خلاصه احساس نياز به تفسير تنها مربوط به زمان هاى پس از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله نيست؛ بلكه مسلمانان در زمان آن حضرت نيز نياز به تبيين و تفسير آيات را احساس كرده و به همين جهت براى روشن شدن معانى آن به پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله مراجعه مىكردند.
اولين مفسر قرآن، شخص رسول اكرم صلى الله عليه و آله مى باشد كه به دستور خداوند متعال، مأمور تعليم و تبيين مقاصد كتاب الهى گرديد. پس از آن حضرت، امير المؤمنان على عليه السلام اين مأموريت را ادامه داده و به امر تفسير قرآن اشتغال داشت، تا جايى كه خود را سخنگوى قرآن معرفى نمود.
صحابه نيز به پيروى از آن بزرگواران به امر تفسير قرآن پرداختند. تفسير آنان بيشتر در محدوده ادبيات، شأن نزول و نقل روايات تفسيرى بوده است.
تدوين تفسير در آغاز بدين صورت شروع شد كه روايات مربوط به قرآن در كتابهاى حديث به عنوان بابى مستقل نوشته شد. سپس با اهتمام گروهى از مسلمانان به تدريج كتابهاى تفسير، بر مبناى تفسير نقلى تدوين شد و اين روند تا نيمه اول قرن سوم ادامه يافت. پس از آن، تفسير به عنوان موضوعى مستقل مورد بحث قرار گرفت.
مسائل كلامى، جانبدارى از ديدگاههاى خاص و تبحر برخى مفسران در رشتههاى مخصوص علوم مانند ادبيات، فلسفه، و علوم روز باعث بوجود آمدن تفسيرهاى گوناگون گرديد.
پرسش 1- چرا مسلمانان براى فهم درستقرآن، به علم تفسير نيازمندند؟
2- اولين معلم قرآن كيست؟
3- پس از رحلت پيامبراكرم صلى الله عليه و آله چه كسانى به امر تفسير پرداختند؟
4- تاريخچه تدوين تفسير را بطور اختصار بنويسيد.
5- چه عواملى سبب پيدايش تفاسير مختلف گرديده است؟
طبقهبندى مفسران گسترش علم تفسير و اختلاف شيوهها و كتابهاى تفسيرى، مبحث «طبقهبندى مفسّران» را بوجود آورد.
در اين مبحث جهت گيرى هاى خاص هر يك از مفسّران، ارتباط تاريخى هر طبقه باطبقات گذشته و شرح حال مفسران مورد بررسى قرار مى گيرد.
سيوطى اولين كسى است كه در اين زمينه، كتاب نوشت همچنين كتابهاى «تراجم المفسرين» نوشته احمد بن محمد الادنِه و «طبقات المفسرين» نوشته محمدبن على بن احمد داوودى در اين زمينه نوشته شدهاند. «1» برخى از نويسندگان تقسيمات گوناگونى از ديدگاههاى مختلف براى طبقات مفسران ذكر كردهاند. در اينجا تنها به دو طبقه بندى عمده در مورد مفسران اهل سنت ومفسران شيعى اشاره مى شود.
طبقات مفسران اهل سنت «2» (2)
دراين تقسيم، مفسران رابه شش طبقه تقسيم كردهاند:
1- صحابه: پس از رحلت پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله جمعى از صحابه مانند ابى بن كعب، عبدالله بن مسعود، جابربن عبدالله انصارى، ابوسعيد خدرى و ... ومعروف تر از همه
عبدالله بن عباس به تفسير اشتغال داشتند. اين گروه طبقه اول مفسران بودند.
2- تابعين: تابعين مانند مجاهد، سعيد بن جبير، عكرمه، ضحاك، حسن بصرى، عطاء بن ابى رباح و عطاءبن ابى مسلم كه شاگردان صحابه بودهاند.
3- شاگردان تابعين: اينان شاگردان طبقه دوم مىباشند مانند ربيع بن انس و عبدالرحمن بن زيد بن اسلم وابوصالح كلبى معمولًا تفسير اين سه طبقه به صورت شفاهى بود و سينه به سينه نقل مىشودو اثرى تفسيرى و مدوّن از آنان دردست نيست.
4- اولين مولفان تفسير: مانند سفيان بن عُيَيْنه، وكيع بن جراح، شعبةبن حجاج و ابن جرير طبرى صاحب تفسير معروف. طريقه اين طبقه نيز اين گونه بوده كه اقوال صحابه و تابعين را به صورت روايات مسند در تأليفات تفسيرى خود وارد مى كردند و از اظهار نظر استقلالى خوددارى مى كردند جز اين كه ابن جريرطبرى درتفسير خود گاهى در ترجيح ميان اقوال اظهار نظر مىكند.
5- طبقه پنجم كسانى هستند كه روايات را با حذف اسناد در تأليفات خود درج كردند و به مجرّد نقل اقوال قناعت نمودند.
6- طبقه ششم مفسرانى هستند كه پس از پيدايش علوم مختلف و رواج آنها در حوزه اسلامى به وجود آمدند هر كدام با توجه به تخصص علمى خود در رشتهاى خاص به تفسير پرداختند. نحوى از راه نحو مانند زجاج و واحدى و ابىحيان كه از راه اعراب آيات بحث نمودهاند، بيانى از راه بلاغت و فصاحت مانند زمخشرى در كشاف، متكلم از راه كلام مانندفخررازى در تفسير كبير، عارف از راه عرفان مانند ابن عربى و عبدالرزاق كاشانى در تفاسير خودشان، و اخبارى از راه نقل اخبار مانند ثعلبى، و فقيه از راه فقه مانند قرطبى، و جمعى نيز تفاسير مختلط از علوم متفرقه نوشتند مانند تفسير روح البيان و تفسير روح المعانى و تفسير نيشابورى.
خدمت اين طبقه به علم تفسير اين شدكه فن تفسير را از حالت جمود و ركودى كه در طبقات پنج گانه قبلى داشت بيرون آورده وارد مرحله بحث و نظر نمودند؛ اگر چه ناظر با انصاف خواهد ديد كه در اغلب بحثهاى تفسيرى اين طبقه نظريات علمى به قرآن تحميل شده و از آيات قرآنى استنطاق نشده است.
طبقهبندى مفسران شيعه يكى از محققان، مفسران شيعه را به هفت طبقه به شرح زير تقسيم كرده است.
طبقه اول: تعدادى از صحابه پيامبر صلى الله عليه و آله بودند كه روايات تفسيرى نقل كرده يا ثبت و ضبط نمودهاند. مهمترين آنان عبارتند از: ابن عباس، ابى بن كعب، جابربن عبدالله انصارى، عبدالله بن مسعود (معادل طبقه اول مفسران اهل سنت).
طبقه دوم: مفسران تابعين مانند سعيدبن جبير، يحيى بن يَعْمُر كه براى اولين بار قرآن را نقطه گذارى كرد، طاووس يمانى و محمدبن سائب كلبى (معادل طبقه دوم اهل سنت)
طبقه سوم: جمعى از اصحاب ائمه هستند كه به تفسير يا تأليف در علم تفسير شهرت يافتهاند؛ ازجمله: ابو حمزه ثمالى از اصحاب امام سجاد عليه السلام، ابان بن تغلب از اصحاب امام باقر و امام صادق عليهما السلام و حسين بن سعيد از اصحاب امام رضا عليه السلام.
طبقه چهارم: مفسرانى هستند كه نزديك به زمان ائمه مىزيستهاند و احاديث تفسيرى را جمع آورى كرده و تأليفاتشان به عنوان اولين منابع تفسيرى شيعه محسوب مى شودمانند: على بن ابراهيم قمى، فرات بن ابراهيم كوفى و عياشى.
طبقه پنجم: كسانى هستند كه تفسير را وارد مرحله جديدى كردند و با استناد به روايات به استنباط از قرآن و احاديث همت گماشتند، ازجمله شيخ مفيد، شيخ رشيدالدين معروف به ابن شهر آشوب و ابوالقاسم مغربى طبقه ششم: دانشمندان و صاحب نظران و اهل تحقيق هستند كه مجموعهاى از بهترين كتب تفسيرى را به وجود آوردند كه تا امروز مرجع و منبع اصلى تفسير شمرده مىشوند. از جمله: سيد مرتضى علم الهدى، سيد رضى، شيخ طوسى و ...
طبقه هفتم: مفسرانى مىباشند كه در دوران نهضت علمى شيعه در قرن هفتم تا يازدهم زمينه تحولى زير بنائى در تفسير را بوجود آوردند: مانند شيخ طوسى، فيض كاشانى و شريف لاهيجى «1».
در اين درسها به خواست خدا با مفسران، تفاسير و روشهاى آنان آشنا خواهيم شد.
مفسران قرن اول (صحابه)
پس از وفات پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله عدهاى از صحابه، تفسير و تعليم قرآن را به عهده گرفته و مرجعى براى مسلمانان در آموزش قرآن شدند. آنان مطالب تفسيرى را بيشتر به شكل روايت مسند از رسول خدا صلى الله عليه و آله نقل مى كردند. مجموع روايات نقل شده از آنان به دويست و چهل حديث مىرسد كه سند بسيارى از آنها ضعيف و حتى برخى از آنها غير قابل قبول است. آنان گاهى نيز تفسير آيات را در صورت اظهار نظر بدون اينكه به پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله نسبت دهند نقل مىكردهاند. «1» بيشتر اين اظهار نظرها مربوط به شأن نزول آيات است و مقدارى نيز مطالبى است كه از دانشمندان اهل كتاب (يهود و نصارا) كه ايمان آورده بودند، گرفته شده بود.
مشخصات تفسيرى اين دوره اين دوره به دليل آغاز بحثهاى تفسيرى، داراى خصائص مربوط به خود است كه عبارتنداز:
1- تمام قرآن تفسير نمىشد، بلكه جاهايى كه به نظر صحابه نيازمند توضيح بوده است تفسير مى شد. اين نياز به تناسب دورشدن از عصر رسول الله صلى الله عليه و آله بيشتر احساس مىشد تا زمانى كه شامل تفسير تمام آيات گرديد.
2- در فهم معانى آيات در ميان مفسران صحابه اختلاف بسيار كم بود.
3- بيشتر به معناى مختصر و اجمالى آيات قناعت مىكردند و تفصيل مطالب را لازم نمىدانستند. از اين جهت گاهى تنها به معناى لغوى الفاظ اكتفا مىشد.
4- به دليل اين كه هنوز مذاهب مختلف به وجود نيامده بود، مفسران از تفسير براى اثبات عقيدهاى بهره نمىگرفتند و نيز استنباط احكام فقهى از آيات قرآنى خيلى نادر بود.
5- در اين عصر كتابى درباره تفسير تأليف نيافت.
6- در اين دوره، علم تفسير به منزله شاخهاى از علم حديث بود.
خلاصه «طبقهبندى مفسران» مبحثى است كه درباره جهتگيرى مفسّران و ارتباط تاريخى هر طبقه با طبقات گذشته و شرح حال مفسران بحث مىنمايد.
دريك تقسيم، مفسران اهل سنت را به شش طبقه تقسيم كردهاند: مفسران صحابى، مفسران تابعى، شاگردان تابعين، مؤلفان در تفسير با جمع آورى روايات به شكل مسند، مؤلفان در تفسير كه احاديث را بدون ذكر سلسله سند درج مىكردند و اقوال را ذكر مىنمودندو دانشمندان متخصص در علوم مختلف كه تحركى در روش تفسير ايجاد كردند.
مفسران شيعه را به هفت طبقه تقسيم كردهاند: تعدادى ازصحابه، برخى از تابعين، جمعى از اصحاب ائمه، مفسران نزديك به زمان ائمه كه احاديث تفسيرى را جمع آورى كردهاند، كسانى كه به استنباط از قرآن و روايات همت گماشتهاند، دانشمندان مختلف و صاحب نظران و اهل تحقيق كه مجموعهاى از بهترين كتب تفسيرى را بوجود آوردهاند و مفسران در دوران نهضت علمى شيعه در قرن هفتم تا يازدهم.
مشخصات تفسيرى دوران صحابه كه پس از پيامبراكرم صلى الله عليه و آله به تفسير اشتغال داشتند عبارت است از: تفسير قسمتهايى از قرآن نه همه قرآن، اكتفا به معانى اجمالى آيات، اختلاف اندك در فهم معانى قرآن، استنباط نادر از احكام فقهى آيات، عدم تدوين كتاب تفسيرى در اين دوره.
پرسش 1- علم «طبقه بندى مفسران» چگونه به وجود آمد؟
2- اولين كسى كه درباره طبقات مفسران كتاب نوشت كه بود؟
3- طبقهبندى مفسران شيعه را به اختصار بنويسيد.
4- روش صحابه در تفسير چگونه بودهاست؟
5- سه ويژگى از تفسير طبقه صحابه را نام ببريد.
مفسران مشهور صحابه (1)
تفاوت فهم صحابه صحابه پيامبر صلى الله عليه و آله هركدام، داراى ظرفيت علمى خاص خود بودند، برخى داراى فهم عميق و برخى در سطح معمولى و عادى بودند. بعضى از آنان، باتمام دقت به سخنان آن حضرت گوش مىدادند و حتى بيشتر سخنان آن حضرت را حفظ مىنمودند و گاهى با پرسشهاى مكرر خود طلب علم بيشتر مىنمودند ولى برعكس آنان، عدهاى نيز از مجلس آن حضرت بيرون مىآمدند در حالى كه از علم آن حضرت، بهرهاى نبره بودند.
اختلاف صحابه در اين موارد، به اختلاف علم آنان به لغت عرب و به مقدار ملازمت و مجالست آنان با پيامبر گرامى اسلام صلى الله عليه و آله و ميزان فهم آنان برمىگشت. به همين دليل استفاده آنان از قرآن مجيد و از تفاسير پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله به يك اندازه نبود و از تعداد زياد آنان تنها معدودى به عنوان مفسر قرآن شهرت يافتهاند و از بين همين عده نيز تعداد نظرات و روايات تفسيرى هر كدام، با ديگران تفاوت بسيار دارد. سيوطى در اينباره مىنويسد:
«از ميان صحابه، ده نفر به تفسير قرآن شهرت يافتهاند كه عبارتند از: خلفاى اربعه [ابوبكر، عمر، عثمان و حضرت على عليه السلام]، ابن مسعود، ابن عباس، ابى بن كعب، زيد بن ثابت، ابوموسى اشعرى و عبدالله بن زبير؛ و در ميان خلفاى اربعه بيشترين تفسير قرآن از على بن ابيطالب عليه السلام نقل شده است » «1»