در روزهاى خوشى و آسايش، مرا ياد كن تا تو را در روزهاى گرفتارى [و سخت]، اجابت كنم.
احاديث پيشوايان معصوم، سرشار از نكات ظريفى است كه ادب دعا كردن را به ما مىآموزد. اينك براى نمونه، به برخى از آداب دعا در احاديث، اشاره مىكنيم:
پيش از دعا
بايسته است كه نيايشگر، پيش از دعا، وضو بگيرد، رو به قبله بگردانَد و آنگاه، دو ركعت نماز بگزارد.[247]
در حديثى از پيامبر خدا (ص) مىخوانيم:
إذا أرَدتَ أن تَدعُوَ الله فَقَدِّم صلاةً أو صَدَقَةً أو خَيرَاً أو ذِكرا.[248]
هرگاه خواستى خدا را بخوانى، نمازى يا صدقهاى يا كار نيكى و يا ذكرى را پيش فرست.
هنگام دعا
هر دعايى با نام خدا، حمد و ثناى الهى و درود فرستادن بر پيامبر و خاندان پاك او آغاز مىشود و سپس، بايد خدا را با فروتنى و زارى خواند:
ادْعُوا رَبَّكُمْ تَضَرُّعاً وَ خُفْيَةً؛[249]پروردگارتان را با زارى و نهانى بخوانيد).
ادب فروتنى در برابر خداوند، برخاسته از معرفت انسان است و آدمى، در برابر عظمت پروردگار و مهربانى و چشمپوشى او، ناخودآگاه، احساس خُردى مىكند و همين احساس، او را به زارى و سخن گفتن به آرامى وامىدارد. در چنين حالتى است كه خداوند، دعا كردن بندهاش را دوست دارد. پيامبر خدا (ص) فرمود:
[247]. ارشاد القلوب، ص؛ الكافى، ج، ص، ح؛ تفسير العياشى، ج، ص، ح؛ نهج الدعاء، ج 1 ص 108- 115.
[248]. عوالى الّلآلى، ج 1، ص 110، ح 16.
[249]. سوره اعراف، آيه 55.
إغتَنموا الدّعاءَ عِندَ الرّقَة فَإنّها رحمَةً.[250]
هرگاه در خود، احساس رقّت قلب كرديد، دعا كردن را غنيمت شمريد.
نجوا كردن و آهسته سخن گفتن با خداوند، يكى ديگر از آداب دعاست؛ زيرا هيچ كس مانند او به انسان، نزديك نيست.
يكى ديگر از زيباترين آداب دعا، بلندهمّتى و درخواستهاى بزرگ داشتن است. از آنجا كه نيايشگر، خدا را مىشناسد و از فضل او درخواست مىكند، بنا بر اين، بيشترينها و برترينها را از خدا مىجويد. پيامبر (ص) فرموده است:
اسْأَلُوا اللهَ وَ أجْزِلُوا؛ فَإِنَّه لا يَتَعاظَمُهُ شيئاً.[251]
از خدا بخواهيد و فراوان بخواهيد؛ زيرا هيچ چيز، بر او گران نمىآيد.
پافشارى بر دعا، يكى ديگر از آداب دعا كردن است. بنده از خداوند، نااميد نمىشود؛ بلكه بر خواستههاى خويش، اصرار مىورزد. پيامبر خدا (ص) فرموده است:
إِنَّ الله يُحِبُّ السّائلَ اللَّحوحَ.[252]
خداوند، درخواست كننده اصرارگر را دوست دارد.
پايان دعا
انسانى كه به اجابت دعاهاى خود خوشبين است، بايسته است كه دعاى خود را با «آمين» گفتن به پايان رسانَد.
پيامبر خدا (ص)، ادب پايان دعا را چنين آموزش داده:
إذا دَعا أحَدُكُم فليُؤَمِّن عَلى دَعائِهِ.[253]
هرگاه يكى از شما دعا كرد، آن را به «آمين» ختم كند.
گفتن «ما شاء الله»، «لا حول و لا قوّةَ إلّا بِالله» و نيز كشيدن كفِ دستها به صورت، از جمله آداب پايانى دعاست. آنگاه، دعا، با حمد الهى به پايان مىرسد.
[250]. مسند الشهاب، ج 1، ص 402، ح 692.
[251]. عدّة الدّاعى، ص 36.
[252]. عدّة الدّاعى، ص 143.
[253]. الفردوس، ج 1، ص 316، ح 1250.
موانع اجابت دعا
از مهمترين دغدغههاى نيايشگر، برآورده نشدن درخواستهاست؛ زيرا وعده الهى را حق مىداند و با اميد و آرزو، به درگاه خداوند، پناه مىبَرَد و نياز خويش را با اميد اجابت، مطرح مىكند، ولى پاسخى نمىيابد.
موانع اجابت دعا را به سه دسته مىتوان تقسيم كرد: نخستين دسته، بىتوجّهى به شرايط لازم براى اجابت دعا، مانند شناخت خدا، انقطاع، اخلاص و حضور قلب است. هر يك از شرايط پيشگفته فراهم نباشد، انتظار اجابت دعا داشتن، دشوار است.
براى نمونه، پيامبر (ص) فرموده است:
الدّعاءُ مَعَ حُضُورِ القَلْبِ لا يُرَدُّ.[254]
دعاى همراه حضور قلب، رد نمىشود.
دومين دسته از موانع اجابت دعا، رفتارهايى است كه پروردگار را ناخشنود مىكند و سبب تأخير در اجابت و يا برآورده نشدن حاجات مىگردد، مانند: گناه، كه نافرمانى خداوند است و مهمترين مانع اجابت دعاست، گناهان گوناگون، مانند: ستم كردن به ديگران، نافرمانى از پدر و مادر، بُريدن از خويشاوندان، زِنا، ترك امر به معروف و نهى از منكر و حرامخوارى، از مهمترين موانع استجابت دعا در پيشگاه الهى است.
زُدودن موانع پيشگفته، در برآورده شدن حاجتها، بسيار مؤثّر است. بنا بر اين، احتمال داردكه دعا كننده، اخلاص و حضور قلب را در خود فراهم آورد؛ امّا بىدقّتى در منابع كسب درآمد، سبب شود تا لقمهاى حرام، او را از به اجابت رسيدن دعايش دور سازد، چنانكه در حديثى قدسى، خداوند متعال، فرموده است:
فَمِنكَ الدُّعاءُ وَ عَلىَّ الإجابةُ. فلا تَحتَجِبُ عنّى دَعوَةٌ إلّا دَعوَةُ آكِلُ الحَرام.[255]
دعا كردن، از توست و اجابت كردن، بر عهده من. هيچ دعايى از من پنهان نمىمانَد، مگر دعاى حرامخوار.
[254]. تنبيه الخواطر، ج 2 ص 118.
[255]. عدّة الدّاعى، ص 128.
سومين و مهمترين مانع اجابت دعا، حكمت پروردگار است. گاهى نيايشگر، تمامِ شرايط پيشگفته را فراهم مىآورد و از تمامِ عواملِ باز دارنده اجابت، پرهيز مىكند، ولى دعايش مستجاب نمىشود؛ زيرا حكمت پروردگار، برآورده شدن دعا را به صلاحِ او نمىداند.
حكمتِ الهى، دانش استوار خداوند است كه از ظرائف و پيامد درخواستها، آگاه است و بر اين اساس، گاهى برآورده شدن درخواست بنده را به ضرر دينِ او مىداند و بر اساس لطف خويش، حاجت بنده را برآورده نمىسازد. پيامبر خدا (ص) در اين زمينه، فرموده است:
همانا بنده در آستانه رسيدن به حاجتى از حاجتهاى دنيا قرار مىگيرد؛ امّا خداوند، از فراز هفت آسمان، او را ياد مىكند و مىفرمايد: «فرشتگان من! اين بندهام، به حاجتى از حاجتهاى دنيا، نزديك شده است. اگر آن را برايش بگشايم، درى به سوى آتش بر او گشودهام. پس آن را از او دور كنيد». بنده، انگشت حسرت مىگزد و مىگويد: چه كسى بر من در رسيدن به آن حاجت، پيشى گرفت؟ چه كسى به من نيرنگ زد؟ در صورتى كه اين، جز لطفى نيست كه خداوند، در حقّ او نموده است.[256]
نگاهى به فرآيند «نيايش» و «برآورده نشدن نياز»، نشان مىدهد كه در پارهاى موارد، خداوند، در همين دنيا، جاىگزينى بهتر از آنچه نيايشگر مىخواهد، فرا رويش مىنهد. امير مؤمنان على (ع) مىفرمايد:
رُبَّما سَأَلتَ الشىءَ فَلَم تُعطَهُ وَ اعْطيتَ خَيراً مِنهُ.[257]
اى بسا كه چيزى را خواستهاى و به تو داده نشده است، امّا بهتر از آن، به تو داده شده است.
درنگى در حكمت خداوند، نيايشگر را از درخواستهاى نابهجا، باز مىدارد و او را به خواستن آنچه شايسته است، وا مىدارد. براى نمونه، آن كه خدا را حكيم
[256]. حلية الأولياء، ج 7، ص 208؛ نهج الدعاء، ج 1، ص 474 و 788.
[257]. غرر الحكم، ح.
مىداند، به خوبى دريافته است كه خداوند، نظام عالم را از راه سبب و مسبّب، اداره مىكند و در هر سببى، تأثيرى ويژه نهاده است. بنا بر اين، مطرح كردن درخواستهاى نامعقول، مخالفت با حكمت خداوند است و خداوند، اينگونه دعاها را اجابت نمىكند. به سخن ديگر هيچ گاه رحمت خداوند بر حكمت او سبقت نمىجويد هر چند همواره از خشم و غضب او پيش است. در روايتى، به نقل از امام حسين (ع) آمده است:
روزى امير مؤمنان (ع) با يارانش نشسته بود ... كه زيد بن صوحان عبدى، از ايشان پرسيد: ... كدام دعا، بىاثرتر است؟ فرمود: «كسى كه براى آنچه ناشدنى است، دعا كند».[258]
دقّت در شرايط اجابت دعا و موانع آن، نيايشگر را به طرح درخواستهاى كارگشا، وادار مىكند و او اگر چه بر درخواست خود، پافشارى مىكند؛ ولى هرگز در برابر خداى يكتا، گستاخى و بىادبى را روا نمىداند.
گستره درخواست
در چه زمانى و در كدام مكان، بايد خدا را خواند؟ و از او چه بايد خواست؟
در متون حديثى، زمانها و مكانهاى مقدّسى براى نيايش، بيان شده و فهرستى از نيايشهاى زيبا را مىتوان يافت. اگر چه اين زمان و مكانها، در سرعت بخشيدن به اجابت دعا، بسيار مؤثّراند؛ امّا آنچه مهم است، در دين مقدّس اسلام، بر خلاف برخى اديان، نجوا با خدا، اختصاص به زمان و مكان خاصّى ندارد و نيايشگر، مىتواند با خداى خود، با هر زبانى نيايش كند و در بيان درخواستهاى خود، كوتاهى نورزد.
پيشوايان معصوم، از سويى مردم را به خواندن دعا، سفارش مىكردند و از سوى ديگر، برخى دعاهاى نادرست را اصلاح مىكردند. امام صادق (ع)، در روايتى مىفرمايد:
[258]. كتاب من لا يحضره الفقيه، ج 4، ص 381، ح 5833.
امير مؤمنان (ع) شنيد كه مردى مىگويد: «بار خدايا! از فتنه، به تو پناه مىبرم». فرمود: «مىبينم كه از مال و فرزندت، به خدا پناه مىبرى! خداوند متعال مىفرمايد: (إنَّما أمْوالَكُمْ وَ أوْلادَكُمْ فِتنَةٌ؛ جز اين نيست كه دارايىها و فرزندانتان، فتنهاند)؛ بلكه بگو: «بار خدايا! از فتنههاى گمراه كننده، به تو پناه مىبرم».[259]
سيره پيشوايان معصوم (عليهم السلام) بيانگر آن است كه هر گونه نياز معقولى را به درگاه خداوند، مطرح مىكردند: طلب خيرخواهى، رهايى از سرما و گرما، درخواست باران، سلامت جسم، درخواست فرزند، شفاى بيمار، رحمت خواستن بر مردگان، شهادتطلبى و بىنياز ساختن، تنها گوشهاى از دعاهايى است كه پيشوايان دينى ما، بنا به درخواست مردم، از خداوند طلب مىكردند. نكته زيبا در دعاهاى پيشوايان دينى، همهجانبهنگرى آنان در درخواستهاست، به گونهاى كه وقتى از پيامبر (ص) خواستند كه از خداوند، باران طلب كند، فرمود:
أللّهمَّ اسْقِنا غَيثاً مُغيثاً مَريعاً طَبَقَاً غَدَقاً غيرَ رائثٍ، نافِعَاً غَيرَ ضارٍّ.[260]
بار خدايا! به ما بارانى كمك كننده، روياننده، فراگير، فراوان، بى تأخير، سودمند و بى زيان، عطا فرما.
هر چند نيايش، در گرو الفاظ نيست و هر كه با دل خويش به خدا روى آورد، خدا، به خواسته او آگاه است؛ امّا خداوند دوست دارد كه بندهاش با او سخن گويد. بر همين اساس، بزرگان دين، دعاهاى ماندگارى را براى ما به ارمغان نهادند كه تمام شرايط دعا درآن، فراهم آمده است. صحيفه سجّاديه، دعاى جوشن كبير، دعاى كميل، دعاى ابو حمزه ثُمالى، دعاى ندبه و ...، سرشار از معارفى هستند كه خواننده را سيراب مىكند.
خوشبختانه، امروزه برخى از نويسندگان خوشذوق، پارهاى از نيايشهاى معصومان را به زبان فارسى بازگرداندهاند كه خواندنى است. اينك به چند نمونه، اشاره مىكنيم:
[259]. الأمالى الطوسى، ص 580، ح 1201.
[260]. مسند ابن حنبل، ج 6، ص 308، ح 18084.
1. أللّهمَّ إنّى أسألُكَ إيماناً تُباشِرُ قَلبي حَتّى أَعلَمَ لا يُصيبُني إلّا ما كَتَبتَ لي وَ رَضِّني مِنَ المَعيشَةِ بِما قَسَمتَ لي.[261]
خداوندا! از تو ايمانى مىخواهم كه به قلبم پيوسته باشد، چنانكه نيك بدانم كه جز آنچه تو برايم نوشتهاى، به من نمىنرسد. مرا نسبت به بهرهاى كه از زندگى بخشيدهاى، خشنود بدار.
2. إلهي إنْ كانَتِ الخَطايا قَدْ أَسقَطَتْني لَدَيكَ فَاصفَحْ عَنِّي بِحُسنِ تَوَكُّلي عَلَيكَ.[262]
خدايا! اگر غبار خطاهايم، مرا از چشم تو انداخته است، تو به سبب نيكى توكّلم بر تو، از آنها چشم بپوش.
3. برداشتى از «دعاى عهد»:
خداوندا! اين آرزوى مرا، برآور و آن چشم اميد را، به استجابت اين دعا، روشن كن.
اگر در خاك بودم و او قدم بر آسمان گذاشت
اگر مُرده بودم و او زندگى آفريد
مرا نيز- اى پروردگار من-
از خاك، برآر
مرا هم از قبر، بيرون آور
تا كفن خويش را بر تن پوشم
تا شمشير خويش را بركشم
تا نيزه خويش را برگيرم
تا سرآسيمه و خروشان، فرياد برآورم
و در كوى و صحرا، لبّيك بگويم
[261]. نيايشهاى پيامبر، مهدوى دامغانى، ترجمه كمال الدين غراب، ص 62.
[262]. شكواى سبز، سيد مهدى شجاعى، ص.
تا در پاسخ فراخوانِ آن دعوتكننده، بشتابم.[263]
4. دريافتى از «مناجات خمس عشر»:
قائداً إلى رضوانِك و شوقى إليك ...
خدايا! مباد كه چشمه محبّت من به بركههاى گِلآلود ديگران بريزد!
خدايا! چشم جويبارى عشق مرا به تماشاى دريايت، روشنى ده.
خدايا! مباد كه دل من، اسير جز تو شود و پيشانى قلبم، بر خاك محبّت ديگرى بسايد!
خدايا! مباد كه عندليب دلم، غزلخوان بُستانى ديگر گردد!
خدايا! مرغ دلم كه در دام توست، مباد كه ياد آشيان كند!
خدايا! نكند كه روى از من بتابى و نشود كه نگاه حيرانم را منتظر بگذارى!
خدايا! مرا شايستگى بهرهمندى از كنارت بخش، اى پاسخ دهنده و اى اجابت
كننده! اى گُل بخشش ديگران از گلزار تو، اى باغبان رحمت![264]
زيارت
«زيارت»، از ريشه «زَوْر»، به معناى ميل كردن به چيزى و روىگردانى از چيزى ديگر است.[265]زيارت، ديدار همراه با ميل و محبّت است و زائر را از آن رو «زائر» مىنامند كه در هنگام زيارت، تنها آهنگ زيارت شونده را دارد و از هر چه غير اوست، دست مىشويد. هدف زائر، تكريم، بزرگداشت و انس گرفتن با زيارت شونده است.
زيارت، به مُردگان اختصاص ندارد و زيارت و ديدار زندگان در دين اسلام، جايگاهى بس والا دارد؛ زيرا هر گونه ديدارى در تربيت فردى و اجتماعى، تأثير مستقيم دارد. از همين رو، پيامبر خدا، ديدار اهل ايمان را با زيارت خدا همرتبه دانسته و فرموده است:
[263]. سلامنامه، محمّدرضا زائرى، ص 18- 19.
[264]. دست دعا، چشم اميد، سيد مهدى شجاعى، ص 85- 86.
[265]. معجم مقاييس اللغة، ج 2، ص 36.