بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 29

طبقه‌بندى مفسران شيعه‌ يكى از محققان، مفسران شيعه را به هفت طبقه به شرح زير تقسيم كرده است.
طبقه اول: تعدادى از صحابه پيامبر صلى الله عليه و آله بودند كه روايات تفسيرى نقل كرده يا ثبت و ضبط نموده‌اند. مهمترين آنان عبارتند از: ابن عباس، ابى بن كعب، جابربن عبدالله انصارى، عبدالله بن مسعود (معادل طبقه اول مفسران اهل سنت).
طبقه دوم: مفسران تابعين مانند سعيدبن جبير، يحيى بن يَعْمُر كه براى اولين بار قرآن را نقطه گذارى كرد، طاووس يمانى و محمدبن سائب كلبى (معادل طبقه دوم اهل سنت)
طبقه سوم: جمعى از اصحاب ائمه هستند كه به تفسير يا تأليف در علم تفسير شهرت يافته‌اند؛ ازجمله: ابو حمزه ثمالى از اصحاب امام سجاد عليه السلام، ابان بن تغلب از اصحاب امام باقر و امام صادق عليهما السلام و حسين بن سعيد از اصحاب امام رضا عليه السلام.
طبقه چهارم: مفسرانى هستند كه نزديك به زمان ائمه مى‌زيسته‌اند و احاديث تفسيرى را جمع آورى كرده و تأليفاتشان به عنوان اولين منابع تفسيرى شيعه محسوب مى شودمانند: على بن ابراهيم قمى، فرات بن ابراهيم كوفى و عياشى.
طبقه پنجم: كسانى هستند كه تفسير را وارد مرحله جديدى كردند و با استناد به روايات به استنباط از قرآن و احاديث همت گماشتند، ازجمله شيخ مفيد، شيخ رشيدالدين معروف به ابن شهر آشوب و ابوالقاسم مغربى‌ طبقه ششم: دانشمندان و صاحب نظران و اهل تحقيق هستند كه مجموعه‌اى از بهترين كتب تفسيرى را به وجود آوردند كه تا امروز مرجع و منبع اصلى تفسير شمرده مى‌شوند. از جمله: سيد مرتضى علم الهدى، سيد رضى، شيخ طوسى و ...
طبقه هفتم: مفسرانى مى‌باشند كه در دوران نهضت علمى شيعه در قرن هفتم تا يازدهم زمينه تحولى زير بنائى در تفسير را بوجود آوردند: مانند شيخ طوسى، فيض كاشانى و شريف لاهيجى «1».



صفحه 30

در اين درسها به خواست خدا با مفسران، تفاسير و روشهاى آنان آشنا خواهيم شد.
مفسران قرن اول (صحابه)
پس از وفات پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله عده‌اى از صحابه، تفسير و تعليم قرآن را به عهده گرفته و مرجعى براى مسلمانان در آموزش قرآن شدند. آنان مطالب تفسيرى را بيشتر به شكل روايت مسند از رسول خدا صلى الله عليه و آله نقل مى كردند. مجموع روايات نقل شده از آنان به دويست و چهل حديث مى‌رسد كه سند بسيارى از آنها ضعيف و حتى برخى از آنها غير قابل قبول است. آنان گاهى نيز تفسير آيات را در صورت اظهار نظر بدون اينكه به پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله نسبت دهند نقل مى‌كرده‌اند. «1» بيشتر اين اظهار نظرها مربوط به شأن نزول آيات است و مقدارى نيز مطالبى است كه از دانشمندان اهل كتاب (يهود و نصارا) كه ايمان آورده بودند، گرفته شده بود.
مشخصات تفسيرى اين دوره‌ اين دوره به دليل آغاز بحث‌هاى تفسيرى، داراى خصائص مربوط به خود است كه عبارتنداز:
1- تمام قرآن تفسير نمى‌شد، بلكه جاهايى كه به نظر صحابه نيازمند توضيح بوده است تفسير مى شد. اين نياز به تناسب دورشدن از عصر رسول الله صلى الله عليه و آله بيشتر احساس مى‌شد تا زمانى كه شامل تفسير تمام آيات گرديد.
2- در فهم معانى آيات در ميان مفسران صحابه اختلاف بسيار كم بود.
3- بيشتر به معناى مختصر و اجمالى آيات قناعت مى‌كردند و تفصيل مطالب را لازم نمى‌دانستند. از اين جهت گاهى تنها به معناى لغوى الفاظ اكتفا مى‌شد.
4- به دليل اين كه هنوز مذاهب مختلف به وجود نيامده بود، مفسران از تفسير براى اثبات عقيده‌اى بهره نمى‌گرفتند و نيز استنباط احكام فقهى از آيات قرآنى خيلى نادر بود.



صفحه 31

5- در اين عصر كتابى درباره تفسير تأليف نيافت.
6- در اين دوره، علم تفسير به منزله شاخه‌اى از علم حديث بود.



صفحه 32

خلاصه‌ «طبقه‌بندى مفسران» مبحثى است كه درباره جهت‌گيرى مفسّران و ارتباط تاريخى هر طبقه با طبقات گذشته و شرح حال مفسران بحث مى‌نمايد.
دريك تقسيم، مفسران اهل سنت را به شش طبقه تقسيم كرده‌اند: مفسران صحابى، مفسران تابعى، شاگردان تابعين، مؤلفان در تفسير با جمع آورى روايات به شكل مسند، مؤلفان در تفسير كه احاديث را بدون ذكر سلسله سند درج مى‌كردند و اقوال را ذكر مى‌نمودندو دانشمندان متخصص در علوم مختلف كه تحركى در روش تفسير ايجاد كردند.
مفسران شيعه را به هفت طبقه تقسيم كرده‌اند: تعدادى ازصحابه، برخى از تابعين، جمعى از اصحاب ائمه، مفسران نزديك به زمان ائمه كه احاديث تفسيرى را جمع آورى كرده‌اند، كسانى كه به استنباط از قرآن و روايات همت گماشته‌اند، دانشمندان مختلف و صاحب نظران و اهل تحقيق كه مجموعه‌اى از بهترين كتب تفسيرى را بوجود آورده‌اند و مفسران در دوران نهضت علمى شيعه در قرن هفتم تا يازدهم.
مشخصات تفسيرى دوران صحابه كه پس از پيامبراكرم صلى الله عليه و آله به تفسير اشتغال داشتند عبارت است از: تفسير قسمتهايى از قرآن نه همه قرآن، اكتفا به معانى اجمالى آيات، اختلاف اندك در فهم معانى قرآن، استنباط نادر از احكام فقهى آيات، عدم تدوين كتاب تفسيرى در اين دوره.
پرسش‌ 1- علم «طبقه بندى مفسران» چگونه به وجود آمد؟
2- اولين كسى كه درباره طبقات مفسران كتاب نوشت كه بود؟
3- طبقه‌بندى مفسران شيعه را به اختصار بنويسيد.
4- روش صحابه در تفسير چگونه بوده‌است؟
5- سه ويژگى از تفسير طبقه صحابه را نام ببريد.



صفحه 33

مفسران مشهور صحابه (1)
تفاوت فهم صحابه‌ صحابه پيامبر صلى الله عليه و آله هركدام، داراى ظرفيت علمى خاص خود بودند، برخى داراى فهم عميق و برخى در سطح معمولى و عادى بودند. بعضى از آنان، باتمام دقت به سخنان آن حضرت گوش مى‌دادند و حتى بيشتر سخنان آن حضرت را حفظ مى‌نمودند و گاهى با پرسشهاى مكرر خود طلب علم بيشتر مى‌نمودند ولى برعكس آنان، عده‌اى نيز از مجلس آن حضرت بيرون مى‌آمدند در حالى كه از علم آن حضرت، بهره‌اى نبره بودند.
اختلاف صحابه در اين موارد، به اختلاف علم آنان به لغت عرب و به مقدار ملازمت و مجالست آنان با پيامبر گرامى اسلام صلى الله عليه و آله و ميزان فهم آنان برمى‌گشت. به همين دليل استفاده آنان از قرآن مجيد و از تفاسير پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله به يك اندازه نبود و از تعداد زياد آنان تنها معدودى به عنوان مفسر قرآن شهرت يافته‌اند و از بين همين عده نيز تعداد نظرات و روايات تفسيرى هر كدام، با ديگران تفاوت بسيار دارد. سيوطى در اين‌باره مى‌نويسد:
«از ميان صحابه، ده نفر به تفسير قرآن شهرت يافته‌اند كه عبارتند از: خلفاى اربعه [ابوبكر، عمر، عثمان و حضرت على عليه السلام‌]، ابن مسعود، ابن عباس، ابى بن كعب، زيد بن ثابت، ابوموسى اشعرى و عبدالله بن زبير؛ و در ميان خلفاى اربعه بيشترين تفسير قرآن از على بن ابيطالب عليه السلام نقل شده است » «1»


صفحه 34

ذهبى پس از نقل كلام سيوطى، تنها از اميرالمؤمنين على (ع)، ابن عباس، ابن مسعود و ابى بن كعب به عنوان كسانى كه روايات زيادى از آنها در مورد تفسير نقل شده، ياد كرده و به شرح حال آنها پرداخته است.
سپس درباره شش نفر ديگر مى‌گويد، با وجود شهرتشان در تفسير، روايات بسيار كمى ازآنها در اين رابطه وارد شده و ما از بحث درباره آنها خوددارى مى‌كنيم. «1» سيوطى در خصوص ابوبكر مى‌گويد: از ابوبكر چيزى در مورد تفسير به ياد ندارم، مگر آثار بسيار كمى كه از ده تا تجاوز نمى‌كند. «2» مفسران معروف صحابه‌ اكنون به معرفى تعدادى از مفسران صحابه كه در علم تفسير شهرت يافته‌اند مى‌پردازيم و بر خلاف علماى اهل سنت كه در معرفى آنان از حضرت على عليه السلام نام مى‌برند، ما آن حضرت را به دليل معصوم بودن از جهت علمى و عملى و اين كه آن حضرت تمام علوم را از پيامبر صلى الله عليه و آله دريافت داشته، جزو مفسران عادى قلمداد ننموده و تفسير ايشان را در رديف تفسير پيامبر صلى الله عليه و آله ميدانيم و سخن را از ديگر مفسران آغاز مى‌كنيم.
در مورد مقام و منزلت حضرت على عليه السلام درباره قرآن و تفسير آن همين بس كه خداوند او را در بردارنده علم الكتاب دانسته، مى‌فرمايد:
«وَ يَقُولُ الَّذينَ كَفَرُوا لَسْتَ مُرْسَلًا قُلْ كَفى باللَّهِ شَهيداً بَيْنى‌ وَ بَيْنَكُمْ وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتابِ» «3» كافران مى‌گويند، تو فرستاده (خدا) نيستى، بگو گواهى خداوند و كسى كه دانش كتاب (علم الكتاب) نزد اوست بين من و شما كافى است.
منظور از كتاب، قرآن كريم است كه در بردارنده علوم اولين و آخرين مى‌باشد و تمام‌


صفحه 35

علوم قرآن در اختيار كسى است كه روايات، او را اميرالمؤمنان على عليه السلام معرفى نموده‌اند. «1» و پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله نيز درباره آن حضرت فرمود:
«عَلىٌّ مَعَ الْقُرْآن وَالقرآن مَعَ عَلىٍّ وَ لَنْ يَفْتَرِقا حَتّى يَرِدا عَلَىَّ الْحَوْضَ» «2» على با قرآن است و قرآن (نيز) با على است و هرگز از هم جدا نخواهند شد تا كنار حوض نزد من آيند.
زرقانى نقل مى‌كند على عليه السلام در حال خطبه قسم مى‌خورد، آنچه ازكتاب خدا از من سؤال كنيد به شما خبر خواهم داد و من مى‌دانم كه هر آيه در چه وقت و كجا نازل شده و است. «3» ابونعيم در حليه از ابن مسعود نقل مى‌كند كه قرآن بر هفت حرف نازل شده هر و كدام ظاهرى دارد و باطنى؛ و ظاهر و باطن همه آن نزد على بن ابيطالب عليه السلام است. «4» اينك به معرفى سه تن از مفسران مشهور صحابه كه روايات تفسيرى بيشترى از آنان نقل شده‌است، مى‌پردازيم.
ابن عباس‌ عبدالله بن عباس بن عبدالمطلب، معروف به «ابن عباس» سه سال و به قولى پنج سال پيش از هجرت متولد شد و هنگام رحلت آن حضرت سيزده يا پانزده ساله بود. مورخان تاريخ وفاتش را سال 68 هجرى ثبت كرده‌اند. «5» كسب فيض از رسول خدا (ص)
ابن عباس گرچه زمان كوتاهى پيامبر را درك كرد ولى از آن جهت كه پسر عموى رسول اكرم صلى الله عليه و آله است و هم به خاطر آنكه خاله‌اش (ميمونه) همسر آن حضرت بود با


صفحه 36

خانه پيغمبر صلى الله عليه و آله ارتباط داشت و از محضر آن حضرت بهره‌هاى فراوانى برد. محققان و مورخان اسلامى على‌رغم سنّ كم ابن عباس به هنگام وف آشنايى باتفاسير و مفسران 48 مفسران كوفه ص : 45 ات پيامبر صلى الله عليه و آله وى را از اصحاب آن حضرت به شمار آورده و نوشته‌اند كه او از كودكى همواره در خدمت پيامبر صلى الله عليه و آله بود و اسرار زيادى از نبوت و رسالت ايشان را از نزديك مشاهده كرد.
دانشمندان و محققان اسلامى در اين باره حوادث و رويدادهايى رانقل كرده‌اند كه جملگى بيانگر ارتباط نزديك ابن عباس با پيامبر صلى الله عليه و آله و توجه آن حضرت به وى مى‌باشد.
رسول اكرم صلى الله عليه و آله براى او چنين دعا فرمود:
«اللَّهُمَّ فَقِّهْهُ فِى الدّينِ وَ انْتَشِرْ مِنْهُ» «1» خدايا او را در دين فقيه قرار ده و (دين را به وسيله او) منتشر كن.
ابن عباس و على عليه السلام‌ ابن عباس علاوه بر استفاده از محضر رسول خدا 9، از درياى دانش اميرمؤمنان على عليه السلام نيز بهره‌هاى فراوانى برد. او، خود در اين رابطه مى‌گويد:
«آنچه از تفسير قرآن به دست آوردم از على بن ابيطالب عليه السلام است» «2» در جاى ديگر از مقام علمى استاد خود به عظمت ياد كرده و مى‌گويد:
«على عليه السلام دانشى را مى‌دانست كه پيغمبر صلى الله عليه و آله به او ياد داده بود و آن دانش را خداوند به پيامبر صلى الله عليه و آله تعليم كرده بود، پس دانش پيامبر صلى الله عليه و آله از علم الهى و دانش على عليه السلام از دانش پيغمبر صلى الله عليه و آله بود و آنچه من از دانش دارم از على عليه السلام است و دانش من و دانش اصحاب محمد صلى الله عليه و آله در برابر علم على عليه السلام مانند قطره‌اى در برابر هفت درياست.» «3» بدون ترديد، ارتباط نزديك ابن عباس با اين دو انسان كامل و دو خليفه الهى و