نام ببريد.
منابعى براى مطالعه بيشتر
1. نهضت امام خمينى قدس سره، سيد حميد روحانى.
2. شكست شاهانه، ماروين زونيس، ترجمه عباس مخبر.
3. صحيفه نور يا صحيفه امام، مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خمينى قدس سره.
4. قيام 15 خرداد به روايت اسناد، جواد منصورى.
5. پاسخ به تاريخ، محمدرضا پهلوى.
بخش چهارم: انقلاب اسلامى و تداوم آن
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
فصل اول: تحولات سال 1356
مقدمه
در سال 1356 تحولات اجتماعى، فكرى و مبارزاتى مردم، شكل ويژهاى به خود گرفت. در اين سال، با سرعت گرفتن روند دگرگونى نهضت به انقلاب و سازماندهى مردمى و حضور فعال روحانيان در صحنه، كنترل حاكميت بر كشور سست شد و مقدمات سقوط رژيم فراهم گرديد؛ اين در حالى بود كه هيئت حاكم همچنان اعتقاد داشت كه از تمامى امكانات و حمايتهاى لازم براى بقا و استمرار سلطه برخوردار است. به تصور سران رژيم، از يك سو كشور از نظر اقتصادى و تجارت خارجى، درآمد ارزى، توسعه صنعتى، در شرايط خوبى به سر مىبرد و نمونهاى از ژاپن در غرب آسيا بود! و از سوى ديگر حكومت براى هماهنگى با سياستهاى جهانى آمريكا و تحقق شعار حقوق بشر و فضاى باز سياسى، اقداماتى را آغاز كرده بود.
مقامات و كارشناسان ايرانى و آمريكايى معتقد بودند كه با تشكيل حزب رستاخيز و سركوب تمامى گروهها و جريانهاى سياسى مخالف و حمايت بىچون و چراى اروپا و شوروى از رژيم شاه، هيچگونه تهديد داخلى و خارجى براى حاكميت رژيم وجود ندارد. اما در اين ميان، نفوذ عميق اسلام و فرهنگ تشيع، سازماندهى نهادهاى دينى غيردولتى و غيررسمى (مساجد، حسينيهها و هيئتها)، نقش سياسى و دينى مرجعيت و روحانيان،
افزايش آگاهى سياسى- اجتماعى مردم، بهويژه نسل جوان، در تجزيه و تحليل تحولات جامعه ايران ناديده گرفته شده بود.[1]
دستگاههاى اطلاعاتى و امنيتى تصور مىكردند به دنبال سالها مبارزه با فرهنگ اسلامى، تبليغ بر ضد روحانيان، جلوگيرى از فعاليتهاى سياسى، سركوب و كشتار مخالفان، تبليغات گسترده براى ترويج شاهپرستى و بازگشت به فرهنگ ايران باستان، اسلامزدايى و ترويج فرهنگ و ارزشهاى فاسد غرب، به آسانى مىتوانند به حيات و حاكميت خود ادامه دهند.
دانشگاهها و دانشجويان به تدريج با جريانها و مراكز دينى مرتبط شدند و تحول دور از انتظارى اتفاق افتاد كه بيش از يك قرن دولتهاى استعمارى و پهلوى براى جلوگيرى از تحقق آن تلاش مىكردند. پيوند دانشجو و طلبه به دعوت حضرت امام، تحول كيفى در روند مبارزه و انقلابى شدن فضاى سياسى، مقدمه انفجارى شد كه ديگر كنترل آن براى رژيم مقدور نبود. تشكيلات سراسرى و اعلام نشده نهادهاى مذهبى و تشكلهاى دانشجويى، محور فعاليتها و مبارزات انقلابىگرديد؛ پديدهاى كه نه تنها رژيم شاه، بلكه عوامل قدرتهاى استكبارى هم ابزارى براى مقابله با آن در اختيار نداشتند.
با آغاز فعاليتهاى گسترده تشكيلات خودجوش مردمى، نوارها و اعلاميههاى امام در كمتر از 48 ساعت پس از دريافت از نجف و پاريس (در نيمه دوّم سال 1357) در سراسر كشور و حتى غالب روستاها پخش مىشد. در حالى كه سازمانهاى سياسى با سابقه سى ساله و با امكانات گسترده، توانايى چنين فعاليتى را حتى در سطح شهرهاى بزرگ هم نداشتند!
درگذشت دكتر على شريعتى
درگذشت مشكوك دكتر شريعتى[2]در خردادماه 1356، با توجه به سوابق و موقعيت وى و
[1]. براى مطالعه بيشتر بنگريد به: جيمز ا. بيل، شير و عقاب، فصل آخر
[2]. على شريعتى در سال 1312 در دهكده مزينان از توابع مشهد متولد شد. پدرش محمدتقى شريعتى اولين معلم او بود. وىتحصيلات متوسطه را در يكى از دبيرستانهاى مشهد به پايان رساند و سپس به دانشسراى تربيت معلم راه يافت. در 1332 ليسانس ادبيات گرفت. در سال 1338 به دانشگاه سوربن فرانسه رفت و در سال 1343 در رشته زبانشناسى تطبيقى دكترا گرفت. فعاليتهاى سياسى خود را پس از كودتاى 28 مرداد 32 در نهضت مقاومت آغاز كرد و در سال 1340 به نهضت آزادى پيوست. در سالهاى 47 تا 52 در حسينيه ارشاد و دانشگاهها تدريس و سخنرانى داشت. در سال 1352 توسط ساواك بازداشت و تا سال 54 در زندان بود. وى در 29 خرداد 1356 بر اثر حمله قلبى در لندن درگذشت