(ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ؛)[241]مرا بخوانيد تا به شما پاسخ دهم.
آنكه خدا را بشناسد، بىدريغ، به عبادت او روى مىآورد؛ زيرا بىنيازى خدا و مؤثّر بودن او را در مىيابد و از دگر سو، نيازمندى خود را احساس مىكند. در اينجاست كه انسان عابد، با خدا، نجوا مىكند و او را مىخواند. بنا بر اين، آنچه نماد پرستش آدمى است، نيايش اوست. پيامبر اعظم، رابطه ميان دعا و عبادت را چنين ترسيم فرموده:
الدُعاءُ مُخُّ العِبادَةِ.[242]
دعا، مغزِ عبادت است.
آداب دعا
نيايش، برخاسته از فطرت آدمى است و به هر گونهاى مىتوان خدا را خواند و با او سخن گفت؛ امّا تمامى اديان براى نيايش، آدابى را ترسيم كردهاند. در دين اسلام نيز آدابى براى دعا، وارد شده است. مهمترين ادب دعا، «شناخت پروردگار» و «قطع اميد» از غيرِ اوست. كسى كه «قدرت و حكمت» خدا را بشناسد و آنگاه، او را بخواند، بىترديد، دعايش برآورده خواهد شد؛ زيرا براى چنين انسانى، پاسخ خداوند، همان اجابت دعاست؛ خواه خداوند، حاجتش را در اين دنيا برآورد و يا آنكه بهتر و بالاتر از نيازش را در آخرت به او باز دهد. به هر حال، براى خداشناس واقعى، سخن گفتن با پروردگار، مهم است و همين كه مىداند خدا به گفتارش گوش فرا مىدهد، بهترين اجابت الهى است. البته بايد دانست كه استجابت دعا، با شناخت پروردگار، رابطهاى مستقيم دارد و به هر ميزان كه انسان، خداشناستر باشد،
دعايش نيز به اجابت، نزديكتر است، زيرا خدا را مىشناسد و از درخواستهايى كه مخالف حكمت پروردگار است، پرهيز مىكند؛ ولى آن كه با خدا بيگانه است، به هنگام گرفتارى، تنها به نياز خود مىانديشد و حكمت خداوند را ناديده مىگيرد و در نتيجه، به خواسته خود، دست نمىيابد و از خدا، نااميد مىشود.
[241]. سوره غافر، آيه 60
[242]. سنن الترمذى، ج 5، ص 456، ح 3376.
در حديثى آمده است كه گروهى به امام صادق (ع) گفتند:
ما دعا مىكنيم، ولى مستجاب نمىشود.
امام فرمود:
چون شما، كسى را مىخوانيد كه او را نمىشناسيد.[243]
انقطاع يا قطع اميد از غير پروردگار، يكى ديگر از آداب دعاست. نيايشگر، پس از شناخت خدا، هر قدرتى را در برابر او، ناچيز مىداند و هر اندازه كه نااميدى از مخلوقات، بيشتر شود، روح دعا و پرستش، در او تقويت مىشود.
پيامبر خدا (ص)، راز خواندن خدا را چنين بيان فرموده است:
دلت را از هر چه غير اوست، تهى كن و او را به هر نامى كه مىخواهى، بخوان.[244]
بنا بر اين، شناخت خداوند و نااميدى از غير او، مهمترين كليد نيايش است. نيايشگر، بايد بداند كه در برابر كيست و از غفلت و بىتوجّهى بپرهيزد و آنگاه كه از غفلت، كناره گيرد، دل او بيدار مىشود و با مبدأ همه نيكىها، پيوند باطنى برقرار مىكند و دعايش در آستانه اجابت، قرار مىگيرد. آنكه در دام غفلتْ باقى بمانَد، از پاسخ پروردگار، محروم خواهد ماند. امام على (ع) در حديثى مىفرمايد:
لا يَقبَلُ اللهُ دُعاءَ قَلبٍ لاهٍ.[245]
خداوند، دعاى غافلدلان را نمىپذيرد.
كسى كه خدا را شناخت و از غيرِ او، روى برتافت، تنها به هنگام گرفتارى به درگاه الهى روى نمىآورد؛ بلكه در خوشى و اندوه، با دعا، انس دارد و به راز و نياز با خدا در روزگار گرفتارى، بسنده نمىكند. دعاى چنين انسانى، به اجابتْ نزديك است. در حديثى قدسى، خداوند به پيامبرش داوود (ع)، فرموده:
أُذكُرني في أيّامِ سَرّائِكَ حتّى أستَجيبَ لكَ في أيّامِ ضَرّائَكَ.[246]
[243]. التوحيد، ص 288- 289.
[244]. مصباح الشريعة، ص.
[245]. الكافى، ج 2، ص 473، ح 2.
[246]. بحار الأنوار، ج 14، ص 37، ح 15.
در روزهاى خوشى و آسايش، مرا ياد كن تا تو را در روزهاى گرفتارى [و سخت]، اجابت كنم.
احاديث پيشوايان معصوم، سرشار از نكات ظريفى است كه ادب دعا كردن را به ما مىآموزد. اينك براى نمونه، به برخى از آداب دعا در احاديث، اشاره مىكنيم:
پيش از دعا
بايسته است كه نيايشگر، پيش از دعا، وضو بگيرد، رو به قبله بگردانَد و آنگاه، دو ركعت نماز بگزارد.[247]
در حديثى از پيامبر خدا (ص) مىخوانيم:
إذا أرَدتَ أن تَدعُوَ الله فَقَدِّم صلاةً أو صَدَقَةً أو خَيرَاً أو ذِكرا.[248]
هرگاه خواستى خدا را بخوانى، نمازى يا صدقهاى يا كار نيكى و يا ذكرى را پيش فرست.
هنگام دعا
هر دعايى با نام خدا، حمد و ثناى الهى و درود فرستادن بر پيامبر و خاندان پاك او آغاز مىشود و سپس، بايد خدا را با فروتنى و زارى خواند:
ادْعُوا رَبَّكُمْ تَضَرُّعاً وَ خُفْيَةً؛[249]پروردگارتان را با زارى و نهانى بخوانيد).
ادب فروتنى در برابر خداوند، برخاسته از معرفت انسان است و آدمى، در برابر عظمت پروردگار و مهربانى و چشمپوشى او، ناخودآگاه، احساس خُردى مىكند و همين احساس، او را به زارى و سخن گفتن به آرامى وامىدارد. در چنين حالتى است كه خداوند، دعا كردن بندهاش را دوست دارد. پيامبر خدا (ص) فرمود:
[247]. ارشاد القلوب، ص؛ الكافى، ج، ص، ح؛ تفسير العياشى، ج، ص، ح؛ نهج الدعاء، ج 1 ص 108- 115.
[248]. عوالى الّلآلى، ج 1، ص 110، ح 16.
[249]. سوره اعراف، آيه 55.
إغتَنموا الدّعاءَ عِندَ الرّقَة فَإنّها رحمَةً.[250]
هرگاه در خود، احساس رقّت قلب كرديد، دعا كردن را غنيمت شمريد.
نجوا كردن و آهسته سخن گفتن با خداوند، يكى ديگر از آداب دعاست؛ زيرا هيچ كس مانند او به انسان، نزديك نيست.
يكى ديگر از زيباترين آداب دعا، بلندهمّتى و درخواستهاى بزرگ داشتن است. از آنجا كه نيايشگر، خدا را مىشناسد و از فضل او درخواست مىكند، بنا بر اين، بيشترينها و برترينها را از خدا مىجويد. پيامبر (ص) فرموده است:
اسْأَلُوا اللهَ وَ أجْزِلُوا؛ فَإِنَّه لا يَتَعاظَمُهُ شيئاً.[251]
از خدا بخواهيد و فراوان بخواهيد؛ زيرا هيچ چيز، بر او گران نمىآيد.
پافشارى بر دعا، يكى ديگر از آداب دعا كردن است. بنده از خداوند، نااميد نمىشود؛ بلكه بر خواستههاى خويش، اصرار مىورزد. پيامبر خدا (ص) فرموده است:
إِنَّ الله يُحِبُّ السّائلَ اللَّحوحَ.[252]
خداوند، درخواست كننده اصرارگر را دوست دارد.
پايان دعا
انسانى كه به اجابت دعاهاى خود خوشبين است، بايسته است كه دعاى خود را با «آمين» گفتن به پايان رسانَد.
پيامبر خدا (ص)، ادب پايان دعا را چنين آموزش داده:
إذا دَعا أحَدُكُم فليُؤَمِّن عَلى دَعائِهِ.[253]
هرگاه يكى از شما دعا كرد، آن را به «آمين» ختم كند.
گفتن «ما شاء الله»، «لا حول و لا قوّةَ إلّا بِالله» و نيز كشيدن كفِ دستها به صورت، از جمله آداب پايانى دعاست. آنگاه، دعا، با حمد الهى به پايان مىرسد.
[250]. مسند الشهاب، ج 1، ص 402، ح 692.
[251]. عدّة الدّاعى، ص 36.
[252]. عدّة الدّاعى، ص 143.
[253]. الفردوس، ج 1، ص 316، ح 1250.
موانع اجابت دعا
از مهمترين دغدغههاى نيايشگر، برآورده نشدن درخواستهاست؛ زيرا وعده الهى را حق مىداند و با اميد و آرزو، به درگاه خداوند، پناه مىبَرَد و نياز خويش را با اميد اجابت، مطرح مىكند، ولى پاسخى نمىيابد.
موانع اجابت دعا را به سه دسته مىتوان تقسيم كرد: نخستين دسته، بىتوجّهى به شرايط لازم براى اجابت دعا، مانند شناخت خدا، انقطاع، اخلاص و حضور قلب است. هر يك از شرايط پيشگفته فراهم نباشد، انتظار اجابت دعا داشتن، دشوار است.
براى نمونه، پيامبر (ص) فرموده است:
الدّعاءُ مَعَ حُضُورِ القَلْبِ لا يُرَدُّ.[254]
دعاى همراه حضور قلب، رد نمىشود.
دومين دسته از موانع اجابت دعا، رفتارهايى است كه پروردگار را ناخشنود مىكند و سبب تأخير در اجابت و يا برآورده نشدن حاجات مىگردد، مانند: گناه، كه نافرمانى خداوند است و مهمترين مانع اجابت دعاست، گناهان گوناگون، مانند: ستم كردن به ديگران، نافرمانى از پدر و مادر، بُريدن از خويشاوندان، زِنا، ترك امر به معروف و نهى از منكر و حرامخوارى، از مهمترين موانع استجابت دعا در پيشگاه الهى است.
زُدودن موانع پيشگفته، در برآورده شدن حاجتها، بسيار مؤثّر است. بنا بر اين، احتمال داردكه دعا كننده، اخلاص و حضور قلب را در خود فراهم آورد؛ امّا بىدقّتى در منابع كسب درآمد، سبب شود تا لقمهاى حرام، او را از به اجابت رسيدن دعايش دور سازد، چنانكه در حديثى قدسى، خداوند متعال، فرموده است:
فَمِنكَ الدُّعاءُ وَ عَلىَّ الإجابةُ. فلا تَحتَجِبُ عنّى دَعوَةٌ إلّا دَعوَةُ آكِلُ الحَرام.[255]
دعا كردن، از توست و اجابت كردن، بر عهده من. هيچ دعايى از من پنهان نمىمانَد، مگر دعاى حرامخوار.
[254]. تنبيه الخواطر، ج 2 ص 118.
[255]. عدّة الدّاعى، ص 128.
سومين و مهمترين مانع اجابت دعا، حكمت پروردگار است. گاهى نيايشگر، تمامِ شرايط پيشگفته را فراهم مىآورد و از تمامِ عواملِ باز دارنده اجابت، پرهيز مىكند، ولى دعايش مستجاب نمىشود؛ زيرا حكمت پروردگار، برآورده شدن دعا را به صلاحِ او نمىداند.
حكمتِ الهى، دانش استوار خداوند است كه از ظرائف و پيامد درخواستها، آگاه است و بر اين اساس، گاهى برآورده شدن درخواست بنده را به ضرر دينِ او مىداند و بر اساس لطف خويش، حاجت بنده را برآورده نمىسازد. پيامبر خدا (ص) در اين زمينه، فرموده است:
همانا بنده در آستانه رسيدن به حاجتى از حاجتهاى دنيا قرار مىگيرد؛ امّا خداوند، از فراز هفت آسمان، او را ياد مىكند و مىفرمايد: «فرشتگان من! اين بندهام، به حاجتى از حاجتهاى دنيا، نزديك شده است. اگر آن را برايش بگشايم، درى به سوى آتش بر او گشودهام. پس آن را از او دور كنيد». بنده، انگشت حسرت مىگزد و مىگويد: چه كسى بر من در رسيدن به آن حاجت، پيشى گرفت؟ چه كسى به من نيرنگ زد؟ در صورتى كه اين، جز لطفى نيست كه خداوند، در حقّ او نموده است.[256]
نگاهى به فرآيند «نيايش» و «برآورده نشدن نياز»، نشان مىدهد كه در پارهاى موارد، خداوند، در همين دنيا، جاىگزينى بهتر از آنچه نيايشگر مىخواهد، فرا رويش مىنهد. امير مؤمنان على (ع) مىفرمايد:
رُبَّما سَأَلتَ الشىءَ فَلَم تُعطَهُ وَ اعْطيتَ خَيراً مِنهُ.[257]
اى بسا كه چيزى را خواستهاى و به تو داده نشده است، امّا بهتر از آن، به تو داده شده است.
درنگى در حكمت خداوند، نيايشگر را از درخواستهاى نابهجا، باز مىدارد و او را به خواستن آنچه شايسته است، وا مىدارد. براى نمونه، آن كه خدا را حكيم
[256]. حلية الأولياء، ج 7، ص 208؛ نهج الدعاء، ج 1، ص 474 و 788.
[257]. غرر الحكم، ح.
مىداند، به خوبى دريافته است كه خداوند، نظام عالم را از راه سبب و مسبّب، اداره مىكند و در هر سببى، تأثيرى ويژه نهاده است. بنا بر اين، مطرح كردن درخواستهاى نامعقول، مخالفت با حكمت خداوند است و خداوند، اينگونه دعاها را اجابت نمىكند. به سخن ديگر هيچ گاه رحمت خداوند بر حكمت او سبقت نمىجويد هر چند همواره از خشم و غضب او پيش است. در روايتى، به نقل از امام حسين (ع) آمده است:
روزى امير مؤمنان (ع) با يارانش نشسته بود ... كه زيد بن صوحان عبدى، از ايشان پرسيد: ... كدام دعا، بىاثرتر است؟ فرمود: «كسى كه براى آنچه ناشدنى است، دعا كند».[258]
دقّت در شرايط اجابت دعا و موانع آن، نيايشگر را به طرح درخواستهاى كارگشا، وادار مىكند و او اگر چه بر درخواست خود، پافشارى مىكند؛ ولى هرگز در برابر خداى يكتا، گستاخى و بىادبى را روا نمىداند.
گستره درخواست
در چه زمانى و در كدام مكان، بايد خدا را خواند؟ و از او چه بايد خواست؟
در متون حديثى، زمانها و مكانهاى مقدّسى براى نيايش، بيان شده و فهرستى از نيايشهاى زيبا را مىتوان يافت. اگر چه اين زمان و مكانها، در سرعت بخشيدن به اجابت دعا، بسيار مؤثّراند؛ امّا آنچه مهم است، در دين مقدّس اسلام، بر خلاف برخى اديان، نجوا با خدا، اختصاص به زمان و مكان خاصّى ندارد و نيايشگر، مىتواند با خداى خود، با هر زبانى نيايش كند و در بيان درخواستهاى خود، كوتاهى نورزد.
پيشوايان معصوم، از سويى مردم را به خواندن دعا، سفارش مىكردند و از سوى ديگر، برخى دعاهاى نادرست را اصلاح مىكردند. امام صادق (ع)، در روايتى مىفرمايد:
[258]. كتاب من لا يحضره الفقيه، ج 4، ص 381، ح 5833.
امير مؤمنان (ع) شنيد كه مردى مىگويد: «بار خدايا! از فتنه، به تو پناه مىبرم». فرمود: «مىبينم كه از مال و فرزندت، به خدا پناه مىبرى! خداوند متعال مىفرمايد: (إنَّما أمْوالَكُمْ وَ أوْلادَكُمْ فِتنَةٌ؛ جز اين نيست كه دارايىها و فرزندانتان، فتنهاند)؛ بلكه بگو: «بار خدايا! از فتنههاى گمراه كننده، به تو پناه مىبرم».[259]
سيره پيشوايان معصوم (عليهم السلام) بيانگر آن است كه هر گونه نياز معقولى را به درگاه خداوند، مطرح مىكردند: طلب خيرخواهى، رهايى از سرما و گرما، درخواست باران، سلامت جسم، درخواست فرزند، شفاى بيمار، رحمت خواستن بر مردگان، شهادتطلبى و بىنياز ساختن، تنها گوشهاى از دعاهايى است كه پيشوايان دينى ما، بنا به درخواست مردم، از خداوند طلب مىكردند. نكته زيبا در دعاهاى پيشوايان دينى، همهجانبهنگرى آنان در درخواستهاست، به گونهاى كه وقتى از پيامبر (ص) خواستند كه از خداوند، باران طلب كند، فرمود:
أللّهمَّ اسْقِنا غَيثاً مُغيثاً مَريعاً طَبَقَاً غَدَقاً غيرَ رائثٍ، نافِعَاً غَيرَ ضارٍّ.[260]
بار خدايا! به ما بارانى كمك كننده، روياننده، فراگير، فراوان، بى تأخير، سودمند و بى زيان، عطا فرما.
هر چند نيايش، در گرو الفاظ نيست و هر كه با دل خويش به خدا روى آورد، خدا، به خواسته او آگاه است؛ امّا خداوند دوست دارد كه بندهاش با او سخن گويد. بر همين اساس، بزرگان دين، دعاهاى ماندگارى را براى ما به ارمغان نهادند كه تمام شرايط دعا درآن، فراهم آمده است. صحيفه سجّاديه، دعاى جوشن كبير، دعاى كميل، دعاى ابو حمزه ثُمالى، دعاى ندبه و ...، سرشار از معارفى هستند كه خواننده را سيراب مىكند.
خوشبختانه، امروزه برخى از نويسندگان خوشذوق، پارهاى از نيايشهاى معصومان را به زبان فارسى بازگرداندهاند كه خواندنى است. اينك به چند نمونه، اشاره مىكنيم:
[259]. الأمالى الطوسى، ص 580، ح 1201.
[260]. مسند ابن حنبل، ج 6، ص 308، ح 18084.