بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 146

این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة


صفحه 147

بخش دوم: معارف حديث‌


صفحه 148

این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة


صفحه 149

فرهنگ نيايش‌

احمد غلامعلى‌

تمام مسلمانان، با مفهوم دعا به معناى خواندن، و زيارت به معناى ديدار، آشنا هستند؛ امّا همگان از «فرهنگ نيايش»، يكسان بهره نمى‌برند. برخى، در سراسر زندگى با نيايش، مأنوس‌اند و لذّت خواندن خدا را برتر از تمام لذّت‌ها در دنيا مى‌دانند و برخى نيز تنها به هنگام گرفتارى به خدا روى مى‌آورند و او را ملتمسانه مى‌خوانند. عدّه‌اى نيز از دعا، خاطره خوشى ندارند؛ زيرا به گمان خويش، خدا، پاسخ آنان را نمى‌دهد و آنچه را از خدا خواسته‌اند، نيافته‌اند و بدين سان، از خدا روى برتافته‌اند. درنگى در متون دينى، ضرورت دعا، آداب دعا و موانع اجابت دعا را نشان مى‌دهد.

ضرورت دعا

انسان، موجودى است كه از جسم و روح، تكوين يافته است. آدمى براى تأمين نيازمندى‌هاى جسمى‌اش، تلاش مى‌كند و با فراهم آوردن اسباب نشاط و رفاه، شاداب و سرزنده مى‌شود.

روح نيز نيازمند توجّه است. عاطفه و عشق و محبّت، نيازمندى‌هاى روح است، امّا اين‌همه نمى‌تواند روح را فربه و شاداب سازد؛ زيرا چه بسيار عاشقانى كه با وجود داشتن عاطفه و محبّت درونى شديد، روحى افسرده و غمگين دارند. دعا و نيايش واقعى، نه تنها ملال‌آور و كسالت‌بار نيست؛ بلكه نيروزا و نشاطآور است، به گونه‌اى كه حسّ عاطفه و محبّت را در سرشت آدمى بر مى‌انگيزانَد و ريشه افسردگى و اضطراب را مى‌خشكانَد.


صفحه 150

در نگرش دينى، نيايش، عنصر مكمّلِ تكاپوى مادّى انسان است، به‌گونه‌اى كه مؤمن با اميد به خدا و درخواست از معدن رحمت الهى، با تمام توان، كوشش مى‌كند و بدانچه به دست مى‌آورد، خشنود است؛ زيرا در تلاش خود، كوتاهى نكرده است و به مقدّرات الهى نيز باور دارد. به ديگر سخن، كسى كه به نيايش باور دارد، و كسى كه اعتقادى به نيايش ندارد، در تلاش دنيوى خويش يكسان‌اند با اين تفاوت كه نيايشگر، افزون بر تلاش دنيوى، به رحمت پروردگار خود هم اميد دارد و سرانجامِ كارها را بر اساس مصلحت الهى مى‌داند. بنا بر اين، راهى براى افسردگى و اضطراب، باقى نمى‌مانَد. امّا آن‌كه از نيايش، روى بر مى‌تابد، آنچه را برايش پديد مى‌آيد، نمى‌پذيرد و افسرده و مضطرب خواهد شد.

الكسيس كارْل،- فيزيولوژيست برجسته و برنده جايزه نوبل، نيايش را از نيازهاى ژرف آدمى در كنار نيازهاى ضرور، مانند خوردن و آشاميدن، مى‌داند و آن را سبب پايدارى ملّت‌ها و تمدّن‌ها بر مى‌شمارد. او مى‌نويسد:

هيچ ملّتى در تاريخ و هيچ تمدّنى در گذشته، به زوال قطعى فرو نرفت، مگر آن‌كه پيش از آن، سنّت نيايش در ميان آن قوم، ضعيف شده بود.[239]

نيايشگر، با دعاى خود، فراهم آوردن اسباب و عللى را درخواست مى‌كند كه از حيطه قدرت انسان، بيرون است؛ زيرا او مى‌داند كه تمام اسباب‌ها در حيطه قدرت الهى است.

اهمّيت دعا در آيات قرآن و احاديث معصومان (ع)، بسيار پُررنگ است، به گونه‌اى كه قرآن، ارزش آدمى را به دعاى او مى‌داند و مى‌فرمايد:

قُلْ ما يَعْبَؤُا بِكُمْ رَبِّي لَوْ لا دُعاؤُكُمْ؛[240]بگو: اگر دعاى شما نباشد، پروردگارم، هيچ اعتنايى به شما نمى‌كند).

اين آيه، به خوبى نشان مى‌دهد كه دعا، معيارِ ارزشمندى انسان در بارگاه الهى است و اگر انسان، قدر و ارزش خود را بشناسد، مى‌تواند با خدا، سخن گويد و خدا نيز پاسخ او را مى‌دهد:

[239]. به نقل از: نيايش، على شريعتى، ص 143.

[240]سوره فرقان، آيه 77.


صفحه 151

(ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ؛)[241]مرا بخوانيد تا به شما پاسخ دهم.

آن‌كه خدا را بشناسد، بى‌دريغ، به عبادت او روى مى‌آورد؛ زيرا بى‌نيازى خدا و مؤثّر بودن او را در مى‌يابد و از دگر سو، نيازمندى خود را احساس مى‌كند. در اين‌جاست كه انسان عابد، با خدا، نجوا مى‌كند و او را مى‌خواند. بنا بر اين، آنچه نماد پرستش آدمى است، نيايش اوست. پيامبر اعظم، رابطه ميان دعا و عبادت را چنين ترسيم فرموده:

الدُعاءُ مُخُّ العِبادَةِ.[242]

دعا، مغزِ عبادت است.

آداب دعا

نيايش، برخاسته از فطرت آدمى است و به هر گونه‌اى مى‌توان خدا را خواند و با او سخن گفت؛ امّا تمامى اديان براى نيايش، آدابى را ترسيم كرده‌اند. در دين اسلام نيز آدابى براى دعا، وارد شده است. مهم‌ترين ادب دعا، «شناخت پروردگار» و «قطع اميد» از غيرِ اوست. كسى كه «قدرت و حكمت» خدا را بشناسد و آن‌گاه، او را بخواند، بى‌ترديد، دعايش برآورده خواهد شد؛ زيرا براى چنين انسانى، پاسخ خداوند، همان اجابت دعاست؛ خواه خداوند، حاجتش را در اين دنيا برآورد و يا آن‌كه بهتر و بالاتر از نيازش را در آخرت به او باز دهد. به هر حال، براى خداشناس واقعى، سخن گفتن با پروردگار، مهم است و همين كه مى‌داند خدا به گفتارش گوش فرا مى‌دهد، بهترين اجابت الهى است. البته بايد دانست كه استجابت دعا، با شناخت پروردگار، رابطه‌اى مستقيم دارد و به هر ميزان كه انسان، خداشناس‌تر باشد،

دعايش نيز به اجابت، نزديك‌تر است، زيرا خدا را مى‌شناسد و از درخواست‌هايى كه مخالف حكمت پروردگار است، پرهيز مى‌كند؛ ولى آن كه با خدا بيگانه است، به هنگام گرفتارى، تنها به نياز خود مى‌انديشد و حكمت خداوند را ناديده مى‌گيرد و در نتيجه، به خواسته خود، دست نمى‌يابد و از خدا، نااميد مى‌شود.

[241]. سوره غافر، آيه 60

[242]. سنن الترمذى، ج 5، ص 456، ح 3376.


صفحه 152

در حديثى آمده است كه گروهى به امام صادق (ع) گفتند:

ما دعا مى‌كنيم، ولى مستجاب نمى‌شود.

امام فرمود:

چون شما، كسى را مى‌خوانيد كه او را نمى‌شناسيد.[243]

انقطاع يا قطع اميد از غير پروردگار، يكى ديگر از آداب دعاست. نيايشگر، پس از شناخت خدا، هر قدرتى را در برابر او، ناچيز مى‌داند و هر اندازه كه نااميدى از مخلوقات، بيشتر شود، روح دعا و پرستش، در او تقويت مى‌شود.

پيامبر خدا (ص)، راز خواندن خدا را چنين بيان فرموده است:

دلت را از هر چه غير اوست، تهى كن و او را به هر نامى كه مى‌خواهى، بخوان.[244]

بنا بر اين، شناخت خداوند و نااميدى از غير او، مهم‌ترين كليد نيايش است. نيايشگر، بايد بداند كه در برابر كيست و از غفلت و بى‌توجّهى بپرهيزد و آن‌گاه كه از غفلت، كناره گيرد، دل او بيدار مى‌شود و با مبدأ همه نيكى‌ها، پيوند باطنى برقرار مى‌كند و دعايش در آستانه اجابت، قرار مى‌گيرد. آن‌كه در دام غفلتْ باقى بمانَد، از پاسخ پروردگار، محروم خواهد ماند. امام على (ع) در حديثى مى‌فرمايد:

لا يَقبَلُ اللهُ دُعاءَ قَلبٍ لاهٍ.[245]

خداوند، دعاى غافل‌دلان را نمى‌پذيرد.

كسى كه خدا را شناخت و از غيرِ او، روى برتافت، تنها به هنگام گرفتارى به درگاه الهى روى نمى‌آورد؛ بلكه در خوشى و اندوه، با دعا، انس دارد و به راز و نياز با خدا در روزگار گرفتارى، بسنده نمى‌كند. دعاى چنين انسانى، به اجابتْ نزديك است. در حديثى قدسى، خداوند به پيامبرش داوود (ع)، فرموده:

أُذكُرني في أيّامِ سَرّائِكَ حتّى أستَجيبَ لكَ في أيّامِ ضَرّائَكَ.[246]

[243]. التوحيد، ص 288- 289.

[244]. مصباح الشريعة، ص.

[245]. الكافى، ج 2، ص 473، ح 2.

[246]. بحار الأنوار، ج 14، ص 37، ح 15.


صفحه 153

در روزهاى خوشى و آسايش، مرا ياد كن تا تو را در روزهاى گرفتارى [و سخت‌]، اجابت كنم.

احاديث پيشوايان معصوم، سرشار از نكات ظريفى است كه ادب دعا كردن را به ما مى‌آموزد. اينك براى نمونه، به برخى از آداب دعا در احاديث، اشاره مى‌كنيم:

پيش از دعا

بايسته است كه نيايشگر، پيش از دعا، وضو بگيرد، رو به قبله بگردانَد و آن‌گاه، دو ركعت نماز بگزارد.[247]

در حديثى از پيامبر خدا (ص) مى‌خوانيم:

إذا أرَدتَ أن تَدعُوَ الله فَقَدِّم صلاةً أو صَدَقَةً أو خَيرَاً أو ذِكرا.[248]

هرگاه خواستى خدا را بخوانى، نمازى يا صدقه‌اى يا كار نيكى و يا ذكرى را پيش فرست.

هنگام دعا

هر دعايى با نام خدا، حمد و ثناى الهى و درود فرستادن بر پيامبر و خاندان پاك او آغاز مى‌شود و سپس، بايد خدا را با فروتنى و زارى خواند:

ادْعُوا رَبَّكُمْ تَضَرُّعاً وَ خُفْيَةً؛[249]پروردگارتان را با زارى و نهانى بخوانيد).

ادب فروتنى در برابر خداوند، برخاسته از معرفت انسان است و آدمى، در برابر عظمت پروردگار و مهربانى و چشم‌پوشى او، ناخودآگاه، احساس خُردى مى‌كند و همين احساس، او را به زارى و سخن گفتن به آرامى وامى‌دارد. در چنين حالتى است كه خداوند، دعا كردن بنده‌اش را دوست دارد. پيامبر خدا (ص) فرمود:

[247]. ارشاد القلوب، ص؛ الكافى، ج، ص، ح؛ تفسير العياشى، ج، ص، ح؛ نهج الدعاء، ج 1 ص 108- 115.

[248]. عوالى الّلآلى، ج 1، ص 110، ح 16.

[249]. سوره اعراف، آيه 55.