بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 246

انقلابى، از گسترش هرج و مرج و بى‌نظمى در كشور جلوگيرى كرد، اما بحران‌هاى متعدد داخلى كه اغلب با هدايت و حمايت دشمنان خارجى ايجاد مى‌شد، سبب شد اوضاع كشور در آستانه تجاوز نظامى عراق آسيب‌پذير و آشفته باشد.

ارتش ايران كه پيش از انقلاب تحت‌نظر كارشناسان و مستشاران نظامى آمريكا اداره مى‌شد، به گونه‌اى طراحى شده بود كه بدون نظر آنها قادر به تصميم‌گيرى و اقدام نبود. ضمن آنكه وظيفه اصلى ارتش حفظ سلطنت پهلوى بود و پس از انقلاب بازسازى و سازماندهى ارتش، نياز به فرصت و زمان طولانى داشت.

طرح شعار انحلال ارتش از سوى گروهك‌هاى ضدانقلاب با هوشيارى امام خمينى خنثى شد؛ اگر چه لغو قراردادهاى خريد تجهيزات نظامى از سوى بختيار، كاهش بودجه ارتش و دوره خدمت سربازى به يك سال و بازپس دادن برخى جنگنده‌هاى پيشرفته به آمريكا از سوى دولت موقت، توان قواى دفاعى ايران را به تحليل برده بود. افزون بر اين، نبود يك سازمان اطلاعاتى قوى در ارتش، نياز به پاك‌سازى برخى از عناصر وابسته به رژيم شاه و صرف بخشى از توان ارتش در مقابله با توطئه‌هاى تجزيه‌طلبانه، آموزش ناكافى اعضاى سپاه تازه تأسيس پاسداران انقلاب اسلامى و تحريم تسليحاتى ايران از سوى آمريكا، از جمله معضلات دفاعى ايران، در آستانه حمله عراق بود.

پشتوانه اقتصادى عامل بسيار مؤثرى در هر جنگى محسوب مى‌شود؛ در حالى كه در آن زمان، توان اقتصادى كشور به دليل وابستگى به غرب در پيش از انقلاب، انتقال سرمايه‌ها به خارج از كشور در اواخر دوران حكومت شاه، و فقدان ذخيره‌هاى ارزى و ريالى به‌شدت تضعيف شده بود. به علاوه كاهش فروش نفت و كارشكنى‌هاى گروهك‌هاى ضدانقلاب در صنايع و كارخانه‌ها، باعث كندى حركت چرخ‌هاى اقتصاد كشور شده بود.

از سوى ديگر، اوضاع سياسى كشور به علت حضور بنى‌صدر در مقام رئيس جمهورى و فرماندهى كل‌قوا، با چالش‌هاى بسيارى رو به رو بود. امام خمينى همواره با سعه صدر، مسئولان را از تشديد تشنج و بحران‌هاى داخلى بر حذر مى‌داشت. با وجود اين، بنى‌صدر با


صفحه 247

رفتارهاى خود در عمل، به محور جبهه متحد ضدانقلاب تبديل شده بود و زمينه را براى بروز جنگ داخلى آماده مى‌كرد.

پيشينه تجاوز عراق به خاك جمهورى اسلامى ايران‌

تحرك‌هاى نظامى عراق بر ضد ايران كمتر از چهار ماه پس از پيروزى انقلاب اسلامى در چهارم خرداد 1358، با بمباران روستاهاى كردنشين آغاز شد. اين اقدام تحريك‌آميز با خويشتن‌دارى دولت جمهورى اسلامى ايران خنثى گرديد. عراق همچنين تهديدهاى جنگ‌طلبانه آشكار خود را بر ضد ايران و همزمان عمليات خرابكارانه خود در خطوط و ايستگاه‌هاى نفت و گاز و ساير تأسيسات اقتصادى ايران و پاسگاه‌هاى مرزى شدت بخشيد.

در دهم ارديبهشت 1359 پنج تن از عاملان رژيم عراق به سفارتخانه ايران در لندن حمله كردند و اعضاى سفارت ايران را گروگان گرفتند و دو تن از آنان را به شهادت رساندند.

رژيم عراق افزون بر اين تحركات، اقدام به شناسايى مراكز و نقاط راهبردى ايران و ايجاد استحكامات نظامى در طول خطوط مرزى كرد. در نيمه شهريور 1359 يكى از نقاط مرزى را به اشغال خود درآورد. عراق از فروردين ماه 1358 تا شهريور 1359، جمعاً 636 مورد تجاوز زمينى و دريايى به مرزهاى ايران صورت داد.

هدف‌هاى تجاوز

با اوج گيرى اختلاف‌هاى دو كشور، صدام حسين اعلام كرد كه آماده است با زور، تمام اختلافات عراق با ايران را حل و فصل كند. او براى بهبود روابط با جمهورى اسلامى ايران، سه شرط تعيين كرد:

- خروج نيروهاى ايران از جزاير سه‌گانه خليج فارس؛

- به رسميت شناختن عربى بودن منطقه خوزستان، با نام مجعول «عربستان» وتجزيه اين استان؛

- واگذارى كامل اروند رود به عراق.


صفحه 248

اين شرايط كه مغاير مفاد قرارداد 1975 بود به‌صورت آشكار از هدف‌هاى تجاوزگرايانه زمامداران عراق پرده برمى‌داشت و ثابت مى‌كرد كه طرح اين شروط هدفى جز نابودى انقلاب اسلامى و در نتيجه تجزيه ايران ندارد.

آمريكا كه در توطئه‌هاى قبلى خود بر ضد انقلاب اسلامى شكست‌خورده بود؛ با توسل به حربه نظامى قصد داشت تا هم خطرى كه در منطقه متوجه منافعش بود را دفع كند و هم به بى‌اعتبارى ايجاد شده براى آمريكا در سطح بين‌الملل در نتيجه افشاگرى‌هاى دانشجويانى كه سفارت آمريكا در تهران را به تسخير خود در آورده بودند، پايان بخشد. برژينسكى، مشاور امنيت ملى وقت آمريكا، در تيرماه 1359 طى ملاقاتى با صدام حسين در مرز اردن و عراق، مجوز آغاز جنگ را داد.

در 27 شهريور 1359، صدام حسين در برابر دوربين‌هاى تلويزيونى، قرارداد 1975 الجزاير را پاره كرد و آن را يك‌جانبه و كاملًا غيرقانونى، ملغى‌اعلام كرد. چهار روز بعد عراق با حمله همه‌جانبه به خاك ايران، جنگ را رسماً آغاز كرد تا به هدف‌هاى بزرگتر خود در منطقه دست يابد؛ چنان‌كه طارق عزيز، معاون نخست وزير عراق، به صراحت اعلام كرد اين جنگ به خاطر عهدنامه 1975 يا چند صد كيلومتر خاك و يا نصف شطالعرب (اروند رود) نيست. اين جنگ به خاطر سرنگونى رژيم جمهورى اسلامى ايران است.

از ديدگاه سازمان‌هاى بين‌المللى و حقوق‌دانان، اعلام لغو يك‌جانبه قرارداد 1975 الجزاير از سوى عراق و بى‌اعتنايى آن كشور به مقررات و قواعد حقوقى و بين‌المللى، خود معتبرترين سند محكوميت رژيم عراق در حمله و تجاوز عليه جمهورى اسلامى ايران محسوب مى‌شود؛ چرا كه احترام به قوانين و مقررات بين‌المللى در عهدنامه الجزاير، كنوانسيون وين، منشور ملل متحد و اعلاميه حقوق بين‌الملل مورد تأكيد قرار گرفته است.

دوره‌هاى مختلف جنگ تحميلى‌

مقطع اول: آغاز حمله و پيشروى عراق در خاك ايران‌

عراق با آمادگى كامل و هماهنگى‌هاى قبلى با جهان غرب و كشورهاى منطقه، در سى و يكم‌


صفحه 249

شهريور 1359، اقدام به بمباران فرودگاه تهران و نوزده شهر مهم ايران كرد كه به سبب آماده نبودن نيروهاى ايرانى، پاسگاه‌هاى مرزى تاب مقاومت در برابر تهاجم دشمن را نيافت و بخش‌هايى از استان‌هاى خوزستان، ايلام، كردستان و كرمانشاه، طى 48 ساعت به تصرف نيروهاى دشمن درآمد. هزاران تن از مردم بى‌دفاع شهرها و روستاهاى مرزى، اسير و مجروح شدند و يا به شهادت رسيدند. خرمشهر نيز پس از 35 روز مقاومت به تصرف نيروهاى عراقى درآمد. جمهورى اسلامى ايران نيز در اقدامى تدافعى با 140 فروند از هواپيماهاى نيروى هوايى ارتش در فاصله‌اى كوتاه از حمله عراق، هدف‌هاى نظامى بغداد و مناطق حساس ديگر دشمن را بمباران كرد.

امام خمينى از مردم خواست تا در برابر دشمن ايستادگى كنند. مردم به شكل خودجوش، در مراكز سپاه و ستادهاى اعزام نيرو گرد آمدند. در مدتى كوتاه، در سراسر ايران مساجد به مراكز آموزش نظامى و ستادهاى جمع‌آورى كمك‌هاى مردمى، براى جبهه‌ها تبديل شد.

نقش زنان در حماسه 35 روزه خرمشهر بسيارارزشمند بود و شمارى از دختران و زنان با حفظ عفت و عزت، با شجاعت و ايثار در اوج درگيرى‌هاى خرمشهر ايستادگى كردند و به شهادت رسيدند.

صدام، با بهره‌گيرى از ستون پنجم در داخل ايران، معتقد به جنگ سريع و رعدآسا در سايه جوّ تبليغاتى و ديپلماسى پرتحرك بود. او گمان مى‌كرد كه خواهد توانست در مدت شش روز جمهورى اسلامى ايران را سرنگون كند، اما آنچه در ارزيابى‌هاى دشمن به آن جدى نگريسته نشده بود، ميزان فداكارى و مقاومت دليرانه مردم بود. بر اين اساس مهم‌ترين و اصلى‌ترين اهداف عراق، يعنى تصرف اهواز، دزفول و آبادان، محقق نشد و راهبرد جنگ سريع به شكست انجاميد. فداكارى‌هاى بى‌بديل فرماندهانى چون دكتر چمران، در ساماندهى نيروهاى مردمى، ارتش و سپاه پاسداران در ممانعت از پيشروى عراق بسيار مؤثر بود.

به سبب حضور عناصر منافق در رأس امور، از جمله بنى‌صدر، مدافعان انقلاب و جوانانى كه با سلاح‌هاى سبك يا دست‌ساز به دفاع از شهرهاى مرزى مى‌پرداختند، مورد بى‌مهرى و كم‌توجهى قرار مى‌گرفتند و به شيوه‌هاى گوناگون در مسير دفاع آنان اختلال ايجاد مى‌شد.


صفحه 250

يكى از دلايل پيشرفت سريع دشمن در روزهاى آغازين جنگ، نظريه نظامى غيركارشناسانه بنى‌صدر يعنى سياست زمين در برابر زمان بود. امام با توجه به شرايط حساس كشور و مواضع منفى او، وى را از فرماندهى كل‌قوا عزل كرد و در فاصله‌اى كوتاه مجلس شوراى اسلامى نيز به رأى عدم كفايت سياسى او داد.

با بركنارى بنى‌صدر، زمينه حضور جدى‌تر نيروهاى انقلابى سپاه پاسداران و جهاد سازندگى و نيروهاى مردمى (بسيج) در جنگ فراهم شد.

مقطع دوم: دفع تجاوز دشمن‌

با عزل بنى‌صدر، شرايط در جبهه‌هاى نبرد دگرگون شد؛ به گونه‌اى كه در همان شب بركنارى او، عملياتى با رمز «فرمانده كل قوا، خمينى روح خدا» در جبهه‌هاى جنوب انجام گرفت كه به پيروزى رزمندگان اسلام انجاميد. اين پيروزى سرآغازى شد بر طراحى عمليات‌هاى مشترك ارتش و سپاه با پشتيبانى گسترده نيروهاى مردمى.

پس از گذشت يك ماه از شهادت شهيدان رجايى و باهنر، بزرگترين عمليات مشترك ارتش و سپاه، تحت عنوان «ثامن‌الائمه» شكل گرفت، كه طى آن بخش‌هاى وسيعى از كشور آزاد و محاصره آبادان شكسته شد. در پى اين پيروزى، فرماندهان ارشد جنگ، شهيدان سرتيپ ولى‌الله فلاحى، رييس ستاد مشترك ارتش، سرهنگ جواد فكورى، فرمانده نيروى هوايى، سرهنگ موسى‌نامجو، وزير دفاع، يوسف كلاهدوز، فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامى و محمد جهان‌آرا، فرمانده سپاه خرمشهر، به همراه جمعى ديگر از نيروهاى مدافع انقلاب در اثر سقوط مشكوك هواپيماى نظامى به شهادت رسيدند.

عمليات فتح‌المبين‌

پيروزى‌هاى پى‌درپى ايران در جبهه‌هاى جنگ، از جمله در عمليات «طريق‌القدس» و آزادسازى شهر مرزى بستان، موجب تقويت روح وحدت ملى در كشور گرديد. در دوم فروردين 1361 رزمندگان موفق به طراحى عمليات بزرگ ديگرى به نام «فتح‌المبين» شدند. در پى‌


صفحه 251

پيروزى رزمندگان در اين عمليات، اولين گردان‌هاى ثابت توپخانه و پدافند هوايى و مهندسى سپاه، از غنيمت‌هاى به دست آمده از دشمن، شكل گرفت.

در اين زمان عراق پس از شكست‌هاى پياپى و در حالى كه سخت بيمناك از بازپس‌گيرى خرمشهر توسط قواى ايران بود، نداى صلح‌خواهى سر داد و خواستار آتش‌بس شد.

آزادى خرمشهر

رزمندگان جمهورى اسلامى ايران با توكل بر خداوند و تدبيرى ماهرانه طى سه مرحله، عمليات عظيم بيت المقدس را آغاز كردند و سرانجام در سوم خرداد 1361 موفق به باز پس‌گيرى خرمشهر شدند. اين عمليات كه شكست و اضمحلال ماشين جنگى عراق را در پى داشت، ضربه‌اى مهلك بر پيكر رژيم عراق، كشورهاى همسوى آن در منطقه و منافع نامشروع آمريكا و غرب بود. در پى اين عمليات‌ها و فتح خرمشهر به نظر مى‌رسيد كه با توجه به برترى‌هاى نظامى و سياسى ايران، فروپاشى دولت عراق، امكان‌پذير است و كشورهاى حامى صدام در منطقه خليج فارس هم قادر به مقابله با جمهورى اسلامى نيستند. بنابراين آمريكا متمايل به حمايت از عراق در جهت سياست «برترى توازن» در جنگ شد. ريگان، رئيس جمهور وقت آمريكا، در مارس 1982 عراق را از فهرست خودساخته كشورهاى حامى تروريسم حذف كرد و با اين كار ممنوعيت صادرات به اين كشور را برطرف ساخت و همكارى‌هاى سياسى، اقتصادى و اطلاعاتى خود را با عراق افزايش داد. در اين زمان، آمريكا عميقاً از برترى نظامى ايران كه ممكن بود به ايجاد تزلزل در حكومت كشورهاى متحد و وفادارش در منطقه منجر شود نگران بود و مايل نبود هيچ‌يك از دو كشور عراق و ايران به موقعيت برترى كامل در منطقه نفت‌خيز خليج فارس دست يابند.

با تغيير راهبرد جمهورى اسلامى ايران، از حالت دفاعى به هجومى و به‌دنبال پيروزى‌هاى ايران در جنگ، برخى از كشورهاى عربى منطقه و كشورهاى غربى با توسل به مجامع بين‌المللى، روش‌هاى متعددى را براى پايان دادن به جنگ به كار گرفتند تا از سقوط صدام و پيروزى كامل جمهورى اسلامى، جلوگيرى كنند. اين در حالى بود كه اين مجامع و


صفحه 252

كشورها هنگام تجاوز عراق به ايران و برترى نظامى نيروهاى دشمن در خاك ما، سكوتى مرگبار اختيار كرده بودند.

از بازپس‌گيرى خرمشهر تا پذيرش قطعنامه 598

با آزادسازى خرمشهر و بيرون راندن متجاوز از سرزمين‌هاى اشغالى، مسئله تداوم يا پايان جنگ، مطرح شد. از اين رو مسئولان كشور در شوراى عالى دفاع در حضور امام، نشست‌هاى مهمى تشكيل دادند و به بررسى راه‌حل‌ها و موقعيت‌هاى مختلف پرداختند.

راه حل اول؛ اعلام آتش‌بس موقت:صدام حسين و حاميان منطقه‌اى و جهانى رژيم بعث، از طريق جوامع بين‌المللى مى‌كوشيدند تا جنگ را بدون دادن امتياز به ايران و استقرار نيروهاى متجاوز در مرزهاى بين‌المللى متوقف كنند. در صورت پذيرش اين خواسته در آن شرايط، به احتمال زياد حاصل كار چنين بود:

عراق به دنبال ناتوانى نظامى و ضعف روحيه ارتش خود، فرصت مى‌يافت به تحكيم مواضع خود بپردازد، و ماشين جنگى‌اش را بازسازى و تقويت كند.

ايران نيز بدون دستيابى به خواسته‌هايش، كه تنبيه متجاوز در رأس آنها قرار داشت، و بدون بهره‌گيرى از موقعيت برتر نظامى- سياسى خود، مى‌بايست براى مدت زمانى نامعلوم نيروهاى نظامى خود را در پشت مرزها به حالت نه جنگ نه صلح مستقر سازد كه حاصل اين وضعيت، جنگى تازه و فرسايشى، به سود دشمن بود.

راه حل دوم؛ مذاكره سياسى براى صلح:به ميزان پيروزى‌هاى نظامى در جنگ، ابتكار عمل و تحركات سياسى جمهورى اسلامى ايران در سطح بين‌المللى نيز افزايش يافت. تلاش‌هاى سياسى ايران براى رسيدن به صلح پايدار از همان ابتدا تا پايان تجاوز ادامه داشت. شوراى امنيت سازمان ملل متحد تحت تأثير فشارهاى آمريكا كه پيروزى سياسى و نظامى ايران را برخلاف منافع خود و متحدانش در منطقه قلمداد مى‌كرد، موانع بسيارى بر سر راه اين تلاش‌ها ايجاد مى‌كرد، حتى پس از آزادسازى خرمشهر و اثبات برترى نظامى ايران، اين سازمان حاضر به پذيرش خواسته‌هاى بر حق ايران نشد و تأكيد داشت كه ايران پيش از هر


صفحه 253

چيز بايد آتش‌بس را بپذيرد. بنابراين دستيابى به صلح پايدار در شرايطى كه متجاوز تعيين و محكوم نشده بود عملًا غيرممكن مى‌نمود.

راه حل سوم؛ ادامه جنگ براى تأمين خواسته‌هاى به حق ايران:پذيرش آتش بس بدون محكوميت متجاوز، احتمال ايجاد شرايط نه جنگ و نه صلح و استقرار نيروهاى چند مليتى در مرزهاى دو كشور را قوت مى‌بخشيد. به همين سبب و با توجه به موضع جانبدارانه سازمان ملل متحد نسبت به عراق، جمهورى اسلامى ايران چاره‌اى جز ادامه جنگ تا دستيابى به حقوق خود و ايجاد صلح پايدار در منطقه نداشت.

مقطع سوم: تعقيب و تنبيه متجاوز

در اين دوره، ايران كه از نظر نظامى در موقعيت برتر قرار داشت با انجام عمليات‌هاى پياپى نظامى كه اكثراً موفقيت‌آميز بود، به تثبيت موقعيت خود پرداخت تا مجامع بين‌المللى را نسبت به خواسته خود، تنبيه متجاوز، تحت فشار قرار دهد. دشمن كه در موضع ضعف قرار داشت، به جاى پذيرش شرايط به حق ايران، به يك سلسله فجايع بزرگ جنگى دست زد. بخشى از اين فجايع غيرانسانى به اين شرح است:

- استفاده وسيع و بى‌سابقه از سلاح‌هاى شيميايى؛

- بمباران مناطق مسكونى؛

- حمله‌هاى موشكى به شهرهاى ايران؛

- شكنجه اسيران جنگى و بدرفتارى با آنان و به شهادت رساندن بسيارى از آنها.

سكوت و بى‌اعتنايى جامعه بين‌الملل، عراق را در اين‌گونه اقدامات خود جرى‌تر ساخت. در اين زمان كمك‌هاى نظامى برخى از كشورهاى منطقه به عراق به نحو چشمگيرى افزايش يافت. تأمين بودجه، ارائه خدمات، ارسال اطلاعات نظامى دريافتى از ماهواره‌ها و هواپيماى آواكس، ارائه سلاح و تجهيزات پيشرفته نظامى، و اعزام نيروهاى متخصص و سرباز به عراق برخى از اين كمك‌ها بود كه بعدها در جريان حمله عراق به كويت اين كشورها به آن اعتراف كردند.