بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 254

افزون بر اين در واكنش به پيروزى‌هاى قواى ايران، با هدف قطع صادرات نفت كشور، كشتى‌ها و پايانه‌هاى نفتى مورد هجوم قرار گرفت.

سياست‌هاى خصمانه آمريكا در مقابله با ايران در اين دوران شدت يافت. آمريكا با تقويت ناوگان خود در خليج فارس، به‌گونه‌اى كه تجمع اين تعداد از ناوهاى آمريكايى در يك منطقه از زمان جنگ ويتنام تا آن هنگام سابقه نداشت، بر فعاليت‌هاى خود عليه منافع ايران در خليج فارس افزود. از جمله جنايت‌هاى آمريكا، حمله به هواپيماى مسافربرى جمهورى اسلامى ايران در سيزدهم تيرماه 1367 بود. هواپيماى مسافربرى ايرانى كه از بندرعباس به سوى دبى، بر فراز آب‌هاى سرزمينى ايران، در پرواز بود توسط ناو وينسنس هدف دو فروند موشك قرار گرفت و همه 290 سرنشين آن به شهادت رسيدند كه 118 نفر از اين جمع زن و كودك بودند.

پذيرش قطعنامه 598، و فرجام جنگ تحميلى‌

ناظران سياسى جهان پس از فتح ناباورانه خرمشهر و چند عمليات برون‌مرزى رزمندگان ايران، كه منجر به تصرف فاو، جزيره‌هاى مجنون و بخش‌هايى از كردستان عراق شد، به برترى نظامى ايران اعتراف كردند. در عرصه سياسى نيز، جمهورى اسلامى موفق شد با اقدامات روشنگرانه خود، حقيقت متجاوز بودن عراق را به افكار عمومى دنيا بقبولاند.

سرانجام سازمان‌هاى بين‌المللى، در يك حركت سياسى تازه براى آرامش بخشيدن به منطقه كوشيدند خواسته‌هاى ايران را مورد توجه قرار دهند. در اين راستا قطعنامه 598 توسط شوراى امنيت سازمان ملل به تصويب رسيد كه اجراى آن در صورتى مى‌توانست مفيد باشد كه حقانيت ايران را تأييد و تثبيت مى‌كرد.

پايان جنگ‌

عملكرد سازمان ملل متحد در برابر جنگ تحميلى‌

سازمان ملل متحد و شوراى امنيت به حكم وظيفه و مسئوليت خود نمى‌توانست در برابر


صفحه 255

تجاوز عراق به خاك ايران، بى‌اعتنا باشد. اما موضعگيرى اين شورا در ابتداى جنگ، صرفاً جنبه توصيه داشت. شوراى امنيت برخلاف رويه معمول سازمان ملل در برخورد با ساير اختلاف‌ها و درگيرى‌هاى بين‌المللى و ماده 35 منشور سازمان ملل درباره شناسايى متجاوز از همان آغاز يا در حين جنگ، كشور آغازگر جنگ را معرفى، محكوم و موظف به عقب‌نشينى به مرزهاى خود نكرد؛ بلكه تنها مهاجم و مدافع را دعوت به آتش‌بس كرد. افزون بر اين، شوراى امنيت در محكوم كردن جنايات عراق در استفاده از سلاح‌هاى شيميايى، بسيار مسامحه كرد.

چنان كه يك سال و نيم پس از ارائه گزارش هيئت اعزامى سازمان ملل در 25 آوريل 1985، آن‌هم به طور غيرمستقيم و بدون نام بردن از عراق، استفاده از سلاح‌هاى شيميايى را محكوم كرد و سرانجام يازده ماه بعد، اين شورا با صدور بيانيه‌اى، عراق را محكوم كرد. اما اين محكوميت هم در قالب قطعنامه، كه داراى ضمانت اجرايى است، صورت نپذيرفت. در حالى كه در جريان تجاوز عراق به كويت، شوراى امنيت بلافاصله رژيم عراق را متجاوز و مهاجم شناخت و آن كشور را به عقب‌نشينى فراخواند و ارتش‌هايى از چند كشور و در رأس آنها ارتش آمريكا، اقدام به مقابله با عراق كردند و پس از عقب راندن مهاجم، عراق را به پرداخت غرامت جنگى و خسارت به كويت محكوم كردند.

بررسى قطعنامه‌ها، بيانيه‌ها و مجموع عملكرد شوراى امنيت در خلال جنگ ايران و عراق اين واقعيت را نشان مى‌دهد كه موضع‌گيرى‌هاى غيرعادلانه و جانبدارانه اين شورا، به مرور زمان، تنها در سايه برترى نيروهاى نظامى خودى، تعديل و واقع‌بينانه شد.

سرانجام شوراى امنيت در بيستم ژوئيه 1978 (29 تيرماه 1366) قطعنامه 598 را به اتفاق‌آرا به تصويب رساند. اين قطعنامه، برخلاف قطعنامه‌هاى پيشين «وضعيت مابين ايران و عراق» عنوان نداشت، بلكه براى اولين‌بار با عنوان «منازعه ايران و عراق» صادر شد.

همچنين اين قطعنامه از نظر محتوايى و ساختار توصيه نبود، بلكه تصميم بود و مفصل‌ترين قطعنامه در باره جنگ تحميلى محسوب مى‌شد.

با پى‌گيرى‌هاى مستمر مسئولان دولت جمهورى اسلامى ايران و اصرار بر افزودن بند مربوط به «معرفى متجاوز» و تأكيد بر «همراهى اجراى آتش‌بس با عقب‌نشينى از خاك‌


صفحه 256

ايران»، سرانجام ايران در 27 تيرماه 1367 اين قطعنامه را پذيرفت؛ هرچند پس از آن بين ايران و عراق، نوعى حالت نه جنگ و نه صلح پديد آمد.

عمليات مرصاد

با فاصله‌اى اندك پس از پذيرش قطعنامه 598 از سوى جمهورى اسلامى ايران، رژيم عراق به تصور اينكه ايران از موضع ضعف، حاضر به پذيرش قطعنامه شده است، با همدستى منافقان، از مرزهاى غربى تهاجم دوباره‌اى را آغاز كرد كه با بسيج سراسرى مردم و حضور آنان در جبهه‌هاى جنگ، اين توطئه نيز خنثى شد.

محكوم شدن عراق به عنوان آغازگر جنگ‌

بى‌اعتمادى ايران به دولت عراق، مسئولان كشور را برآن داشت تا در مذاكره صلح با احتياط عمل كنند و از حفظ برترى خود در ابعاد نظامى و سياسى، غفلت ننمايند. سرانجام حدود يك سال پس از پذيرش قطعنامه در مرداد 1369، در نتيجه پى‌گيرى‌هاى مجدانه ايران، گزارش دبيركل سازمان ملل متحد، مبنى بر مسئوليت دولت عراق در آغاز تهاجم و تجاوز، همراه با دلايل و مستندات آن منتشر شد و محكوميت دولت عراق نزد جهانيان محرز گرديد.

از عوامل مؤثر در محكوم شدن دولت عراق، علاوه بر بحران ناشى از اشغال كويت از سوى عراق، عمليات روانى و فشارهاى تبليغاتى ايران در قبال خواسته‌هاى بر حق خود بود.

چنان‌كه صدام در چرخشى آشكار، پس از گذشت ده سال از آغاز جنگ، مجدداً عهدنامه 1975 را رسماً پذيرفت.

پايان يك دفاع‌

هشت سال دفاع مقدس با وجود همه زيان‌ها و خسارت‌هاى مادى و انسانى جبران‌ناپذير، نتايج بزرگى نيز در پى داشت. در تاريخ معاصر ايران، به‌ويژه در دو سده اخير، در هر تهاجمى به خاك كشور، دشمنان بخشى از اين سرزمين را جدا كردند و افزون بر تصرف بخش‌هايى از


صفحه 257

وطن، عزت و غرور ملت ايران را نيز مخدوش نمودند. در هشت سال دفاع مقدس مردم ايران بهترين فرزندانشان را تقديم دفاع از ميهن اسلامى خود كردند و چنان حماسه آفريدند كه دشمنان قسم‌خورده انقلاب و نظام از حمله نظامى مأيوس گشتند.

جنگ بين ايران و عراق، طولانى‌ترين و بى‌سابقه‌ترين جنگ متعارف قرن حاضر به شمار مى‌رود؛ زيرا كه جنگ جهانى اول، چهار سال و جنگ جهانى دوم حداكثر، شش سال به طول انجاميد.

آرمان‌هاى انقلاب اسلامى‌

الف) استقلال‌

نخستين آرمان انقلاب اسلامى، استقلال است كه يكى از آرزوهاى ديرين مردم ما در طول تاريخ، به‌ويژه در سه سده اخير بوده است. استقلال داراى ابعاد متفاوت فكرى، سياسى، اقتصادى و نظامى است.

استقلال فكرى در يك كشور، زمانى حاصل مى‌شود كه مردم به اين باور برسند كه بيگانگان برترى ذاتى بر آنان ندارند و آنها نيز با همت و پشتكار خود مى‌توانند به سازندگى، پيشرفت، نوآورى و تعالى برسند. شرط تحقق استقلال فكرى و فرهنگى ملت ايران، ايجاد تحول عميق انديشه‌اى و اعتقادى و بازگشت به فرهنگ غنى اسلام و ايران است.

استقلال سياسى يك كشور كه از جايگاه بسيار مهمى برخوردار است، به اين معناست كه مديران و مسئولان و سران كشور، در تعيين خطمشى و اجراى برنامه‌هاى كشور، پيرو دستور بيگانگان و مداخله آنها نباشد.

استقلال اقتصادى نيز به معناى نداشتن وابستگى در ابعاد مختلف اقتصادى است. لازم به بيان است كه مبادله اقتصادى ميان كشورها، به معناى فقدان استقلال اقتصادى نيست.

ب) آزادى‌

واژه «آزادى» همواره در كنار قانون و معنويّت، مفهوم و معنا مى‌يابد. چنين آزادى‌اى مطابق‌


صفحه 258

عقل و فطرت الهى همه انسان‌هاست. بنابراين حكومتى كه قانون آن از دستورات الهى سرچشمه گرفته باشد، تأمين‌كننده آزادى و آزادگى به مفهوم حقيقى آن است. شعار محورى «استقلال، آزادى، جمهورى اسلامى» كه آرمان بنيادى انقلاب اسلامى است، آزادى را در كنار استقلال و جمهورى اسلامى قرار داده است و اين به معناى آن است كه مردم ايران، خواهان آزادى در راستاى تأمين استقلال، و مطابق با قوانين متعالى و نجات بخش اسلام هستند.

ج) جمهورى اسلامى‌

يكى از اركان آرمانى مهم انقلاب مردم ايران «جمهورى اسلامى» است. «جمهورى» نشانه نوع حكومت و «اسلامى» بيانگر محتواى آن است؛ يعنى حكومت مردم‌سالارى دينى، متكى به آراى مردم و تحت حاكميت قانون‌هاى متعالى اسلام.

دستاوردهاى انقلاب اسلامى‌

الف) ابعاد سياسى‌

نخستين نتيجه انقلاب اسلامى، تغيير رژيم وابسته و خودكامه شاهنشاهى و استقرار نظام جمهورى اسلامى مبتنى بر آرا و خواست مردم بود. ديگر دستاورد انقلاب تدوين قانون اساسى جمهورى اسلامى بود. افزايش مشاركت مردمى در امر حكومت، از ديگر ثمرات انقلاب محسوب مى‌شود كه مهم‌ترين شاخصه‌هاى آن، قانونى بودن، مشاركت مردم و حضور آنان در صحنه‌هاى گوناگون است.

كوتاه شدن دست ابرقدرت‌ها و همچنين هزار فاميل از مقدرات كشور، از ديگر دستاوردهاى سياسى انقلاب اسلامى ايران است. برخلاف بسيارى از انقلاب‌هاى معاصر كه عموماً با حمايت يكى از قدرت‌هاى شرق يا غرب شكل گرفتند، انقلاب ايران، تنها با اتكا به قدرت الهى، رهبرى حكيمانه امام و حمايت و پشتيبانى مردم توانست استقلال سياسى و حاكميت ملى خود را به دست آورد. بسيارى از متفكران، اين موضوع را، به دليل اهميتش، از شاخصه‌هاى بى‌همتاى نظام جمهورى اسلامى ايران مى‌دانند كه آن را به يك قطب در جهان‌


صفحه 259

اسلام و الگويى براى حركت‌هاى رهايى‌بخش ملت‌هاى محروم، به ويژه ملت‌هاى مسلمان منطقه خاورميانه، تبديل نموده است.

پيوند دين و سياست و ارائه الگويى نوين براى مردم‌سالارى دينى، رشد سياسى و آگاهى‌هاى عمومى مردم، شكست ابهت قدرت‌هاى سلطه‌گر غرب و شرق، عدم سلطه‌پذيرى و نفى هرگونه سلطه‌جويى، ترسيم چهره‌اى صلح‌طلبانه از اسلام، با اثبات مظلوميت مردم ايران در جريان جنگ تحميلى و ساير تهاجمات، و طرح سياست تشنج‌زدايى در سطح دولت‌ها را مى‌توان از ديگر دستاوردهاى سياسى انقلاب اسلامى دانست.

ب) ابعاد فرهنگى‌

براى دستيابى به دركى واقع‌بينانه از ابعاد فرهنگى انقلاب اسلامى، يادآورى وضعيت فرهنگى دوران پيش از انقلاب ضرورى به نظر مى‌رسد. يكى از شاخصه‌هاى فرهنگى حاكميت استبداد در دوران پهلوى، تخريب سنت‌هاى اصيل دينى و ملى مردم مسلمان ايران با ترويج فرهنگ مبتذل غرب، به بهانه تجددخواهى و نوگرايى بود كه بسيارى از مظاهر فرهنگ ملى و نشانه‌هاى هويت تاريخى مردم مسلمان ايران را از ميان برد.

رواج فرهنگ ابتذال، لاابالى‌گرى و بى‌بندوبارى‌هاى اخلاقى و اقتصادى، كه به‌طور رسمى از رسانه‌هاى عمومى تبليغ مى‌شد، نهادهاى فرهنگى و اجتماعى را به تباهى و نابودى سوق داد و هويت اسلامى- ايرانى جامعه را نابود ساخت. وجود فساد گسترده در جامعه ايران پيش از انقلاب به يك ارزش تبديل شده بود كه رژيم پهلوى، آشكارا به ترغيب و تبليغ آن مى‌پرداخت.

اما آنچه كه بيش از هر چيز ايرانيان را رنج مى‌داد، ستايش و ترويج فرهنگ بيگانه و تحقير فرهنگ خودى بود كه سرانجام مردم مسلمان ايران را به رويارويى با حاكميت، و سرنگونى رژيم سوق داد.

انقلاب اسلامى با زدودن زنگارها و اوهام از چهره دين، به احياى فرهنگ اسلامى به عنوان مكتبى پويا و حيات‌بخش پرداخت. احياى دوباره تعاليم اسلام، احساس خودباورى،


صفحه 260

اعتماد و اتكا به خود را در جامعه زنده كرد و از تداوم احساس حقارت و خودباختگى مردم ايران در برابر بيگانگان جلوگيرى نمود.

پيدايش روحيه اعتماد به نفس و خودآگاهى فرهنگى، مردم را در زمينه‌هاى علمى، فرهنگى و اجتماعى به موفقيت‌هاى چشمگيرى رساند. افزايش سطح آگاهى‌هاى عمومى و رشد مطبوعات و نشريات، گسترش كانون‌هاى آموزشى و تربيتى و درخشش و تعالى آثار هنرى و فرهنگى ايران در سطح جهان، از دستاوردهاى فرهنگى انقلاب اسلامى ايران به‌شمار مى‌آيد.

شخصيت اصيل زن ايرانى نيز كه در رژيم گذشته تحت‌تأثير فرهنگ منحط غرب، هويت خود را از دست داده بود، در سايه تعالى‌خواهى اسلامى احيا شد.

احياى تفكر دينى، تحول ارزش‌ها و نگرش‌ها و همچنين احياى مفاهيمى چون جهاد، شهادت، ايثار و اخلاص، مردمى شدن قواى مسلح و ايجاد و سازماندهى نيروهاى بسيج مردمى، هماهنگى بين تعهد، تخصص، ديانت و روشنفكرى و همكارى حوزه و دانشگاه، نيز از ديگر دستاوردهاى فرهنگى انقلاب اسلامى محسوب مى‌شود.

ج) ابعاد اقتصادى‌

پيش از انقلاب، اقتصاد وابسته و تك‌محصولى ايران بر فروش مهارگسيخته نفت در چارچوب معيارهاى توسعه غربى استوار بود. در نتيجه دارايى و امكانات كشور، عمدتاً در برنامه‌هاى غيربنيادى و غيرمولد صرف مى‌شد. اكثر فعاليت‌هاى اقتصادى، مبتنى بر درآمد حاصل از فروش نفت بود كه جز وابستگى اقتصادى، عدم تعادل در بخش‌هاى مختلف اقتصادى و نفى عدالت اجتماعى، نتيجه‌اى در پى نداشت. به كار گرفته نشدن درآمدهاى سرشار نفتى در تقويت بنيه اقتصادى كشور، ايران را به يكى از عمده‌ترين واردكنندگان كالاهاى مصرفى غرب تبديل نموده بود.

با پيروزى انقلاب اسلامى، از غارت ذخاير زيرزمينى كه همواره مورد سوءاستفاده بيگانگان و خاندان پهلوى و هزار فاميل بود، جلوگيرى شد. تلاش براى رسيدن به خودكفايى‌


صفحه 261

و رهايى از اقتصاد تك‌محصولى، آغاز گرديد. چنان كه علاوه بر تحمل مشكلات و معضلات اقتصادى ناشى از انقلاب، جنگ و كارشكنى‌هاى دشمنان، انقلاب توانست از آغاز پيروزى به توليد بسيارى از كالاها در داخل، و حتى صدور بعضى از آنها به خارج از كشور دست يابد.

توجه به عمران و آبادى روستاها و برخوردار شدن بيشتر روستاهاى كشور از نعمت آب و برق، مخابرات، مراكز آموزشى و بهداشتى، جاده و امكانات رفاهى را مى‌توان از ديگر دستاوردهاى انقلاب اسلامى دانست.

يكى ديگر از كوشش‌هاى مؤثر در زمينه پيشرفت اقتصادى در دوران پس از انقلاب، توجه به صنايع سنگين و انجام اقدام‌هاى بنيادى و زيربنايى در اين زمينه است. توسعه روزافزون صنايع نفت، پتروشيمى، ذوب‌آهن، فولاد، برق و ساخت سدهاى بزرگ و گسترش و نوسازى راه‌هاى كشور، نقشى مهم در رشد و شكوفايى ساير بخش‌هاى اقتصادى كشور داشته است.

دستاوردهاى انقلاب اسلامى، بيش از آنكه جنبه فيزيكى و مادى داشته باشد، ساختارهاى فكرى و فرهنگى را هدف قرار داد و به تدريج متأثر ساخت؛ به‌گونه‌اى كه امروز اسلام سياسى به يكى از مقولات بين‌المللى قرن 21 تبديل شده؛ در حالى كه پيش از آن تصور مى‌شد پرونده نفوذ و حضور دين در صحنه‌هاى اجتماعى و سياسى بسته شده است.

واكنش‌ها، مقاومت‌ها و دشمنى‌ها با انقلاب اسلامى، بسيار گسترده و پيچيده است؛ از اين رو چالش‌هاى فراروى نظام جمهورى اسلامى و حركت جهانى اسلام سياسى، يكى از بحث‌هاى مهم مراكز تحقيقاتى و مطالعات استراتژيك است. استكبار جهانى با وجود تلاش‌هاى بسيار و هزينه‌هاى سنگين نتوانسته است اين روند را متوقف سازد و پيش‌بينى مى‌شود كه تحولات گسترده‌ترى در آينده ايجاد خواهد شد.