بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 162

مُردگان خود را زيارت كنيد؛ زيرا آنان، از ديدار شما، خوش‌حال مى‌شوند. انسان، حاجت خود را بايد در كنار قبر پدر و مادرش و پس از آن كه براى آن‌ها دعا كرد، [از خدا] بخواهد.

اسلام، زيارت را به عنوان آيينى دينى پذيرفت و براى آن، آداب ويژه‌اى را ارائه داد. در متون دينى، بر زيارت خويشاوندان، مؤمنان، دانشمندان، اولياى الهى و به‌ويژه اهل بيت پيامبر (ص) سفارش بسيارى شده است. دقّت در سفارش اسلام، بيانگر تشويق دين به ارزش‌هاى والاى توحيدى و انسانى است؛ زيرا زيارت كننده با زيارت قبور بزرگان، از تلاش ايشان براى صالح‌سازى فرد و جامعه، سپاس‌گزارى مى كند و خدا را به پاس آفرينش انسان‌هاى پاك، مى‌ستايد.

سيره پيامبر خدا (ص) نيز بيانگر اهمّيت زيارت مُردگان و تشويق به اين سنّت مفيد و سازنده است. پيامبر خدا (ص) در واقعه صلح حَديبيه، به منطقه ابواء، واقع در ميان راه مكّه و مدينه رسيد و خداوند، به پيامبر (ص) اجازه داد تا قبر مادرش آمنه را زيارت كند.

پيامبر (ص) مزار مادرش را تعمير كرد و بر سرِ مزارش چندان گريست كه مسلمانان، از گريه او گريستند.[269]سپس در كنار قبر مادر، وضو ساخت و نماز گزارد.[270]مسلم نيشابورى، از بزرگان مكتب خلفا، ماجراى زيارت قبر مادر پيامبر (ص) را آورده است و در ادامه، به نقل از پيامبر (ص) آورده است:

فَزُوروا القُبُورَ فإِنَّها تُذَكِّرُ المَوتَ.[271]

قبرها را زيارت كنيد، كه به ياد آورنده مرگ است.

پيشوايان دين، در هنگام زيارت قبور، اطرافيان خود را با اندرزهاى سازنده و تأثيرگذار مى‌نواختند و بدين سان، زيارت را از تنها پديده‌اى عاطفى بودن، خارج مى‌ساختند و خداباورى و پارسايى را تعليم مى‌دادند، چنان كه امام على (ع) پس از زيارت اهل قبور و سخن گفتن با خفتگان در خاك، به يارانش رو كرد و فرمود:

[269]. الطبقات الكبرى، ج 1، ص 117.

[270]. السيره الحلبية، ج 2، ص 678.

[271]. صحيح مسلم، ج 3، ص 65.


صفحه 163

أَما لَو اذِنَ لَهُم فِى الكلامِ لَأَخبَرُوكم أَنَّ خَيرَ الزّادِ التَّقْوى.[272]

بدانيد كه اينان، اگر اجازه سخن گفتن مى‌داشتند، به شما خبر مى‌دادند كه: بهترين ره‌توشه، پرهيزگارى است.

زيارت پيشوايان دين‌

زيارت پيامبر خدا (ص) و اهل بيت (ع)، برترين زيارت است. تمامى قرآن‌باوران، به خاندان پيامبر (ص) عشق مى‌ورزند و بدين‌سان، رسالتِ برترين برگزيده خدا را ارج مى‌نهند:

(قُلْ لا أَسْئَلُكمْ عَلَيهِ أَجْراً إِلّا الْمَوَدَّةَ فِى الْقُرْبى.

[273]بگو: بر اين [رساندن پيام‌]، هيچ مزدى از شما نمى‌خواهم، مگر دوستى درباره‌

خويشاوندان [نزديكم‌]).

زيارت امامان شيعه، پاسخ عملى به دعوت محبّت‌آفرين قرآن كريم بوده، پيوندى ناگسستنى با فرمان پروردگار دارد و بى ترديد، سرانجامى نيكودر پيشِ روى زائران اهل بيت (عليهم السلام) است:

(وَ الَّذينَ يصِلُونَ ما أَمَرَ اللهُ بِهِ أَنْ يوصَل ..... أُولئِك لَهُمْ عُقْبَى الدَّارِ.

[274]و آنان كه بدانچه خداوند فرموده است كه بپيوندند، مى‌پيوندند ...، آنان راست سرانجام [نيك‌] آن سراى).

در ميان زيارات امامان شيعه، بر زيارت امام حسين و امام رضا (عليهماالسلام)، تأكيد بيشترى شده است؛ امّا اين بدان معنا نيست كه زيارت ديگر ائمّه، از ثواب كمترى برخوردار باشد در روايتى از امام صادق (ع) مى‌خوانيم:

مَن زارَ واحِداً مِنّا كانَ كمَن زار الحُسينَ (ع).[275]

[272]. الأمالى، صدوق، ص، ح.

[273]. سوره شورا، آيه 23.

[274]. سوره رعد، آيه 21- 22.

[275]. ثواب الأعمال، ص 98.


صفحه 164

هر كه يكى از ما (امامان (عليهم السلام)) را زيارت كند، چنان است كه حسين (ع) را زيارت كرده است.

رهاورد زيارت‌

زيارت پيشوايان معصوم، ديدار با اموات نيست، بلكه ديدار با پاكانى است كه در نزد خدا، زنده‌اند و با اراده الهى، بر احوال اين جهان، آگاه‌اند و برآن، اثر گذارند. زائر، در پيشگاه امام، به تكيه‌گاه مطمئنّى اعتماد مى‌كند و خود را به نيرويى برتر از نيروهاى طبيعت، پيوند مى‌زند. مهم‌ترين فوايد زيارت را مى‌توان چنين برشمرد:

1. احساس امنيت. نخستين فايده زيارت، رهايى از تنهايى و احساس امنيت در پرتو نيروى ملكوتى پيشوايان دين است. زائر به هنگام احساس تنهايى به بارگاه معنوى اهل بيت (عليهم السلام) پناه مى‌برد و خود را به كشتى نجات خاندان پيامبر، مى‌سپارد.

2. عبادت حقيقى. دومين رهاورد زيارت، استمرار و تقويت روح بندگى خداوند است؛ زيرا زائر به اوج معنوى عبادت معصوم و كوشش وصف ناشدنى آن بندگان حقيقى خدا مى‌انديشد و از بندگى خود، شرمسار مى‌شود و براى رسيدن به لذّت عبادت، بر تلاشِ عبادى خويش مى‌افزايد.

3. شجاعت و فداكارى. همه امامان بزرگوار ما، در برابر ظلم و ستم ايستادند و با فداكارى خود، دين خدا را زنده كردند و شجاعانه، فاسدان زمان خويش را رسوا نمودند. زائر، شجاعت اهل بيت (عليهم السلام) را نظاره مى‌كند و از ستمِ ستمكاران، انزجار مى‌جويد و روح حماسه و دلاورى را مى‌ستايد.

4. گسترش روحيه همكارى. يكى از ره‌آوردهاى زيارت كه كمتر بدان پرداخته مى‌شود، گسترش روحيه همكارى در ميان زائران است. بيشتر سفرهاى زيارتى، به شكل خانوادگى و يا گروهى صورت مى‌گيرد. در سفرهاى زيارتى، زائران كمك به يكديگر را مقدّس مى‌شمارند و بدين‌سان، روابط زيباى انسانى را به نمايش مى‌گذارند.

آداب زيارت‌

در متون حديثى براى زيارت، آداب ويژه‌اى را تعيين كرده‌اند. مهم‌ترين ادب زيارت، معرفت و شناخت امامى است كه زائر به ديدار او مى‌رود؛ زيرا ديدار كننده،


صفحه 165

به تناسب مقام ديدار شونده، در سخن و رفتار خود، دقّت مى‌كند. در نگاه دينى، پيامبر و امام معصوم، حجّت خدا بر خلق‌اند و اگر زائر به چنين شناختى دست يازد، از شفاعت پيامبر خدا (ص) در قيامت، بهره‌مند خواهد شد. امام رضا (ع) مى‌فرمايد:

أَلَا فَمَنْ زَارَنِى وَ هُوَ يعْرِفُ مَا أَوْجَبَ اللهُ- تَبَارَك وَ تَعَالَى- مِنْ حَقِّى وَ طَاعَتِى فَأَنَا وَ آبَائِى شُفَعَاؤُهُ يوْمَ الْقِيامَة.[276]

هان! هر كه مرا زيارت كند و آنچه را كه خداوند- تبارك و تعالى- از حق و طاعت من، واجب كرده است، بشناسد، من و پدرانم در روز قيامت، شفيعان اوييم.

نيت خالصانه، دومين ادب زيارت است. زائر، تنها و تنها براى ديدار با امام معصوم به زيارت مى‌رود و اگر چنين احساسى در زائر پديد آيد، از بركات زيارت، سود خواهد جست. پيامبر اعظم (ص) فرموده است:

مَنْ أَتَانِى زَائِراً فِى الْمَدِينَةِ مُحْتَسِباً كنْتُ لَهُ شَفِيعاً يوْمَ الْقِيامَة.[277]

هر كه در مدينه، به اميد [ثواب و پاداش‌] به زيارت من آيد، در قيامت، شفيع او خواهم بود.

استغفار و توبه، تكرار ذكر «الله أكبر» و «الحمد لله»، آرامش و وقار، غسل زيارت و پوشيدن لباس نو و پاكيزه، از ديگر آداب زيارت است كه در ميان احاديث پيشوايان دين، بر آن‌ها تأكيد شده است.

زيارت‌نامه‌

ديدار با امامان و سخن گفتن با ايشان، به هر زبان و بيانى ممكن است؛ امّا پيشوايان دين، آموزه‌هاى بلند معرفتى و اخلاقى را به شكل زيارت‌نامه، براى مسلمانان به يادگار نهاده‌اند. زيارت‌نامه‌هاى معتبرى، مانند «زيارت امين الله»، «جامعه كبيره» و «زيارت عاشورا»، سرشار از معارف ژرفى است كه زائر، با درنگى در آن‌

[276]. الأمالى، صدوق، ص 68.

[277]. كامل الزيارات، ص 14.


صفحه 166

، شيوه سخن گفتن با خداوند و امامان را مى‌آموزد و بهترين درخواست‌ها را به بركت امامان، از خدا طلب مى‌كند. براى نمونه، در «زيارت امين الله» مى‌خوانيم:

اللَّهُمَّ فَاجْعَلْ نَفْسِى مُطْمَئِنَّةً بِقَدَرِك رَاضِيةً بِقَضَائِك مُولَعَةً بِذِكرِك وَ دُعَائِك مُحِبَّةً لِصَفْوَةِ أَوْلِيائِك مَحْبُوبَةً فِى أَرْضِك وَ سَمَائِك.[278]

بارخدايا! جان مرا به تقديرات خود، مطمئن به قضايت، خشنود، به ياد و خواندنت، مشتاق و نسبت به دوستان برگزيده‌ات، علاقه‌مند قرار ده و مرا در زمين و آسمانت، محبوب ديگران نما.

[278]. همان، ص 40.


صفحه 167

جوان‌

احمد غلامعلى‌

جوانى آرزوى كودكان و گاه افسوس بزرگسالان است. كودكان براى رسيدن به جوانى روزشمارى مى‌كنند و كهن سالان آن را به نيكى ياد مى‌كنند. در اهميت جوانى همين بس كه رويدادهاى بزرگ تاريخ با همكارى جوانان به فرجام نشسته است. پيامبر خدا (ص) راز موفقيت خويش را هميارى جوانان مى‌دانست و فرمود:

إنّ الله بعثنى بشيراً و نذيراً فحالَفَنى الشّبان وخالفنى الشيوخُ.[279]

خداوند مرا بشارت دهنده و بيم دهنده برانگيخت پس جوانان هم پيمان من شدند و پيران مخالفان من.

احاديث اهل بيت (عليهم السلام) جوانى را فرصت ارزشمند بهره بردارى از خوبى‌ها مى‌شمرند و جوانِ شايسته را كسى مى‌دانند كه از اين فرصت براى رسيدن به «والايى‌ها» بهره مى‌برد. در متون حديثى، ويژگى‌هاى جوان بيان شده است كه با توجه به آنها مى‌توان راه رسيدن به چكاد والايى‌ها را ترسيم كرد. مسير نشاط و شادابى حقيقى و دورى از اضطراب و گناه. و اينك ويژگى‌ها:

شادابى و نشاط

در زبان عربى دو واژه «شابّ» و «فتى» به معناى جوان است. در هر دو واژه شادابى و حرارت هفته است به گونه‌اى كه واژه‌شناسِ كهن عرب، ابن فارس، در تعريف «فتى» مى‌نويسد:

[279]. شباب قريش، ص 1.


صفحه 168

بر شادابى و تازگى و جديد بودن دلالت مى‌كند.[280]

شكوفايى و حرارت را هم در تبيين واژه «شاب» و «شباب» آورده‌اند.[281]بنابراين واژگان عرب زبانان براى جوان تازگى، حرارت و شكوفايى را به عنوان مهم‌ترين شاخصه‌هاى جوانى مى‌نماياند كه اگر ادامه يابند جوانى نيز تداوم مى‌يابد.

برخى از اين راه‌ها، معنوى‌اند و برخى ديگر مادى. راه‌كارهاى معنوى سبب پايدارى شادمانى خواهند شد و سرور واقعى را در دلِ مؤمن ايجاد مى‌كنند. امام صادق (ع) در حديثى فرمود:

السُرورُ في ثَلاثِ خِلالٍ في الوَفاءِ وَرِعايَةِ الحُقُوقِ والنُهُوضِ فى النَوائِب.[282]

شادمانى در سه خصلت است: در وفادارى، حقّ نگهدارى و هميارى در گرفتارى.

وفادارى، حقّ نگهدارى و مددرسانى در گرفتارى‌ها سبب ماندگار شدن شادى مى‌شود. انسان با ايمان با مددرسانى خود، به جامعه فايده مى‌رساند و خود را مفيد مى‌داند و همين حسّ او را خشنود مى‌كند. در روايات بر ايجاد فضاى نشاط و شادابى دينى تأكيد شده و انسان مؤمن به فضاسازى براى شادى ماندگار ترغيب كرده‌اند. افزون بر راه‌كارهاى معنوى، برخى راه‌كارهاى مادى هم براى شادى سفارش شده است از آن جمله در حديثى از پيامبر (ص) مى‌خوانيم:

ثَلاثَةٌ يَفْرَحُ بِهِنَّ الجِسْمُ وَيَربُو: الطّيبُ والباسُ اللَّيِّنِ وَشُربُ العَسَلِ.[283]

سه چيز است كه بدن با آن، شاداب و سرزنده مى‌شود: بوى خوش، لباس نرم و خوردن عسل.

امير مؤمنان على (ع) در روايتى فرمود:

الطّيبُ نُشْرَةٌ والعَسَلُ نُشْرَةٌ والرّكُوبُ نُشْرَةٌ والنَظَرُ إِلَى الخضرةِ نُشْرَةٌ.

[280]. ترتيب معجم مقاييس اللغة، ص 771.

[281]. همان، ص 476.

[282]. تحف العقول، ص 323.

[283]. حكمت‌نامه جوان، ص 122، ح 172 به نقل از طب النبي‌ء، ص 6.


صفحه 169

بوى خوش، نشاطآور است، عسل نشاطآور است. سواركارى نشاط آور است. نگاه كردن به سبزه نشاط آور است.[284]

اين روايات بيانگر رويكرد اسلام به نشاط و شادابى است و راه كارهاى عملى اسلام در اين باره همگى دست يافتنى است.

در اين احاديث، تحرك بدنى، خوراك و فضا سه عنصر مؤثر در شادابى‌اند. امّا فراتر از راه‌كارهاى عملى، باورهاى صحيح و كِردارهاى نيك سبب پايدارى شادابى مى‌شوند به گونه‌اى كه انسان مؤمن همواره با نشاط است.

اميرمؤمنان (ع) در وصف مؤمن فرمود:

تَراه بَعيداً كَسَلُهُ دائماً نَشاطُهُ.[285]

مؤمن را چنان بينى كه كسالت از وى دور و نشاط او هميشگى است.

آمادگى ذهنى‌

آمادگى ذهنى، از ديگر ويژگى‌هاى جوان است. جوان هر چه مى‌خواند، مى‌بيند و يا مى‌شنود، در ذهن خود نگاه مى‌دارد. اميرمؤمنان على (ع) در نامه‌اى به فرزندش چنين نوشت:

انّما قَلبُ الحَدَثِ كالأرضِ الخاليةِ ما الْقِىَ فيها مِنْ شى‌ءٍ قَبلَتْهُ.[286]

همانا دل جوان مانند زمين خالى است كه آن چه را در آن افكنده شود، مى‌پذيرد.

با اين توانايى شگفت‌انگيز لازم است جوان ورودى‌هاى ذهن خويش، را مديريت كند تا هر چيزى در ذهن او لانه نكند، برپايه متون دينى، تمايل جوانان به كارهاى خير بيش از كارهاى ناپسند است. توجه به اين واقعيت براى جوانان بسيار اميد بخش خواهد بود و تنها كافى است نسبت به ديدنى‌ها و شنيدنى‌ها و خواندنى‌ها حساسيت داشته باشند.

[284]. همان، ح 174 به نقل از عيون اخبار الرضا، ج 2 ص 40 ح 126.

[285]. الكافى، ج 2 ص 230.

[286]. نهج البلاغة، نامه 31.